کوکوی Stories

Refine by tag:
کوکوی
WpAddkookv
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddvkook
WpAddاسمات
WpAddtaekook
WpAddفیکشن
WpAddامگاورس
WpAddjungkook
WpAddیونمین
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddفیک
WpAddنامجین
WpAddعاشقانه
WpAddتی
WpAddبی
کوکوی
WpAddkookv
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddvkook
WpAddاسمات
WpAddtaekook
WpAddفیکشن
WpAddامگاورس
WpAddjungkook
WpAddیونمین
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddفیک
WpAddنامجین
WpAddعاشقانه
WpAddتی
WpAddبی

150 Stories

  • 𝗔𝗹𝗶𝘃𝗲 𝗞𝗶𝗿𝗯𝘆ᵃᵘ by KookAtTaelaxy
    KookAtTaelaxy
    • WpView
      Reads 142,160
    • WpPart
      Parts 11
    𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘝 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘓𝘪𝘵𝘵𝘭𝘦𝘴𝘱𝘢𝘤𝘦, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘍𝘭𝘶𝘧𝘧, 𝘚𝘮𝘶𝘵 تهیونگ یه بیبی بوی کیوت و لوسه که به شدت وابسته‌ی همسرش جونگ‌کوکه و به‌خاطر یک سری اتفاق که در گذشته رخ داده، از طریق استیکر‌های کیربی باهاش ارتباط برقرار می‌کنه. [𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 ]
  • llیاغی کلاس |Class Outlawll by llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Reads 127,957
    • WpPart
      Parts 32
    قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود، و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود! و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود. • • 👀تیکه ای از فیک: _ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ، ربطی نداره به کسی .. + پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ، ربطی نداره به کسی .. • • GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy Couple: Kookv Writer : Aloura
  • Vkook-Kookv Fakechats by grisvjk
    grisvjk
    • WpView
      Reads 2,418
    • WpPart
      Parts 9
    فیک‌چت‌های تک‌پارتی/دو پارتی ویکوک و کوکوی، فالو کن گممون نکنی ثلب داداش🎀
  • My little cherry ( Kookv ) by Vilo_00_
    Vilo_00_
    • WpView
      Reads 33,383
    • WpPart
      Parts 30
    گیلاس کوچولوی من 🍒✨ " در حال اپ " در گوشه‌ای دنج از یک کافه‌، جایی میان عطر قهوه و گرمای پاییزی، دو نگاه درهم گره می‌خورند - یکی آلفا، یکی اُمگا. هیچ‌کدوم دنبال عشق نبودند، اما عشق همیشه راه خودش رو پیدا می‌کنه، حتی اگر از لابه‌لای سفارش یه کاپوچینو باشه. این داستانیه درباره لمس‌های آهسته، قلب‌هایی که آروم باز می‌شن، و خنده‌هایی که بوی شکلات می‌دن. اگر دنبال لحظاتی پر از مهربونی، حس امنیت و درخشش عشق توی تاریکی دلت هستی، این قصه برای توئه. پایانش؟ اون‌قدری قشنگه که دلت بخواد تا مدت‌ها اکلیل بریزی رو همه چی ✨💛 ژانر : سافت ، امپرگ ، اسمات ، امگاورس ، هپی کاپل : کوکوی - نامجین و ...
  • fake love ❗عشق دروغین by khakestar
    khakestar
    • WpView
      Reads 5,943
    • WpPart
      Parts 13
    ✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶
  • 𝑭𝒐𝒓 𝒀𝒐𝒖 ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵃᵘ by AlHphBA
    AlHphBA
    • WpView
      Reads 102,421
    • WpPart
      Parts 19
    [Completed] خلاصه: تهیونگ، دانشجوی فعال و سرزنده‌ی ترم آخر رشته‌ی نقاشی، مدتی بود که از پسر ساکت و آروم ترم پایینی رشته‌ی موسیقی خوشش اومده بود. چیزی تا پایان سال‌های دانشجوییش باقی نمونده بود، باید شانسش رو امتحان و بهش اعتراف می‌کرد؛ خوش‌شانس بود یا بدشانس؟ آیا این احساس، همون عشقی بود که همیشه به انتظارش نشسته بود؟ هیچ‌کس از آینده با خبر نیست، تهیونگ هم از این قاعده مستثنی نبود. این شروع اتفاق‌های خوب بود یا نوید دهنده‌ی روزهای سخت و تاریک؟ •کوکوی ایو •رمنس، انگست، اسمات Wr: Hb
  • 99 Problems by WholeLottaKv
    WholeLottaKv
    • WpView
      Reads 83,162
    • WpPart
      Parts 14
    جئون جونگ‌کوک نور چشمی خاندان جئون، پسری که تمامی دخترهای فامیل دنبالشن و به جز دوست صمیمیش کسی از فاک بوی بودن اون پسرِ به ظاهر نِرد اطلاعی نداره! اما چه اتفاقی قرار بود بی‌افته اگه تنها امگای نر خاندان که کسی جز یه پسر دلربا و لجباز نیست از رازش خبردار بشه؟ جانگ ۹۹ تا مشکل داشت و مثل اینکه قرار بود یکی دیگه هم بهش اضافه بشه. کاپل: کوکوی ژانر: امگاورس، کمدی، اسمات، ایو
  • Go Master / KookV  by mahta_a_kh
    mahta_a_kh
    • WpView
      Reads 14,193
    • WpPart
      Parts 10
    ژانر مافیایی با داستانی جذاب که نفس توی سینه حبس میکنه خلاصه جونگکوک طی یک اشتباه با کوچکترین پسر رئیس مافیا که به اختلال مازوخیست مبتلاست، میخوابه و باعث میشه تا تهیونگ در حین رابطه جنسی آسیب ببینه سرنوشت جونگکوک به دستای پدر خشنی میفته که جز تهیونگ،هیچ نقطه ضعفی نداره
  • Nothing's Gonna Hurt You Baby|KV| by 13butterfly7
    13butterfly7
    • WpView
      Reads 297
    • WpPart
      Parts 2
    .
  • || زندان عشق  | Prison of love || by llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Reads 64,175
    • WpPart
      Parts 19
    داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura
  • just friends(kookv) by Ultraviolenceeay
    Ultraviolenceeay
    • WpView
      Reads 733
    • WpPart
      Parts 4
    'منو ببخش' 'داری مثل دیوونه ها رفتار میکنی.. متوجهش هستی؟' 'منو ببخش ولی من خیلی دوست دارم رابطه‌مون به چیزی فراتر از یه دوستی ساده تبدیل بشه' couple:kookv Genre:romance_fluff_smut
  • خاطرات بید (ویکوک) by HosnM7
    HosnM7
    • WpView
      Reads 1,423
    • WpPart
      Parts 6
    "این پایان دردناک در کنار من شروع شد... زیر برگ های من... در آغوش من... و در اقیانوس سایه های من..." -خاطرات بید ژانر: 🌿رمانتیک-درام-ملودرام🌿 کاپل: 🍡تهکوک/کوکوی🍡 وضعیت: 🦋درحال پخش🦋
  • See by im_wabi
    13
    See
    im_wabi
    • WpView
      Reads 129
    • WpPart
      Parts 1
    روشنایی زیاد هم جالب نیست ، آدم همه چیز رو می بینه و همه هم اون رو میبینند .... توی تاریکی حداقل آدم میتونه خیال کنه . ژانر : کوکوی ، انگست ، رمنس مرسی که نگاه تو به قلمم هدیه میدی ؛ از طرف وابی ﹆⋆
  • Apple Blossom| شکوفه سیب by Reymeraa
    Reymeraa
    • WpView
      Reads 270
    • WpPart
      Parts 10
    بخوام صادق باشم از اعماق وجودم دوست دارم برگردم زمانی که توی ایستگاه اتوبوس منتظر رسیدن اتوبوس بودم تا مثل همیشه به کلاس زبان فرانسه‌ام برم. شاید برای تو سوال بشه که چرا میخوام به اون زمان برگردم؟ چون دقیقا قبل از ساعت ۱۴:۱۳ دقیقه توی روز ۱۲‌ام اکتبر سال ۲۰۱۳ و دقیقا قبل از اینکه جلوی من زمین بخوری و شلوار جین ابی‌ای که خواهرت از آمریکا فرستاده بود پاره بشه و مثل بچه‌های ۱۲ ساله بخاطرش بغض کنی و با چشمای نیمه خیس وسایلت که ریخته بود زمین رو جمع کنی، من یه مرد ۲۴ ساله عادی بودم که قرار بود تا ۶ ماه اینده از این کشور لعنت شده برای همیشه بره و به هدفی که در نوجوانی میخواست، برسه تا بلاخره بتونه رویای مادرش رو برآورده کنه. اما تو، با اون چشم‌های براق و انگشت هایی‌ که از سرما یخ زده بودن و ژاکت بافت ساده‌ای که پوشیده بودی و عاجزانه وسایلت رو از روی زمین جمع میکردی، تمام ورق‌های نوشته شده از کتاب زندگیم رو پاره کردی، و همه چیز رو دوباره متولد کردی و ساختی شکوفه سیب. کاپل: ویکوک ژانر: درام، انگست، هاناهاکی، روزمره، رومنس.