تمام پسرای کلاسِ a..،از یوجونگ خوششون میومد.اون دختر زیبایی بود.کیونگسو و جونگین هم،رقیب همدیگه بودن و هر کدوم برای به دست آوردن قلب اون دختر،بهترین تلاششونُ میکردن..
اونا از هم نفرت داشتن..ولی مرز باریکی بین عشق و نفرت وجود داره..درسته...؟
writer:sun_gee
translator:lil_sua
Finished
ژانر:اسمات،انمیز تو لاورز،داستان کوتاه
وینتر ی پرنسس بود ک اولین شبی ک پاشو به دنیا گذاش شد آخرین شبی که به عنوان ی پرنسس دیده میشه ..
اما وینتر میتونه جایگاهشو پس بگیره ؟
جنگ با موانعی که ی دختر ک فقط جسمش ۲۱ سالشع و خودش تازه به دنیا اومده میتونه هیجان انگیز و فان و در عین حال غم انگیز و سخت باشه ....
کاپل : وینتر × هیونجین
یونگی از نوجوونی برای خانواده کیم کار میکنه و خدمتکار شخصیه پسر ارشد کیم هستش.❗
اون از کار و زندگیش راضیه ولی فقط تا زمانی که ارباب جوانش یعنی پسر کیم اون رو مجبور به پوشیدن لباس خدمتکار میکنه.⁉️
_همین الان لباسات رو عوض کن.
+ببخشید..ولی جلوی شما لباسم رو عوض کنم؟
_مگه جز اربابت کسه دیگه ای هم اینجا هست؟
کاپل: نامگی♾
𝐈 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐰𝐡𝐚𝐭 𝐭𝐨 𝐬𝐚𝐲 𝐩𝐭.𝟒
نام و نام خانوادگی📝: مغز فندقی (Hazelnut Brainy)🌰
گل سر سبد🌼: کوکمین🐣🐰
با حضور ویژه📸: ویهوپ🐯🦄 + وِندی (ردولوت)🐿
توضیحات تکمیلی📌: داستان از اونجایی که شروع میشه که کوک با جیمین شی -مغز بزرگ دانشگاه- هم اتاقی میشه!!!
چگونگی شکل گیری📽: همه چیز از وقتی شروع شد که نویسنده بعد از ۴ بار ریواچ کردن سریال شرلوک هلمز با بازی بندیکت کامبربچ تصمیم به شرلوک کردن جیمین شی کرد!
(توجــــه⭕ : عملا هر چی تو این داستان میخونین چرت و پرته...حوصله نداشتم نرفتم سرچ کنم همچین رشته ای وجود داره یا نه؛ نویسنده گشادهههههه! )
زارتان زورتان😈💦؟ هنوز تصمیم نگرفتم🤠
❤ (◍•ᴗ•◍)با تشکر از همراهی شما(ʘᴗʘ✿)🧡
آقای گلفروش مهربون ~ [ vkook ] [ کامل شده]
ژانر : رومنس ، برشی از زندگی ، فلاف
برادرهای کیم با مشارکت هم یه گلفروشی باز میکنن و کارشون سکه میشه!
داستان از اونجایی شروع میشه که برادر کوچیکه یعنی تهیونگ، دلبسته اون پسر ناز و بانمک دست فرو ش میشه و یواشکی بهش دسته های مجانی گل و میده تا بفروشه....