We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.

یونگی Stories

Refine by tag:
یونگی
WpAddجیمین
WpAddتهیونگ
WpAddهوسوک
WpAddیونمین
WpAddشوگا
WpAddجونگکوک
WpAddyoongi
WpAddتهکوک
WpAddجین
WpAddنامجون
WpAddسپ
WpAddجیهوپ
WpAddjimin
WpAddویکوک
WpAddjungkook
WpAddsuga
WpAddنامجین
WpAddbts
WpAddyoonmin
یونگی
WpAddجیمین
WpAddتهیونگ
WpAddهوسوک
WpAddیونمین
WpAddشوگا
WpAddجونگکوک
WpAddyoongi
WpAddتهکوک
WpAddجین
WpAddنامجون
WpAddسپ
WpAddجیهوپ
WpAddjimin
WpAddویکوک
WpAddjungkook
WpAddsuga
WpAddنامجین
WpAddbts
WpAddyoonmin

95 Stories

  • 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 by faeze615
    faeze615
    • WpView
      Reads 673
    • WpPart
      Parts 9
    اسم فیکشن: معجزه 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 در میان روزهای سیاه زندگیم، چشم‌هاش مثل یک معجزه بود... وقتی دنیا برایم از رنگ افتاده بود، وقتی هر روز با قلبی خسته از خواب بیدار می‌شدم، فقط یک نگاهش کافی بود تا یادم بیاید هنوز چیزی برای دوست داشتن وجود دارد. من عاشق چشم‌هاش شدم؛ نه فقط برای زیبایی‌شان، بلکه برای آرامشی که به قلب زخمی‌ام هدیه می‌دادند... او آمد، درست در سخت‌ترین روزهای من؛نه اینکه تمام تاریکی‌ها را از بین ببرد،اما کاری کرد که دیگر از تاریکی نترسم. بعضی آدم‌ها عشق نیستند...خودِ معجزه‌اند... کاپل: تهکوک - یونمین
  • The gun by hira_raad
    hira_raad
    • WpView
      Reads 37
    • WpPart
      Parts 8
    -یونگی -جانم؟ و باز هم مکالمه های جذاب شبانه‌ی مجذوب کننده. -ما اخرش چی میشیم؟ -ما اخری نداریم...ما همیشه جریان داریم این حرف واقعا اعتماد بخش و موثر بود برای قلب تپنده‌اش. ------------------- اشخاص:مین یونگی/پارک جیمین/سایر در داستان ژانر:روانشناختی،درام،معمایی،جنایی سال خلق:۲۰۲۶ نویسنده:راد
  •  هـَاوروحـَەکـٓەم by Anya_JH
    Anya_JH
    • WpView
      Reads 1,518
    • WpPart
      Parts 14
    { بـەردەوامە } "کورتەیەک لەسەر چیرۆکەکە " کاتێک دەکەیتە تەمەنەکی پێگەیشتوو نیشانەیەک دەردەکەوێت لەسەر مەچەکت ئەو نیشانەیە ناوی ئەو کەسانەیە کە چارەنوسە تەواوی ژیانت لەگەل ئەوان بەرێ بکەی... پێکەوە دەبن بەخێزانێکی جوان، کاتێک بۆ یەکەمجار نت ئەو خێزانەیەی دۆزییەوە ئەوە هەستێکی زۆر جیاوازی پێ دا کە ئەو هەستە وایکرد کەسەکە راستەکە بدۆزێتەوە بۆ ئەوەی خۆشەویستی ژیانی لەگەل هاوبەش بکات
  • Elite | KOOKV by yor1vk
    yor1vk
    • WpView
      Reads 4,507
    • WpPart
      Parts 16
    کیم تهیونگ، امگایی که برای فرار از فقر، بورسیه‌ی دانشگاه معتبر هانیانگ رو به دست آورده بود. فقط یه مشکل وجود داشت؛ هر چقدر بیشتر تلاش می‌کرد خودشو از دنیای ثروتمندها دور نگه داره، بیشتر به قلبش کشیده میشد. و بعد جئون جونگکوک رو دید. آلفایی که بزرگترین مسابقات ماشین سواری سئول رو برگزار میکرد و ثروت خانوادگیش زبانزد بود. مردی که کاریزمای غیرقابل انکاری داشت اما به همون اندازه هم برای تهیونگ غیرقابل تحمل بود. شاید خیلی زود مرز بین نفرت و سوتفاهم، قرار بود محو بشه و جاش رو به چیز پیچیده تری بده. بین کلاس‌ های دانشگاه، گاراژهای روغنی و مسابقات غیرقانونی شبانه، تهیونگ ناخواسته وارد دنیای خطرناک‌ ترین پسر دانشگاه شد. Name : Elite Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : Omegaverse, Romance, +18
  • 𝑴𝒊𝒓 𝒍𝒆𝒔𝒂 𝑺2 ⱽᵉʳˢ by Siila_95
    Siila_95
    • WpView
      Reads 6,008
    • WpPart
      Parts 22
    𝐌𝐢𝐫 𝐥𝐞𝐬𝐚 | آرامش جنگل 🌱☕️ جونگکوک خنده هاش رو رفته رفته تموم کرد و دستی زیر چشم های اشکیش کشید چشم هاش از اشک برق می‌زد و طرح لبخند روی لب هاش جیمین رو شیفته تر از قبل میکرد + نمیگی قلب هیونگ از این همه خوشگلیت وایمیسه؟ _ نمیگی قلب من از این همه شیرین زبونیت وایمیسه هیونگ؟ جونگکوک با گفتن زمزمه ارومش سمت جیمین خم شد و تار مویی که روی صورتش سایه انداخته بود رو به عقب هدایت کرد ᴡʀɪᴛᴇʀ : ᴀʏᴅᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢꜱᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴅʀᴀᴍ, ꜰᴀɴᴛᴀꜱʏ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴊɪᴋᴏᴏᴋ ; ᴋᴏᴏᴋᴍɪɴ | ᴛᴀᴇɢɪ تایم آپ: نامشخص...
  • ئیشقی ئاڵوودەبوو by chaqal67
    chaqal67
    • WpView
      Reads 623
    • WpPart
      Parts 43
    ناونیشان: ئەشقی ئاڵوودەبوو (Addicted Love) جۆر: دارک ڕۆمانس / مافیا ​ئەو پاشای ژێرزەمینی مافیای سیئۆل بوو، پیاوێک کە بۆ پێنج ساڵ شارەکەی وەک شێت وێران کرد... ئەویش کچە تاقانەکەی پاشای کۆنی مافیا بوو کە لە ژێر پەردەی بێتاوانیدا دەژیا. ​یارییەکی پیسی چارەنووس وایکرد کە تۆڵە و عەشق لە ناو یەک ماڵدا کۆببنەوە. چیرۆکی کچێک کە هەموو ڕابردووی لەپێناو ڕفێنەرەکەیدا کردە قوربانی، و پیاوێک کە ئامادە بوو سێ فیشەک بە جەستەیەوە بێت بەڵام سێبەری مەرگ لە شاژنەکەی دووربخاتەوە. ​دۆزەخێک لە حەز، خەیانەت، قوربانیدان و عەشقێکی خوێناوی.
  • Piano |MYG by Snowie_71
    Snowie_71
    • WpView
      Reads 2,633
    • WpPart
      Parts 29
    "ئـایا بیـنیـوتە؟" "ڪـێ؟" "ئـەو ڪوڕەی ڪە پیـانۆڪە ئەژەنێـت" "...هیـچ ڪەسێـک پیـانۆکـە ناژەنێـت" ⚠وەرگێـڕدراو⚠ @riseofsuga
  • 𝖢𝕽𝖨𝖬𝖤 by KIM_KIAKY
    KIM_KIAKY
    • WpView
      Reads 1,736
    • WpPart
      Parts 8
    "جنایت" سونگ مینگی پسر رئیس وزارت اطلاعات نیویورک،متهم به هک کردن سیستم امنیتی پلیس شده.اما مهم ترین نکته اینه که کسی پشت تمام این کارها بود.چه کسی مینگی رو مجبور به انجام این جنایت کرده؟ ‌ ★𝖢𝗋𝗂𝗆𝗂𝗇𝖺𝗅-𝖬𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗒-𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍-𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾-𝖲𝗆𝗎𝗍 ☆𝖸𝗎𝗇𝗀𝗂-𝖶𝗈𝗈𝗌𝖺𝗇-𝖲𝖾𝗈𝗇𝗀𝗃𝗈𝗈𝗇𝗀 ‌ ☆یونهو،من نمیتونم تشخیص بدم توی چشم هات ستاره داری یا شیطنت؟ ★پس خوب فکر کن سونگ،شاید هم فرشته ام هم شیطان؟ ☆اوه،خب فرشته ها هم گاهی شیطنت می‌کنن عزیزم،تو فرشته ی منی!
  • gem by nina_7777777
    nina_7777777
    • WpView
      Reads 1,674
    • WpPart
      Parts 1
    ^^^《#ONESHOT》 ~ Criminal , Smut ~ COUP: sope ~Hoseok top ~ WRITER: #니나
  • 𝘋𝘦𝘢𝘳 𝘎𝘢𝘯𝘨𝘴𝘵𝘦𝘳 by roz63402016
    roz63402016
    • WpView
      Reads 385
    • WpPart
      Parts 2
    متوقف شده ❗️ کاپل اصلی : یونمین کاپل های فرعی : کوکوی ، نامجین ژانر : کمدی ، عاشقانه ، اکشن ، هیجانی ، گروه دوستی ( دارای اسمات ) موضوع : جیمین پسر پر هیجان که در بازارچه ای با سوءتفاهم به یک گانگستر برخورد کرده و حالا رابطه ی اتفاقیشون قراره پر از ماجرا ادامه پیدا کنه ....
  • 𝑴𝒚 𝑰𝒅𝒐𝒍 | 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌  by sheri326
    sheri326
    • WpView
      Reads 64,075
    • WpPart
      Parts 20
    ☆ ووت و کامنت هنگام خواندن فیک فراموش نشه☆ Name: My idol Main couple: Vkook Genres: Smut Angst Drama BDSM Romance Story by sheri Telegram channel: Everythingaboutbtss Up Time: Full +18 [پارت ها طولانی هستند] ❌این داستان دارای صحنه ی خشن می‌باشد پس اگر روحیه ی شکننده ای دارید لطفا این بوک رو شروع نکنید❌ "-مگه میشه فراموش کنم طعم خون رو ، اون هم وقتی که تو باعثش بودی؟ مگه میشه فراموش کرد قانون هایی رو که بدنم بهتر از ذهنم اونها رو بخاطر داره؟... من درد کشیدن رو فراموش نکردم تهیونگ...مخصوصا درد هایی رو که تو بهم هدیه دادی..."
  • heart killer [قاتل قلب] by myunamoon
    myunamoon
    • WpView
      Reads 1,090
    • WpPart
      Parts 4
    مـقـدمـه : عـشـق ؛ کـلـمـه قـشـنـگـیـه ولـی بــرداشـتـای مـخـتـلـفـی داره بــه نـظـر بــعـضـی هـا عـشـق فـقـط افـسـانـسـت بــعـضی مـیـگـن فـقـط تـوی فـیـلـم هـا و درامـا هـاسـت تـعـدادی بــه نـگـرانـی مـیـگـن عـشـق تـعـدادی دیـگـه بــه مـحـبــت و مـهـربــونـی یـا حـتـا غـیـرت حـسـودی و هـوس عـشـق مـیـگـن و بــعـضـی هـا هـم اصـلـا وقـتـی بــرای فـکـر کـردن بــهـش حـتـا نـدارن بــه نـظـر بــعـضـی هـا هـم عـشـق اصـلـا وجـود نـداره~~ ولـی مـن یـه دسـتـه دیـگـه بــهـش اضـافـه مـیـکـنـم.....عـشـق وجـود داره ولـی مـردم و خـدا بــی رهـم تـر از چـیـزیـن کـه از بــیـن نـبــرنـش پـرتـویـی از فـیـکـشـن : یونا : یه جوری میگین بهت نمیخوره بزرگ تر باشی فک کردم ۳۰ یا ۴۰ سالی دارین ، یه سال بیشتر ازم بزرگ تر نیستین گلوشو صاف کرد و دستشو جلوم دراز کرد یونا : به هر حال ، خوشبختم اقای بیست و یک ساله ژانر : درام ، طنز ، جنایی کاپل : یونا & جونگ کوک ( استریت ) وضعیت : در حال پخش روز های پخش : شنبه ها
  • darker by sayh_7
    sayh_7
    • WpView
      Reads 195
    • WpPart
      Parts 1
    تهیونگ و جونگکوک به طور اتفاقی به وسیله آدم‌های متفاوتی وارد گروهی به نام محافظان میشن؛اما عقده‌ای که تهیونگ از سال‌های پیش نسبت به جونگکوک داره مانع از کارکرد درستشون میشه و کم‌کم همه رو..... به تاریکی فرو می‌بره..... کاپل:ویکوک‌_ یونمین ژانر: درام، اجتماعی، اسمات، خشن نویسنده:sayh می‌باشم.
  • GALOCHER by Rubysun_z
    Rubysun_z
    • WpView
      Reads 75
    • WpPart
      Parts 2
    galocher کلمه (galocher) به معنی بوسه فرانسویه فقط مطلق به معشوقه حقیقیه انسانه. کاپل:کوکوی ژانر:درام،موزیکال،ماجراجویانه،سیرک،رومانس کاپل های فرعی:سکرت تعداد اپیزود:نامشخص کسی روزی در گوشم بیان جمله ای کرد که هر روز درون پرده های گوشم در جریان است: هرچیزی که بخواهی برای تو ممکن است فقط به ماهیچه تپنده درون قفسه سینه ات گوش بده و دست سرنوشت را بگیر گاهی باید بی توجه به مغزی که حیات وجودت بهش وابسته است بپری تا بتوانی بال های کوچکت رو باز کنی و سایه اش را بر سر کسانی بیاندازی که تو را بی ارزش خوانند خودت را باور داشته باش هیچکس دلش برای تو و احساسات نخواهد سوخت این تو هستی که گمان میکنی کسی آن بیرون نگران توست آن ها فقط از این حس که در وجودشان است تنفر دارند و منتظر تا به وسیله جسم تو آن را از بین ببرند همه بجز صاحب گلوچر وقتی لب هایش روی لب هایت میرقصد حرف های عاشقانه اش رو بشنو!
  • ONLY TODAY[TAEKOOK,VKOOK] by Tamiehur
    Tamiehur
    • WpView
      Reads 56,220
    • WpPart
      Parts 15
    [فقط امروز] تو همیشه بودی،حتی توی لحظاتی که حضورت رو احساس نمیکردم هم نگاهت روی من بود و به فکرم بودی اما...چرا من باید یک روز رو چندین بار زندگی میکردم تا بالاخره پیدات کنم؟ {اتمام یافته} کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:؟؟؟ ژانر:مینی فیک،فانتزی،رمنس،اسمات،اسلایس آو لایف،مدرسه ای،مدرن
  • ᗩ ᗷᗩᗪ ᗷOY💋🖤 by kimjuly00
    kimjuly00
    • WpView
      Reads 91
    • WpPart
      Parts 3
    هەم قۆزە هەم بێ ڕەوشت🙂
  • 😈⛓️ ˢᵒᵖᵉ by Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Reads 369
    • WpPart
      Parts 1
    scenario🤍 #sope
  • don't touch my little boy  by sara2007sk
    sara2007sk
    • WpView
      Reads 25,747
    • WpPart
      Parts 23
    دستمو با شتاب از دست قویش کشیدم بیرون. ؟:دست از سرم بردار.... چرا همه جا دنبالم میای. ؟؟: خودت چی فکر میکنی کیتن؟ به سمتم خم شد جوری که لباش به گوشم بخوره زمزمه کرد. ؟؟:شایدم واسه این باشه که زیادی شیرین بودی..😏 ازش فاصله گرفتم. خواستم فرار کنم که با سدی از مردان سیاه پوش مواجه شدم. با ترس قدمی به عقب برداشتم. ؟؟: میخوای کارو سخت تر کنی لیتل؟ لرزش دستو پام بیشتر شده بود. رو زمین نشستمو به سختی خودمو به عقب کشیدم. دستامو جلوم سپر کردم. با دادو گریه گفتم: ؟: یکی کمکم کنه... شاید این کار اشتباه بود..... شاید باید به آپا گوش میدادم.... شاید نتونم انتقام بگیرم.... معذرت میخوام اوما نتونستم انتقامتو بگیرم... متاسفم.. ؟؟:چیزی نیست لیتل بوی. ددی کنارته. تهگی🟰 تهیونگ 🔝
  • The End |tk| by vlikembutw
    vlikembutw
    • WpView
      Reads 75,944
    • WpPart
      Parts 25
    "تو نمیتونی با احساسات من بازی کنی جونگکوک، من ی اسباب بازی لنتی نیستم ک بازیتو کنی و بعد ولش کنی،فمیدی؟" " اوه فرشته، من هیچوقت نمیتونم ولت کنم" --------------- (ترجمه شده س) رتبه های این فف: # 1 IN VKOOK # 1 in taekook # 1 in fantasy - romance # 1 in bottomtae # 1 in taehyung
  • 𝐁𝐥𝗼𝗼𝐝 𝗺𝐢𝐬𝐭𝐫𝐞𝐬𝐬 by Aysan_basii
    Aysan_basii
    • WpView
      Reads 796
    • WpPart
      Parts 13
    داشتن خون حوا...!؟ آدم با ارزش...!؟ چه اهمیتی داشت!؟ چه اهمیتی داشت تا وقتی که به همون دلیل، تاریکی روز به روز من رو بیشتر در خودش میبلعید و پنجه های تیزش، قلب و روحم رو خراش میداد!؟ چه اهمیتی داشت...وقتی قرار بود آخرش چیزی جز مرگ نباشه!؟ یعنی...واقعا قرار بود به خاطرش بمیرم...!؟ من با ارزشم...یا این خون لعنتی...!؟چیزیی که همون اول از دیدن اون عمارت دریافت کردم خوب نبود...اما سوالی که پیش میاد اینه اگه من کنجکاوی نمی‌کردم و وارد اون آکادمی نمیشدم‌ چه اتفاقی میفتاد...؟ از کنار چه چیز ها مثل یک آدم کور رد میشدم...؟ و از چه خطر هایی درامان میموندم...؟.