یونگی Stories

Refine by tag:
یونگی
WpAddجیمین
WpAddتهیونگ
WpAddیونمین
WpAddجونگکوک
WpAddشوگا
WpAddهوسوک
WpAddجین
WpAddتهکوک
WpAddنامجون
WpAddyoongi
WpAddویکوک
WpAddجیهوپ
WpAddسپ
WpAddjimin
WpAddاسمات
WpAddنامجین
WpAddjungkook
WpAddyoonmin
WpAddbts
یونگی
WpAddجیمین
WpAddتهیونگ
WpAddیونمین
WpAddجونگکوک
WpAddشوگا
WpAddهوسوک
WpAddجین
WpAddتهکوک
WpAddنامجون
WpAddyoongi
WpAddویکوک
WpAddجیهوپ
WpAddسپ
WpAddjimin
WpAddاسمات
WpAddنامجین
WpAddjungkook
WpAddyoonmin
WpAddbts

99 Stories

  • ECHO | Sope by sunken71
    sunken71
    • WpView
      Reads 715
    • WpPart
      Parts 10
    echo: روزی میرسید که خودش را از دست میداد ، روزی میرسید که میمرد و جسم بیچاره‌اش میپوسید و برای همیشه با اطرافش یکی میشد ... تنها چیزی وجود داشت که درون او جاودانه بود ... افکارش ... قلمش را میگرفت و افکارش را با جادویی به نام کلمات بر روی بستری نرم به نام کاغذ میاورد ... قلمش نرم بود ، داستانش پر از زخم ... تا اینکه دیگر نرم ننوشت ... دیگر ادامه نداد و گذشته‌اش را با آینده‌ای متفاوت تلفیق کرد ... آینده‌ای که تنها خودش قادر به تماشای زیبایی‌اش بود! Couple:sope Genre:Psychological,Drama,Mystery,Tragedy,Existential
  •  هـَاوروحـَەکـٓەم by Anya_JH
    Anya_JH
    • WpView
      Reads 1,630
    • WpPart
      Parts 16
    { بـەردەوامە } "کورتەیەک لەسەر چیرۆکەکە " کاتێک دەکەیتە تەمەنەکی پێگەیشتوو نیشانەیەک دەردەکەوێت لەسەر مەچەکت ئەو نیشانەیە ناوی ئەو کەسانەیە کە چارەنوسە تەواوی ژیانت لەگەل ئەوان بەرێ بکەی... پێکەوە دەبن بەخێزانێکی جوان، کاتێک بۆ یەکەمجار نت ئەو خێزانەیەی دۆزییەوە ئەوە هەستێکی زۆر جیاوازی پێ دا کە ئەو هەستە وایکرد کەسەکە راستەکە بدۆزێتەوە بۆ ئەوەی خۆشەویستی ژیانی لەگەل هاوبەش بکات
  • 𝐏𝐨𝐦𝐞𝐠𝐫𝐚𝐧𝐚𝐭𝐞 𝐰𝐢𝐧𝐞| شراب انار by thshsam
    thshsam
    • WpView
      Reads 124
    • WpPart
      Parts 1
    𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐏𝐨𝐦𝐞𝐠𝐫𝐚𝐧𝐚𝐭𝐞 𝐖𝐢𝐧𝐞 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐒𝐭𝐚𝐥𝐤𝐞𝐫, 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐒𝐞𝐜𝐨𝐧𝐝𝐚𝐫𝐲 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐕𝐢𝐜𝐭𝐨𝐫𝐬𝐡𝐢 _ چهار سال پیش توی خواب دیدمت. توی یه اتاق سفید، با یه مجسمه‌ی بی‌سر. گریه می‌کردی. نه، اشک نداشتی، ولی گریه می‌کردی. می‌دونی فرقش چیه؟ _ چیه؟ _ اشک یعنی درد داری. ولی گریه بدون اشک یعنی چیزی رو از دست دادی که حتی نمی‌دونی چی بوده. جئون جونگ کوک، 20 ساله، الفای خون‌خالص، پسر رئیس‌جمهور. کیم تهیونگ، 31 ساله، انیگمای مرموز، کاندیدای ریاست‌جمهوری. چهار ساله که تهیونگ جونگ کوک رو تعقیب می‌کنه. هر شب جلوی دانشگاه، هر روز زنگ به خونه‌ش، هر هفته یه بهانه‌ی جدید. جونگ کوک ازش متنفرِه. از وسواسش، از کنترل‌گریش، از نگاه‌هایی که حس می‌کنه همه‌ی وجودش رو می‌خونه. اما یه چیز رو نمی‌تونه انکار کنه: وقتی تهیونگ کنارشه، همه چیز بهم می‌ریزه. و توی اون بهم ریختگی، جونگ کوک خودش رو پیدا می‌کنه. یه عشق ممنوع با 11 سال فاصله. یه کشش خطرناک بین الفای مغرور و انیگمای وسواسی. یه راز که توی خواب‌ها پنهون شده. --- -
  • خـــەونـی ســووتـــاو || تـــــایـــکــووک +18 🔜 by MilkyKook8
    MilkyKook8
    • WpView
      Reads 278
    • WpPart
      Parts 1
    ئەو شەوەی کە دەبوو ببێتە خەونێکی ئاسایی هەموو شتێک گۆڕا دەستدرێژی و توندوتیژی بوونە دڕندەیەک کە پاکی و متمانەی لە ناخیدا رفاند لەو ساتەوە تەنها ئازار و بێدەنگی هاوڕێی ڕۆحی بوون ناخی پڕە لە خەمۆکییەکی قووڵ و پەشیمانییەکی بێ کۆتایی نەک لەبەر ئەوەی هەڵەیەکی کردبێت بەڵکو لەبەر ئەوەی چیدی ناتوانێت ببێتەوە بەو کەسەی جارانی جەستەی بریندارە و مێشکی لە ژێر قورسایی ئەو یادەوەرییە قێزەونەدا دەناڵێنێت و لە جیهانێکدا دەژی کە هەموو ڕووناکییەکی تێدا کوژاوەتەوە بۆی..... ♡تـــــایــــکــــووکـــ♡ چـیڕۆکەکە هـەستی ئـازار و پـەشیمانی و خـەمێکی قوڵ لەخۆ دەگرێت ئەگەر نـاوەڕۆکەکە ئـەقڵی نەگرتی مـەیخوێنەوە لـەگەڵ ڕێــزم دەسپێک:2026/8/16 کۆتایی: .... #تایکووک 𝘛𝘩𝘦 𝘚𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘞𝘳𝘪𝘵𝘵𝘦𝘯 & 𝘗𝘳𝘦𝘱𝘢𝘳𝘦𝘥 𝘣𝘺~ 𝘔𝘪𝘭𝘬𝘺 𝘒𝘰𝘰𝘬 ❦لـە چـاکـکـردن دایـــە❦
  • salvator_سالواتور by sam-0ss
    sam-0ss
    • WpView
      Reads 16
    • WpPart
      Parts 1
    انتخاب لقب 'سالواتور' برای مردی که همیشه 'نجات دهنده' ی من تو زندگیم بوده،درست ترین کاری بود که تو دوره نوجوانیم انجام داده بودم...
  • 𝒂𝒔𝒉𝒑𝒂𝒄 (پـیـمـآن خـآکـسـتـر) by Minkarina1993
    Minkarina1993
    • WpView
      Reads 155
    • WpPart
      Parts 5
    درحال آپ✅ -𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝒂𝒔𝒉𝒑𝒂𝒄 - 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧, 𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤 (𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞) - 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐂𝐫𝐢𝐦𝐞, 𝐅𝐨𝐫𝐜𝐞𝐝 𝐌𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞, 𝐏𝐨𝐥𝐢𝐭𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐃𝐚𝐫𝐤 , 𝐅𝐮𝐥𝐥 𝐬𝐦𝐚𝐭 خلاصه: برای پایان دادن به جنگ بین دو خاندان قدرتمند، پارک جیمین به‌عنوان «ضمانت صلح» به عمارت خاندان مین فرستاده می‌شود؛ جایی که زیر نظر وارث سرد و مرموزشان، مین یونگی، زندگی می‌کند. در ظاهر، این قرارداد برای آتش‌بس است، اما خیلی زود جیمین می‌فهمد عمارت مین پر از راز، خیانت و تهدیدهای پنهان است. یونگی و جیمین در حالی که باید دشمن هم باشند، کم‌کم متوجه می‌شوند هر دو فقط مهره‌های یک بازی بزرگ‌ترند؛ بازی‌ای که توسط بزرگ‌ترهای خاندان‌ها طراحی شده. وقتی حقیقت آشکار می‌شود، آن‌ها درمی‌یابند این صلح از همان ابتدا یک تله بوده و قرار بوده هر دو قربانی این بازی باشند..
  • ♡Health♡ by F_a_b_i_o
    F_a_b_i_o
    • WpView
      Reads 48
    • WpPart
      Parts 4
    داستان مون اینجوریه که دو پسری ک رو هم کراش داره ولی دل و جرعت گفتن به اون یکی رو نداره... ولی چی میشه اگه جیمین بخاطر ادامه تحصیل بره خارج از کشور و برای همیشه از یونگی جدا بشه... اون کراشی که کم کم داشت به عشق بزرگی تبدیل می‌شد چی میشه؟ یونگی که بخاطر جیمین میخاست گرایش شو عوض کنه چی میشه؟ یا هم جیمینی که با وجود اینکه قلب شو به یونگی داده ولی داره میره چی میشه‌؟ پشت قضیه این سفر به عنوان شو گذاشتن (بخاطر ادامه تحصیل) چیه؟ جیمین چی رو داره مخفی میکنه؟ آیا قرار است دوباره بهم برگردن؟‌؟؟؟ . . . . . . کاپل اصلی: یونمین کاپل فرعی: ویکوک، نامجین ژانر: مدرسه‌ای، روز مره، عاشقانه، شاید ی کوچولو اسمات . .
  • 𝐒𝐦𝐢𝐬𝐞𝐥 by HopeKook_daughter
    HopeKook_daughter
    • WpView
      Reads 4,236
    • WpPart
      Parts 10
    یونگی هوسوکش رو از دست داد.. و وقتی دوباره به دستش آورد... پنج سال برای برگردوندن لبخندش تلاش کرد. پنج سال عذاب کشید. و قسم خورد نذاره هیچ یونگیِ دیگه‌ای خورشیدش رو از دست بده. ---part of story--- من وقتی نابود شدم که هوسوکمو بردن، جونگکوک درکم نمیکنی, نمیفهمی چی میکشم, دارم میمیرم... هر نفسی که بدون هوسوک میکشم انگار خاکستر فرو میدم تو ریه‌ام ،وجودم میسوزه همه جام درد میکنه از دوریش قلبمو حس نمیکنم، تنها چیزی که حس میکنم دلتنگیشه دارم توش میسوزم. به این فکر میکنم که چه بلایی داره سرش میاد میخوام خودمو بکشم، به چیزای احتمالی فکر میکنم دوست دارم خودمو تکه تکه کنم که چرا گذاشتم ببرنش کوک این یه حرف نیس واقعا دارم میسوزم، حسش میکنم واقعا اعماق وجودم داره تو جهنم سرخ میشه فقط میخوام بمیرم، ولی قبل از اون باید زندگیمو پیدا کنم باید مطمئن بشم که حالش خوبه، بعدش میتونم بمیرم ولی اول باید پیداش کنم! ---information--- couple: sope status: complete Author: Rashel genre : classic, time travel, supernatural, angst ---ranking--- یونسوک: 8🏅
  • don't touch my little boy  by sara2007sk
    sara2007sk
    • WpView
      Reads 25,903
    • WpPart
      Parts 23
    دستمو با شتاب از دست قویش کشیدم بیرون. ؟:دست از سرم بردار.... چرا همه جا دنبالم میای. ؟؟: خودت چی فکر میکنی کیتن؟ به سمتم خم شد جوری که لباش به گوشم بخوره زمزمه کرد. ؟؟:شایدم واسه این باشه که زیادی شیرین بودی..😏 ازش فاصله گرفتم. خواستم فرار کنم که با سدی از مردان سیاه پوش مواجه شدم. با ترس قدمی به عقب برداشتم. ؟؟: میخوای کارو سخت تر کنی لیتل؟ لرزش دستو پام بیشتر شده بود. رو زمین نشستمو به سختی خودمو به عقب کشیدم. دستامو جلوم سپر کردم. با دادو گریه گفتم: ؟: یکی کمکم کنه... شاید این کار اشتباه بود..... شاید باید به آپا گوش میدادم.... شاید نتونم انتقام بگیرم.... معذرت میخوام اوما نتونستم انتقامتو بگیرم... متاسفم.. ؟؟:چیزی نیست لیتل بوی. ددی کنارته. تهگی🟰 تهیونگ 🔝
  • Hi,we got married by Gol_queen
    Gol_queen
    • WpView
      Reads 15,121
    • WpPart
      Parts 34
    یونگی و هوسوک برای فرار از تاریکی که سالها توش حبس شده ان بهم چنگ می اندازن...اما وقتی عواقب بیرون اومدن از اون تاریکی خودشونو نشون میدن میفهمن شاید برای هم اون چتر نجاتی که فکر می کردن نبودن... و جیمین پسری که داره با خودش می جنگه تا از عشقی که بهش زخم میزنه دست نکشه.. -از اینکه باهام ازدواج کردی پشیمونی؟؟ +آره. ****** -....من لکه سیاه زندگیت نیستم که سعی میکنی قایمش کنی. +جیمین مزخرف نگو من تو رو قایم نمی کنم. -اما جرات اینکه دستمو بگیری رو هم نداری. نام فیک:سلام ما ازدواج کردیم. کاپل:سپ و ویمین ژانر:رمنس روزهای آپ:نامعلوم
  • gem by nina_7777777
    11
    gem
    nina_7777777
    • WpView
      Reads 1,682
    • WpPart
      Parts 1
    ^^^《#ONESHOT》 ~ Criminal , Smut ~ COUP: sope ~Hoseok top ~ WRITER: #니나
  • My Neighbour by nina_7777777
    nina_7777777
    • WpView
      Reads 1,530
    • WpPart
      Parts 1
    ^^^《#ONESHOT》 ~NAME: my neighbour ~ deram , slice of life ~ COUP: sope ~ WRITER: #니나
  • My oxygen  by im_little_kitty
    im_little_kitty
    • WpView
      Reads 885
    • WpPart
      Parts 8
    "وقتی دلیلی برای عشق وجود داشته باشه، زمانی که دلیلمون از بین بره، عشق هم عوض میشه. هیونگ... من بدون دلیل دوست دارم..." شخصیت های اصلی: taehyung jungkook jimin youngi (اسمات🔞)
  • darker by sayh_7
    sayh_7
    • WpView
      Reads 200
    • WpPart
      Parts 1
    تهیونگ و جونگکوک به طور اتفاقی به وسیله آدم‌های متفاوتی وارد گروهی به نام محافظان میشن؛اما عقده‌ای که تهیونگ از سال‌های پیش نسبت به جونگکوک داره مانع از کارکرد درستشون میشه و کم‌کم همه رو..... به تاریکی فرو می‌بره..... کاپل:ویکوک‌_ یونمین ژانر: درام، اجتماعی، اسمات، خشن نویسنده:sayh می‌باشم.
  • Отсутствие by Taejin_world
    Taejin_world
    • WpView
      Reads 514
    • WpPart
      Parts 1
    پوچی ... مثل سرگردانی در دنیایی بدون رنگ . name: Отсутствие (پوچی) Couple: taejin Genre : Angst , Romance , Mpreg Writer : Shiro
  • "Dance by the lake"𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷 by Ayka_jeon
    Ayka_jeon
    • WpView
      Reads 472
    • WpPart
      Parts 1
    "رقص کنار دریاچه" بعد نيم نگاهی به تابلو به خودش جرئت داد و لب پنجره رفت درياچه ای كه تمام اولين و اخرين‌های اونو و موطلاييش رو ديده بود، اولين اعترافشون، اولين رقصشون، اولين يكی شدنشون . . . Oneshot couple: kookv & yoonmin genre: drama & history & happy ending writer: Ayka
  • lovely omga _vkook by kim_saniiiii
    kim_saniiiii
    • WpView
      Reads 4,340
    • WpPart
      Parts 3
    _یعنی تو...تو؟ _آره من آلفای تو هستم.
  • microphilia(oneshot) by skysamaaaa
    skysamaaaa
    • WpView
      Reads 514
    • WpPart
      Parts 2
    رویای جیمین اینه که بتونه کوچیک بشه اون حتی با این آرزو و تصور خودارضایی میکنه! چی میشه اگه معلم آزمایشش یونگی اونو به آرزوی عجیبش برسونه! وانشات
  • دریچه ای به گذشته by giselleorg
    giselleorg
    • WpView
      Reads 878
    • WpPart
      Parts 10
    - به چشم های اون نگاه کرد...چشم هایی که از درد مچاله شده بودن و دریایی از غم درون چشم هایش لبریز شده بود ...اون چشم ها فرق کرده بود... مدتها پیش هر روز میخندید ...اون چشمها دیگه پر از زندگی نبودن ، .... کاپل اصلی : سپ یونگی تاپ
  • GALOCHER by Rubysun_z
    Rubysun_z
    • WpView
      Reads 76
    • WpPart
      Parts 2
    galocher کلمه (galocher) به معنی بوسه فرانسویه فقط مطلق به معشوقه حقیقیه انسانه. کاپل:کوکوی ژانر:درام،موزیکال،ماجراجویانه،سیرک،رومانس کاپل های فرعی:سکرت تعداد اپیزود:نامشخص کسی روزی در گوشم بیان جمله ای کرد که هر روز درون پرده های گوشم در جریان است: هرچیزی که بخواهی برای تو ممکن است فقط به ماهیچه تپنده درون قفسه سینه ات گوش بده و دست سرنوشت را بگیر گاهی باید بی توجه به مغزی که حیات وجودت بهش وابسته است بپری تا بتوانی بال های کوچکت رو باز کنی و سایه اش را بر سر کسانی بیاندازی که تو را بی ارزش خوانند خودت را باور داشته باش هیچکس دلش برای تو و احساسات نخواهد سوخت این تو هستی که گمان میکنی کسی آن بیرون نگران توست آن ها فقط از این حس که در وجودشان است تنفر دارند و منتظر تا به وسیله جسم تو آن را از بین ببرند همه بجز صاحب گلوچر وقتی لب هایش روی لب هایت میرقصد حرف های عاشقانه اش رو بشنو!