Historias de ییجان

Buscar por etiqueta:
ییجان
WpAddشیائوجان
WpAddییبو
WpAddوانگشیان
WpAddوانگییبو
WpAddyizhan
WpAddانگست
WpAddxiaozhan
WpAddجان
WpAddییژان
WpAddwangyibo
WpAddوانگ‌ییبو
WpAddوقفه
WpAddوانگ
WpAddپلیسی
WpAddبی
WpAddyibo
ییجان
WpAddشیائوجان
WpAddییبو
WpAddوانگشیان
WpAddوانگییبو
WpAddyizhan
WpAddانگست
WpAddxiaozhan
WpAddجان
WpAddییژان
WpAddwangyibo
WpAddوانگ‌ییبو
WpAddوقفه
WpAddوانگ
WpAddپلیسی
WpAddبی
WpAddyibo

35 Historias

  • 𝑌𝑜𝑢 𝐴𝑟𝑒 𝑇ℎ𝑒 𝑆𝑢𝑛 𝑂𝑓 𝑀𝑦 𝐿𝑖𝑓𝑒 (𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅) por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 12,348
    • WpPart
      Partes 64
    تو هیچوقت من رو از دست نمیدی، مگر اینکه باور نداشته باشی چقدر دوستت دارم!❤️ 𝒀𝒐𝒖 𝑨𝒓𝒆 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒖𝒏 𝑶𝒇 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒇𝒆 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡, 𝑆𝑐ℎ𝑜𝑜𝑙 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛 𝑇𝑜𝑝
  • 𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 10,684
    • WpPart
      Partes 36
    🥀𝑰 𝑴𝒊𝒔𝒔 𝒀𝒐𝒖🥀 قول میدی برگردی؟ : قول میدم برگردم. میتونم به قولت اعتماد کنم؟ : تو تنها کسی هستی که وقتی بهش قول میدم، تمام تلاشم رو میکنم تا بهش عمل کنم. _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠ وقتی دلم برات تنگ میشه، روبه‌روی گل‌هایی که برام خریدی، می‌ایستم. باید جای من باشی تا بدونی چقدر دلتنگی به قلبم فشار میاره. این گل‌هارو تو لمس کردی، تو زیباشون کردی، پس میتونه کمی دلتنگیم رو رفع کنه. هر لحظه دلتنگتم، حتی وقتی کنارمی احساس دلتنگی میکنم... یک روزی میاد این دلتنگی‌ها به آخر برسه و قلب بیچاره من آروم‌تر بشه؟ _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠ نام فیک: دلم برات تنگ شده تعداد پارت‌ها: مشخص نیست نوبت آپ: دوشنبه‌ها ژانر: عاشقانه، پلیسی، کمی غمگین تایپ: ورس
  • Revival ‹Finished› por yizhan_castle
    yizhan_castle
    • WpView
      LECTURAS 1,401
    • WpPart
      Partes 3
    𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 .𝑆𝑚𝑢𝑡 .𝐴𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛. 𝑍𝑜𝑚𝑏𝑖𝑒 𝐶𝑢𝑜𝑝𝑙𝑒𝑠: 𝑌𝑖𝑍𝐻𝑎𝑛 𝑆𝑡𝑎𝑡𝑢𝑠: 𝑀𝑢𝑙𝑡𝑖 𝑆𝒉𝑜𝑡 𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: 𝐴𝑟𝑚𝑎𝑡𝑖 ✎𝒉𝑎𝑝𝑝𝑦 𝑒𝑛𝑑𝑖𝑛𝑔 "تموم شده است" دلایل زیادی برای اشنایی با ادما توی این دنیا وجود داره.. اما کی فکرش رو میکرد «زامبی» بشه دلیل اشنایی وانگ ییبو و شیائو جان!
  • Pretty Dead por TurtlesFiction
    TurtlesFiction
    • WpView
      LECTURAS 186
    • WpPart
      Partes 5
    وانگ ییبو فکر می کرد شهری که خانواده اش برای نقل مکان انتخاب کردن کسل کننده باشه خب، بعد از اینکه مرده ای پیدا کردن، باید به این فکر می کرد که از یک کلمه بسیار زیباتر برای شهر استفاده کنه..جسدی در جنگل، نه چندان دور از یک استخر شنا. خوشبختانه، شهر کارآگاهانی مانند شیائو جان جوان و آینده دار داره که هر کاری برای حل پرونده و بازگرداندن آرامش به شهر کوچک خودشون میکنن. Translator: Neda Top : Verse Gener : Police, Crime, Angst, Fluff , Smut, Mystery
  • 𝑨𝒎𝒏𝒆𝒔𝒊𝒂 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 153
    • WpPart
      Partes 1
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑨𝒎𝒏𝒆𝒔𝒊𝒂 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑉𝑒𝑟𝑠𝑒 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ خلاصه داستان: ییبو و جان دو بوکسور حرفه‌ای هستند که توی رینگ مبارزه باهم آشنا میشن. همیشه اونی که تردت میکنه، آدم بده قصه نیست. گاهی وقت‌ها برای خوشبختی طرف، از خودش هم میگذری. ییبو میتونه با فراموشی جان کنار بیاد؟ آیا امیدی به درمان هست؟ _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ برشی از فیک: میخوام هر روز بهت بگم دوستت دارم. شاید فردا من رو یادت نیاد؛ اما قلب من آرومه... من عمیق‌ترین بخش قلبم رو به تو نشون دادم. من فکر میکردم توی سینه‌م قلبی ندارم؛ اما با دیدنت فهمیدم قلب داشتم، فقط چیزی وجود نداشت تا اون رو به ضربان بندازه. تو دلیل ضربان قلبمی‌.
  • ماه تاریک | Dark Moon por blue_txt
    blue_txt
    • WpView
      LECTURAS 507
    • WpPart
      Partes 8
    "تا تهش باهات میمونم ییبو." ژانر: علمی تخیلی | عاشقانه | ماجراجویانه | معمایی | جنایی | ترسناک کاپل: ییجان نویسنده: blue خلاصه: یک ناپدیدی مرموز. یک سیگنال ناشناخته. تیمی ویژه به اعماق تاریکی فرستاده می‌شود تا حقیقت را کشف کند... اما شاید هیچ‌کدام از آنها هرگز بازنگردند.
  • 𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝑺𝒉𝒐𝒆𝒔 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 177
    • WpPart
      Partes 1
    من برات کافی نبودم؟ منی که برات میمردم؟ منی که همه پس‌اندازم رو برای خرید هدیه کنار گذاشته بودم؟ چرا همیشه تو چشم تو کمم؟ 👟𝑀𝑦 𝐿𝑜𝑣𝑒 𝑆ℎ𝑜𝑒𝑠👟 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ 𝑻𝒚𝒑𝒆:𝑉𝑒𝑟𝑠𝑒 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:𝑆𝑐ℎ𝑜𝑜𝑙, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_
  • افسر انتقالی por sorensoso
    sorensoso
    • WpView
      LECTURAS 524
    • WpPart
      Partes 1
    خلاصه:شیائوجان افسر انتقالی ای که برای ماموریتی از کره به چین انتقال پیدا میکنه و اونجا با افسر وانگ آشنا میشه نهایت این آشنایی به کجا ختم میشه؟ هپی اند ییبو تاپ *وانشات*
  • آغوش por Rozalin91
    Rozalin91
    • WpView
      LECTURAS 926
    • WpPart
      Partes 1
    وان شات مربوط به ادامه مراسم بالاس امیدوارم دوستش داشته باشین
  • 𝑮𝒖𝒂𝒓𝒅𝒊𝒂𝒏 𝑨𝒏𝒈𝒆𝒍 (𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅) por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 873
    • WpPart
      Partes 13
    مرد یه قدم جلو اومد، انگار که تازه یاد گرفته چطور باید روی این هوا قدم برداره. بعد انگار که خودش هم یه لحظه گیج شد، بال‌هاشو تکون داد و یه حرکت ناجور کرد، تعادلشو از دست داد و با یه "آخ" کوتاه رو هوا معلق شد. ییبو با چشمای گرد شده نگاهش کرد. این دیگه چی بود؟ فرشته‌ها این‌جوری‌ان؟ 𝑻𝒚𝒑𝒆: 𝒁𝒉𝒂𝒏𝑻𝒐𝒑 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚
  • Tulip flowers por Lili_Artist_22
    Lili_Artist_22
    • WpView
      LECTURAS 33
    • WpPart
      Partes 1
    نگران کنند س ! ، بعد از راهنمایی دیگر نمیتوانم او را ببینم ، زیرا هردو رشته های مختلفی انتخاب کرده ایم ، من رشته هنر را انتخاب کرده بودم اما او بازیگری را انتخاب کرده بود . دو دنیایی متفاوت از هنر ، دو مدرسه متفاوت که قرار است اهداف هایمان را دنبال کنیم ، از الان قرار است برای هدف هایمان تلاش کنیم ، اونم جدا از همدیگر ، دیگر کنار او نیستم .
  • 𝑆ℎ𝑜𝑟𝑡 𝑆𝑡𝑜𝑟𝑦 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 516
    • WpPart
      Partes 4
    داستان‌های کوچولو از ییجانم❤️💚💛💙
  • 🥟𝑭𝒓𝒐𝒛𝒆𝒏 𝑫𝒖𝒎𝒑𝒍𝒊𝒏𝒈𝒔🥟 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 142
    • WpPart
      Partes 1
    _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ 🥟𝑭𝒓𝒐𝒛𝒆𝒏 𝑫𝒖𝒎𝒑𝒍𝒊𝒏𝒈𝒔🥟 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛_𝑇𝑜𝑝 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ من فکر کنم جهان دیگری هم هست... اگه نیست من کی میخوام کنار تو شاد زندگی کنم؟ کی میخوام بدون قضاوت کنارت باشم؟ منی که حرف مردم برام اهمیت نداشت، کنار تو تبدیل‌ترین به ترسوترین آدم دنیا شدم. میدونی چرا؟ چون میترسم از دستت بدم... جان من هیچوقت عاشق نشدم. تو اولینی و قطعاً آخریش میمونی. ‌_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ هدف از آفرینش دنیا چی بوده؟ هدف از اینکه ما برتر باشیم چی بوده؟ کدوم برتری؟ اگه ییبو آروم باشه، اگه ییبو بخنده، ترجیح میدم پست‌ترین رتبه دنیارو داشته باشم. ‌_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ داستان عشقی که با یک نگاه شروع میشه... ❤️ من حرکت انگشت‌هات روی پیانو رو خیلی دوست داشتم. حتی به کفش‌های کهنه‌ت، به لباس‌هایی که نخ‌نما شده، توجه نکردم؛ اما تا حالا به صدات توجه کردی؟ نه... قطعاً توجه نکردی! چون اگه توجه کرده بودی، مثل من هر روز میمردی و زنده میشدی. 🎼🎧 ‌_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ مگه هر روز از من دامپلینگ نمی‌خواستی؟ پس چرا الان که تونستم یاد بگیرم درست کنم نمیخوری؟ چ
  • The prince of my heart por negar_mazaneh
    negar_mazaneh
    • WpView
      LECTURAS 658
    • WpPart
      Partes 1
    چه در آغوشم بگیری چه مرا پس بزنی تنها شاهزاده ی قلبم تویی ...جان دل در گرو شاهزاده ی کشور ،وانگ ییبو دارد اما این عشق... .تاریخی.انگست،عاشقانه. ییبو تاپ
  • Time is over por MillkyBaeky
    MillkyBaeky
    • WpView
      LECTURAS 328
    • WpPart
      Partes 1
    Yizhan one Shot ...
  • prisoner of Love | زندانــی‌عشـق por i_am_SMH
    i_am_SMH
    • WpView
      LECTURAS 2,523
    • WpPart
      Partes 5
    📌وضعیت: پایان یافته 📚♥️ ⏳آغاز: ۲ اوت ۲۰۲۲ ⌛پایان: ۸ اوت ۲۰۲۲. ⏰ بازنویسی: --- --- دلا! سخت است اگر مانند یک فرمانده‌ی عاشق امیر یک سپاه اما، اسیر یک نفر باشی... #S_M_H چندشات‌همراه‌‌من‌بنوش🔫🖤 آنگست‌،برومنس‌اما‌با‌پایانی‌خوش... #ییبو_تاپ
  • دیوانگی por Rozalin91
    Rozalin91
    • WpView
      LECTURAS 1,100
    • WpPart
      Partes 1
    بعد از اون بود که چیزی رو به خاطر نمی آورد تنها وقتی به خودش اومده بود ک دورو برش پر از خرد شیشه شده بود نمیدونست چه اتفاقی افتاده و کی اون گلدون آبی وسط میز جلو مبل فرو رفته بود فقط صدای بم و دلنشین ییبو رو که مدتها دلتنگش بود کنار گوشش میشنید
  • Hellish Road por NemoAdest
    NemoAdest
    • WpView
      LECTURAS 1,467
    • WpPart
      Partes 10
    جان و ییبو توی سفر جاده‌ای راه رو گم میکنن و توی مسیر یک رستوران پیدا میکنن که.... genre:Thriller,criminal,romance couple:yizhan(LSFY)
  • kawaakari por Nikoozarrr
    Nikoozarrr
    • WpView
      LECTURAS 494
    • WpPart
      Partes 8
    +برام مهمه بدونم وقتی این بوم رو ازم خواستی می دونستی چیه؟ _ یه نقاشی ؟ + اون یه کاواکاریه وقتی که نوری روی رودخانه ی تاریکی می تابه. الان که فکر می کنم،اگه صدتا دیگه ازین نقاشی بکشم،همشون رو به تو می دم تو برای من همون نور هستی وانگ ییبو...
  • خرگوشک بوگا por sorensoso
    sorensoso
    • WpView
      LECTURAS 368
    • WpPart
      Partes 1
    تیکه ای از داستان: اروم در دستشویی رو باز کردم و سرکی به بیرون کشیدم با ندیدن ییبو پریدم بیرون و درو بستم همینکه درو بستم نگاهی به سمت راستم کردم که ییبو دست به سینه با نیشخندی پشت در بود جیغی کشیدم هل کرده پریدم عقب که پشت پا خوردم نزدیک بود کف زمین پهن شم که ییبو سریع گرفتم به خودش چسبوندم شوکه و خجالت زده خشکم زده بود -بوو بوگا ییبو نفس عمیقی کشید کنار گوشم لب زد ییبو:اگه میدونستی با بوگا گفتنت چه اتیشی توی قلبم بلند میکنی ... هپی اند ییبوتاپ