در میان تمام افسانههایی که قرنها در این سرزمین نقل میشد، یکی از آنها هیچوقت با صدای بلند گفته نمیشد.
افسانهی ماه سیاه.
قدرتی که نه از آتش سرچشمه میگرفت، نه از آب، باد یا زمین.
قدرتی که میتوانست جادوها را خاموش کند و مرز میان زندگی و مرگ را لمس کند.
برای همین، زمانی که اولین نشانههای آن ظاهر شد، پادشاهی فرمانی صادر کرد:
«هرکس که نشانی از ماه سیاه در وجودش آشکار شود، باید پیش از بیدار شدن قدرتش نابود شود.»
سالها گذشت.
مردم باور کردند آن قدرت برای همیشه از بین رفته است.
اما بعضی نیروها نابود نمیشوند...
فقط منتظر میمانند...