Farsi Stories

Refine by tag:
farsi
WpAddpersian
WpAddفارسی
WpAddfanfiction
WpAddiran
WpAddiranian
WpAddromance
WpAddاکسو
WpAddlove
WpAddfiction
WpAddویکوک
WpAddاسمات
WpAddpoetry
WpAddgay
WpAdddrama
WpAddvkook
WpAddtaekook
WpAddjungkook
WpAddlgbt
WpAddbts
farsi
WpAddpersian
WpAddفارسی
WpAddfanfiction
WpAddiran
WpAddiranian
WpAddromance
WpAddاکسو
WpAddlove
WpAddfiction
WpAddویکوک
WpAddاسمات
WpAddpoetry
WpAddgay
WpAdddrama
WpAddvkook
WpAddtaekook
WpAddjungkook
WpAddlgbt
WpAddbts

88 Stories

  • REBIRTH | VKOOK by kj_irewq
    kj_irewq
    • WpView
      Reads 10
    • WpPart
      Parts 3
    گاهی آدم‌ها زیر یک سقف زندگی می‌کنند، اما مدت‌هاست دیگر "خانه"ای ندارند. جونگکوک هنوز برای نجات خانواده‌ای می‌جنگد که آرام‌آرام از میان انگشتانش می‌لغزد؛ خانواده‌ای که شاید خیلی وقت است که از هم فروپاشیده است. Gener : romance - angst - slice of life - smut . ‌
  • Redemption [harry styles] by 1DFanFic_iran
    1DFanFic_iran
    • WpView
      Reads 5,458
    • WpPart
      Parts 18
    " يه روز يه دختر بهم گفت ، وقتى دارى يه ادم شكسته رو درمان ميكنى مواظب خودت باش ، چون ممكنه با تيكه هاى شكسته شده ش خودت رو زخمى كنى " (Harry Styles AU) [Persian Translation] © All Rights Reserved @ZerriesGap Translated By : @DinzThekitten Fantastic Cover By : Ghazxl
  • ‎زیبایی طبیعت (tabi'at-e zibā) by j_autumn_b
    j_autumn_b
    • WpView
      Reads 10
    • WpPart
      Parts 2
    ‎زیبایی طبیعت ‎ (tabi'at-e zibā)- Nature's beauty, the beauty of nature itself. Anahita is so beautiful almost as if she represents nature or maybe she does. Anahita ‏Golchehreh is forced to move across the world. She befriends the town spazz and is thrown into the supernatural, or was she already involved? read to find out. Stiles Stilinksi x femOc Teen wolf season 2
  • 𝘈𝘱𝘢𝘵𝘩𝘺༊" by PinkMelody_
    PinkMelody_
    • WpView
      Reads 115
    • WpPart
      Parts 1
    - 𝐀𝐩𝐚𝐭𝐡𝐲: (𝘯.) 𝘈𝘣𝘴𝘦𝘯𝘤𝘦 𝘰𝘧 𝘥𝘦𝘴𝘪𝘳𝘦 𝘰𝘳 𝘦𝘮𝘰𝘵𝘪𝘰𝘯,, اَپـِفـے یعنی بـی‌تفاوتـی، یعنـی همون وقتـی که به این نقطه از زندگـی برسی: «خب که چی؟ چه اهمیتی داره؟» اَپـِفـے حسـی بین افسردگـی و تهـی بودنه. حسـی که باعث میشه فکر کنـی درون خودت گیر کردی و راه فراری نداری. حسیه که من دچارش شدم. حالا دیگه نمـی‌ترسم... می‌خوام بالاخره ازش بنویسم. می‌خوام از حسـی بنویسم که تقریبا همه راجبش حرف می‌زنن اما کمتر کسـی حقیقتا درکش میکنه. می‌خوام آزادانه از خودم برات بنویسم. - اَپـِفـے(بی‌عاطفـ☕ـگی)' "مجموعه‌ای از احساسات پیچیده، حرف‌های ناگفته و تجربه‌های دردناک یا شادی‌آفرین یه نوجوان ۱۵ ساله که من باشم"🌱
  • Broken(taekook) by moon_taekook_love
    moon_taekook_love
    • WpView
      Reads 111
    • WpPart
      Parts 2
    سال ۲۰۲۰ بود. تهیونگ و جونگکوک، بعد از کلی هم‌صحبتی تو یه بازی آنلاین، بالاخره تصمیم گرفتن همو از نزدیک ببینن. قرارشون یه جا خاص بود؛ یه شهربازی بزرگ و شلوغ. همه‌چی خوب پیش می‌رفت، تا اینکه پاشون رسید به اتاق آینه‌ها. یه‌دفعه صدای وحشتناکی بلند شد. زمین شروع کرد به لرزیدن، آینه‌ها ترک خوردن و همه‌چی ریخت به‌هم. اما وقتی بالاخره از اونجا زدن بیرون... چیزی دیدن که باورش سخت بود. راهرویی که چند دقیقه پیش پر از آدم بود، حالا خالی خالی شده بود. نه صدایی، نه آدمی. هیچی. ولی موضوع از این عجیب‌ترم بود... اونا دیگه تو دنیای خودشون نبودن! حالا تهیونگ و جونگکوک، با یه عده دیگه که هرکدوم قصه‌ی خاص خودشونو دارن، باید راهی پیدا کنن برای زنده‌موندن... و شاید برگشتن. ولی این دنیا، دنیای بازی نیست. اینجا قانونا فرق دارن... کاپل: تهکوک/یونمین ژانر: اکشن/فانتزی/کمدی/ترسناک/درام/رازالود/علمی-تخیلی
  • 1~ by minevisam
    minevisam
    • WpView
      Reads 32
    • WpPart
      Parts 1
    میدونم یکم ضایعس ولی صادقه بگم هنوز بلد نیستم بطوره کامل ک اینجا چی ب چیه ولی خیلی مشتاقم زودتر شرو کنم ب نوشتن و کلی مخاطب پیدا کنم...دوس دارم راجب زندگی شخصی خودم بنویسم این کلی هیجان زدم میکنه...یچیزه جالبی ک اینجا وجود داره اینه ک چقد پر از هوادارای وان دایرکشنه😁😀فعلا من برم😜
  • 𝒜𝓃 𝒶𝒸𝒽𝒾𝑒𝓋𝑒𝒹 𝓌𝒾𝓈𝒽 𝑜𝓇...?!🗡(𝓈𝑜𝓅𝑒 )  by _darkbluefic_
    _darkbluefic_
    • WpView
      Reads 16,814
    • WpPart
      Parts 5
    •نام⸙ آرزوی براورده شده یا...؟!(چندشاتی) •ژانر⸙ رمنس ، انگست ، درام ، تاریخی ، اسمات •کاپل⸙ یونسوک(سپ) •رده سنی⸙ +۱۸ •خلاصه⸙ تاحالا شده از آرزویی که میکنین پشیمون بشین و با خودتون بگین کاش لال میشدم و یه همچین حرفی از دهنم بیرون نمیومد؟....خب باید بگم که من جانگ هوسوک ، با بیست و شش سال سن به یه همچین بدبختی دچار شدم! کاش لال میشدم و همچین حرفی از دهنم بیرون نمی اومد....! ورژن یونمین این چندشاتی رو میتونین توی همین پیج پیدا کنین😊
  • Worst by melodykilam
    melodykilam
    • WpView
      Reads 263
    • WpPart
      Parts 1
    اولین بار که دبدمش تعجب کرد که چرا مثل بقیه ی دخترا جیغ نمی زنم
  • داستان کوتاه ترسناک by BlackIsHappyColor
    BlackIsHappyColor
    • WpView
      Reads 442
    • WpPart
      Parts 2
    نصفه شبی حوصلم سر رفته بود گفتم داستان کوتاه ترسناک بنویسم ツ
  • Old cabin  by Amirookhan
    Amirookhan
    • WpView
      Reads 3
    • WpPart
      Parts 1
    My native language is Persian so obviously I have so many grammatic problem I hope you enjoy my story And pls leave the comment for me
  •  MESSIAH  by yangoaix
    yangoaix
    • WpView
      Reads 34
    • WpPart
      Parts 1
    _چرا همیشه سفید میپوشی؟ _چون مظهر پاکی و بیگناهیه _one shot couple: yizhan romance _ historical #yizhan #yibo #zhan #BL #ییژان #فارسی
  • tekken (با داستانی متفاوت) by sailorisdrowned
    sailorisdrowned
    • WpView
      Reads 20
    • WpPart
      Parts 2
    این کتاب ، داستان تیکن است. بازی ای که توسط شرکت ژاپنی Bandai Namco Entertainment به عرضه رسیده است. اما سیر این داستان بر اساس داستان واقعی بازی نیست و من آن را بر اساس تخیلاتم نوشته ام.
  • Pénélope by wrongaa
    wrongaa
    • WpView
      Reads 476
    • WpPart
      Parts 6
    نقاش نیستم، اما می‌تونم تو رو با چاقوی خودم بکشم. copyright © Yeg 03.09.2020
  • be with me by black_el_
    black_el_
    • WpView
      Reads 27,552
    • WpPart
      Parts 27
    ژانر:واقعا نمیدونم فقط اینو میدونم که امگاورسِ💔😂 موضوع ام تو پارت اول هست دیگه آخرشم سد اند نیست فکر کنم اصلا میبینید چقدر خوب فن فیکمو توضیح دادم👆😂 باکوxدکو من علاقه زیادی به این شیپ دارم پس نپرسید چرا دوباره از این مینویسی💙
  • Can I touch your heart? by black_el_
    black_el_
    • WpView
      Reads 4,333
    • WpPart
      Parts 6
    موضوع:ترحم یا عشق ....نفرت یا دوست داشتن حسشو هیچوقت نسبت به خودم نفهمیدم ولی خودم متوجه احساسم شدم.... لیوایxارن ژانرشو نمیدونم داستان از اونجایی که تازه دیوار ماریا رو پس گرفتن گایز این فن فیک برای من نیست برای یکی از دوستامه
  • Forgotten by _merniam_
    _merniam_
    • WpView
      Reads 6,105
    • WpPart
      Parts 24
    +منو فراموش کردی...نه؟ -نه تو فراموش شده بودی... +میدونی الان چه حسی دارم؟ -آره...قلبت دیگه نفس نمیکشه ، مغزت میگه که میتپه ولی نه‌...نمیزنه چون شکسته +اتفاقا میتپه ولی یادش رفته که خونی توش نیست ، مثل تو فراموش کرده که من روحی ندارم...ای کاش قلبمو میشکوندی... ولی روحمو کشتی... پوزخند زد: +قاتل فراموشکار
  • a snowy landscape by FnRmZaI
    FnRmZaI
    • WpView
      Reads 24
    • WpPart
      Parts 1
    یه داستان که نه. یه تراوش. روایت یه سری واقعیت توام با احساساتی که به اندازه‌ی کافی بهشون نپرداختم. خام و خالص و منشات گرفته از عمیق‌ترین نقطه‌ی تلاقی ذهن و قلب کم بهای من
  • Dreams by nikta_am
    nikta_am
    • WpView
      Reads 5,707
    • WpPart
      Parts 37
    یک بیماری..... یا شاید هم یک راز....یه گذشته ی بد...... بتونه روابطی که بین دونفره نابود کنه! مهم روابط نیست اگه هر دو شخص نابود شن چی؟