Historias de استایلز

Buscar por etiqueta:
استایلز
WpAddهری
استایلز
WpAddهری

11 Historias

  • Harry Styles, The Bad Boy  [ⓟⓣ] por pary-hMr
    pary-hMr
    • WpView
      LECTURAS 32,927
    • WpPart
      Partes 31
    completed✔ "دختر های خوب عاشق پسر های بد هستن." Persian translation
  • Chasing You [ⓟⓣ] por pary-hMr
    pary-hMr
    • WpView
      LECTURAS 7,675
    • WpPart
      Partes 15
    Sequel to 'The Bad Boy' 5سال بعد ,هانا یه پرستار تمام وقته که توی یکی از بیمارستان های نزدیک خونش کار میکنه.اون الان یه دختر بچه ی پنج ساله داره, 'آمیلیا دریک'. اون یه مادر مجرد ,دنبال کسی هست که کمکش کنه و اونو و دخترشو دوست داشته باشه.اون کسی رو پیدا میکنه که هر دوشونو دوست داشته باشه؟یا پدر بچه ی پنج سالشو میبینه؟ پدری که تقاضای بخشش کنه؟ Persian translation
  • CANT BE FORCED|H.S| por LikeSunMD
    LikeSunMD
    • WpView
      LECTURAS 133
    • WpPart
      Partes 2
    " اونا تو رو مجبور می کنند جید!" ناخوداگاه خندید و اصلا به شرایط دشواری که هردوی ما درش بودیم توجهی نکرد. "عزیزم من نمی تونم به چیزی اجبار بشم وقتی از اولین ساعات عمرم بال هامو بریدم و خودم رو در زندانی به نام من حبس کردم!"
  • You Are Mine Hoover! por ZahraRadmehr
    ZahraRadmehr
    • WpView
      LECTURAS 87
    • WpPart
      Partes 3
    میخندد و من،خنده هایش را دوست دارم! . . زبانِ گیرکرده لای دوردیف دندان سفیدش راهنگام خندیدن،دوست دارم:) . . _اسم من زین... +من هوور صدات میکنم! _هوور!چرا دخترکِ عجیب؟! +چون وقتی اومدی،من مشغول نگاه کردن به کتاب اعتراف بودم از کالین هوور...⭐ . . .
  • پسر خاله لویی por PariSfv
    PariSfv
    • WpView
      LECTURAS 4,116
    • WpPart
      Partes 10
    سلام. من جیلیان لی مستر (Leemaster ) ،متاسفانه یک پسرخاله دارم.یک پسر دست و پاچلفتی خنگ وصدالبته بچه ننه... نمیدانم من چه گناهی کرده ام که اولا خانه شان دیواربه دیوار ماست.دوما ،هم کلاسی هستیم و هرروز قیافه مسخره اش را می بینم. لعنتی .. ازاین بدتر هم می شود؟ ○_○
  • My Angel ( My Angles series) H.S por sana-malik
    sana-malik
    • WpView
      LECTURAS 5,021
    • WpPart
      Partes 7
    من هری رو دوست داشتم. با تمام وجودم. همیشه یه آینده ی خوب و خوش رو باهاش تصور می کردم. وقتی ازم درخواست ازدواج کرد دیگه چیزی تو دنیا نبود که بتونه از اون بیشتر خوشحالم کنه اما نمی دونم چه اتفاقی افتاد. یه روز....اون خیلی راحت گفت خداحافظ و منو تنها گذاشت... حالا من موندم و یه جای خالی و یه یادگاری از هری که نمیذاره فراموشش کنم
  • ..... por shiallbitche
    shiallbitche
    • WpView
      LECTURAS 121
    • WpPart
      Partes 1
    خ
  • ایران  por asiblack
    asiblack
    • WpView
      LECTURAS 143
    • WpPart
      Partes 6
    «میدونی چی از همه بدتر بود زین اینکه دیدم بعد از من حالت خوبه، داغونم کرد وقتی شنیدم ازدواج کردی اون وقت من اینجا داشتم از غم دوریت دیوونه میشدم این انصاف نبود که تو انقدر بدون من شاد باشی» آذر دیگه جونی براش نمونده بود
  • CARMEN |H.S| por LikeSunMD
    LikeSunMD
    • WpView
      LECTURAS 4,977
    • WpPart
      Partes 16
    کارمن,فرشته ای متولد شده از شیاطین..اما ایا او می تواند شیطان اصلی را به زمان تولدش برگرداند؟ زمانی که چشم های یاقوتی سبز اش بدون هیچ گناهی می خندیدند؟! WARNING🚫>> |SEXUAL CONTENT|
  • Turquoisely girl notes por saakineh
    saakineh
    • WpView
      LECTURAS 1,072
    • WpPart
      Partes 3
    مجموعه ای از نوشته ها و داستان های کوتاهی که از لری استایلینسون الهام گرفتم اینجا در «Turquoisely girl notes» 💚 💙