استایلینسون Geschichten

Suche durch Tags verfeinern:
استایلینسون
استایلینسون

8 Geschichten

  • 52 Birthdays with Lou  (Persian translation) von larries__iran
    larries__iran
    • WpView
      GELESEN 3,533
    • WpPart
      Teile 13
    شمع های تولد جادویی ان اونا سعی میکنن عشق رو به وجود بیارن اما گاهی اشتباه میکنن اشتباهی مرگبار All credits go to http://sometimesitshardtograsp.tumblr.com/post/16867200652/52-birthdays-with-lou
  • پسرای بدن ساخت von iam_narssis
    iam_narssis
    • WpView
      GELESEN 5,256
    • WpPart
      Teile 21
    این بوک جهت سمی کردن ذهنتون و وقت گذروندن و کمی خندیدنه امیدوارم لذت ببرید❤
  • داستان‌های کوتاه عاشقانه von fable_army
    fable_army
    • WpView
      GELESEN 411
    • WpPart
      Teile 1
    دلتون می‌خواد همه شیپ‌هایی که دوست دارید رو یک جا تو یه بوک بخونید؟ پس من این بوک رو به شما پیشنهاد می‌کنم☺ کتاب جدیدم حاوی داستان‌های مختلفه و هر پارت متعلق به یک شیپ هست. از دنیای سینما و موسیقی گرفته تا رمان‌های معروف😍 شیپ مورد علاقه‌تون رو برام کامنت کنید تا درباره‌اش داستان بنویسم. حتی می‌تونید ایده‌تون رو هم باهام به اشتراک بذارید. امیدوارم از خوندن این بوک لذت ببرید❤ 🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺🔻🔺 〽شیپ: مولتی فندوم 〽وضعیت آپ: در حال آپ 〽ژانر: رمانتیک، درام، اجتماعی 〽نویسنده:melorin_stylinson 🆔Instagram: _gentle.girl دیگر آثار: فن‌فیکشن‌های بادیگارد (مولتی فندوم) امشب اشکی می‌ریزد (لری) چشم‌هایش (لری) ارباب جوان (لری) دشمن ملت(لری) دروغگوی خوب (هیدلسورث)
  • THE ATLANTIS[Z.M][L.S][J.H] von May_king
    May_king
    • WpView
      GELESEN 1,822
    • WpPart
      Teile 14
    -ای الهه ی من،بنده ی شب زنده دارت را فراموش کن... شب را نجات بده و از نسل من کسی را جایگزین من کن، ای الهه ی مرگ....جهان را نجات بده.... دعای اون همیشه با بقیه ی بنده ها فرق داشت.... "Where all old tales come true...." The Atlantis...
  • PITTEL •L.S• von thestoryofoned
    thestoryofoned
    • WpView
      GELESEN 4,389
    • WpPart
      Teile 7
    "پیتل" بزرگترین مدرسه ناشناخته جهان.. ☆لویی یه جایی دور افتاده بهوش میاد و میفهمه حافظشو از دست داده.. اون دانش آموز یکی از مدارس ماورالطبیعی جهانه که هری استایلز مدیر اونجاست.. لویی هیچکس رو به یاد نمیاره تا اینکه اولین روز با دیدن هری یه اتفاقی براش میفته.. چه گذشته ای واقعا بین اون دو نفر بوده؟☆ ژانر|تخیلی و ماورالطبیعی ⚠️کل داستان از قبل برنامه ریزی شده و قراره پایان داشته باشه میتونین بدون نگرانی بخونین:)))
  • Royal //  L.S. Persian // von CBIsmySoulMate
    CBIsmySoulMate
    • WpView
      GELESEN 1,375
    • WpPart
      Teile 3
    Larry مسوول آموزش های نظامی شاهزاده بالاخره گفت " ب نظر من تجربه جنگ و سرکوب شورشیان ایرلندی می‌تونه تجربه ی خوبی برای شاهزاده ی جوان باشه ! "
  • Grey Disteny  von ChibeniTP
    ChibeniTP
    • WpView
      GELESEN 2,709
    • WpPart
      Teile 12
    سرنوشت خاکستری او بود و یک کلبه ی کوچک و هزاران آرزو که با هر طلوع آفتاب در باغ گل اطراف، خاک میشد و شب زمانی که گرگ ها زوزه کشان مهتاب نقره ای را ستایش میکردند او در کلبه از پنجره ی کوچکش به باغچه‌ها خیره میشود و شاهد زنده شدن رویاهایش است تنها یک چیز باعث میشود هرروز این کار را بکند آن هم وجدان قوی اش است وجدانی که هیچکس نمی‌تواند حدس بزند چه زمانی میمیرد! 🏅#5 Persian 🏅#1 لری ☞︎︎︎ 𝑳𝒂𝒓𝒓𝒚 , 𝒁𝒊𝒂𝒎 , 𝑵𝒊𝒂𝒍𝒍 ɪɴ ᴇɴɢʟᴀɴᴅ \1800 🇬🇧
    +22 mehr
  • Turquoisely girl notes von saakineh
    saakineh
    • WpView
      GELESEN 1,072
    • WpPart
      Teile 3
    مجموعه ای از نوشته ها و داستان های کوتاهی که از لری استایلینسون الهام گرفتم اینجا در «Turquoisely girl notes» 💚 💙