استی قصص

التنقيح بـ وسم:
استی
استی

4 قصص

  • ‌Sep 215 بقلم Aruten
    Aruten
    • WpView
      مقروء 389
    • WpPart
      فصول 2
    لی‌ مینهو، نویسنده‌ای معروف و اولین مظنون پرونده قتل؛ بازرس هان جیسونگ رو درگیر بازی‌ای پیچیده کرده و از گم شدن پسر در بین صفحات شطرنج به‌ وفور لذت میبره. با هر حرکت مهره، جیسونگ یک قدم به مینهو نزدیکتر میشه و یک پله از واقعیت دورتر. "بازرس خودش رو در کدوم سمت ماجرا نگه میداره؟" سوالیه که مینهو برای بدست آوردن جوابش هرکاری میکنه.
  • Ocean  بقلم _thirdpsychopath
    _thirdpsychopath
    • WpView
      مقروء 2,837
    • WpPart
      فصول 12
    لی مینهو دانش اموز بورسیه که تازه به سئول نقل مکان کرده و همکلاسی عجیب و غریبش نظرش رو جلب میکنه. چی میشه اگه همین همکلاسی زندگیش رو به کل از همون روز اول مدرسه تغییر بده؟.. _اوشن؟.. تا الان همچین اسمی رو توی آسیایی ها ندیده بود. شاید یه لقب بود؟.. یا شاید هم پسر که اوشن نام داشت اهل کره نبود. ولی بعد از اینکه وارد شد، پسر چند لحظه خشکش زد. حالا همه چیز کمی قابل درک شده بود. داشت درست میدید؟.. چشم های اون پسر..آبی بود! نه هر آبی ای..به رنگ اقیانوس.. ژانر: عاشقانه، معمایی، درام روز های اپ : سه شنبه ها
  • "Borrowed Feelings"  بقلم niliya_nilinilll
    niliya_nilinilll
    • WpView
      مقروء 56
    • WpPart
      فصول 1
    چهار زندگی که ظاهراً هیچ ربطی به هم ندارن، با یک نام مشترک به هم گره می‌خورن. هوانگ هیونجین، وارث خانواده‌ای بسیار ثروتمند، سال‌هاست تو مسیری حرکت می‌کنه که خودش انتخابش نکرده؛ شغل، آینده، حتی نامزدی که بیشتر یک قرارداد خانوادگیه تا عشق. وقتی به‌طور ناگهانی با خیانت نامزدش روبه‌رو می‌شه، برای اولین بار مجبور می‌شه بایسته و از زندگی‌ای که براش طراحی شده، فاصله بگیره. در سوی دیگه، لی فیلیکس، جوان‌ترین عضو خانواده‌ی لی، یک ساله که از رابطه‌ای آسیب‌زننده بیرون اومده. زخمی که دیگه خونریزی نمی‌کنه، اما اثرش هنوز باقیه. فیلیکس حالا تلاش می‌کنه زندگی ساده‌تری بسازه؛ دانشگاه، خانه‌ای بزرگ اما ساکت، و تنها تکیه‌گاهش، برادر بزرگ‌ترش سونگمین. وقتی هیونجین و فیلیکس متوجه می‌شن زنی که به هر دوشون آسیب زده، یک نفره، تصمیمی کودکانه اما صادقانه می‌گیرن: نزدیک شدن، فقط برای حرص دادن گذشته. اما چیزی که با شوخی و لجبازی شروع می‌شه، کم‌کم به جایی می‌رسه که هیچ‌کدوم براش آماده نیستن. در این بین، بنگ چان-دوست قدیمی هیونجین-و کیم سونگمین-برادر محافظ و آرام فیلیکس-بی‌آنکه قصدش رو داشته باشن، به هم نزدیک می‌شن؛ دو آدم مسئولیت‌پذیر که همیشه برای بقیه تکیه‌گاه بودن، اما کمتر کسی از خودشون پرسیده «ح
  • Savior  بقلم _thirdpsychopath
    _thirdpsychopath
    • WpView
      مقروء 1,066
    • WpPart
      فصول 3
    _من همینم مین..همیشه همین بودم..وقت هایی که میبوسیدمت..وقت هایی که بین بازو هام بودی..تو تمام اون لحظه ها همین بودم.. تو مغزم..تو تک تک سلول هام. دیر یا زود بیرون میومد..فقط،تو به اندازه ی کافی قوی نبودی تا ببینیش. Couple: Chanho روز های اپ: پنج شنبه ساعت 18 *کامل شده*