اسمات Stories

Refine by tag:
اسمات
WpAddویکوک
WpAddتهکوک
WpAddکوکوی
WpAddفیکشن
WpAddتهیونگ
WpAddvkook
WpAddجونگکوک
WpAddامگاورس
WpAddیونمین
WpAddانگست
WpAddعاشقانه
WpAddkookv
WpAddجیمین
WpAddفارسی
WpAddنامجین
WpAddدرام
WpAddbts
WpAddjungkook
WpAddtaekook
اسمات
WpAddویکوک
WpAddتهکوک
WpAddکوکوی
WpAddفیکشن
WpAddتهیونگ
WpAddvkook
WpAddجونگکوک
WpAddامگاورس
WpAddیونمین
WpAddانگست
WpAddعاشقانه
WpAddkookv
WpAddجیمین
WpAddفارسی
WpAddنامجین
WpAddدرام
WpAddbts
WpAddjungkook
WpAddtaekook

150 Stories

  • وان شات .  by scrmany
    scrmany
    • WpView
      Reads 3,063
    • WpPart
      Parts 1
    کوکی کوچولو روی پورن استار معروف سئول کراش زده و .... وانشات ژانر : اسمات . کاپل : ویکوک
  • 𝓓𝓮𝓪𝓽𝓱 𝓡𝓲𝓭𝓮 | 𝓗𝓸𝓹𝓮𝓰𝓲 by Moonika93
    Moonika93
    • WpView
      Reads 15,793
    • WpPart
      Parts 9
    داستان یه دیوونه‌ی جنایتکار.. یکی که زندگیش پر از شهوت و خونه! یکی که دنبال یه آدمه تا بتونه نیاز هاش رو براورده کنه. و احتمالا.. اون ادم رو پیدا کرده! نام فیکشن: Death Ride وضعیت: تکمیل شده کاپل: سپ (هوسوک تاپ) ژانر: اروتیک
    +13 more
  • Mini Smuts by RenVJK
    RenVJK
    • WpView
      Reads 192
    • WpPart
      Parts 1
    اسمات‌های تک پارتی و فسقلی👺 اکثرا ویکوک هستن ولی شاید گاهی واستون کوکوی هم بنویسم(:
  • 𝐹𝐴𝐿𝐿 (COMPLETED) by TJKTEAM
    TJKTEAM
    • WpView
      Reads 40,967
    • WpPart
      Parts 30
    GENRES : Romance, Tragedy, School life, Angst ,Smut 🔞 COUPLE : TAEJIN, KookMin, Sope "سقوط" بزرگتر که شدیم مداد هایمان هم تکامل یافتند وتبدیل به خودکار هاي بیرحم شدند تا یادمان دهند که هر اشتباهی قابل پاک کردن نیست وضعیت آپ : تمام شده ‼️ By: MOON
  • 𝐥'𝐦 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐲𝐛𝐫𝐢𝐝 جیکوک by ming0ki
    ming0ki
    • WpView
      Reads 90,394
    • WpPart
      Parts 21
    𝐥'𝐦 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐲𝐛𝐫𝐢𝐝 [من دورگه هستم] ژانر : • فانتزی • کمدی • رومنس • اسمات • ترسناک • داستان به جادو و افسانه ها میپردازه • خلاصه داستان : جیمین استاد دانشگاه ۲۷ ساله که درگیر اتفاقات ماوراء الطبیعه میشه و طی اون اتفاقات جونگکوک رو میبینه و به ماهیت اصلی خودش پی میبره.... • کاپل اصلی : kookmin • کاپل های فرعی : yoonmin .. sope .. tejin وضعیت آپ : complete
  • llیاغی کلاس |Class Outlawll by llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Reads 112,284
    • WpPart
      Parts 31
    قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود، و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود! و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود. • • 👀تیکه ای از فیک: _ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ، ربطی نداره به کسی .. + پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ، ربطی نداره به کسی .. • • GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy Couple: Kookv Writer : Aloura
  • || زندان عشق  | Prison of love || by llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Reads 55,996
    • WpPart
      Parts 19
    داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura
  • Unwanted Husband/kookjin by Littlebirdy00
    Littlebirdy00
    • WpView
      Reads 193,674
    • WpPart
      Parts 103
    سوكجين، يك امگاي شانزده ساله كه محكوم به يك زندگي شده كه براش مثل يك كابوسه. جونگ كوك، يك الفاي هجده ساله كه وارث يكي از بزرگترين كمپاني هاي تجارتي كشوره و همه چيز در زندگيش هميشه طبق ميلش بوده. چه سرنوشتي براي اين دو كه چيزي جز تنفر براي همديگه ندارن رقم ميخوره؟
  • 🌟Little oneshots🌟 by yashar_di
    yashar_di
    • WpView
      Reads 3,460
    • WpPart
      Parts 8
    Chanbaek Little Stories👻💎🕸
  • Rosalia by jeokim
    jeokim
    • WpView
      Reads 30
    • WpPart
      Parts 1
    Name: Rosalia / رزالیا Couple: Kookv , Yoonmin , Namjin Genre: Mystery, Smut, Fakechat, Criminal معمایی ، جنایی ، اسمات ، فیک چت سرگرد امگا کیم تهیونگ، پلیس ۲۷ ساله مطرح کره بخاطر التماسای زن پرونده دختر گمشدش رو قبول می‌کنه و قسم میخوره که دخترشو پیدا کنه. اما اگر میدونست سرنوشت چه خوابی براش دیده، هیچوقت این مأموریت رو قبول میکرد؟ ~ ~ -قسم میخورم اون لبخند از خود راضی روی صورتت رو خودم پاک کنم! ولم کن عوضی. +به خونه جدیدت خوش اومدی سرگرد!
  • 🔮🌌My Twin🌌🔮 by Mandana654
    Mandana654
    • WpView
      Reads 356
    • WpPart
      Parts 2
    ♡•°• همزاد من •°•♡ سرنوشت هر ادم با دیگری فرق داره ..... تو این مورد حق انتخاب نه داشتی نه داری ..... تنها کاری که ازت برمیاد اینکه با تموم وجودت باهاش بجنگی تا انجور که دلت میخواد بشه و تغییرش بدی یا بهترش کنی و با چند تا ارزو و هدف زبیاترش کنی ....... خیلی سخته ولی شدنیه زندگی مسیریه که پیچ و خم زیادی داره....... این تو هستی که باید جوری حرکت کنی که از مسیرت منحرف نشی ..... حالا فکر کن با چندتا چیز غیر منتظره مسیرت برات جذاب تر بشه......اونقدر جذاب که سختی مسیرو حسش نکنی و تا به خودت بیای ببینی به مقصدت رسیدی 🔮 آیا سوکمین و جیمین هم میتونن سر نوشت شونوتغییر بدن ؟یا از پیچ و خم زندگیشون راحت گذر کنند؟ 🔮کدومشون مقاومت بیشتری نسبت به چالش های غیر منتظره داره؟ ~~~~~~~~~~~~ ژانر: رمنس ،درام ، عاشقانه ،اسمات کاپل اصلی : کوکمین ، ویمین کاپل فرعی:سپ ، نامجین #vimin #kookmin #namjin #sope
  • -walk in Paris- by aidavlove123456
    aidavlove123456
    • WpView
      Reads 18,124
    • WpPart
      Parts 27
    +به نظرت بعد ها راجبمون توی کتاب های تاریخ میگن؟ -عشق همیشه دفن میشه -------- ژانر:اسمات🔞 عاشقانه روزمره کاپل:ویکوک سپ نامجین (فصل اول)
  • runaway ..فراری by qazaalli
    qazaalli
    • WpView
      Reads 434
    • WpPart
      Parts 12
    در حال پخش⏯ شاهزاده کجاست؟؟ ای وای نیستش الان جواب پادشاه رو چی بدیم ... همه جا در هیاهو برای پیدا کردن شاهزاده ... اما او در دشتی سبز با گل هایی که بوی ان ها تمام فضا را پر کرده است خورشیدی ک ملایم بر او میتابد خسته از مقام سلطنت و سنت های کسل کننده.. - اون کیه؟ چرا داره فرار میکنه؟؟؟ نور خورشید چشمانش را اذیت میکرد اون چه کسی بود که نمیتوانست چهره اش را ببیند به سمت من میاد؟ چیزی در دلش او را وادار میکرد که سرجایش بایستد
    +1 more
  • The Curse Of Death by alexagraham5
    alexagraham5
    • WpView
      Reads 1,641
    • WpPart
      Parts 3
    چی میشه اگه تهیونگ یه خونه متروکه بخره که خیلی عجیب و ترسناکه؟! و چی میشه اگه جونگ کوک صاحب این خونه عجیب و ترسناک باشه که بیشتر از هزار سال عمرشه؟! ژانر: ترسناک، معمایی، عاشقانه، اسمات، خون آشامی
  • 𝙢𝙮 𝙜𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙤𝙧𝙡𝙙↲ by vk_stars
    vk_stars
    • WpView
      Reads 5,806
    • WpPart
      Parts 12
    |در حال آپ| مونو ها کسایی هستن که دنیا رو خاکستری میبینن نمیشه بهشون گفت کور رنگ چون اونا با کسایی که کور رنگی دارن فرق میکنن!! اونا به فردی به اسم "پروب" نیاز دارن تا بتونن رنگ‌ها رو ببینن و تشخیص بدن اما خب اگه اونا پروبشون رو ملاقات کنن شاید یه مشکلاتی ایجاد شه.. جانگ هوسوک یه امگا و مونو‌عه که اعتقاد داره نباید پروب رو پیدا کنه.. اما چی میشه که بخاطر پدر بدجنسش ، پروبش که از بخت بدش جفتش هم هست رو ملاقات کنه؟؟ ___________________________________________ ×تو یه هـرزه‌ای و اینجا هم جاییـه که بـهش تعلق داری! +من هرزه نیـستم بابا ، چرا با من این کار رو میکنی؟؟اگه مامان اینجا بود کاری میکرد از کارات پشیمون بشی!! •••••••••••• _میخوای یه راز رو بدونی؟؟ +چه رازی؟؟ _من چهره کوری دارم.. ♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩ [بر گرفته از سریالِ color rush با کلی تغییر] کاپل اصلی : سپ کاپل فرعی : ویکوک ، نامجین روز آپ : نامعلوم تعداد پارت : نامعلوم ژانر: کمدی ، چتی ، اسمات ، عاشقانه ، امگاورس ، فلاف نکته: به ژانر بوک توجه کنید این بوک قراره سوییت و عاشقانه باشه پس اگه نمیتونید نخونید
  • One year_Chanbaek Ver. by Sayo_NV
    Sayo_NV
    • WpView
      Reads 492
    • WpPart
      Parts 1
    Couple:Chanbaek Author: NV Ganres: dark, harsh, smut, romance با گذشت یه سال تاخوردگی گوشه‌ی عکس و جای اشکام روش میتونستن داستان بدترین سال زندگیم رو تعریف کنن با ریختن قطره اشکی مستقیم روی صورتی داخل عکس که یه روز تنها چیزی بود که میپرستیدم عکس رو تو دستم مچاله میکنم و با پرداخت پول بار بیرون میرم باید به قولی که به خودم داده بودم عمل میکردم قولی که هیچوقت فکر نمیکردم واقعا زمان عمل کردنش برسه... ورژن یونمین همین وانشات رو میتونید داخل اکانتم و چنل تلگرام بخونید آیدی چنل: @FictionLand_farsi
  • Wolves Never Cry by shr_ksL
    shr_ksL
    • WpView
      Reads 4,115
    • WpPart
      Parts 5
    ● نام: گرگ ها گریه نمیکنند ● ژانر: امگاورس، فانتزی، خشن، ازدواج اجباری، امپرگ، اسمات ● کاپل: سهون. جونگین. چانیول. بکهیون. (کاپل ها در روند داستان مشخص میشن) ● : -: من هیچ وقت گریه نکرده بودم.. چون بابا همیشه میگفت گرگ ها، هیچ وقت گریه نمی کنن. اونا شکار میکنن. وقتی مامان مرد گریه نکردم، وقتی بابا رفت، گریه نکردم.. قطره ی اشک، از چونه اش میچکه و روی زمین سقوط میکنه صدای افتادن اشک، روی زمین نیم سوخته ای که هردو میشنون -: این دوتا قطره ی لعنتی اشک و غرورم، هیچی نیست در مقابل چیزی که امروز از دستش دادم.. امروز رو هیچ وقت فراموش نکن جفت عزیزم.