Farahforogh
در سال های 1860 میلادی، دو کشور بزرگ ایندا و لانتن سالیان سال باهم در جنگ و خون ریزی به سر میبردند.
تا اینکه پادشاه لانتن پیشنهادی بزرگ داد: "ازدواجی بین ولیعهدم، پسرم مین یونگی، و دختر پادشاهی ایندا صورت بگیرد تا جنگ با پیوند تمام شود."
این پشنهاد بزرگ و بی نظیری بود! اما پادشاه ایندا دختری نداشت، پس پسر کوچکش، پارک جیمین را که در تمام ایالات به زیبایی زبان زدش معروف بود را به عنوان عروس به لانتن فرستاد.
مین یونگی که در ان موقع هجده سال بیشتر سن نداشت، از لانتن فرار کرد و به سرزمینی دوردست در ان سوی جهان رفت و زندگی جدیدی را به تنهایی آغاز کرد.
.
.
اما چه میشد که بعد از بیست سال مین یونگی تمام سرمایه زندگی اش را از دست بدهد و مجبور شود به لانتن بازگردد؟ و در لانتن غریبه ای آشنا را ببیند؟.
کاپل: یونمین
ژانر: عاشقانه، رومنس، درام، سلطنتی