امپرگ Stories

Refine by tag:
امپرگ
WpAddامگاورس
WpAddmpreg
WpAddجونگکوک
WpAddانگست
WpAddاسمات
WpAddomegavers
WpAddjungkook
WpAddomegaverse
WpAddmperg
WpAddکوکمین
WpAddنامجین
WpAddجیمین
WpAddکوکوی
WpAddkookv
WpAddkookmin
WpAddnamjin
WpAddbtsfanfic
WpAddjimin
WpAddbts
امپرگ
WpAddامگاورس
WpAddmpreg
WpAddجونگکوک
WpAddانگست
WpAddاسمات
WpAddomegavers
WpAddjungkook
WpAddomegaverse
WpAddmperg
WpAddکوکمین
WpAddنامجین
WpAddجیمین
WpAddکوکوی
WpAddkookv
WpAddkookmin
WpAddnamjin
WpAddbtsfanfic
WpAddjimin
WpAddbts

34 Stories

  • My little boy in pain by Milyyhana
    Milyyhana
    • WpView
      Reads 4,216
    • WpPart
      Parts 16
    جئون جونگکوک امگایی که یه شب بارونی تصمیم میگیره برای نجات جون خودش و بچش از خونه همسرش فرار کنه . توی جنگل کلبه‌ای میبینه و به اونجا میره و با کیم تهیونگ آشنا میشه . اما این دونفر میتونن با آسایش و بدون مشکل پیش هم باشن ؟ Couple : Vkook Genre : Dram , Romance , Angst , Mpreg , omegavers , Fluff وضعیت : درحال آپ روزهای آپ : هر جمعه
  • Give me back/منو بهم پس بدید by Parminbanoo
    Parminbanoo
    • WpView
      Reads 28,224
    • WpPart
      Parts 12
    چند روز مونده به روز عروسیش وقتی برای پیدا کردن چند تا شاخه گل رز بخصوص که نامزدش عاشقشه، زمان از دستش در میره و تا دیر وقت بیرون میمونه به خاطر استرسش و ترسش ازتاریکی راهو گم میکنه و سر از جای نااشنایی در میاره میدونست بالای شهره و جالب بود که فقط از اونجا بوی دو گرگ رو میتونست استشمام کنه! انگار که کس دیگ ای تو اون محله ی اشرافی زندگی نمیکرد! بوی دو الفای اصیل و قوی و...... از شانس بدش هورنی! چقد میتونه غم انگیز باشه که درست چند روز قبل عروسیش دو الفای هورنی و مست بهش تجاوز کنن و صبحش هیچی یادشون نیاد؟! ووقتی جیمین ماجرا رو برای نامزدش تعریف میکنه خانواده نامزدش بااین وصلت مخالفت کنن! و خانوادش از این ابروریزی پاشیده بشه! ولی از همه بدتر......! نامزدش باورش نکنه و جیمین برای اثبات حرفش شکایت میکنه و ازاونجایی که اون دو الفا خیلی گردن کلفت و پرنفوذن کل مدارک اون شبواز بین ببرن و حتی حاضر نباشن جیمینو برای یه لحظه ببینن!!! این وسط میمونه جیمین با قلبی متشکل از چند حس....!!!! شکسته از عشقش غمگین از خانوادش ناامید از خانواده نامزدش و پر از کینه و نفرت نسبت به دو الفایی که هیچ وقت قرار نیست چهرشونو از یاد ببره............ درحال اپ امگاورس، انگست، امپرگ، انتقامی، هپی اند کاپل: ویمینکوک
  • Отсутствие by Taejin_world
    Taejin_world
    • WpView
      Reads 485
    • WpPart
      Parts 1
    پوچی ... مثل سرگردانی در دنیایی بدون رنگ . name: Отсутствие (پوچی) Couple: taejin Genre : Angst , Romance , Mpreg Writer : Shiro
  • LIL MIU/KOOKJIN✓ by Littlebirdy00
    Littlebirdy00
    • WpView
      Reads 7,324
    • WpPart
      Parts 3
    قسمتي از زندگي يك دورگه گربه و يك انسان. كاپل: كوكجين وانشات سه پارتي.
  • FUNKY ALPHA/ آلفای بدبو by Parminbanoo
    Parminbanoo
    • WpView
      Reads 51,741
    • WpPart
      Parts 24
    داستان جونگ‌کوکی که از هم‌مدرسه‌ای جدیدش پارک جیمین آلفایی که به بد بو بودن مشهور بود، بدش میاد و سعی میکنه تا با متجاوز نشون دادن اون از مدرسه بیرون و زندگیشو نابود کنه! اما آیا همه چیز اونطوری که جونگ‌کوک‌شی میخواد پیش میره؟ شاید این جاها یه اشتباهی شده باشه... آمم شاید یه چیزی مثل اینکه پارک جیمین آلفا نیست؟! بخشی از داستان 👇 جیمین با حس رایحه ی الفا با ناله برگشت... اه خدا بدتر ازاین نمیشد... وقتی با تمام وجودش داشت امگا بودنش رو مخفی نگه میداشت تا بتونه از هر لحاظ پرفکت بنظر برسه فکر اینجاش رو نکرده بود... اینکه جئون جونگکوک عوضی تنها کسی باشه که از شانس گندش باید شاهد هیتش باشه..!! البته جیمین هنوز خبر ندشت بانی اصلی اومدن به این اردوی فاکی خود جناب جئون جونگکوک بود! منزجر کننده بود.. اما همین حالا هم با دیدن برامدگی بزرگ روی شلوار ورزشی جونگکوک اب از دهنش روی چونش ریخته بود... آلفا قصد نزدیکتر اومدن نداشت یا اینکه میترسید نزدیکتر بیاد؟! اون قصد داشت جیمین_آلفای رات شده_ رو در برابر یه امگای هیت شده بذاره اما حالا...دقیقا توی همون چاهی افتاده بود که خودش کنده بود! +++++++ Genre : Angst /School life /Omegaverse /Mpreg /Smut BY: Parminbanoo Couple: kookmin
  • 👶🏻🩷 ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ by Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Reads 278
    • WpPart
      Parts 1
    scenario💛💜 #kookmin
  •  𝐌𝐢𝐧 𝐅𝐚𝐦𝐢𝐥𝐲[𝒔𝒐𝒑𝒆] by itryryna
    itryryna
    • WpView
      Reads 18,727
    • WpPart
      Parts 10
    [ تموم شده و تموم نشده ]⌁ ꞌꞋꞌ ໋.ˑ ִ 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝖬𝗂𝗇 𝖥𝖺𝗆𝗂𝗅𝗒 ᭥ 🧁 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖥𝗅𝗎𝖿𝖿, 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌, 𝖬𝗉𝗋𝖾𝗀 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝖲𝗈𝗉𝖾🎀 ๑ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: ⩩𝖢𝗁𝖾𝗋𝗋𝗒
  • ‪𝗔𝗹𝗽𝗵𝗮 𝗼𝗿 𝗼𝗺𝗲𝗴𝗮؟ by BooMi_13
    BooMi_13
    • WpView
      Reads 102,852
    • WpPart
      Parts 48
    اخطار: ما هیچ مسئولیتی در قبال اکلیل هایی که قراره ازتون بپاچه قبول نمیکنیم :)))🌈 "سیزده سال اول زندگیم به این فکر میکردم که قرار یه آلفا باشم؛ ولی خب این دنیا همیشه خواسته های منو به تخمش گرفته‌. و از اونجایی که کارما در برابر من تبدیل میشه به مادر فولاد زره، در یه تصمیم ناگهانی منو تبدیل کرد به چیزی که خودمم نمیدونم چیه! محض رضای خدا! من یه امگام که فورومون آلفا رو داره! و موضوع جایی پیچیده تر شد که اون امگا، یعنی پارک جیمین رو دیدم. اوه! راستی خودمو معرفی نکردم؛ من کیم تهیونگم، ۲۵ سالمه و نمیدونم آلفام یا امگا..." [Complete] Name: Alpha or Omega? Genre:Smut،Mpreg، Romance، Comedy، omegaverse، fluff Couple: Vmin Written by: BoOMi #1:omegaverse #1:teahyung #2:jimin #5:mpreg
  • 𝐅𝐮𝐜𝐤𝐢𝐧𝐠 𝐒𝐩𝐞𝐫𝐦2 by Hooram1
    Hooram1
    • WpView
      Reads 65,978
    • WpPart
      Parts 15
    کاپل اصلی : کوکوی کاپل فرعی : یونمین ژانر : خوناشام ، خشن ، امپرگ هپی اند به اتمام رسیده!
  • Our destiny by Vzsal7
    Vzsal7
    • WpView
      Reads 30,185
    • WpPart
      Parts 11
    جونگ کوک امگا پسری که از بچگی روی پای خودش وایساده و سختی های زیادی کشیده ... به کمک دوستش وارد شرکت RG میشه ولی نمیدونه که از اونجا زندگیش عوض میشه..... ~~~ کیم تهیونگ گفت الان بهش؟ یا من اشتباه شنیدم شاید گفت پارک تهیونگ نه؟ ولی گفت کیم تهیونگ یعنی همونی که من بهش فحش دادم و البتهههه اه همونی که باهاش سکس داشتم رئیس شرکته.... ~~~ کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی: یونمین،نامجین ،جیهوپ زمان آپ‌:نامعلوم فیک اولمع حمایت کنید دوستان👋😅🤗
  • "AVATAR" by __taekookv__
    __taekookv__
    • WpView
      Reads 87,583
    • WpPart
      Parts 29
    خلاصه داستان: به پسر "آواتار" دست زدن تاوان سنگینی داره! زمانی که یه تار مو ازش کم شه به دست آووردن کل پک های "آواتار" و نگهداشتن پک خودت که سهله دیگه حتی نمیتونی لباس تو تن ات رو حفظ کنی چون "آواتار" قراره اون رو همراه با بدنت بدره!! کاپل:کوکوی ژانر: امگاوورس/تخیلی/فانتزی/رومنس/امپرگ زمان آپ:چهارشنبه
  • Second Chance by Badgalshookoo
    Badgalshookoo
    • WpView
      Reads 11,368
    • WpPart
      Parts 28
    اینکه هشت‌سال با همسرت زندگی کنی و فکر کنی یک زندگیِ شاد و بی‌دردسر داری خیلی خوبه؛ اما ممکنه پذیرفتن اینکه همسرت بهت خیانت کرده و یکی دیگه رو به تو ترجیح داده، مثل خندیدن به یک جکِ بی‌مزه و تکراری، سخت باشه. تهیونگ از الان به بعد دیگه فقط و فقط می‌خواست روی خودش تمرکز کنه، برای خودش زندگی کنه و از همه‌ی این ماجراها عبور کنه و این وسط جونگ‌کوک، دلش می‌خواست تهیونگ رو فقط برای خودش داشته باشه و بهش نشون بده که عشق می‌تونه واقعی و به دور از دروغ و خیانت باشه.
  • 👶🏻✨️ ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ by Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Reads 400
    • WpPart
      Parts 1
    scenario💛💜 #kookmin
  • carousel by fanfiction_fantsy
    fanfiction_fantsy
    • WpView
      Reads 34,019
    • WpPart
      Parts 52
    چرخ و فلک🎡 °•○°•○°•○°•○°•○°•○ خلاصه: جیمین امگایی که توی خانواده‌ی امگا ستیز متولد شده و همه‌ی درهای آزادی و پیشرفت به روش بسته شده. اما اون کسی نیست که به این زندان تن بده و تمام تلاشش رو برای فرار از این زندان می‌کنه. اما هیچ چیز به اون راحتی که فکرش رو می‌کنه نیست و در این بین درگیر عشقی یک‌طرفه و دست نیافتنی می‌شه ؛) °•○°•○°•○°•○°•○°•○ ژانر: انگست، امگاورس، امپرگ، عاشقانه کاپل:کوکمین_نامجین روز‌های آپ: اطلاعی ندارم🦦
  • 『𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐲🌛』 by TalesByElsa
    TalesByElsa
    • WpView
      Reads 74,444
    • WpPart
      Parts 45
    🦋☽ زیبــای وحشـی Complete ⛮ کاپـل: چانبــک ⛮ ژانــر: عاشـقانه، تاریـخی، امپـرگ، امگـاورس، اسـمات ⛮ نویسـنده: السـا و بری ⛮ ادیتور و بازنویس: السـا بیون بکهیون، امگای زیبایی که به دستور امپراطور مجبور به ازدواج با اون آلفای روانی میشه. پارک چانیول، امپراطور پایتخت با بیماری روانی سختی از دوران کودکی خودش دست و پنجه نرم می‌کنه و حالا به خواسته پدرش تصمیم می‌گیره فرزند وزیر بیون رو به همسری خودش دربیاره. اما آیا این تصمیم می‌تونه آینده هردوی اون‌ها رو نجات بده؟ یا سرنوشت چیزی دردناک‌تر براشون رقم زده؟
  • ᴍʏ ᴘᴇᴛᴀʟ | گلبرگ من by Dante_1997
    Dante_1997
    • WpView
      Reads 256,087
    • WpPart
      Parts 100
    گلبرگ من [ ویکوک] [ کامل شده ] Genre : Hybrid , Mpreg, Romance , Fluff، Dram کیم تهیونگ که به مافیای دارو معروفه و صاحب یکی از بزرگترین شرکت های داروسازی در کره است، در لابراتوار شرکت رقیب تخلفی رو میبینه. استفاده از یک هایبرید خرگوش بی گناه برای تولید دارو و زندانی کردنش ؟؟ این قطعا چیزی نبود که کیم بتونه نادیده بگیره ، مخصوصا اگر اون هایبرید بانمک و می‌شناخت...
  • Love U More than Chocolate Pizza  by AtlasIsSoooDone
    AtlasIsSoooDone
    • WpView
      Reads 1,670
    • WpPart
      Parts 3
    "اُمگای من خل شده، داره منم خل می‌کنه!" "الان جدی بود که گفت من مسخره‌ش کردم و گفتم قد خرس شده؟ بابا من فقط یه کلمه در اومدم گفتم امشب به جای غذای گوشتی یه چیز دیگه بخوریم!" _______ جونگکوک بارداره. منتظر یه دوقلوئه و هفت ماهشه. هورمونا سر به جونش گذاشتن. زود از همه‌چی می‌رنجه، از کوره در می‌ره و سر کوچکترین چیزا حسابی کولی‌بازی در میاره. و تهیونگ... خب تهیونگ اون‌قدردوسش داره که کم مونده خودشو براش نفله کنه :)
  • 🐺💕 ʲⁱᵏᵒᵒᵏ by Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Reads 235
    • WpPart
      Parts 1
    Scenario💛💜 #kookmin
  • [Lost Luna] by SarvnazAhmadi9
    SarvnazAhmadi9
    • WpView
      Reads 8,099
    • WpPart
      Parts 17
    لونایی که از همون اول نحس می‌دونستنش و قبل اینکه تاجگذاری کنه با یه نقشه اتاقشو آتیش میزنن و آلفایی که درست جلوی چشاش شاهد سوختن جفتشه بدون اینکه کاری از دستش بر بیاد . ...................................................................... سوزش بدی رو روی صورتش حس می‌کرد ولی قدرتی توی خودش نمی‌دید تا بتونه از سوزشش جلوگیری کنه . چشای به رنگ خونش از حجم زیاد دود داخل اتاق از اشک پر شده بود و نمی‌ذاشتن اتفاقاتی که داشت می‌افتاد رو واضح ببینه . + سرفه ... سرفه ...یکی ... سرفه ... ک.کمک ... سرفه سرفه ... کنه ... ته ...سرفه کم و بیش از بین چشای نیمه بازیش دید که یهو در اتاق باز شد . اولین چیزی که به چشمش اومد دو مردمک طلایی رنگ بود و زمزمه‌ای که به سختی به گوشش رسید . - کوکی ... چند قدم جلو اومد اما نرسیده بهش شاهد عقب کشیدنش توسط سربازا شد . ناخودآگاه دستش به دنبال اون فرد بالا اومد . + ته ... سرفه ... ته قطره‌های اشک از چشاش پایین می‌ریختن و روی لپ های لطیف و سفیدش می‌غلتیدن . به پشت برگشت و دو نفر دیگه‌ای رو هم که مثل خودش تو این اتاق حبس شده بودند و بدنشون پذیرای آتیش شده بود ، دید . درد تمومی نداشت و کم کم امونشو می برید . هق از ته دلی زد . + ته ... نه ...سرفه ... ته ... سرفه ... نمی خوام .. ته ... قبل از اینکه چشاش روی هم بیفتن زیر لب گفت . .................................