امپرگ cerita

Saring berdasarkan tag:
امپرگ
WpAddامگاورس
WpAddmpreg
WpAddجونگکوک
WpAddاسمات
WpAddکوکوی
WpAddomegaverse
WpAddjungkook
WpAddتهیونگ
WpAddتاریخی
WpAddنامجین
WpAddانگست
WpAddویکوک
WpAddomegavers
WpAddbts
WpAddkookv
WpAddhistorical
WpAddnamjin
WpAddbtsfanfic
WpAddromance
امپرگ
WpAddامگاورس
WpAddmpreg
WpAddجونگکوک
WpAddاسمات
WpAddکوکوی
WpAddomegaverse
WpAddjungkook
WpAddتهیونگ
WpAddتاریخی
WpAddنامجین
WpAddانگست
WpAddویکوک
WpAddomegavers
WpAddbts
WpAddkookv
WpAddhistorical
WpAddnamjin
WpAddbtsfanfic
WpAddromance

37 Cerita

  • *My Omega* oleh 0XXXQQQ
    0XXXQQQ
    • WpView
      Membaca 327
    • WpPart
      Bab 16
    شاهزاده‌ی پنجم یونسو، امگای ظریف و زیبا، با خاستگارانی‌ زیاد از سرزمین‌های مختلف. این امگا دلبسته‌ی فرمانده‌ای میشه که از قضا یه آلفای‌ مونثِ... آیا پادشاه‌ عشق اونها رو درک می‌کنه؟.
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ oleh broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Membaca 6,351
    • WpPart
      Bab 21
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • ᴍʏ ᴘᴇᴛᴀʟ | گلبرگ من oleh Dante_1997
    Dante_1997
    • WpView
      Membaca 353,185
    • WpPart
      Bab 103
    گلبرگ من [ ویکوک] [ کامل شده ] Genre : Hybrid , Mpreg, Romance , Fluff، Dram کیم تهیونگ که به مافیای دارو معروفه و صاحب یکی از بزرگترین شرکت های داروسازی در کره است، در لابراتوار شرکت رقیب تخلفی رو میبینه. استفاده از یک هایبرید خرگوش بی گناه برای تولید دارو و زندانی کردنش ؟؟ این قطعا چیزی نبود که کیم بتونه نادیده بگیره ، مخصوصا اگر اون هایبرید بانمک و می‌شناخت...
  • 🐺🤍 ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ oleh Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Membaca 440
    • WpPart
      Bab 1
    Scenario💛💜 #kookmin
  • FUNKY ALPHA/ آلفای بدبو oleh Parminbanoo
    Parminbanoo
    • WpView
      Membaca 55,724
    • WpPart
      Bab 24
    داستان جونگ‌کوکی که از هم‌مدرسه‌ای جدیدش پارک جیمین آلفایی که به بد بو بودن مشهور بود، بدش میاد و سعی میکنه تا با متجاوز نشون دادن اون از مدرسه بیرون و زندگیشو نابود کنه! اما آیا همه چیز اونطوری که جونگ‌کوک‌شی میخواد پیش میره؟ شاید این جاها یه اشتباهی شده باشه... آمم شاید یه چیزی مثل اینکه پارک جیمین آلفا نیست؟! بخشی از داستان 👇 جیمین با حس رایحه ی الفا با ناله برگشت... اه خدا بدتر ازاین نمیشد... وقتی با تمام وجودش داشت امگا بودنش رو مخفی نگه میداشت تا بتونه از هر لحاظ پرفکت بنظر برسه فکر اینجاش رو نکرده بود... اینکه جئون جونگکوک عوضی تنها کسی باشه که از شانس گندش باید شاهد هیتش باشه..!! البته جیمین هنوز خبر ندشت بانی اصلی اومدن به این اردوی فاکی خود جناب جئون جونگکوک بود! منزجر کننده بود.. اما همین حالا هم با دیدن برامدگی بزرگ روی شلوار ورزشی جونگکوک اب از دهنش روی چونش ریخته بود... آلفا قصد نزدیکتر اومدن نداشت یا اینکه میترسید نزدیکتر بیاد؟! اون قصد داشت جیمین_آلفای رات شده_ رو در برابر یه امگای هیت شده بذاره اما حالا...دقیقا توی همون چاهی افتاده بود که خودش کنده بود! +++++++ Genre : Angst /School life /Omegaverse /Mpreg /Smut BY: Parminbanoo Couple: kookmin
  • ‪𝗔𝗹𝗽𝗵𝗮 𝗼𝗿 𝗼𝗺𝗲𝗴𝗮؟ oleh BooMi_13
    BooMi_13
    • WpView
      Membaca 109,344
    • WpPart
      Bab 48
    اخطار: ما هیچ مسئولیتی در قبال اکلیل هایی که قراره ازتون بپاچه قبول نمیکنیم :)))🌈 "سیزده سال اول زندگیم به این فکر میکردم که قرار یه آلفا باشم؛ ولی خب این دنیا همیشه خواسته های منو به تخمش گرفته‌. و از اونجایی که کارما در برابر من تبدیل میشه به مادر فولاد زره، در یه تصمیم ناگهانی منو تبدیل کرد به چیزی که خودمم نمیدونم چیه! محض رضای خدا! من یه امگام که فورومون آلفا رو داره! و موضوع جایی پیچیده تر شد که اون امگا، یعنی پارک جیمین رو دیدم. اوه! راستی خودمو معرفی نکردم؛ من کیم تهیونگم، ۲۵ سالمه و نمیدونم آلفام یا امگا..." [Complete] Name: Alpha or Omega? Genre:Smut،Mpreg، Romance، Comedy، omegaverse، fluff Couple: Vmin Written by: BoOMi #1:omegaverse #1:teahyung #2:jimin #5:mpreg
  • Wolves Never Cry oleh shr_ksL
    shr_ksL
    • WpView
      Membaca 4,318
    • WpPart
      Bab 5
    ● نام: گرگ ها گریه نمیکنند ● ژانر: امگاورس، فانتزی، خشن، ازدواج اجباری، امپرگ، اسمات ● کاپل: سهون. جونگین. چانیول. بکهیون. (کاپل ها در روند داستان مشخص میشن) ● : -: من هیچ وقت گریه نکرده بودم.. چون بابا همیشه میگفت گرگ ها، هیچ وقت گریه نمی کنن. اونا شکار میکنن. وقتی مامان مرد گریه نکردم، وقتی بابا رفت، گریه نکردم.. قطره ی اشک، از چونه اش میچکه و روی زمین سقوط میکنه صدای افتادن اشک، روی زمین نیم سوخته ای که هردو میشنون -: این دوتا قطره ی لعنتی اشک و غرورم، هیچی نیست در مقابل چیزی که امروز از دستش دادم.. امروز رو هیچ وقت فراموش نکن جفت عزیزم.
  • LIL MIU/KOOKJIN✓ oleh Littlebirdy00
    Littlebirdy00
    • WpView
      Membaca 7,629
    • WpPart
      Bab 3
    قسمتي از زندگي يك دورگه گربه و يك انسان. كاپل: كوكجين وانشات سه پارتي.
  • Second Chance oleh Badgalshookoo
    Badgalshookoo
    • WpView
      Membaca 72,066
    • WpPart
      Bab 66
    اینکه هشت‌سال با همسرت زندگی کنی و فکر کنی یک زندگیِ شاد و بی‌دردسر داری خیلی خوبه؛ اما ممکنه پذیرفتن اینکه همسرت بهت خیانت کرده و یکی دیگه رو به تو ترجیح داده، مثل خندیدن به یک جکِ بی‌مزه و تکراری، سخت باشه. تهیونگ از الان به بعد دیگه فقط و فقط می‌خواست روی خودش تمرکز کنه، برای خودش زندگی کنه و از همه‌ی این ماجراها عبور کنه و این وسط جونگ‌کوک، دلش می‌خواست تهیونگ رو فقط برای خودش داشته باشه و بهش نشون بده که عشق می‌تونه واقعی و به دور از دروغ و خیانت باشه.
  • Give me back/منو بهم پس بدید oleh Parminbanoo
    Parminbanoo
    • WpView
      Membaca 29,669
    • WpPart
      Bab 12
    چند روز مونده به روز عروسیش وقتی برای پیدا کردن چند تا شاخه گل رز بخصوص که نامزدش عاشقشه، زمان از دستش در میره و تا دیر وقت بیرون میمونه به خاطر استرسش و ترسش ازتاریکی راهو گم میکنه و سر از جای نااشنایی در میاره میدونست بالای شهره و جالب بود که فقط از اونجا بوی دو گرگ رو میتونست استشمام کنه! انگار که کس دیگ ای تو اون محله ی اشرافی زندگی نمیکرد! بوی دو الفای اصیل و قوی و...... از شانس بدش هورنی! چقد میتونه غم انگیز باشه که درست چند روز قبل عروسیش دو الفای هورنی و مست بهش تجاوز کنن و صبحش هیچی یادشون نیاد؟! ووقتی جیمین ماجرا رو برای نامزدش تعریف میکنه خانواده نامزدش بااین وصلت مخالفت کنن! و خانوادش از این ابروریزی پاشیده بشه! ولی از همه بدتر......! نامزدش باورش نکنه و جیمین برای اثبات حرفش شکایت میکنه و ازاونجایی که اون دو الفا خیلی گردن کلفت و پرنفوذن کل مدارک اون شبواز بین ببرن و حتی حاضر نباشن جیمینو برای یه لحظه ببینن!!! این وسط میمونه جیمین با قلبی متشکل از چند حس....!!!! شکسته از عشقش غمگین از خانوادش ناامید از خانواده نامزدش و پر از کینه و نفرت نسبت به دو الفایی که هیچ وقت قرار نیست چهرشونو از یاد ببره............ درحال اپ امگاورس، انگست، امپرگ، انتقامی، هپی اند کاپل: ویمینکوک
  •  𝐌𝐢𝐧 𝐅𝐚𝐦𝐢𝐥𝐲[𝒔𝒐𝒑𝒆] oleh itryryna
    itryryna
    • WpView
      Membaca 19,714
    • WpPart
      Bab 10
    [ تموم شده و تموم نشده ]⌁ ꞌꞋꞌ ໋.ˑ ִ 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝖬𝗂𝗇 𝖥𝖺𝗆𝗂𝗅𝗒 ᭥ 🧁 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖥𝗅𝗎𝖿𝖿, 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌, 𝖬𝗉𝗋𝖾𝗀 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝖲𝗈𝗉𝖾🎀 ๑ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: ⩩𝖢𝗁𝖾𝗋𝗋𝗒
  • Miele oleh ficspell
    ficspell
    • WpView
      Membaca 388
    • WpPart
      Bab 16
    Dialogues: «,لازم نیست مراقبم باشی، خودم بلدم از پسش بربیام.» «میدونم عسل, ولی فرق عمل کردنِ تو با من مثل نوازش کردن یه بچه با سلاخی کردن یه ادمه» ـــــــــــــــــــــــــــ «این بار لازم نیست چیزی رو ثابت کنی، تهیونگ.» « و این بار تو هم لازم نیست پشت میز دادگاه پنهان شی، قاضی جون» ـــــــــــــــــــــــــــ «جونگکوک یعنی میخوای قانون رو زیر پا بزاری؟» «به خاطر تو قانون که هیچ میتونم هزاران نفر رو زیر پاهام له کنم» ـــــــــــــــــــــــــــ «دیگه خیلی بهت خوش گذشته» «از یه امگای جوونِ خوشگل مثل من چه انتظاری داری پیرمرد؟» تاریخ شروع فیک:1405/5/30
  • 🐺👶🏻ʲⁱᵏᵒᵒᵏ oleh Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Membaca 690
    • WpPart
      Bab 1
    scenario💛💜 #jikook
  • "AVATAR" oleh __taekookv__
    __taekookv__
    • WpView
      Membaca 90,682
    • WpPart
      Bab 29
    خلاصه داستان: به پسر "آواتار" دست زدن تاوان سنگینی داره! زمانی که یه تار مو ازش کم شه به دست آووردن کل پک های "آواتار" و نگهداشتن پک خودت که سهله دیگه حتی نمیتونی لباس تو تن ات رو حفظ کنی چون "آواتار" قراره اون رو همراه با بدنت بدره!! کاپل:کوکوی ژانر: امگاوورس/تخیلی/فانتزی/رومنس/امپرگ زمان آپ:چهارشنبه
  • 👶🏻🩷 ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ oleh Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Membaca 328
    • WpPart
      Bab 1
    scenario💛💜 #kookmin
    +12 lagi
  • 𝐅𝐮𝐜𝐤𝐢𝐧𝐠 𝐒𝐩𝐞𝐫𝐦2 oleh Hooram1
    Hooram1
    • WpView
      Membaca 68,709
    • WpPart
      Bab 15
    کاپل اصلی : کوکوی کاپل فرعی : یونمین ژانر : خوناشام ، خشن ، امپرگ هپی اند به اتمام رسیده!
  • Our destiny oleh Vzsal7
    Vzsal7
    • WpView
      Membaca 31,288
    • WpPart
      Bab 11
    جونگ کوک امگا پسری که از بچگی روی پای خودش وایساده و سختی های زیادی کشیده ... به کمک دوستش وارد شرکت RG میشه ولی نمیدونه که از اونجا زندگیش عوض میشه..... ~~~ کیم تهیونگ گفت الان بهش؟ یا من اشتباه شنیدم شاید گفت پارک تهیونگ نه؟ ولی گفت کیم تهیونگ یعنی همونی که من بهش فحش دادم و البتهههه اه همونی که باهاش سکس داشتم رئیس شرکته.... ~~~ کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی: یونمین،نامجین ،جیهوپ زمان آپ‌:نامعلوم فیک اولمع حمایت کنید دوستان👋😅🤗
  • 🐺💕 ʲⁱᵏᵒᵒᵏ oleh Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Membaca 268
    • WpPart
      Bab 1
    Scenario💛💜 #kookmin
  • Отсутствие oleh Taejin_world
    Taejin_world
    • WpView
      Membaca 517
    • WpPart
      Bab 1
    پوچی ... مثل سرگردانی در دنیایی بدون رنگ . name: Отсутствие (پوچی) Couple: taejin Genre : Angst , Romance , Mpreg Writer : Shiro