امگاورس Stories

Refine by tag:
امگاورس
WpAddکوکوی
WpAddامپرگ
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddomegaverse
WpAddاسمات
WpAddomegavers
WpAddvkook
WpAddkookv
WpAddjungkook
WpAddنامجین
WpAddیونمین
WpAddکوکمین
WpAddجیکوک
WpAddجیمین
WpAddانگست
WpAddbts
امگاورس
WpAddکوکوی
WpAddامپرگ
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddتهکوک
WpAddomegaverse
WpAddاسمات
WpAddomegavers
WpAddvkook
WpAddkookv
WpAddjungkook
WpAddنامجین
WpAddیونمین
WpAddکوکمین
WpAddجیکوک
WpAddجیمین
WpAddانگست
WpAddbts

94 Stories

  • 𝑺𝒕𝒐𝒏𝒆 𝑶𝒇 𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑷𝒐𝒘𝒆𝒓 by sani0w
    sani0w
    • WpView
      Reads 114,191
    • WpPart
      Parts 32
    «کامل شده» داستان از اینجا شروع میشه که بعد از 1000 سال یک شخص آواتار با تمامی قدرت ها بدنیا میاد ولی هنوز با بدنیا نیومدنش لواتاریا جنگ رو با خوناشام ها و گرگینه ها شروع میکنن. کیــم تهیونگ رییس تمامی خوناشام ها و کیــم نامجون آلفا و رییس پک گرگینه ها با متحد شدن هم دیگه به جنگ با لواتاریا میرن و داستان با دنیا اومدن جئون جانگ کوک با چشمای رنگی شروع میشه...... ❥𝑵𝒂𝒎𝒆 𝑩𝒐𝒐𝒌:𝒔𝒕𝒐𝒏𝒆 𝒐𝒇 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒑𝒐𝒘𝒆𝒓 ❥𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌-𝒀𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏-𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 ❥𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:-𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆-𝑽𝒂𝒎𝒑𝒊𝒓𝒆-𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒐𝒓𝒔-𝑺𝒎𝒖𝒕 ❥𝒕𝒉𝒆 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓:𝑺𝒂𝒏𝒂𝒛
  • 𝐶𝑖𝑔𝑎𝑟𝑒𝑡𝑡𝑒 by Bita_park
    Bita_park
    • WpView
      Reads 95,826
    • WpPart
      Parts 24
    فول پارت فیکشن: سیگار ژانر: رمنس، امگاورس، رمزآلود، اسمات کاپل: ویکوک قسمتی از فیک: _وقتی اون شب گیرم انداختی ماه کامل بود! امشبم ماه کامله.. +یعنی امشب سالگرد دیدارمونه.. پس مثل همون شب لازمه بهت سیگار بدم تا خفه شی؟! _نه... امشب باید بجای سیگار با لبات خفم کنی!
  • that man / اون مرد " yoonmin" by rominaromina396
    rominaromina396
    • WpView
      Reads 223,017
    • WpPart
      Parts 69
    🔥برشی از داستان : " دوست دارم ببینم روابطشون در حد پدر پسریه یا .... با ضربه جین به شکمش خفه شد صورت همیشه خندون هیونگش اخمی بود " یااا ...هیونگ !!!! " نباید اینجوری پشتش حرف بزنی اون همسره یونگیه ! کوک پوزخند زد " ول کن هیونگ اون یه ازدواج صوری بود مطمئنن هیونگ حتی اسم اون پسرم یادش نیست !!!! کاپل : Yoonmin ژانر : مافیا / امگاورش / کمدی و غمگین / امپرگ / معمایی / پلیسی / هیجانی / خانوادگی خلاصه: _طبق وصیت عمه ..." اون " ..باید باهاش ازدواج می‌کرد... .اما ... چرا آخرین تصویرم ازش ...برای ۱۷ سال پیشه ! ...شاید ..نباید بهش میگفتم " دوست دارم " . . . نگاهی به صورت معصوم دو بچه روی تخت انداخت _ شما ...بوی اونو میدید .... نویسنده " رومی " شروع داستان ۱۲ /۳ / ۱۴۰۳ پایان : .....
  • 𝗕𝗟𝗢𝗢𝗠 by janannni
    janannni
    • WpView
      Reads 14
    • WpPart
      Parts 2
    هیچکدوم برای عاشق شدن آماده نبودن... ازدواجشون قرار نبود عاشقانه باشه؛ نه از اونایی که با یه نگاه عاشق میشن و تا ابد باهم میمونن! باهم بودنشون فقط یه تصمیم بود از سر اجبار، یه امضا روی کاغذ؛ بدون احساس و بدون عشق... دو نفری که اول مجبور شدن کنار هم قرار بگیرن، اما بعد از مدتی خودشون انتخاب کردن بین این همه اجبار همراه هم بمونن. کم کم یه چیزهایی بینشون شکل گرفت! نه با حرف و قول های الکی، با نگاه های آروم و سکوت هایی که خیلی چیزارو میگفتن و لحظه هایی که نشون می‌داد این شروع شکفتن شکوفه عشق توی قلب هاشونه... ******* - 𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆, 𝒔𝒍𝒊𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒍𝒊𝒇𝒆 - 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒔𝒆𝒐𝒏𝒈𝒋𝒐𝒐𝒏𝒈, 𝒋𝒐𝒏𝒈𝒔𝒂𝒏𝒈, 𝒘𝒐𝒐𝒔𝒂𝒏, 𝒚𝒖𝒏𝒈𝒊 - 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝒋𝒂𝒏𝒂𝒏 . . 🌸✨ " 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆 𝒃𝒓𝒐𝒖𝒈𝒉𝒕 𝒕𝒉𝒆𝒎 𝒕𝒐𝒈𝒆𝒕𝒉𝒆𝒓 𝒃𝒖𝒕 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒌𝒆𝒑𝒕 𝒕𝒉𝒆𝒎 𝒃𝒍𝒐𝒐𝒎𝒊𝒏𝒈! " ( ازدواج اونا رو کنار هم گذاشت اما این عشق بود که باعث شکفتنشون شد! )
  • "HIDDEN BOND" {Teakook} by vjk1275
    vjk1275
    • WpView
      Reads 11
    • WpPart
      Parts 3
    ترسو...کلمه ای که 13 سال توی ذهن جونگکوک جا خوش کرده بود و هربار با آوردن اسم تهیونگ این صفت هم کنارش میومد. مدت کمی نبود، فکر میکرد تهیونگ برای نجات جونش و از روی خودخواهی از خونه فرار کرده بود و همین باعث عصابنیتش میشد... بی خبر از همه چی ، بی خبر از اینکه دلیل تهیونگ چی بوده یا حتی تلاشی برای فهمیدن موضوع بکنه فقط ازش عصبانی بود. اما چی میشه اگه تهیونگ بعد از سیزده سال برگرده و چیزی که تا به امروز پنهان کرده بود رو آشکار کنه و همه چیز رو تغییر بده؟ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (قسمتی از فیکشن) -اگه یبار دیگه تیر بخوری خودم میزنمت، فهمیدی؟ -با اون مشتای کوچولوت؟ * - فکر کردی برام مهمه چرا رفتی؟ اگه میخوای بازم برو...هرجا دلت میخواد برو. -برای همین صبح داشتی مثل دیوونه ها کل خونه رو می‌گشتی عروسک؟ * -نمیفهمم چرا باید بهت جواب پس بدم؟ اصلا تو کی هستی که از من حساب می‌پرسی؟ -اگه یادت باشه قبل از اینکه پسر خاله باشیم جفت هم دیگه ایم. * -اگه بخوابم، صبح بشه تو میری؟ -من جایی نمی‌رم ماه من... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ Genre: omegavers_smut_action_mafia Couple:teakook_yoonmin Writer:aylin زمان آپ: چهارشنبه
  • 🧑🏻‍🤝‍🧑🏻🩶 ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ by Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      Reads 236
    • WpPart
      Parts 1
    scenario💛💜 #kookmin
  • 𝐾𝑟𝑎𝑠𝑖𝑣𝑖𝑒_S2 by Bita_park
    Bita_park
    • WpView
      Reads 40,654
    • WpPart
      Parts 17
    ●فول پارت فصل دوم فیکشن کراسیوی● ~|فیک: زیبایی ~|ژانر: رمنس، امگاورس، امپرگ، اسمات •●جونگ‌کوک عاشق و دیوونه ی کراسیویِ! طوری که نفس هاش به نفس های امگاش وصله... اون دوتا با عشق کنار هم زندگی میکنن و صاحب توله گرگ شیطونی میشن. اما همه چیز با یک اشاره و حرف تغییر میکنه! الفا تغییر میکنه!... امگاش رو میرنجونه!...
  • My little boy in pain by Milyyhana
    Milyyhana
    • WpView
      Reads 3,285
    • WpPart
      Parts 15
    جئون جونگکوک امگایی که یه شب بارونی تصمیم میگیره برای نجات جون خودش و بچش از خونه همسرش فرار کنه . توی جنگل کلبه‌ای میبینه و به اونجا میره و با کیم تهیونگ آشنا میشه . اما این دونفر میتونن با آسایش و بدون مشکل پیش هم باشن ؟ Couple : Vkook Genre : Dram , Romance , Angst , Mpreg , omegavers , Fluff وضعیت : درحال آپ روزهای آپ : هر جمعه
  • 𓂃The Mission Trap [KookV]⋱ by Veronikanoir
    Veronikanoir
    • WpView
      Reads 9,987
    • WpPart
      Parts 9
    تلـه‌ی مأمـوریت [تمام شده] ⨳ کـاپل: کوکـوی ⨳ ژانـر: امگاورس، رومنس، پلیسی، اسمات ⨳ تایپ: کوکوی 🐾خلاصـه: تهیونگ، امگای غالبی که از لحظه‌ی ورودش به پایگاه هونگان، جذب فرمانده‌ای آروم با رایحه‌ی شکلاتی می‌شه؛ کسی که برخلاف قانون طبیعتشون، جفت حقیقیش نیست. توی دنیایی که قلب گرگ‌ها فقط برای جفتشون به تلاطم میفته، این کشش نادر، تهیونگ رو گیج کرده. چی می‌شه اگه اعتراف تهیونگ درست وسط یکی از مأموریت‌هایی باشه که دارن با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می‌کنن؟
  • Second Chance by Badgalshookoo
    Badgalshookoo
    • WpView
      Reads 9,269
    • WpPart
      Parts 28
    اینکه هشت‌سال با همسرت زندگی کنی و فکر کنی یک زندگیِ شاد و بی‌دردسر داری خیلی خوبه؛ اما ممکنه پذیرفتن اینکه همسرت بهت خیانت کرده و یکی دیگه رو به تو ترجیح داده، مثل خندیدن به یک جکِ بی‌مزه و تکراری، سخت باشه. تهیونگ از الان به بعد دیگه فقط و فقط می‌خواست روی خودش تمرکز کنه، برای خودش زندگی کنه و از همه‌ی این ماجراها عبور کنه و این وسط جونگ‌کوک، دلش می‌خواست تهیونگ رو فقط برای خودش داشته باشه و بهش نشون بده که عشق می‌تونه واقعی و به دور از دروغ و خیانت باشه.
  • Last kiss[one shot] by HukaM93
    HukaM93
    • WpView
      Reads 1,032
    • WpPart
      Parts 2
    Last Kiss couple:Namjin Gener: Omegavers, romance,Angst
  • DOMINIC/Kookv by rama-gh
    rama-gh
    • WpView
      Reads 18,035
    • WpPart
      Parts 24
    dominic/دامینیک تهیونگ امگایی بود که تنها چیزی که توی‌ دنیا نیاز داشت نادیده گرفته شدن و تنها بودنِ. اون داشتش، نه دوستی نه پارتنری از اول زندگیش همین بود. البته قبل از ورود اون دردسر جئون جونگکوک یک دردسر واقعی برای امگا بود اون الفا واقعا یه پسر بد بود و چرا باید دردسر باشه. خب مثل هر کلیشه الفایی که هر امگایی تا الان خواسته داشته چرا تهیونگ رو نداشته باشه؟ <<من تو رو زندگی می‌کنم،خوشگله. + من رو زندگی می‌کنی؟ یعنی چی؟ -بیشتر از خیلی، دوست دارم؛ اما هنوز عشق نیست، برای همین کلمه‌ی Love و Like روکنار هم گذاشتم و Live به دست اومد، بنابراین من تو رو زندگی می‌کنم. من باهات زندگی می‌کنم،خوشگله. +اینو از خودت دراوردی؟ -خب نه، دختری که پارسال باهاش سکس می‌کردم این رو بهم گفت، گفت تو یه کتاب خوندتش +تو یه عوضی هستی، اما من هم تورو زندگی میکنم دامینیک.>> Name:Dominic Couple: kookv Genre:Dram,Fluff,Comedy,smut, Omegaverse,Mpreg,RPF_AU [این فیک‌ ترجمه‌ شده‌‌اس]
  • one part  by min_dayeon
    min_dayeon
    • WpView
      Reads 488
    • WpPart
      Parts 3
    جدا از فرایند داستانی guilty یکسری تک پارتی ها از کاپل های مختلف هست،بعضی هاشون چندین قسمت دارن و بعضی ها هم توی یه قسمت جمع میشن. این بوک‌ به اونها اختصاص داده شده^^
  • Poverty & Pride by nerdygal7
    nerdygal7
    • WpView
      Reads 5,623
    • WpPart
      Parts 8
    Genre: omegaverse, drama, romance Couples: sekai, chanbaek Channel: @parkfamily_fictions توضیحات تکمیلی اضافه خواهد شد.
  • 『𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐲🌛』 by TalesByElsa
    TalesByElsa
    • WpView
      Reads 73,505
    • WpPart
      Parts 45
    🦋☽ زیبــای وحشـی Complete ⛮ کاپـل: چانبــک ⛮ ژانــر: عاشـقانه، تاریـخی، امپـرگ، امگـاورس، اسـمات ⛮ نویسـنده: السـا و بری ⛮ ادیتور و بازنویس: السـا بیون بکهیون، امگای زیبایی که به دستور امپراطور مجبور به ازدواج با اون آلفای روانی میشه. پارک چانیول، امپراطور پایتخت با بیماری روانی سختی از دوران کودکی خودش دست و پنجه نرم می‌کنه و حالا به خواسته پدرش تصمیم می‌گیره فرزند وزیر بیون رو به همسری خودش دربیاره. اما آیا این تصمیم می‌تونه آینده هردوی اون‌ها رو نجات بده؟ یا سرنوشت چیزی دردناک‌تر براشون رقم زده؟
  • Eunia|•𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 by Rumyme
    Rumyme
    • WpView
      Reads 319
    • WpPart
      Parts 2
    ⁂ Eunia - where stillness speaks. A sanctuary of scent, touch, and silent understanding/زیبایی ذهن ⁂ ༄༆༄ جونگ‌کوک فکرش رو هم نمی‌کرد که با پا گذاشتن توی مرکز ماساژ اِیونیا و حس‌کردن اون دست‌های حرفه‌ای و معجزه‌گر، مشتریِ ثابت اونجا بشه؛ اون هم به خاطر ماساژور امگایی که درد جسمش رو التیام داد و حتی شاید می‌تونست به قلبش هم قوت ببخشه. ⁂ Couple: Kookv ⁂ Genre: Romance, Omegaverse, Daily-life, Fluff, Smut آپ: جمعه‌ها. (می‌تونین از چنل تلگرام با آیدی @jungitata به صورت تلگراف هم بخونیدش!)
  • 𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂 by kimjeontkv
    kimjeontkv
    • WpView
      Reads 30,512
    • WpPart
      Parts 30
    <درحال آپ> 𝑀𝓎 𝓁𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝑜𝓂𝑒𝑔𝒶 | امـــگــا کــوچــولــوی مــن کیم تهیونگ، گرگ آلفایی که رئیس مافیاست و سال‌هاست منتظر جفتش بوده، هیچ وقت فکر نمی‌کرد بعد از یه روز خسته‌کننده، وقتی با دوستش جیهوپ میره کافه یونگی (که تازه باهاش آشنا شده)، جفتش رو همون‌جا و به‌طور کاملاً تصادفی پیدا کنه. جفتش که اتفاقاً برادر یونگی هم هست. حالا سوال اینجاست: تهیونگ می‌تونه جفتش رو پیش خودش ببره یا نه؟ یونگی می‌تونه برادرش رو به کسی که تازه باهاش آشنا شده بسپاره یا باید هرطور شده اون رو پیش خودش نگه داره؟ از طرفی، تهیونگ هنوز نمی‌دونه که جفتش یه "لیتله" و این موضوع، همه چیز رو پیچیده‌تر می‌کنه. آخرش چی میشه؟ سرنوشت این دو نفر به کجا می‌رسه؟ نویسنده: Rahil, settttayeshhh 𝒞𝑜𝓊𝓅𝓁𝑒: 𝒯𝒶𝑒𝓀𝑜𝑜𝓀, 𝒴𝑜𝑜𝓃𝓂𝒾𝓃, 𝒩𝒶𝓂𝒿𝒾𝓃, 𝒥-𝐻𝑜𝓅𝑒 × 𝐵𝑜𝓎 𝒢𝑒𝓃𝓇𝑒: 𝑀𝒶𝒻𝒾𝒶, 𝒪𝓂𝑒𝑔𝒶𝓋𝑒𝓇𝓈𝑒, 𝑅𝑜𝓂𝒶𝓃𝒸𝑒, 𝒮𝓂𝓊𝓉, 𝐿𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝒮𝓅𝒶𝒸𝑒
  • ennui by LitttleBlack
    LitttleBlack
    • WpView
      Reads 44
    • WpPart
      Parts 1
    -مشکلم اینه که ترسیدم... کیونگسو این اتفاقا نحسن... این بارون، اینکه من امسال نمیتونم سالگرد ازدواجمون رو باهات جشن بگیرم، اینا همش یه نشونه ست... حتی خودت....تو... خیلی راحت با نبودن من کنار اومدی...با بهم ریختن برنامه مون.