اکشن Stories

Refine by tag:
اکشن
WpAddaction
WpAddویکوک
WpAddvkook
WpAddbts
WpAddجنایی
WpAddماجراجویی
WpAddمعمایی
WpAddمافیا
WpAddفیکشن
WpAddجونگکوک
WpAddعاشقانه
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddاسمات
WpAddromance
WpAddfic
WpAddfanfiction
WpAddmafia
WpAddoneshot
اکشن
WpAddaction
WpAddویکوک
WpAddvkook
WpAddbts
WpAddجنایی
WpAddماجراجویی
WpAddمعمایی
WpAddمافیا
WpAddفیکشن
WpAddجونگکوک
WpAddعاشقانه
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddاسمات
WpAddromance
WpAddfic
WpAddfanfiction
WpAddmafia
WpAddoneshot

31 Stories

  • 𝐄𝐱𝐢𝐥𝐞 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭  by bili_nasi
    bili_nasi
    • WpView
      Reads 413
    • WpPart
      Parts 8
    《تبعیدگاهِ‌ قلب》 Gener:mafia,dram,angst,smut,Romance Couple:vkook writer:Hero editor:void در دنیایی که قدرت حرف اول را می‌زند ، آیا عشقی میتواند جوانه بزند و شکوفا شود؟ تصور کنید پسر رئیس جمهور و پسر وزیر در میان انبوهی از مخالفت و راز‌های پنهان دل به یکدیگر می بازند. عشقی که از همان ابتدا ممنوعه بنظر می‌رسد. نویسنده از فاش کردن سرنوشت و پایان رمان خودداری کرده. او شمارادر میانه داستان رها می‌کند تا شما با هر قسمت خودتان حس کنید که این عشق به ارامش می‌رسد یا میانه‌ی مسیر فرو می‌پاشد.
  •  •FIND IT • KOOKV • by jyjtjnj
    jyjtjnj
    • WpView
      Reads 3,589
    • WpPart
      Parts 18
    زندگی ، چه کلمه مسخره ای برای پسری که کل زندگی رو ازش گرفته بودن ‌..‌ اون خوب خودشو حفظ کرد میون کسایی که در کالبد خانواده بودن اما از درون حیواناتی درنده ،که آماده خطایی بودن تا بین دندون هاشون فقط تیکه های استخون باقی مونده باشه . اره اون تهیونگ کیم بود امگای مذکری که با سن ۱۹ سال هنوز مقاوم بود ، شیطون بود ، یک جوون هورنی لعنتی اما باکره بود . اما خب زندگی که قطعا همیشه قرار نیست یک طور باشه نه؟؟ همیشه که قرار نیست تهیونگ دایره لغات امن فاکیش شامل دوستای انگشت شمارش بشه ؟؟ همیشه که قرار نبود زندانی سیاست کثیف خانوادش باشه ؟ کسی قرار بود این شرایط رو عوض کنه ؟ برای جواب فقط باید بگرده تا شاید پیداش کنه. _______________________________________________________ couple:kookV,yoonmin ganre:omegavers,action,comedy,flop,smat هپی اند تاریخ اپ : متغیر امیدوارم لذت ببرید.
  • 𝐅𝐚𝐜𝐞𝐬 𝐁𝐞𝐡𝐢𝐧𝐝 𝐓𝐡𝐞 𝐌𝐚𝐬𝐤 🎭 by kiim_chii
    kiim_chii
    • WpView
      Reads 372
    • WpPart
      Parts 2
    خلاصه↫ "آدم های زندگیمون همه نقاب دارن، بعضی ها تعداد نقاب هاشون کمتر و بعضی ها بیشتره، مهم نیست تو چجوری و یا چه قدر بشناسیشون، اونا همیشه یه چیزی واسه‌ی سوپرایز کردنت دارن! کاش زودتر هویت واقعیت رو میشناختم، اینجوری شاید هیچوقت قلبم رو بخاطر تپیدن واست سرزنش نمیکردم، شاید هیچ وقت از خودم متنفر نمیشدم! مهمتر از همه، هیچ وقت توی دریچه ی افکارم قضاوتت نمیکردم!" کیم تهیونگ بخاطر شرایطی مجبور به ورود به یک صفحه‌ی بازی میشه، اونم چه بازی ای؟ شطرنج! بازی ای که مهره هاش از قبل چیده شده و اون نقشی جز یک سرباز مشکی نداره... اما این سرباز میتونه خودش رو به شاه سفید و برسونه و تبدیل به قدرتمند ترین مهره بازی بشه؟ چی میشه اگه این سرباز سیاه دلباخته اصلی ترین مهره سفید بشه؟ تو این بازی کدوم طرف قراره که آچمز بشه؟ چه کسی قراره حریف رو مات کنه؟ ɢᴇɴʀᴇ : Romance, Crime, Angest, smut ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : KookV , Namjin ᴡʀɪᴛᴇʀ : Sadaf #kookv #namjin #crime #smut
  • CF7 ☢️ Season 01 Let's Start The Game  by Dark_Mind_Fics
    Dark_Mind_Fics
    • WpView
      Reads 184
    • WpPart
      Parts 14
    محلول CF7 ماده ای ویروسی و بسیار قدرتمند است که تمام داستان را تشکیل می دهد این ماده در ایالت متحده ی آمریکا ساخته شده است و تنها یک نمونه از آن در دسترس است و تاکنون ساخته شده اما روش ساخت بیشتری از این ویروس هم وجود دارد این ویروس به دست یکی از رئسای مافیا در کره ی جنوبی می رسد رئیس مین حالا صاحب CF7 است و گروه های مافیایی زیادی هستند که خواستار این ماده ی قدرتمند هستند تا با استفاده از آن به خواسته های مخوف خود برسند این خواسته ها در گروه های مافیایی شامل خیلی کارها می شود از جمله قاچاق مواد مخدر, از بین بردن اشخاص مهم برای گرفتن پول, باز کردن گاوصندوق هایی که حاوی اسناد رسمی و مهم باشه و..... که تمامی آن ها تنها به یک چیز ختم می شود پول چیزی که تمامی گروه های مافیایی خواستارشن و برای به دست آوردنش هر کاری خواهند کرد. اما در این میان بزرگ ترین و شناخته شده ترین گروه مافیایی سئول به نام Sinners به رهبری The Mob کم سن ترین رئیسی که تابه حال در گروه های مافیایی وجود داشته آدمی که در سن 17 سالگی به رئیس گروه Sinners منصوب شد او با استفاده از بهترین برگ برنده ای که در اختیار داشت توانست CF7 را از آن خود کند و حال رئیس مین باید به ساخت تعداد بیشتری از ویروس CF7 بپردازد ...
  • who was different by avav14010
    avav14010
    • WpView
      Reads 4,244
    • WpPart
      Parts 7
    خلاصه: _ چرا کشتیش؟ خائنو باید کشت _ترسناک شدی جونگکوکی . و اینا همش تقصیر منه:)
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| by lucaskim723
    lucaskim723
    • WpView
      Reads 503
    • WpPart
      Parts 2
    ➪name: Uhkavva ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، تا قبل اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، دستاتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردن مرد روبه روش گذاشت و نفس های عمیق از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد روبه‌روش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا شدی...!" ______________________
  • °•𝓡𝓮𝓿𝓮𝓪𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓽𝓱𝓮 𝓼𝓮𝓬𝓻𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓙𝓮𝓸𝓷 •°♫︎ by g_Elahe
    g_Elahe
    • WpView
      Reads 4,023
    • WpPart
      Parts 2
    [افشای راز جئون] کاپل اصلی:تهکوک /کوکوی [درحال ادیت] خانواده جئون.... قدیمی ترین و قدرتمند ترین خانواده کره جنوبی ؛و اولین خانواده در کل آسیا که میزبان اصیل های قدرتمند بودند. خانواده ای که از یک جا به بعد تبدیل به یک خاندان قدرتمند و بزرگ و "تاریخی" شدند! خاندانی که باعث صلح بین گرگینه ها و خونآشام ها و همینطور انسان ها شد و از جنگ و کشتار های بزرگ جلوگیری کرد.🩸⚔ خاندانی که همه جانبه صلح رو ایجاد کرد و همین دلیل سبب شد تا همه پک ها از بین بره و همه شون حتی آلفا های اون پک ها(آلفا های پک ها هم قدرتمند هستند که مسئولیت آلفا شدن رو قبول میکنند) یک فرد از خانواده جئون رو به عنوان آلفاشون انتخاب کنند‌.🐺🕰 ولی همه چی در شبی از بین رفت... در مهمانی ای که همه ی اعضای آن دعوت شده بودند و دور هم جمع بودند.... صدای جیغ های بلندی میومد... در خواست های کمک...خواهش هایی برای نجات جونشون... -اون لعنتی همش دستش میرفت سمت جاهای ممنوعه ، آخرسر مجبور شدم کراواتم رو در بیارم و دور دستش ببندمُ بگم :از الان ترجیح میدم بسته باشه. -بزار یک بار برای همیشه خودم رو معرفی کنم. جئون جونگکوک هستم!وارث خاندان جئون! -دلم برات تنگ شده بود ددی!
  • The Wrong Case ⛓ by hny_fictions
    hny_fictions
    • WpView
      Reads 779
    • WpPart
      Parts 1
    -𝑶𝒏𝒆𝒔𝒉𝒐𝒕 [ 𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐫𝐨𝐧𝐠 𝐂𝐚𝐬𝐞 ]🛡 🗞نام وانشات: سوژه ی اشتباهی 🗞وضعیت: #وانشات | #کامل_شده 🗞کاپل: چانبک 🗞ژانر: اکشن , رمنس , انگست , درام~ • Story By | #BoSi » #Oneshot | #Full • Couple | #Chanbaek » #TheWrongCase | #TWC • Genre | action, romance, angest, drama [ Writer : @Violet_Hilgard 🐺 Chnel : @Hny_Fictions ☕️ ]
  • 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑲𝒐𝒐𝒌𝑽) by RAHILRad2
    RAHILRad2
    • WpView
      Reads 574,107
    • WpPart
      Parts 54
    _اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: کوکوی ژانر: جنایی، اکشن، پلیسی، انگست، ماجراجویی، اسمات خلاصه: فرمانده جونگکوک، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و کیم‌ تهیونگی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان جونگکوکه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا تهیونگ همونیه که نشون میده یا چیز های دیگه ای توی فکرش داره؟
  • AYSFS by NilinSama
    NilinSama
    • WpView
      Reads 2,448
    • WpPart
      Parts 6
    آب گلدون سانسوریات رو می‌دی. لب پنجره می‌شینی. سرت رو تکیه می‌دی به شیشه و به انبوه ماشین‌های تو خیابون که از اون بالا نقطه‌های کوچیک براق بودن نگاه می‌کنی. منتظری که در باز بشه و همسرت که از شیفت شب برمی‌گرده ببینی. آفتاب می‌زنه. گرسنته. بوی قهوه‌ی ماگ تو دستت تو آشپزخونه پیچیده. چند لحظه چشم‌هات رو می‌بندی. یه رویای مبهم می‌بینی با رنگبندی آبی و سبز و صورتی. ستون فقراتت از سرما و رطوبت تیر می‌کشه و چشمت رو باز می‌کنی. آفتاب می‌زنه. گرسنته. چمن‌هایی که روشون دراز کشیدی صورتت رو نوازش می‌کنن و خورشید از لابه‌لای شاخه‌های درخت چشمت رو می‌زنه. به جای ماگ چاقو دستته و به جای قهوه، بوی خون می‌ده. چه وحشت کنی، چه بجنگی، چه قایم شی، یا آرزوی مرگ کنی، راه فراری نیست. تو انتخاب شدی برای این نفرین. اینجا خونه‌ی توعه. اینجا وُرسیته.
  • ✧⁠\⁠(  ͲᎻᎬ ᎡᎬᎠ ႮᎷᏴᎡᎬᏞᏞᎪ )⁠ノ⁠✧ by Rcxhjy
    Rcxhjy
    • WpView
      Reads 418
    • WpPart
      Parts 3
    کاپل : ویکوک ، یونمین ژانر : زامبی ، اکشن ، ماجراجویی 〜 🥀 بوی جسد ، بوی گوشت تجزیه شده همه‌ی جان مرا گرفته بود؛ انگار بوی مرده همیشه به جسم من فرورفته بود انگار من توی یک تابوت سیاه خوابیده بوده‌ام و یک‌ نفر که صورتش را نمی‌دیدم من رو بین مه و سایه‌های تاریک دفن میکرد  اسلحه ... صدای کشیده شدن ماشه ... و در اخر ، صدای تیری که جسم خسته اش رو وادار به ادامه دادن میکرد دست هایی که یخ زده بود ... قطره های خونی که گونه های سرد و بی روحش را سرخ کرده بود صدای نفسی که به شمارش افتاده بود و به دنبال ذره ای اکسیژن فریاد میزد. جسد هایی که روی زمین سردِ زیر پاهاش افتاده بود و توی خون غوطه ور شده بود. نگاهی که نشان از وداعی به وسعت یک جهان داشت ابدیتی که سر رسیده بود و پلک زدن هایش را بی رحمانه دریده بود. ابدیتی که نگاه هان معصومانه شان را به فجیح ترین روش دزدیده بود چشم هایی که اشک هایش با قطرات خون رنگ گرفته و مثل شبنمی بر روی مژه هایش نشسته بودند . « خوی درنده ادمی ، از تمامی حیوانات میتونه منفور تر باشه » نگاهی که می لرزید، نگاهی که ترسیده بود، نگاهی که پشت آیینه ی کدر شده ای نفس های اخرش را میشمرد . صدای جیغ و فریاد هایی که تمام وجودش را میلرزاند . با خودش چه کرده بود ... چطور ... به چه جرعتی به راحتی مغز رو نش
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| by Stock_H
    Stock_H
    • WpView
      Reads 1,005
    • WpPart
      Parts 3
    ➪name: Uhkavaa ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، قبل از اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، استخوناتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرِ مغرور روبه‌روش رو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردنش گذاشت و سرش رو به گردنش نزدیک کرد. نفس عمیقی از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد موردعلاقش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا بنظر میایی...!" ______________________
  • وارث سرنوشت by san_wolf_desire
    san_wolf_desire
    • WpView
      Reads 27
    • WpPart
      Parts 2
    "دختری که از خاکستر جنگ برخاسته، به نیویورک قدم می‌گذارد-جایی که پنج مرد، سرنوشت او را رقم خواهند زد. اما آیا او در این بازی خطرناک، شکار خواهد شد یا همچنان شکارچی باقی می‌ماند؟"
  • corruption by NerdDiva
    NerdDiva
    • WpView
      Reads 204
    • WpPart
      Parts 1
    خوب، بد سفید، سیاه هیرو، ویلن فرشته، شیطان همیشه همین بوده؛ خوب در برابر بد، سفید در برابر سیاه، قهرمان در برابر ویلن، فرشته در برابر شیطان... اما...همیشه استثنا وجود داره؛ خوب، همیشه خوب نیست، سفید، خاکستریه، ایندفعه، قهرمان حاضر نیست عشقش رو برای مردم فدا کنه، فرشته، از آسمون سقوط کرده... •••• نام: فساد کاپل: کوکوی، ویکوک [ورس] ژانر: مافیا - پلیسی - اسمات - اکشن - رومانتیک(عاشقانه) - ورس **هپی‌اند** داستان از قبل نوشته شده و به اتمام رسیده و در روز های مشخص آپ میشه پس با خیال راحت بخونیدش روز های آپ: --- [فیک درحال نوشتنه و هنوز به اتمام نرسیده که من بخوام آپ کنم، خوشحال میشم اگر فساد رو به لایبریتون اضافه کنید تا وقتی آپ شد با خبر بشید~]
  • I am Chernobyl  by MMi099
    MMi099
    • WpView
      Reads 30
    • WpPart
      Parts 1
    بعضی وقتا میشه اینقدر سمی بود که نیاز به قرنطینه باشه. وقتی که دیگه هیچ کس نمیتونه بهت نزدیک بشه ، شاید از روی ترس، شایدم ترحم برای خودش... اما به هرحال یکی باید قربانی بشه تا این قرنطینه تموم شه ، شاید به ظاهر برا منفعت خودش ، ولی از درون چیزی که فقط خودش و اون میدونن. بلاخره این چرنوبیل باید از بین بره.
  • seduction by linfic_ir
    linfic_ir
    • WpView
      Reads 18,022
    • WpPart
      Parts 23
    Genre : smut , romance , action, horror , BL Main couple: hyunlix Sub- couple: minsung رایحه ی ای دی تی و کلت کمری ۲۰۱۸ ترکیبی نبود که همه میشناختن ولی ترکیب سرگردی بود که شنیدن صداش واسه هورنی شدن و ترسیدن کافی بود ولی لی فاکینگ فلیکس افتاد دست کسی که قرار بود ایندفعه اون هورنیش کنه و بترسونتش بالاخره .... اسیاب به نوبت سرگرد ... :)!
  • blood squad🩸💀 by _lutos_
    _lutos_
    • WpView
      Reads 1,148
    • WpPart
      Parts 14
    آخرش خوده ما آدما باعث نابودی همه چیز شدیم ... "
  • 𝗛𝗲𝗮𝗿𝘁 𝗕𝗿𝗲𝗮𝗸𝗲𝗿 • 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 by Lunablueberry7
    Lunablueberry7
    • WpView
      Reads 7,506
    • WpPart
      Parts 22
    Name:Heart Breaker (دل شکن) Couple:vkook,yoonmin,namjin Genre:mafia,omegavers,smut,romence, action,Aangst Telegram:Stellie0 《در شهری که مافیاها قوانین خودشون رو دارن، سازمانی مخفی وجود داره که نسل‌های نادر و کنترل‌نشده‌ی مافیا ها رو شناسایی، مهار و حذف می‌کنه. جونگکوک، یک آلفای سطح بالا با پرونده‌ای مخفی و گذشته‌ای خونین، مأمور همین سازمانه. وظیفه‌ش: نفوذ به یکی از خطرناک‌ترین باندهای مافیایی و حذف آلفای مرموزی به نام ویکتور چِرناف - کسی که دولت او را «گره‌ی سیاه» می‌نامه: موجودی با گره‌های ناپایدار و قدرت بی‌مرز. جونگکوک فقط یه مأمور بود؛ تا وقتی که به ویکتور رسید-رئیسی بی‌رحم با چشمانی یخ‌زده و رازی خطرناک درون قلبش. اما وقتی حقیقت پیوند پنهان‌شون آشکار میشه، نفرت جاشو به درد، عطش و جنون میده. بین فریب و احساس، بین خون و عشق... کی تسلیم میشه؟ ویکتور(تهیونگ) یا جونگکوک؟ "_حس می‌کنی پیوندمون داره می‌سوزه؟ - آره. دعا کن زودتر بسوزه و تموم شه... چون اگه نسوزه، من خودم تورو آتیش می‌زنم. - تو اشتباهی بودی که تقدیر بهم تحمیل کرد. - پس چرا هنوز کنارمی؟ جرأت بریدن نداری یا فقط از تنهایی می‌ترسی؟ _اگه نفرت اسلحه بود،هر نگاه من گلوله ای بود که تو رو بارها کشته بود." *تایم آپ نامنظم
  • MEDUSA | Chanbaek  by the_catli
    the_catli
    • WpView
      Reads 204
    • WpPart
      Parts 6
    Name: Medusa [از جام زهر من بنوش ای فرزندم، بگذار تا که از مسمومیت زادگانم نفرت در تو جاری شود. همانا که در آینه‌ی بی فروغ چشمانمان به تکه سنگ هایی باقی مانده از شهوت بدل شوند.] _خیلی خب، حداقل اسمتو بنویس. "مدوسا" _چه بخوای چه نخوای اسم واقعیتو میفهمم ولی فعلا همین قبوله. ___________________ *همه‌ی ادرس‌ها، مناسبت ها، اشخاص مهم، سیاست ها، شخصیت ها و مسائل پزشکی که داخل این فیکشن استفاده شدن زاده‌ی ذهن نویسندست و هیچ وجود حقیقی ندارن. *چیزهایی که از شخصیت های اصلی نوشته شده و همچنین رفتار ها و جسمشون به هیچ‌وجه بر اساس چیزی که در واقعیت هستن نیست. Couple: chanbaek_ vkook Genre: action, criminal, romance, (Smut) 🤝Writers: Asli , Hiiro