بنگتن Stories

Refine by tag:
بنگتن
WpAddbts
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddjungkook
WpAddvkook
WpAddtaehyung
WpAddbangtan
WpAddbtsfanfic
WpAddوانشات
WpAddجیمین
WpAddجونگکوک
WpAddتهکوک
WpAddpersian
WpAddjimin
WpAddyoongi
بنگتن
WpAddbts
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddjungkook
WpAddvkook
WpAddtaehyung
WpAddbangtan
WpAddbtsfanfic
WpAddوانشات
WpAddجیمین
WpAddجونگکوک
WpAddتهکوک
WpAddpersian
WpAddjimin
WpAddyoongi

31 Stories

  • SILVER LIES by Parmisstar
    Parmisstar
    • WpView
      Reads 5,205
    • WpPart
      Parts 87
    می‌گن بعضی عشق‌ها، مثل شراب سرخ، با درد می‌رسن و با حقیقت می‌میرن. می‌گن بعضی دروغ‌ها انقدر زیبا بیان می‌شن، که حاضری براشون تمام دنیاتو بسوزونی... و گاهی، یک بوسه - فقط یک بوسه - کافی‌ست تا مرز بین خیانت و فداکاری، محو بشه. در دنیایی که قدرت، با خون امضا می‌شه، و تاج‌ها نه با طلا، بلکه با درد و دورویی ساخته می‌شن، هفت پسر، هرکدوم با زخمی عمیق توی دلشون، برای حقیقت، برای نجات، برای عشق، پا به جهنم گذاشتن. یکی برای نجات شاهزاده‌ای که همیشه دروغ شنیده بود، یکی برای رسیدن به پسری که قلبش رو زیر خاک قایم کرده بودن، یکی برای جنگیدن با خودش، تا بتونه برای اولین بار "دوستت دارم" رو فریاد بزنه... و اونا با هم، نوشتن این قصه رو شروع کردن: قصه‌ی خیانت، رستگاری، و بوسه‌ای که طعم خون داشت. اینجا... همه‌چیز از یه "دروغ نقره‌ای" شروع شد. اما پایانش، چیزی نبود جز حقیقتِ براقِ عشق.
  • April by una235
    una235
    • WpView
      Reads 1,534
    • WpPart
      Parts 23
    آنها در ماه آوریل با هم آشنا شدند - ماهی که نوید عشق و درد را می‌داد. بین دوستی و احساسات ممنوعه، قلب هایی که به یک راز تبدیل می‌شوند. اما وقتی سرنوشت شروع به از بین بردن همه چیز می‌کند، عشق هم دلیل زندگی آنها می‌شود... و هم دلیل از هم پاشیدن روز های آپ :شنبه ها
  • Acacia Nightclub  by TheGreenSol
    TheGreenSol
    • WpView
      Reads 5,450
    • WpPart
      Parts 1
    وانشات : آکِیشا نایت‌کلاب کاپل : مینگوک ژانر : رمنس، اسمات °•°•°• خلاصه: آکِیشا نایت کلاب، کلابی که توش فقیر و پولدار کاراگاه و رئیس مافیا همه و همه یه شب چیزی که هستن رو فراموش میکنن و یه هدف مشترک دارن... خوش گذرونی! چی میشه اگر جیمین افسرده که دیگه توی زندگیش به چیزی امید نداره، به این کلاب بره و با یه غریبه خاص آشنا بشه؟ Highest ranking #1 in وانشات Highest ranking #1 in جیکوک
  • Broken(taekook) by moon_taekook_love
    moon_taekook_love
    • WpView
      Reads 89
    • WpPart
      Parts 2
    سال ۲۰۲۰ بود. تهیونگ و جونگکوک، بعد از کلی هم‌صحبتی تو یه بازی آنلاین، بالاخره تصمیم گرفتن همو از نزدیک ببینن. قرارشون یه جا خاص بود؛ یه شهربازی بزرگ و شلوغ. همه‌چی خوب پیش می‌رفت، تا اینکه پاشون رسید به اتاق آینه‌ها. یه‌دفعه صدای وحشتناکی بلند شد. زمین شروع کرد به لرزیدن، آینه‌ها ترک خوردن و همه‌چی ریخت به‌هم. اما وقتی بالاخره از اونجا زدن بیرون... چیزی دیدن که باورش سخت بود. راهرویی که چند دقیقه پیش پر از آدم بود، حالا خالی خالی شده بود. نه صدایی، نه آدمی. هیچی. ولی موضوع از این عجیب‌ترم بود... اونا دیگه تو دنیای خودشون نبودن! حالا تهیونگ و جونگکوک، با یه عده دیگه که هرکدوم قصه‌ی خاص خودشونو دارن، باید راهی پیدا کنن برای زنده‌موندن... و شاید برگشتن. ولی این دنیا، دنیای بازی نیست. اینجا قانونا فرق دارن... کاپل: تهکوک/یونمین ژانر: اکشن/فانتزی/کمدی/ترسناک/درام/رازالود/علمی-تخیلی
  • 𝒐𝒏𝒆 𝒔𝒉𝒐𝒕𝒔/𝑩𝒕𝒔 by sheri326
    sheri326
    • WpView
      Reads 2,620
    • WpPart
      Parts 3
    ☆در این بوک ، وانشات هایی با ژانر و کاپل های مختلف آپ می‌شود.☆ |ممنون می‌شیم تا با ووت دادن و کامنت گذاشتن از این بوک ، برای ادامه دادن حمایت کنید| •Kookmin •Yoonmin •Namjin •Vkoom •Sope •And... •writer: Sheri
  • Punishment/ Jin×bts(Minjin, kookjin) by Littlebirdy00
    Littlebirdy00
    • WpView
      Reads 20,436
    • WpPart
      Parts 3
    بیبی جینی توسط ددیش تنبیه میشه. BTS×JIN Main ships: Minjin, kookjin Bottom:Seokjin Top: Jimin, Jungkook, bts Full smut.
  • heart killer [قاتل قلب] by myunamoon
    myunamoon
    • WpView
      Reads 1,069
    • WpPart
      Parts 4
    مـقـدمـه : عـشـق ؛ کـلـمـه قـشـنـگـیـه ولـی بــرداشـتـای مـخـتـلـفـی داره بــه نـظـر بــعـضـی هـا عـشـق فـقـط افـسـانـسـت بــعـضی مـیـگـن فـقـط تـوی فـیـلـم هـا و درامـا هـاسـت تـعـدادی بــه نـگـرانـی مـیـگـن عـشـق تـعـدادی دیـگـه بــه مـحـبــت و مـهـربــونـی یـا حـتـا غـیـرت حـسـودی و هـوس عـشـق مـیـگـن و بــعـضـی هـا هـم اصـلـا وقـتـی بــرای فـکـر کـردن بــهـش حـتـا نـدارن بــه نـظـر بــعـضـی هـا هـم عـشـق اصـلـا وجـود نـداره~~ ولـی مـن یـه دسـتـه دیـگـه بــهـش اضـافـه مـیـکـنـم.....عـشـق وجـود داره ولـی مـردم و خـدا بــی رهـم تـر از چـیـزیـن کـه از بــیـن نـبــرنـش پـرتـویـی از فـیـکـشـن : یونا : یه جوری میگین بهت نمیخوره بزرگ تر باشی فک کردم ۳۰ یا ۴۰ سالی دارین ، یه سال بیشتر ازم بزرگ تر نیستین گلوشو صاف کرد و دستشو جلوم دراز کرد یونا : به هر حال ، خوشبختم اقای بیست و یک ساله ژانر : درام ، طنز ، جنایی کاپل : یونا & جونگ کوک ( استریت ) وضعیت : در حال پخش روز های پخش : شنبه ها
  • ‪𝗔𝗹𝗽𝗵𝗮 𝗼𝗿 𝗼𝗺𝗲𝗴𝗮؟ by BooMi_13
    BooMi_13
    • WpView
      Reads 104,925
    • WpPart
      Parts 48
    اخطار: ما هیچ مسئولیتی در قبال اکلیل هایی که قراره ازتون بپاچه قبول نمیکنیم :)))🌈 "سیزده سال اول زندگیم به این فکر میکردم که قرار یه آلفا باشم؛ ولی خب این دنیا همیشه خواسته های منو به تخمش گرفته‌. و از اونجایی که کارما در برابر من تبدیل میشه به مادر فولاد زره، در یه تصمیم ناگهانی منو تبدیل کرد به چیزی که خودمم نمیدونم چیه! محض رضای خدا! من یه امگام که فورومون آلفا رو داره! و موضوع جایی پیچیده تر شد که اون امگا، یعنی پارک جیمین رو دیدم. اوه! راستی خودمو معرفی نکردم؛ من کیم تهیونگم، ۲۵ سالمه و نمیدونم آلفام یا امگا..." [Complete] Name: Alpha or Omega? Genre:Smut،Mpreg، Romance، Comedy، omegaverse، fluff Couple: Vmin Written by: BoOMi #1:omegaverse #1:teahyung #2:jimin #5:mpreg
  • I'm not as bright as him [Oneshot] by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 727
    • WpPart
      Parts 1
    از متن داستان: +نباید بیشتر از این منتظرش بذارم، فکر کنم اون واقعاً نیاز داره این حرفا رو بشنوه. جونگکوک سرشو به نشونه‌ی تایید تکون داد تا مطمئنش کنه که داره کار درستو انجام میده؛ ولی درواقع هر کلمه‌ درباره‌ی اون پسر که شبیه یه تیکه از خورشید می‌درخشید جونگکوکو یاد خودش مینداخت که حتی از تاریک‌ترین قسمت جنگلم تیره‌ تر بود. به این فکر کرد که یونگی تا به حال چندبار اونو منتظر گذاشته؟ و جواب هر روز بود، جونگکوک تمام مدت منتظر بود یونگی کمی بیشتر به اطرافش دقت کنه؛ اون هر روز منتظر بود یونگی با یه چراغ قوه تو دستش برسه به عمق جنگل و اونو روی زمین سرد، مرطوب و تاریک جنگل پیدا کنه. ولی خورشید هربار زیباتر از اون می‌تابید که بشه چشم ازش برداشت. و با بسته شدن در، جونگکوک همچنان همونجا نشست؛ تو تاریک‌ترین نقطه‌ی جنگل. 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 👟کاپل: یونکوک، سپ 👟ژانر: روزمره، درام 👟نویسنده: Velvet Moon 👟-وانشات
  • Carrot & Mint by MintSofi
    MintSofi
    • WpView
      Reads 149,455
    • WpPart
      Parts 168
    《تا حالا فکر میکردم اون زیباترین لبخند ها رو داره اما امروز متوجه شدم علاوه بر اون، زیباترین صدای جهان رو هم از آنِ خودش کرده!》 _______________________________________________________ پارت های کوتاه Genre : School life- fluff-Homosexuals romance Couple : Yoonmin _ Vkook Writer : Filosofia _______________________________________________________ Start : 2022 / 01 / 31 Finish : 2022 / 02 / 22 ^امیدوارم لبخند رو به لب های قشنگتون هدیه بده^
  • «فصل اول» No Story[✔]  by termeh23
    termeh23
    • WpView
      Reads 2,644
    • WpPart
      Parts 20
    مجبور شدم بایستم و منتظر بمونم وقتی جین به سمتم اومد، لبخند مسخره ای به لب داشت: "تو باید کارآموز جدید هونجا باشی" گفت. اخم کردم و نفس عمیقی کشیدم تا عصبانی نشم: "اسم من هونجا نیست، هیونجیه." با خستگی زیاد گفتم هر بار اسمم رو اشتباه تلفظ میکرد. واقعا داشتم برای خودم متاسف میشدم. یهو خندید: "الان حتی اگه بخوامم نمی تونم اسم تو رو اشتباه به خاطر بیارم." او گفت و افزود: "تو خیلی سرگرم کننده ای." نام : No Story ژانر : موزیکال ، عاشقانه نویسنده : MajesticBlue13 شخصیت ها: سوهیون، سویون، جین ، جیمین خلاصه : داستان دو خواهر که رویای آیدل شدن در سر دارن و ... *این اثر با اجازه نویسنده اصلی به فارسی ترجمه شده
  • •°~I want to be your DADDY~°• by KAGAMI_ARMY7
    KAGAMI_ARMY7
    • WpView
      Reads 5,313
    • WpPart
      Parts 1
    یونگی از نوجوونی برای خانواده کیم کار میکنه و خدمتکار شخصیه پسر ارشد کیم هستش.❗ اون از کار و زندگیش راضیه ولی فقط تا زمانی که ارباب جوانش یعنی پسر کیم اون رو مجبور به پوشیدن لباس خدمتکار میکنه.⁉️ _همین الان لباسات رو عوض کن. +ببخشید..ولی جلوی شما لباسم رو عوض کنم؟ _مگه جز اربابت کسه دیگه ای هم اینجا هست؟ کاپل: نامگی♾
  • RUBY by marriyax
    marriyax
    • WpView
      Reads 514
    • WpPart
      Parts 1
    .وان‌شات. "می‌دونی تن یاقوت‌ها چه لباسی می‌کنن ؟" مرد پرسید و زن با خیره‌گی پلک‌هاش رو از ندونستن روی هم گذاشت. 'مگه تن یاقوت هم لباس می‌کنن ؟' مرد با ظرافت گردنش رو تکون داد : "پارچه‌ای از جنس مخمل، برای اینکه به یاقوت آسیبی نرسه و خطی روش نیافته و برای اینکه بیشتر از هروقت دیگه‌ای، بدرخشه !" روی لب‌های زن لبخند محوی نشست و به انگشت‌های کشیده‌اش خیره شد؛ حرف‌های مرد واضح بود و قلبش رو لمس می‌کرد.
  • 𝑴𝒚 𝑰𝒅𝒐𝒍 | 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌  by sheri326
    sheri326
    • WpView
      Reads 60,411
    • WpPart
      Parts 20
    ☆ ووت و کامنت هنگام خواندن فیک فراموش نشه☆ Name: My idol Main couple: Vkook Genres: Smut Angst Drama BDSM Romance Story by sheri Telegram channel: Everythingaboutbtss Up Time: Full +18 [پارت ها طولانی هستند] ❌این داستان دارای صحنه ی خشن می‌باشد پس اگر روحیه ی شکننده ای دارید لطفا این بوک رو شروع نکنید❌ "-مگه میشه فراموش کنم طعم خون رو ، اون هم وقتی که تو باعثش بودی؟ مگه میشه فراموش کرد قانون هایی رو که بدنم بهتر از ذهنم اونها رو بخاطر داره؟... من درد کشیدن رو فراموش نکردم تهیونگ...مخصوصا درد هایی رو که تو بهم هدیه دادی..."
  • Paranoia by sunflower_ir
    sunflower_ir
    • WpView
      Reads 145,074
    • WpPart
      Parts 25
    حالا دیگه دنبال تو نمی‌گردم. شاید اگر دستم رو دراز کنم بتونم خیالِ بودن با تو تا ابد رو بردارم و بذارمش همون جایی که می‌خوام، زیر اون تک درخت. ولی الان تقریبا دو سال میگذره...تو رفتی و رقصیدن با تو، توی اون دشت پر از گل های زرد، خام ترین خیال من باقی میمونه. واسه همیشه.✨ . . . . . Couples : vkook , jikook , yoonmin
  • The Letters For No one [completed] by itsqzll
    itsqzll
    • WpView
      Reads 74,201
    • WpPart
      Parts 16
    نامه هایی کوتاه از کیم تهیونگ به جئون جونگ کوک... *Translation* Best rankings: #1text #1short #1shortstory #1jk #3btsfanfic #4angst #1کوتاه
  • اگه فقط... by mehrgan48
    mehrgan48
    • WpView
      Reads 396
    • WpPart
      Parts 2
    یونگی و هوسوک دوتا آشپز ، آشپزخونه سلطنتی سئول. هوسوک که دلباخته پرنسس قصر هست و یونگی که تمام فکرش پسریه که کنارش کار میکنه. با من همراه باشین تا ببینیم این دوتا پسر به کجا می‌رسن.
  • بوسه ی عمیق by fatemeh_07
    fatemeh_07
    • WpView
      Reads 512
    • WpPart
      Parts 4
    VKook 💜 داستان در مورد شاهزاده ی جوانیه که برای سرپا نگهداشتن خاندانش وارد یک جنگ میشه و بعد از زخمی شدنش توسط گاس ها سرنوشتش به کل تغییر میکنه .... تهاران : تهیونگ جانگمین : جونگکوک
  • A Monster's Heart by kookjiner9297
    kookjiner9297
    • WpView
      Reads 317,195
    • WpPart
      Parts 98
    +"نمیدونم چی شد.... دیدمت، متنفر شدم.شناختمت، عاشق شدم. مگه بین دیدن و شناختنت چقدر فاصله بود؟چقدر فاصله بود که اینطور آشوبم کرد..؟" -"چرا پا گذاشتی تو زندگیم؟چرا یهو پیدات شد و زیر و روم کردی؟ من فقط فرشته ی عذابت بودم؛ چرا اومدی و فرشته ی نجاتم شدی..؟" <><><><><><> قلب یک هیولا، حکایت یه پسره. پسری که خودشو یه هیولا میدونه. چی میشه وقتی یه روز یه نفر پا تو زندگیش میذاره و بهش یاد میده که؛ 'حتی هیولاها هم قلب دارن..؟' <><><><><><> کاپل اصلی: کوکجین کاپل های فرعی: نامجین، ویمین، سپ و ... تگ ها: رومنس، انگست، روانشناسی، ارباب برده ای، اسمات ⚠️⚠️⚠️این فیک دارای صحنه های دارک، خشن، اسمات، و بزرگسال هست! ⚠️⚠️⚠️این فیک بار احساسی سنگینی داره و توش به مسائل روانشناسی مثل خودکشی هم اشاره شده پس اگر حساس هستید، سراغش نرین! در آخر اینکه، امیدوارم از خوندن این فیک لذت ببرید!💜
  • Pure Cure by iamCaliel
    iamCaliel
    • WpView
      Reads 36
    • WpPart
      Parts 2
    Hey my name is Anna And I'm here to tell you a story Not a fairytale one but a real one of my life in which made me meet the biggest boyband in the world but in a complete different situation 👀