Historias de بکهیون

Buscar por etiqueta:
بکهیون
WpAddچانیول
WpAddچانبک
WpAddاکسو
WpAddbaekhyun
WpAddexo
WpAddchanbaek
WpAddchanyeol
WpAddفیکشن
WpAddkai
WpAddکای
WpAddسهون
WpAddوانشات
WpAddعاشقانه
WpAddاسمات
WpAddromance
WpAddsekai
WpAddfiction
WpAddfanfiction
WpAddgay
بکهیون
WpAddچانیول
WpAddچانبک
WpAddاکسو
WpAddbaekhyun
WpAddexo
WpAddchanbaek
WpAddchanyeol
WpAddفیکشن
WpAddkai
WpAddکای
WpAddسهون
WpAddوانشات
WpAddعاشقانه
WpAddاسمات
WpAddromance
WpAddsekai
WpAddfiction
WpAddfanfiction
WpAddgay

36 Historias

  • در یک قدمی تو ♡ One step away from you por fafaexo_12
    fafaexo_12
    • WpView
      LECTURAS 1,882
    • WpPart
      Partes 20
    داستانی عاشقانه و تاریخی با کلی حس و حال خوب💙💫 "اعتراف می کنم به گناهانی که زبانم از گفتن شان قاصر است و ذهنم از نگفتن شان بیزار اولین گناه با حضور در آسمان بی کرانش شروع شد ، من تاریکی ام را با او شریک شدم و او روشنم ساخت طوری که چشم گشودم و فهمیدم ماهِ آسمان گشته ام دومی زمانی شکل گرفت که قدم از جاده ی دلش برداشتم و از نگاهش خودم را راندم و سومین گناه.... نه....من گناهکار تنها یک اشتباهم گناهم این است "تسلیم شدن" گناه من تکرار تسلیم شدن است ؛ تسلیم او و سرنوشتی که او را از من دریغ کرده" • آدم اگه دو بار عاشق بشه دو بار اشتباه می کنه حالا اگه عاشق یه آدم تکراری بشه گناهش دو برابر هم میشه... ژانر : تاریخی ، درام ، عاشقانه کاپل اصلی : جی اون(آیو) ، کیونگسو (دی او) زمان آپ : نامشخص این اولین تجربه منه لطفا حمایتم کنید🥰 داستان رو بخونید و لذت ببرید و یک نکته پارت ها کوتاه هستند پس برای رسیدن به اتفاقات اصلی کمی صبور باشید😉 اگه خوشتون اومد ووت و کامنت فراموش نشه ♥️
  • The Dating Project  por _Dema_rey
    _Dema_rey
    • WpView
      LECTURAS 1,663
    • WpPart
      Partes 13
    قرار گذاشتن با یه غریبه به مدت سه ماه! خب تو این دوره چیز عجیبی نیست درسته؟! اما عجیب میشه اگه این کار برای یه پروژه باشه و هر دو طرفم پسر باشن!!! شش تا پسر برای پروژه دانشگاهشون تصمیم گرفتن دو تا غریبه رو باهم جفت کنن .... یکی از اون دو نفر ؛ یکی از اون شش نفرم هست!!! و نفر بعدی .... یه غریبه خیلی آشناست! سرنوشت عجیبی که از یه قرار شروع میشه به کجا میرسه؟! بیون بکهیون و کیم مینسوک ؛ طعمه جدید سرنوشت! خب یه توضیحی بدم راجب این فیک ؛ من ایده داستانش رو از یه فنمید گرفتم که تو یوتیوب بود و تو کپشنش نوشته شده بود که به زودی فیکش رو مینویسه. اون فنمید مال چند سال پیش بوده و من توی سایتا و اپ های زیادی دنبالش گشتم تا ببینم فیکش رو پیدا میکنم تا ترجمه کنم یا نه اما متاسفانه هیچ اثری ازش نبود! و از اونجایی که خیلی جذب ایده شده بودم تصمیم گرفتم خودم بنویسمش :» فن‌مید داستان چندانی نداره و فقط درباره شش تا پسره که پروژه رو شروع کردن و من خط داستان رو ادامه دادم و امیدوارم خوشتون بیاد. ✨❄️
  • Wolves Never Cry por shr_ksL
    shr_ksL
    • WpView
      LECTURAS 4,115
    • WpPart
      Partes 5
    ● نام: گرگ ها گریه نمیکنند ● ژانر: امگاورس، فانتزی، خشن، ازدواج اجباری، امپرگ، اسمات ● کاپل: سهون. جونگین. چانیول. بکهیون. (کاپل ها در روند داستان مشخص میشن) ● : -: من هیچ وقت گریه نکرده بودم.. چون بابا همیشه میگفت گرگ ها، هیچ وقت گریه نمی کنن. اونا شکار میکنن. وقتی مامان مرد گریه نکردم، وقتی بابا رفت، گریه نکردم.. قطره ی اشک، از چونه اش میچکه و روی زمین سقوط میکنه صدای افتادن اشک، روی زمین نیم سوخته ای که هردو میشنون -: این دوتا قطره ی لعنتی اشک و غرورم، هیچی نیست در مقابل چیزی که امروز از دستش دادم.. امروز رو هیچ وقت فراموش نکن جفت عزیزم.
  • The Wrong Case ⛓ por hny_fictions
    hny_fictions
    • WpView
      LECTURAS 773
    • WpPart
      Partes 1
    -𝑶𝒏𝒆𝒔𝒉𝒐𝒕 [ 𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐫𝐨𝐧𝐠 𝐂𝐚𝐬𝐞 ]🛡 🗞نام وانشات: سوژه ی اشتباهی 🗞وضعیت: #وانشات | #کامل_شده 🗞کاپل: چانبک 🗞ژانر: اکشن , رمنس , انگست , درام~ • Story By | #BoSi » #Oneshot | #Full • Couple | #Chanbaek » #TheWrongCase | #TWC • Genre | action, romance, angest, drama [ Writer : @Violet_Hilgard 🐺 Chnel : @Hny_Fictions ☕️ ]
  • ✴️wake up and save me✴️[کامل شده] por layboom
    layboom
    • WpView
      LECTURAS 39,389
    • WpPart
      Partes 48
    ✴️Wake up and save me✴️ "بیدارشو و نجاتم بده" نویسند : boom✨ ژانر : رومنس، درام، اسمات، انگست، رازآلود، جنائی... کاپل ها : چانبک(اصلی)، کایبک، کایسو، هونهان و کریسبک،... 🔥 خلاصه 🔥 تلاقی دو زندگی متفاوت... از دست دادن عزیزان... تنهایی... جدایی از عشق اول و عاشق یه مرده شدن ؟! بیون بکهیون پسر هفده ساله ی یه خانواده ی معمولی با زور پیرمردی که برای نوه ی از دست رفته اش آرزوهایی داره دزدیده میشه و برای همیشه مسیر زندگیش تغییر میکنه... روز ها و شب ها با اون جسم بی حرکت سر کردن بهش حس مرگ میداد ، اما هیچ وقت تصور نمی‌کرد که با باز شدن اون چشم ها و صدا زده شدن اسمش با اون تُن صدا چنان بلایی سرش بیاد که دنیای تاریکش زیر و رو بشه... "+تو جدی زنده ای ؟! _فکر کنم...تو چی فکر می‌کنی ؟! +نمی‌دونم...فقط میدونم هیچ وقت نبودی ، بودنت عجیبه !! _ولی تو از یه جایی به بعد بودی...من داشتمت...چه با میل خودت چه با زور...تو برای من بودی و همیشه هم میمونی " 💌 #chanbaek #exo
  • My One Shots por Zazar_96
    Zazar_96
    • WpView
      LECTURAS 11,554
    • WpPart
      Partes 11
    من این بوک رو درست کردم تا داخلش، داستانهای کوتاه راجب بقیه کاپلهای دوست داشتنی اکسو که کمتر به قشنگیاشون توجه میشه، بزارم و من از خواننده های این بوک میخوام خواهشا کنم بدور از هر تعصبی و با یه دید بی طرف شروع به خوندن این داستانها بکنند تا شاید لذت ببرند. من منتظر خوندن حسهایی که موقع خوندن این نوشته ها داشتید هستم هیلدا*
  • My short stories por soren_san
    soren_san
    • WpView
      LECTURAS 6,535
    • WpPart
      Partes 5
    اینجا استوری های کوتاه و وانشات های مختلف از کاپل های مختلف رو میزارم✨ برای پیدا کردن کاپل مورد نظرتون به قسمت "Guide" برید
  • wintersweet por Beakbeaksocute
    Beakbeaksocute
    • WpView
      LECTURAS 90
    • WpPart
      Partes 1
    امپراتور چوسان پس از تولد یک جانشین پسر طبق حکم امپراتور سابق حق انتخاب همسر دلخواه داشت حتی اگه ان فرد مرد یا رعیت زاده باشد این حکم غیر قابل تغییر و اعتراض بود و حال امپراطور خوشحال از بدنیا امدن پسرش در پوست خود نمیگنجید تا معشوقه جوان خود را به همسری برگزینه
  • «فصل اول» No Story[✔]  por termeh23
    termeh23
    • WpView
      LECTURAS 2,632
    • WpPart
      Partes 20
    مجبور شدم بایستم و منتظر بمونم وقتی جین به سمتم اومد، لبخند مسخره ای به لب داشت: "تو باید کارآموز جدید هونجا باشی" گفت. اخم کردم و نفس عمیقی کشیدم تا عصبانی نشم: "اسم من هونجا نیست، هیونجیه." با خستگی زیاد گفتم هر بار اسمم رو اشتباه تلفظ میکرد. واقعا داشتم برای خودم متاسف میشدم. یهو خندید: "الان حتی اگه بخوامم نمی تونم اسم تو رو اشتباه به خاطر بیارم." او گفت و افزود: "تو خیلی سرگرم کننده ای." نام : No Story ژانر : موزیکال ، عاشقانه نویسنده : MajesticBlue13 شخصیت ها: سوهیون، سویون، جین ، جیمین خلاصه : داستان دو خواهر که رویای آیدل شدن در سر دارن و ... *این اثر با اجازه نویسنده اصلی به فارسی ترجمه شده
  • The Rejected por ByunAbner
    ByunAbner
    • WpView
      LECTURAS 1,007
    • WpPart
      Partes 16
    ‌بار سکوت رو به دوش میکشید؛ بار قول‌های شکسته و عشقی که فکر میکرد هرگز کافی نیست. توی دنیایی که حتی میشه خانواده رو از دست داد، چطور میشه از طرد شدن جون سالم به در برد؟ فکر میکرد طرد شدن پایان همه چیزه؛ اما این تازه آغاز بود. آغازی که با کسی گره خورد؛ شخصی آشنا، شخصی که عمیق ترین زخم روحش بود و در عین حال، تنها امیدش برای دوباره تپیدن. couple : SeBaek genre : Drama , Romance , Mystery , Psychological , Smut
  • Lilith por soren_san
    soren_san
    • WpView
      LECTURAS 234
    • WpPart
      Partes 2
    "یه مطرود همیشه یه مطرود باقی میمونه فرقی نداره،فرشته باشی یا شیطان،یا حتی آدمیزادی که از جایی بیرون انداخته شدن، حس دور انداخته شدن هرگز رهات نمیکنه،حتی اگه بهای فرارِ از اون طرد شدگی،سجده فرشته ای به شیطان باشه" ژانر:انگست،رمنس،درام کاپل:چانبک
  • 💫 fire light 💫 por chanbaek_13202082
    chanbaek_13202082
    • WpView
      LECTURAS 850
    • WpPart
      Partes 3
    🐾فیکشن فایرلایت🐾🐰 نویسنده :♡ bunny myeoni ♡ ژانر : فلاف 🐾 کمدی 🐾 رمنس 🐾 اسمات 🐾 کمی هم انگست قاطیه 😂 کاپل : چانبک ، کایسو ، کریسهو ، هونهان بیون بکهیون یه فیکشن خون سرسخته و آدمای زندگیش و بر اساس اینکه چی میگن یا چه حرفی میزنن انتخاب نمیکنه چون معتقده سخنگو زیاده . آدم های خوب زندگی فقط تو صورت های‌خوشگل و همه چی تموم بودن خلاصه‌ نمیشن . این آدما فقط شبیه حرفاشونن . فرقی‌نمیکنه چه اتفاقی میوفته ، اونا سر حرفشون‌ میمونن . عاشق بودن چیزی جز مهربون بودن نیست . این و شخصیت های فای لایت بهتون ثابت میکنن 🐱🐶بکهیون:الان داریم میریم خونه و تو قراره فقط عاشقانه به من زل بزنی؟باید بگم خاک سرت من دوستامو میبرم خونه تا حداقل ی دور انگشتشون نکنم نمیزارم برن چانیول:من جدا باید روی تو کار کنم بکهیون شستشوی مغزی لازم داری 🐰🐾
  • ❣once upon a time:desire🩸❤️‍🔥🏍🔧 por Reshiedmaroh
    Reshiedmaroh
    • WpView
      LECTURAS 3,819
    • WpPart
      Partes 15
    بکهیون سرجاش خشکش زد. عضلاتش برای یک ثانیه از حرکت ایستاد و تمام حس‌هاش روی بویی که همون لحظه به مشامش رسیده بود، تمرکز کرد. اون مرد بوی قوی‌ترین و سیاه‌ترین قهوه‌ی جهانو می‌داد، تلخ اما معتادکننده، به همراه بوی مس و آتیش و شاید زیتون. بویی کاملا مردونه. بدون اینکه کنترلی روش داشته باشه، یک دفعه به طور شدیدی احساس گرسنگی کرد و لثه‌هاش به خارش افتاد؛ خون توی گوش‌هاش غرش می‌کرد و انگار هوای اطرافش متبلور شده بود. متعجب از خودش یه قدم عقب رفت و پشت کاپوت باز اتومبیلش قایم شد. _من چه مرگم شده؟ هیچ وقت اینقدر شدید احساس عطش نکرده بود... کاپل: چانبک⁦⁠♡⁩ سکای♡⁩
  • •●letters●• por TheStrawberryGirl14
    TheStrawberryGirl14
    • WpView
      LECTURAS 219
    • WpPart
      Partes 1
    اولین داستان از مجموعه •●Letters●• •●Genre:Romace;Angst;Oneshot●• •●writer:TheStrawberryGirl14●• بکهیون داشت زندگی عادیش رو میکرد که یه دختر در خونش رو زد و جعبه ای بهش داد که از طرف برادر اون دختر بود. اون جعبه متوسط، انقدر بزرگ بود که تمام حسرت و عقده های بکهیون رو توی خودش جمع کرده بود. لعنت به پارک چانیول و هرچیزی که مربوط بهش بود!
  • برای داشتن تو por loeykaiz
    loeykaiz
    • WpView
      LECTURAS 3,742
    • WpPart
      Partes 15
    چند گام لازمه تا بتونی صاحب قلب کسی بشی؟ سوال سختیه ولی آیا جلوی جونگین عاشق رو میگیره؟ ژانر:رومنس_فلاف_زندگی روزمره_اسمات کاپل ها:سکای و با حضور افتخاری چانبک🥰 📢پایان یافته🥳🎉
  • Love In The Sea (Completed) por Harlein_Queen
    Harlein_Queen
    • WpView
      LECTURAS 554
    • WpPart
      Partes 1
    وانشات کامل شده... "عشقی که در دریا ابدی شد..." کاپل: چانبک ژانر: رمنس، انگست نویسنده: هارلین کویین توجه: این یک داستان غمگینه پس کسانی که روحیه ی حساسی دارن از خوندنش خودداری کنن...
  • One year_Chanbaek Ver. por Sayo_NV
    Sayo_NV
    • WpView
      LECTURAS 492
    • WpPart
      Partes 1
    Couple:Chanbaek Author: NV Ganres: dark, harsh, smut, romance با گذشت یه سال تاخوردگی گوشه‌ی عکس و جای اشکام روش میتونستن داستان بدترین سال زندگیم رو تعریف کنن با ریختن قطره اشکی مستقیم روی صورتی داخل عکس که یه روز تنها چیزی بود که میپرستیدم عکس رو تو دستم مچاله میکنم و با پرداخت پول بار بیرون میرم باید به قولی که به خودم داده بودم عمل میکردم قولی که هیچوقت فکر نمیکردم واقعا زمان عمل کردنش برسه... ورژن یونمین همین وانشات رو میتونید داخل اکانتم و چنل تلگرام بخونید آیدی چنل: @FictionLand_farsi
  • Sairai por AdatheNyx
    AdatheNyx
    • WpView
      LECTURAS 12,067
    • WpPart
      Partes 16
    عنوان: سای‌رای🎴 ژانر: عاشقانه، جنایی، فانتزی، اسمات🎋 کاپل: چانبک، (شاید سورپرایز) 🩸 محدودیت سنی🔞 "خون! این دریاچه خون کف زمین از بدن منه! نمیتونم بفهمم دارم نفس میکشم یا نه. بدنم میلرزه. دهنم مزه‌ی خون میده. یعنی مرگ همچین حسی داره؟ هیچ چیزیو نمیتونم واضح ببینم. اما هنوز صدای قاتلمو میشنوم..." توی این روایت قراره براتون از تجربه‌ی مرگ و زندگی دوباره‌ام بگم. بعد از کشته شدن اولین چیزی که به ذهنم میرسید انتقام گرفتن بود اما یه گره تو زمان...‌ یه تصادف پیش‌بینی نشده همه چیزو عوض کرد. من بیون بکهیون، کیم جی‌هون سابق، اینجام تا براتون از تقدیر نه چندان معمولیم بگم.‌‌.. (*سای‌رای: تو زبان ژاپنی چند واژه‌ی مختلف برای توصیف "تولد دوباره" وجود داره و 再来 هم یکی از اوناس)
  • You Can Never Die  por JustDeyZ
    JustDeyZ
    • WpView
      LECTURAS 446
    • WpPart
      Partes 1
    They say if a writer falls in love with you, you can never die. ✨✨✨ [one shot] [word count: 10.2k] کاپل: بکهان شخصیت‌ها: بکهیون، لوهان، کای، کیونگسو، چانیول، یورا، جرو
  • silence por Ahu_rr
    Ahu_rr
    • WpView
      LECTURAS 58
    • WpPart
      Partes 1
    حتی خواب ها هم میتونن واقعیت باشن اما نوع اون واقعیت مهمه... وانشات کوتاه تقدیم به نگاهاتون 🤍🌒