جنایی Stories

Refine by tag:
جنایی
WpAddعاشقانه
WpAddاسمات
WpAddcriminal
WpAddاکشن
WpAddپلیسی
WpAddمعمایی
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddجیمین
WpAddفارسی
WpAddbts
WpAddویکوک
WpAddaction
WpAddromance
WpAddcrime
WpAddvkook
WpAddjimin
WpAddfanfiction
جنایی
WpAddعاشقانه
WpAddاسمات
WpAddcriminal
WpAddاکشن
WpAddپلیسی
WpAddمعمایی
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddجیمین
WpAddفارسی
WpAddbts
WpAddویکوک
WpAddaction
WpAddromance
WpAddcrime
WpAddvkook
WpAddjimin
WpAddfanfiction

42 Stories

  • FORBIDDENLOVECLUB by haniyx
    haniyx
    • WpView
      Reads 2,164
    • WpPart
      Parts 4
    ‌ •࿐ FORBIDDEN LOVE CLUB💔 📌ژانر: جنایی،ترسناک،عاشقانه،خشونت،بی دی اس ام 📌خلاصه داستان : کلمه های عجیب که شاید از هر جمله ام هزاران بار تکرارش میکنم من کی قرار آدم شم،کی قرار بدون ترس زندگی کنم کی میتونم جای یه اسلحه یه شاخ گل دستم بگیرم جای غم و درد خنده رو به لبای آدما بیارم اینجا مکعب عشق ممنوع مکعبی با آدمایی متفاوت با دنیای متفاوت.... ‌
  • 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 | تهی by lDANILl
    lDANILl
    • WpView
      Reads 345
    • WpPart
      Parts 5
    ֍ 𝗡𝗮𝗺𝗲: 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 ֍𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 ֍𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗖𝗿𝗶𝗺𝗲 , 𝗔𝗻𝗴𝘀𝘁 , 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲 , 𝗦𝗺𝘂𝘁 ֍𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: 𝗗𝗔𝗡𝗜𝗟 خــلاصه‌ی کــوتاه: سازمان‌های معروف کره‌جنوبی برای دستیابی به یک هارد که محتوای درونش ارزش زیادی داره به اختلاف‌های زیادی دچار شدن. چی میشه اگر سازمانIG اولین سازمانی باشه که اون هارد رو گیر میاره و به دنبالش هکر ناشناسی که اون برنامه نویسی کرده رو هم توی سازمان استخدام میکنه. و خیلی ناگهانی مأموری که به الماس سیاه معروف بود و همه فکر میکردن مرده به سازمان برای رسیدن به هارد برگرده؟ اما اگر اینا همه‌ بخش کوچیکی از یه بازیه بزرگ باشه چی؟ عشق بین دو مأمور مخفی که یکی از اون‌ها اختلال روانی داره چطور قراره پیش بره؟
  • Bio by kim_nana870
    kim_nana870
    • WpView
      Reads 900
    • WpPart
      Parts 1
    سوییتی ها بیاین یکم باهام اشنا شید 🥰✌🏻
  • Knife wound [زخمِ چاقو] by Zatanaaaiiop
    Zatanaaaiiop
    • WpView
      Reads 27
    • WpPart
      Parts 1
    طی اتفاقاتی بین رابطه تهیونگ و جونگکوک، تهیونگ خیال می‌کنه که دوست پسرش داره بهش خیانت می‌کنه. اما تهیونگ می‌دونه که جونگکوک داره از با ارزش ترین داراییش‌ محافظت می‌کنه؟ "_مال منی، برای منی‌ حالا که دلت نمی‌خواد باشی نفستو‌ قطع میکنم مو‌ مشکی تکخندی زد. _هیچوقت پسر یه قاتل و تهدید به مرگ نکن!" Gener: romance, criminal, mystery, angst, smat Couple: vkook Update: Friday Writer: zatana بوک قبلی رو فعلا انپابلیش کردم، امیدوارم اینو دوست داشته باشین‌💘
  • ♠️Detectives ♠️ by _wetdream_
    _wetdream_
    • WpView
      Reads 174
    • WpPart
      Parts 2
    کاراگاهان ژانر:معمایی _جنایی_اسمات_درام کاپل :کریسبک_کایسو_هونهان +چرا پلیس شدی؟ _اممم از وقتی تصمیم گرفتم پیدا کردن گذشته رو رها کنمو به سمت آینده قدم بردارم فهمیدم که چقدر دلم میخاد عدالت مثل برگ درخت های پاییزی جای جای شهر بریزه .... داستانی پر از قتل های معروف نویسنده:موکا
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| by Stock_H
    Stock_H
    • WpView
      Reads 1,005
    • WpPart
      Parts 3
    ➪name: Uhkavaa ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، قبل از اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، استخوناتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرِ مغرور روبه‌روش رو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردنش گذاشت و سرش رو به گردنش نزدیک کرد. نفس عمیقی از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد موردعلاقش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا بنظر میایی...!" ______________________
  • blood squad🩸💀 by _lutos_
    _lutos_
    • WpView
      Reads 1,148
    • WpPart
      Parts 14
    آخرش خوده ما آدما باعث نابودی همه چیز شدیم ... "
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| by lucaskim723
    lucaskim723
    • WpView
      Reads 503
    • WpPart
      Parts 2
    ➪name: Uhkavva ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، تا قبل اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، دستاتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردن مرد روبه روش گذاشت و نفس های عمیق از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد روبه‌روش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا شدی...!" ______________________
  • who was different by avav14010
    avav14010
    • WpView
      Reads 4,244
    • WpPart
      Parts 7
    خلاصه: _ چرا کشتیش؟ خائنو باید کشت _ترسناک شدی جونگکوکی . و اینا همش تقصیر منه:)
  • One letter|~ by shaghimahghani
    shaghimahghani
    • WpView
      Reads 21
    • WpPart
      Parts 2
    One day, a connection occurs between the elves and the wizards... Prince Levi, the sole heir and new king of the Golden City (the City of Elves), will have his life changed in one night... not only his, but also the life of Princess Arista, the sole heir to the kingdom of the Red City (the City of Wizards)...
  • Blue and gray is my life colour  by zmoharramkhani1997
    zmoharramkhani1997
    • WpView
      Reads 7,794
    • WpPart
      Parts 44
    خاکستری لحظه لحظه گذشته منه میدونی من کیم تهیونگ تو رنگ خاکستری بزرگ شدم و دست و پا زدم از نظر من رنگ آرامش آبیه ولی میدونید هیچ ربطی به خاکستری زندگی من نداره ...... کاپل اصلی : ویمین💕 کاپل فرعی: هوپکوک 💜نامگی 💜 ژانر:پلیسی_جنایی_انتقام_رمانتیک
  • اقای رابرتسون by niloolucifer2
    niloolucifer2
    • WpView
      Reads 296
    • WpPart
      Parts 2
    همه ی اشتباهات از دیدار اول شروع میشه این تازه شروع ماجراست...‼️ ⛔️برای تمام گروه سنین مناسب نمی باشید⛔️
  • Montgomery  by hiursl
    hiursl
    • WpView
      Reads 840
    • WpPart
      Parts 26
    «اگر کسی را پیدا کردید که در زندگی عاشق آن هستید... باید آن را دو دستی بچسبید.. مراقب آن باشید و اگر به اندازه کافی خوش شانس بودید که شخصی را دوست داشتید ، پس باید از آن محافظت کنید..» جمله گرانبهایی از پرنسس دایانا... پرنسسی هم اسم من.. همیشه جملات زیبای اون رو با خودم تکرار میکنم... اما این یکی مورد علاقه منه... چون با تمام وجودم حسش میکنم...و دیوونه‌وار محبوبم رو دوست دارم.... به عاشقانه ترین شکل ممکن... اما شرایطمون جوریه که اون هر لحظه در خطره.. در خطریم... و من هر لحظه بیشتر حس میکنم که برای محافظت ازش ناتوانم.... و اون لحظه به لحظه حواسش جمع منه.. دفترچه خاطرات «دایانا میشِل»
  • ⁦⚔️⁩Repayment⚔️ by patogh
    patogh
    • WpView
      Reads 388
    • WpPart
      Parts 2
    _من فقط یک استرپیر بودم ، اون میخواست از من سو استفاده کنه! کاپل: چانبک⁦⚔️⁩ کایسو⁦⚔️⁩ ژانر: عاشقانه جنایی روزمره و گاهی فان کامینگ سون⁦⚔️⁩ .....
  • Room No.0017🏥 by akidultSnow
    akidultSnow
    • WpView
      Reads 181
    • WpPart
      Parts 1
    -ببین چه‌قدر قشنگه! با ذوق به گلبرگ‌های سفید و نازک گلدون کوچیک و موردعلاقه‌م که لبه‌ی پنجره جا گرفته اشاره میکنم و باز هم لبخند بزرگی روی لبم نقش میبنده! همیشه این‌کار سر ذوقم میاره! نشون دادن چیزهایی که خوشحالم میکنه به آدمی که خوشحالم میکنه! داشتنش عین خوشبختیه! couple: jeongcheol Genre: Romance, Psychological, Angst Fiction, oneshot
  • life again  by _Callmecarol_
    _Callmecarol_
    • WpView
      Reads 115
    • WpPart
      Parts 2
    زندگی دوباره ...! پارک شین هه مترجم فراری ارتش برای نجات وارد سازمان GNS میشه در همون حال کیم تهیونگ که تحت تعقیب اینترپل هست برای فرار وارد این سازمان میشه . پارک شین هه و تهیونگ برای کمک بهم مجبور میشن بادیگارد دختر رییس جمهور بشن . نویسنده : کارول -carol-
  • Crimson Evidence (شواهد ارغوانی) by long-light-life
    long-light-life
    • WpView
      Reads 15
    • WpPart
      Parts 1
    "A detective seeking justice, a serial killer seeking blood. When their paths collide in a gruesome crime scene, the line between hunter and prey blurs. A forbidden romance where the truth is as deadly as the killer's blade." Julian & Dorian Detective Julian: The cold, analytical mind of the precinct. A man dedicated to the law, until he finds himself chasing a shadow that feels far too familiar. Dorian: The elegant nightmare. A serial killer who turns crime scenes into art galleries, and who seems to have a fatal obsession with the man hunting him. یک کارآگاه که به دنبال عدالت است و یک قاتل که تشنه‌ی خون است. وقتی مسیر آن‌ها در یک پرونده‌ی جنایی خونین به هم گره می‌خورد، مرز بین شکارچی و شکار از بین می‌رود. عشقی ممنوعه و خطرناک که می‌تواند هر دوی آن‌ها را نابود کند
  • 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑲𝒐𝒐𝒌𝑽) by RAHILRad2
    RAHILRad2
    • WpView
      Reads 574,187
    • WpPart
      Parts 54
    _اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: کوکوی ژانر: جنایی، اکشن، پلیسی، انگست، ماجراجویی، اسمات خلاصه: فرمانده جونگکوک، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و کیم‌ تهیونگی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان جونگکوکه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا تهیونگ همونیه که نشون میده یا چیز های دیگه ای توی فکرش داره؟
  • I am Chernobyl  by MMi099
    MMi099
    • WpView
      Reads 30
    • WpPart
      Parts 1
    بعضی وقتا میشه اینقدر سمی بود که نیاز به قرنطینه باشه. وقتی که دیگه هیچ کس نمیتونه بهت نزدیک بشه ، شاید از روی ترس، شایدم ترحم برای خودش... اما به هرحال یکی باید قربانی بشه تا این قرنطینه تموم شه ، شاید به ظاهر برا منفعت خودش ، ولی از درون چیزی که فقط خودش و اون میدونن. بلاخره این چرنوبیل باید از بین بره.
  • 𝚃𝚑𝚎 𝚁𝚎𝚍 𝙱𝚊𝚕𝚕𝚘𝚘𝚗 • بادکنک قرمز by Mktwriter
    Mktwriter
    • WpView
      Reads 1
    • WpPart
      Parts 2
    قاچاق، مافیا، جنایتی در حق کودکان... او هرگز فکر نمی کرد توی همچین مخمصه‌ای گیر بیفتد. هرگز تحملش را نداشت که چنین کاری بکند. با این حال، این تازه شروع ماجرا بود. چون جسد، درست جلوی در اتاق او، به سرنوشت خود پی برده بود.