جنایی Stories

Refine by tag:
جنایی
WpAddعاشقانه
WpAddاسمات
WpAddcriminal
WpAddاکشن
WpAddتهکوک
WpAddپلیسی
WpAddمعمایی
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddجیمین
WpAddجونگکوک
WpAddbts
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddaction
WpAddromance
WpAddcrime
WpAddtaekook
WpAddjimin
WpAddfanfiction
جنایی
WpAddعاشقانه
WpAddاسمات
WpAddcriminal
WpAddاکشن
WpAddتهکوک
WpAddپلیسی
WpAddمعمایی
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddجیمین
WpAddجونگکوک
WpAddbts
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddaction
WpAddromance
WpAddcrime
WpAddtaekook
WpAddjimin
WpAddfanfiction

41 Stories

  • Rosalia by jeokim
    jeokim
    • WpView
      Reads 30
    • WpPart
      Parts 1
    Name: Rosalia / رزالیا Couple: Kookv , Yoonmin , Namjin Genre: Mystery, Smut, Fakechat, Criminal معمایی ، جنایی ، اسمات ، فیک چت سرگرد امگا کیم تهیونگ، پلیس ۲۷ ساله مطرح کره بخاطر التماسای زن پرونده دختر گمشدش رو قبول می‌کنه و قسم میخوره که دخترشو پیدا کنه. اما اگر میدونست سرنوشت چه خوابی براش دیده، هیچوقت این مأموریت رو قبول میکرد؟ ~ ~ -قسم میخورم اون لبخند از خود راضی روی صورتت رو خودم پاک کنم! ولم کن عوضی. +به خونه جدیدت خوش اومدی سرگرد!
  • Montgomery  by hiursl
    hiursl
    • WpView
      Reads 793
    • WpPart
      Parts 26
    «اگر کسی را پیدا کردید که در زندگی عاشق آن هستید... باید آن را دو دستی بچسبید.. مراقب آن باشید و اگر به اندازه کافی خوش شانس بودید که شخصی را دوست داشتید ، پس باید از آن محافظت کنید..» جمله گرانبهایی از پرنسس دایانا... پرنسسی هم اسم من.. همیشه جملات زیبای اون رو با خودم تکرار میکنم... اما این یکی مورد علاقه منه... چون با تمام وجودم حسش میکنم...و دیوونه‌وار محبوبم رو دوست دارم.... به عاشقانه ترین شکل ممکن... اما شرایطمون جوریه که اون هر لحظه در خطره.. در خطریم... و من هر لحظه بیشتر حس میکنم که برای محافظت ازش ناتوانم.... و اون لحظه به لحظه حواسش جمع منه.. دفترچه خاطرات «دایانا میشِل»
  • 《آزورا و باروت》| 𝗔𝘇𝘂𝗿𝗮 & 𝗚𝘂𝗻𝗽𝗼𝘄𝗱𝗲𝗿   by _venusdiary_
    _venusdiary_
    • WpView
      Reads 223
    • WpPart
      Parts 6
    آزورا، معصوم بود... با چشم‌هایی آبی‌تر از سکوتِ اقیانوس‌های دور، و صدایی که حتی بلد نبود آتش رو صدا کنه. اما بعد... یاد گرفت بوی خون چه طعمی داره. و من؟ من هنوز تو همون لحظه گیر افتادم- لحظه‌ای که اشکاش برای آخرین بار افتادن، و از اون به بعد، فقط ماشه بود که گریه می‌کرد. دیدم چطور نور از نگاهش دزدیده شد، چطور قلبشو لای آستر کت خاکستریش قایم کرد... کنار یه فشنگِ خالی و یه رازِ بی‌صدا. دیدم که لبخندش تیر خورد، و خودش... با همون لبخند، شلیک کرد. کسی نفهمید. اما من هنوزم هر شب، اسمشو از سیاره‌ها می‌پرسم: آزورا... اون دخترِ آبی که خودش رو به باروت باخت...»
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| by Stock_H
    Stock_H
    • WpView
      Reads 976
    • WpPart
      Parts 3
    ➪name: Uhkavaa ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، قبل از اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، استخوناتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرِ مغرور روبه‌روش رو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردنش گذاشت و سرش رو به گردنش نزدیک کرد. نفس عمیقی از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد موردعلاقش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا بنظر میایی...!" ______________________
  • 𝐒𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞 by kookmin_3458
    kookmin_3458
    • WpView
      Reads 71
    • WpPart
      Parts 6
    •نجاتم بده• ولی من... من بهت اعتماد داشتم! بی توجه به اشک های جاری پسر پوزخند تلخی زد و مشتی به انگشت هاش زد.‌ -‌هنوز یاد نگرفتی نباید به کسی اعتماد کنی! ★امگاورس، رمنس، جنایی، دارک رمنس★ :::::::::: 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑲𝑶𝑶𝑲𝑴𝑰𝑵 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑻𝒂𝒏𝒊𝒚𝒂.𝒁
  • اقای رابرتسون by niloolucifer2
    niloolucifer2
    • WpView
      Reads 283
    • WpPart
      Parts 2
    همه ی اشتباهات از دیدار اول شروع میشه این تازه شروع ماجراست...‼️ ⛔️برای تمام گروه سنین مناسب نمی باشید⛔️
  • FORBIDDENLOVECLUB by haniyx
    haniyx
    • WpView
      Reads 2,068
    • WpPart
      Parts 4
    ‌ •࿐ FORBIDDEN LOVE CLUB💔 📌ژانر: جنایی،ترسناک،عاشقانه،خشونت،بی دی اس ام 📌خلاصه داستان : کلمه های عجیب که شاید از هر جمله ام هزاران بار تکرارش میکنم من کی قرار آدم شم،کی قرار بدون ترس زندگی کنم کی میتونم جای یه اسلحه یه شاخ گل دستم بگیرم جای غم و درد خنده رو به لبای آدما بیارم اینجا مکعب عشق ممنوع مکعبی با آدمایی متفاوت با دنیای متفاوت.... ‌
  • Knife wound [زخمِ چاقو] by Zatanaaaiiop
    Zatanaaaiiop
    • WpView
      Reads 23
    • WpPart
      Parts 1
    طی اتفاقاتی بین رابطه تهیونگ و جونگکوک، تهیونگ خیال می‌کنه که دوست پسرش داره بهش خیانت می‌کنه. اما تهیونگ می‌دونه که جونگکوک داره از با ارزش ترین داراییش‌ محافظت می‌کنه؟ "_مال منی، برای منی‌ حالا که دلت نمی‌خواد باشی نفستو‌ قطع میکنم مو‌ مشکی تکخندی زد. _هیچوقت پسر یه قاتل و تهدید به مرگ نکن!" Gener: romance, criminal, mystery, angst, smat Couple: vkook Update: Friday Writer: zatana بوک قبلی رو فعلا انپابلیش کردم، امیدوارم اینو دوست داشته باشین‌💘
  • One letter|~ by shaghimahghani
    shaghimahghani
    • WpView
      Reads 17
    • WpPart
      Parts 2
    One day, a connection occurs between the elves and the wizards... Prince Levi, the sole heir and new king of the Golden City (the City of Elves), will have his life changed in one night... not only his, but also the life of Princess Arista, the sole heir to the kingdom of the Red City (the City of Wizards)...
  • Crimson Evidence (شواهد ارغوانی) by long-light-life
    long-light-life
    • WpView
      Reads 9
    • WpPart
      Parts 1
    "A detective seeking justice, a serial killer seeking blood. When their paths collide in a gruesome crime scene, the line between hunter and prey blurs. A forbidden romance where the truth is as deadly as the killer's blade." Julian & Dorian Detective Julian: The cold, analytical mind of the precinct. A man dedicated to the law, until he finds himself chasing a shadow that feels far too familiar. Dorian: The elegant nightmare. A serial killer who turns crime scenes into art galleries, and who seems to have a fatal obsession with the man hunting him. یک کارآگاه که به دنبال عدالت است و یک قاتل که تشنه‌ی خون است. وقتی مسیر آن‌ها در یک پرونده‌ی جنایی خونین به هم گره می‌خورد، مرز بین شکارچی و شکار از بین می‌رود. عشقی ممنوعه و خطرناک که می‌تواند هر دوی آن‌ها را نابود کند
  • Cladiuak by jiiim6
    jiiim6
    • WpView
      Reads 160
    • WpPart
      Parts 5
    من اینجام در حصار تن بهترین رفیقت،در سی‌امین طبقه این قصر،در زیر نخواستن ها و فریاد ها ولی تو کجایی ماهِ‌من؟ میدونی هیچ‌وقت توضیحی به من داده نشد فقط به خودم اومدم و متوجه شدم که منو ترک کرده؛برای همیشه...
  • blood squad🩸💀 by _lutos_
    _lutos_
    • WpView
      Reads 1,100
    • WpPart
      Parts 14
    آخرش خوده ما آدما باعث نابودی همه چیز شدیم ... "
  • I am Chernobyl  by MMi099
    MMi099
    • WpView
      Reads 30
    • WpPart
      Parts 1
    بعضی وقتا میشه اینقدر سمی بود که نیاز به قرنطینه باشه. وقتی که دیگه هیچ کس نمیتونه بهت نزدیک بشه ، شاید از روی ترس، شایدم ترحم برای خودش... اما به هرحال یکی باید قربانی بشه تا این قرنطینه تموم شه ، شاید به ظاهر برا منفعت خودش ، ولی از درون چیزی که فقط خودش و اون میدونن. بلاخره این چرنوبیل باید از بین بره.
  • life again  by _Callmecarol_
    _Callmecarol_
    • WpView
      Reads 107
    • WpPart
      Parts 2
    زندگی دوباره ...! پارک شین هه مترجم فراری ارتش برای نجات وارد سازمان GNS میشه در همون حال کیم تهیونگ که تحت تعقیب اینترپل هست برای فرار وارد این سازمان میشه . پارک شین هه و تهیونگ برای کمک بهم مجبور میشن بادیگارد دختر رییس جمهور بشن . نویسنده : کارول -carol-
  • Pretty Dead by TurtlesFiction
    TurtlesFiction
    • WpView
      Reads 184
    • WpPart
      Parts 5
    وانگ ییبو فکر می کرد شهری که خانواده اش برای نقل مکان انتخاب کردن کسل کننده باشه خب، بعد از اینکه مرده ای پیدا کردن، باید به این فکر می کرد که از یک کلمه بسیار زیباتر برای شهر استفاده کنه..جسدی در جنگل، نه چندان دور از یک استخر شنا. خوشبختانه، شهر کارآگاهانی مانند شیائو جان جوان و آینده دار داره که هر کاری برای حل پرونده و بازگرداندن آرامش به شهر کوچک خودشون میکنن. Translator: Neda Top : Verse Gener : Police, Crime, Angst, Fluff , Smut, Mystery
  • who was different by avav14010
    avav14010
    • WpView
      Reads 4,049
    • WpPart
      Parts 7
    خلاصه: _ چرا کشتیش؟ خائنو باید کشت _ترسناک شدی جونگکوکی . و اینا همش تقصیر منه:)
  • ماتیلدا by yeganeh_blue
    yeganeh_blue
    • WpView
      Reads 11
    • WpPart
      Parts 1
    بیماری روانی «تجزیه شخصیت» که در روانشناسی به آن اختلال شخصیت چندگانه یا اختلال هویت تجزیه‌ای (Dissociative Identity Disorder - DID) گفته می‌شود، حالتی است که در آن یک فرد دو یا چند هویت یا شخصیت متفاوت درون خود دارد. این شخصیت‌ها ممکن است رفتار، خاطرات، طرز فکر و حتی احساسات متفاوتی داشته باشند و فرد ممکن است کنترل رفتارهایش را بین این هویت‌ها از دست بدهد. معمولاً این اختلال ناشی از تروما یا آسیب شدید در کودکی است و می‌تواند باعث سردرگمی، فراموشی‌های مکرر و مشکلات در زندگی روزمره شود. این داستان درباره دختری است که با این بیماری به جنگ زندگی می رود و بدون اگاهی از اتفاقات درون خود اوقات خود را میگذراند و کم کم با پیدایش موضوعاتی او به شناختی از خود دست پیدا میکند.
  • ♠️Detectives ♠️ by _wetdream_
    _wetdream_
    • WpView
      Reads 173
    • WpPart
      Parts 2
    کاراگاهان ژانر:معمایی _جنایی_اسمات_درام کاپل :کریسبک_کایسو_هونهان +چرا پلیس شدی؟ _اممم از وقتی تصمیم گرفتم پیدا کردن گذشته رو رها کنمو به سمت آینده قدم بردارم فهمیدم که چقدر دلم میخاد عدالت مثل برگ درخت های پاییزی جای جای شهر بریزه .... داستانی پر از قتل های معروف نویسنده:موکا
  • MEDUSA | Chanbaek  by the_catli
    the_catli
    • WpView
      Reads 147
    • WpPart
      Parts 3
    Name: Medusa [از جام زهر من بنوش ای فرزندم، بگذار تا که از مسمومیت زادگانم نفرت در تو جاری شود. همانا که در آینه‌ی بی فروغ چشمانمان به تکه سنگ هایی باقی مانده از شهوت بدل شوند.] _خیلی خب، حداقل اسمتو بنویس. "مدوسا" _چه بخوای چه نخوای اسم واقعیتو میفهمم ولی فعلا همین قبوله. ___________________ *همه‌ی ادرس‌ها، مناسبت ها، اشخاص مهم، سیاست ها، شخصیت ها و مسائل پزشکی که داخل این فیکشن استفاده شدن زاده‌ی ذهن نویسندست و هیچ وجود حقیقی ندارن. *چیزهایی که از شخصیت های اصلی نوشته شده و همچنین رفتار ها و جسمشون به هیچ‌وجه بر اساس چیزی که در واقعیت هستن نیست. Couple: chanbaek Genre: action, criminal, romance, (Smut) 🤝Writers: Asli , Hiiro [چهار شنبه ها]
  • 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 | تهی by lDANILl
    lDANILl
    • WpView
      Reads 325
    • WpPart
      Parts 5
    ֍ 𝗡𝗮𝗺𝗲: 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 ֍𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 ֍𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗖𝗿𝗶𝗺𝗲 , 𝗔𝗻𝗴𝘀𝘁 , 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲 , 𝗦𝗺𝘂𝘁 ֍𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: 𝗗𝗔𝗡𝗜𝗟 خــلاصه‌ی کــوتاه: سازمان‌های معروف کره‌جنوبی برای دستیابی به یک هارد که محتوای درونش ارزش زیادی داره به اختلاف‌های زیادی دچار شدن. چی میشه اگر سازمانIG اولین سازمانی باشه که اون هارد رو گیر میاره و به دنبالش هکر ناشناسی که اون برنامه نویسی کرده رو هم توی سازمان استخدام میکنه. و خیلی ناگهانی مأموری که به الماس سیاه معروف بود و همه فکر میکردن مرده به سازمان برای رسیدن به هارد برگرده؟ اما اگر اینا همه‌ بخش کوچیکی از یه بازیه بزرگ باشه چی؟ عشق بین دو مأمور مخفی که یکی از اون‌ها اختلال روانی داره چطور قراره پیش بره؟