جی Stories

Refine by tag:
جی
جی

9 Stories

  • Mackian's by felanita12
    felanita12
    • WpView
      Reads 632
    • WpPart
      Parts 10
    ما ی خانواده ایم از دنیا فرار کردیم تا به فردا برسیم ما یه خانواده ایم که همدیگه رو انتخاب کردن. یه خانواده محکوم به ابدیت ...
  • ○_YOUR VOICE_○ by JVKSEVEN
    JVKSEVEN
    • WpView
      Reads 189
    • WpPart
      Parts 3
    دفتر آرزو ها : آرزو میکنم یک بار قبل از مرگم بتونم صدات رو بشنوم ایان... ....
  • کہانی زندگی  by SabzBagh
    SabzBagh
    • WpView
      Reads 22
    • WpPart
      Parts 1
    زندگی میں گزری بہت ساری غلطیاں اور زندگی کے اتار چڑھاؤ کے بعد پیش انے والی صورتحال ایک ایسے ساتھ کی جو خود بھی اپنی تلاش میں ہے اور اسے تلاش کبھی بھی حاصل نہ ہوئی
  • "My wakmanta" by mellanie20000
    mellanie20000
    • WpView
      Reads 6,626
    • WpPart
      Parts 42
    _چرا همیشه کاری میکنی که در مقابلت دهنمو ببندم، چوی سان؟! _چون سرنوشت لعنتی لبات اینه که خفه بشی و منو تا حد مرگ ببوسی! *** اینبار داستان از یکی هست و یکی نیست ها رقم میخوره! چون ثبات داستان زندگی دو پسر از جایی شروع میشه که نشون میده میون تموم خیالات دنیا و ادم ها و عاشق و معشوق ها، چوی سان وارد شدنش رو به دنیای پسری که بیخیالی دو عالم روی خیالشه،اعلام میکنه! و وویونگ همون پسری که هرروز آوازه ی وحشتناک ترین مردی که خودش رو مالک خیلی چیزها میدونه به گوشش میخوره اما هیچ شناختی ازش نداره! در نهایت فرصتی پیشمیاد که هیجان وارد زندگی این دو پسر میشه و ادرنالین به طرز وحشتناکی بین اون دونفر جریان پیدا میکنه. *** couple: woosan genre: romance~dram~smat write by: mellanie
  • When They See My Coffin by sitaaaan
    sitaaaan
    • WpView
      Reads 763
    • WpPart
      Parts 8
    از همان کودکی به بنده اموختند که ساکت باشم. میگفتند: هیس... کسی فرصت شنیدن اراجیف تورا ندارد پس من هم سکوت را تمرین کردم و یاد گرفتم. لب باز نمیکردم، مگر وقتی نیاز ضروری‌ ای که داشتم. چند کلمه‌ خشک و کوتاه، فقط برای زنده‌ ماندن... یه لزبین استوری خیلی کوتاهه و امیدوارم خوشتون بیاد☆ *تموم شده*
  • 𝐘𝐎𝐔𝐑𝐒 [𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] by A_by_Atash
    A_by_Atash
    • WpView
      Reads 870
    • WpPart
      Parts 3
    همونطور ک نگاه کوتاهی به ماشین مینداخت چشمش به پلاکی ک از آیینه وسط از زنجیر نازک نقره ای آویزون بود افتاد و چشماشو ریز کرد تا حرفی ک روی پلاکه رو بخونه: _L? پلکی زد و سر تکون داد: خدایا شوخی میکنی.. و یهو چشمش به سمت دختری رفت ک سمت ماشین میومد و سریع رفت پایین صندلیا و جلوی دهنشو محکم گرفت: فااک! توی ماشین لالیساس یا این یه شوخی کثیف از طرف کارماس؟؟ اما اینطور نبود.. Couple: Jenlisa, Taekook Ganre: omegaverse/action/romance/happy ending/Threeshots.
  • my dear nun( jenlisa oneshot) by Ilinyforilin
    Ilinyforilin
    • WpView
      Reads 615
    • WpPart
      Parts 1
    راهبه عزیز من(جنلیسا ) راهبه ی عزیز من از اون صدا نترس اون صدا سرنوشته توعه ... # جنلیسا # بلک_پینک #جنی #لیسا #jenlisa #gl #gxg
  • 𝐂𝐑𝐔𝐃𝐄𝐋𝐄  by A_by_Atash
    A_by_Atash
    • WpView
      Reads 22,498
    • WpPart
      Parts 8
    اما نگاه سنگین جونگکوک در حالی که از چهره اش چیز خاصی جز فکی ک قفل شده مشخص نبود در سکوت تمام روش بود. نگاهشو بالا برد و با چشمایی که به شدت با اون لنزا مست کننده تر و خمار تر به نظر میومدن گفت: _جئون؟ لبخند کوچیکی گوشه لبش نشست و خواست چیزی بگه ک توی ی حرکت سریع و البته خشن بدنش جفت تن مرد بزرگتر شد و دستاش به صورت خودکار و دفاعی روی سینه هاش مشت شد: _م..مشکلت چیه! جونگکوک همونطور ک از همون فاصله کم در حالی ک ساعدش داشت گودی کمر ته رو گود تر میکرد روی صورتش خم شد و خیره به چشماش غرید: _میخوام بدنتو تیکه پاره کنم و تا حد مرگ بگامت. موج شدیدی از خجالت و حس بد به قلب و بدن ته حجوم آورد و باعث شد از رایحه تند و تیز آلفاش اشک توی چشماش جمع بشه و نگاهشو پایین انداخت. انگار که نمیتونست صحبت کنه و ناخواسته چشماش میلرزیدن که جونگکوک با لحن به ظاهر نرم اما سنگینی ادامه داد: _مگه بهشون نگفتم چطوری امادت کنن شیرینم؟ ته اما اون بین همونطور ک می‌خواست امتحانش کنه سعی کرد به ترس امگاش غلبه کنه و اروم گفت: _ب..بد شده؟ از این مظلومیت و ترسی که جذبه اون مردک همیشه باعثش میشد متنفر بود اما نمیتونست انکار کنه ک اون گرگ احمقش عاشق این ابهت آلفاشه. کاش اون گرگ احمق یکم عقل و درک داشت. COUPLES: Kookv , Side Couple. GENRE: Omegaverse/Angst/Smut/Mafia/H.E. Up: [