دارک Geschichten

Suche durch Tags verfeinern:
دارک
WpAddاسمات
دارک
WpAddاسمات

24 Geschichten

  • 「𝐷𝑒𝑎𝑑 𝑆𝑜𝑢𝑙」 von BAPG_7
    BAPG_7
    • WpView
      GELESEN 6,965
    • WpPart
      Teile 7
    「نگاهِ ساحرش، تهیونگ رو جادو کرده بود. تهیونگ مجنونِ جونگ کوک شده بود و جونگ کوک هم عاشق اون، اما ته داستانِ عاشقانه شون به کجا می رسید؟! "نوعِ جرم؟!" _ قتل "نامِ قربانی؟" _ جئون جونگ کوک..! "علت؟" _ اون پدرِ خوبی بود اما مردِ خوبی نبود.」 ·  ·  · ────៚──── ·  ·  · 𓄹.𝗡𝗮𝗺𝗲: Dead Soul 𓄹.𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Smut, Dark, Psychology 𓄹.𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Kookv 𓄹.𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Ante این فیک یه مینی فیکه و روز آپ مشخصی نداره چون میخوام پشت سر هم اپش کنم.
  • 𝐘𝐞𝐬 𝐬𝐢𝐫 ! von lottuuss23
    lottuuss23
    • WpView
      GELESEN 35,791
    • WpPart
      Teile 48
    کاتێک گرەیس دەیەوێت سەردانی کوڕە هاوڕێکەی بکات کە بەو زووانە دەبنە دەزگیران ، چاوی دەکەوێت بە سەرۆکی دەزگیرانەکەی هەستەکان و ویستەکان لەو ساتەدا دروست دەبن و تا دێت لەگەڵیدا دەکەوێتە گوناهـ ، کۆتایی گرەیس لەگەڵ جۆنگکووک دەگات بە کوێ ؟ خوێنەر بن ئازیزان🌷 پێم وابوو دەتوانم خۆم بپارێزم لە گوناهـ ، تا ئەو کاتەی دەریاوان جیۆنم ناسی کە سەرۆکی دەزگیرانەکەم بوو لە شوێنی کارەکەی - بنکەی سەربازی بۆ من بەس نییە ، من دەمەوێت سەرکردایەتی بنکەکەت بکەم بە چاوی ئاماژەی بەو شوێنە دەکرد کە خاکە پیرۆزەکەمی لێیە ، وە سەرەڕای ئەو شەرمەزاریەی کە بەسەرمدا زاڵ بوو چاوم لە چاوی دوورنەخستەوە - کەواتە پێویستت بە ئەستێرەیەکی زیاترە لەسەر جلەکەت - جیۆن جۆنگکووک - شین گرەیس - ناوەڕۆکی گەورە ساڵان ناوەڕۆکی پێگەیشتوو چیرۆکی وەرگێڕدراو ✔️
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ von broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      GELESEN 2,242
    • WpPart
      Teile 13
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • DON von MiraHopeTales
    MiraHopeTales
    • WpView
      GELESEN 9,154
    • WpPart
      Teile 26
    اولین صدایی که اون شب شنیده شد، شلیک گلوله نبود... صدای قدم‌های دُن کیم بود. مافیا فقط تجارت و اسلحه نیست؛ خانواده است ، سوگندِ . زخم‌هاییه که دیده نمی‌شن. همه دنبال قدرتن، ولی هیچ‌کس حاضر نیست بهای واقعیشو بده. این‌جا هرچی بالاتر بری، زمین خوردنت سخت‌تره. و اگه فکر می‌کنی بهت رحم می‌کنن، یعنی هنوز هیچی از این بازی نفهمیدی. ✧ Name : DON ★ Couple : taekook.sope. secret ✧ Genre : mafia, romance, smut +🔞 ★ Writer : Mira
  • ⁠ٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰدیلی شەیتانـٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰٰ.    (تەواوکراوە) von lilm__2004
    lilm__2004
    • WpView
      GELESEN 6,244
    • WpPart
      Teile 24
    "لیلیت بووە شاهیدی تاوانێکی خوێناوی، بۆیە شەیتان ڕفاندی تەنها بۆ ئەوەی بیبڕێتەوە و بکوژرێت. بەڵام کاتێک فیشەکەکە ئامادە بوو... بۆچی شەیتان نەیتوانی بیگوژێت؟"
  • 사랑 von IAmAHavig
    IAmAHavig
    • WpView
      GELESEN 31,473
    • WpPart
      Teile 28
    عشق(باشه میدونم سادست) ❌این فیک تموم شده و فصل دوم در حال اپه با اسم 과거. ژانر:اسمات،دارک وب،دختر پسری،BDSM(شاخه های مختلفش)،خشن...خب فکر کنم همینا کافیه توجه:این فیک دارای صفحه های شکنجه و خوشنت بار می باشد اگر دوست ندارید نخونید لطفا *مورد داشتیم حالت تحوع گرفته! کاپل اصلی:ا/ت و یونگی. کاپلای فرعی:هوپمیم،ویکوک،نامجین خب من این و همینجوری می نویسم و راستش خب نمیدونم فقط امیدوارم دوست داشته باشید همین. خلاصه:یونگی و دوست دخترش ا/ت که در گروهی به اسم درتی انجلز که در دارک وب کار میکنه مشغول بودن که رابطشون به صورت ناراحت کننده ای از هم میپاشه حالا ماموریتی به پستشون خورده که باید دوباره دوره هم جمع بشن و این ماموریت و جمع کنن و فقط هویج میدونه که چه اتفاقاتی قراره بیوفته..... نویسنده : هویج هستم مخلص شما 🥕
  • Little brat kitten von IAmAHavig
    IAmAHavig
    • WpView
      GELESEN 2,018
    • WpPart
      Teile 8
    پارک پی کیتن شیطون و با نمک مین یونگ هو و این بوک داستان شیطنتای پی و گریه های یونگ هوعه که با پرنسس لجباز یوکی و ددیش امه زندگی میکنن و همچنین کار میکنن اونم نه ی شغل معمولی اونا یکی از بهترین گروه های دارک وبن و این داستانشون که توسط هویج نوشته می‌شود. اول داستان و قضاوت نکنید مهیج خواهد شد. ژانر:طنز،اسمات،دارک وب روزهای اپ: جمعه ها📳 نویسنده: Havig 🥕
  • 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑲𝒐𝒐𝒌𝑽) von RAHILRad2
    RAHILRad2
    • WpView
      GELESEN 570,002
    • WpPart
      Teile 54
    _اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: کوکوی ژانر: جنایی، اکشن، پلیسی، انگست، ماجراجویی، اسمات خلاصه: فرمانده جونگکوک، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و کیم‌ تهیونگی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان جونگکوکه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا تهیونگ همونیه که نشون میده یا چیز های دیگه ای توی فکرش داره؟
  • One year_Yoonmin Ver. von Sayo_NV
    Sayo_NV
    • WpView
      GELESEN 814
    • WpPart
      Teile 1
    Couple:Yoonmin Author: NV Ganres: dark, harsh, smut, romance با گذشت یه سال تاخوردگی گوشه‌ی عکس و جای اشکام روش میتونستن داستان بدترین سال زندگیم رو تعریف کنن با ریختن قطره اشکی مستقیم روی صورتی داخل عکس که یه روز تنها چیزی بود که میپرستیدم عکس رو تو دستم مچاله میکنم و با پرداخت پول بار بیرون میرم باید به قولی که به خودم داده بودم عمل میکردم قولی که هیچوقت فکر نمیکردم واقعا زمان عمل کردنش برسه... میتونید ورژن چانبک همین وانشات رو هم داخل اکانتم و چنل تلگرام بخونید آیدی چنل: @FictionLand_farsi
  • Raha von Just_Ait
    Just_Ait
    • WpView
      GELESEN 19
    • WpPart
      Teile 1
    رمانگر بیانگر زندگی رها اعتماد زاده و سر گذشت زندگی او به عنوان یک وکیل و مشکلات اوست.
  • 𝚃𝚑𝚎 𝚁𝚎𝚍 𝙱𝚊𝚕𝚕𝚘𝚘𝚗 • بادکنک قرمز von Mktwriter
    Mktwriter
    • WpView
      GELESEN 0
    • WpPart
      Teile 2
    قاچاق، مافیا، جنایتی در حق کودکان... او هرگز فکر نمی کرد توی همچین مخمصه‌ای گیر بیفتد. هرگز تحملش را نداشت که چنین کاری بکند. با این حال، این تازه شروع ماجرا بود. چون جسد، درست جلوی در اتاق او، به سرنوشت خود پی برده بود.
  • MY LITTLE ANGEL von kim_nini136789
    kim_nini136789
    • WpView
      GELESEN 1,721
    • WpPart
      Teile 4
    🔥نام رمان : #MY_LITTLE_ANGEL #فرشته_کوچولوی_من 🔥ژانر : #عاشقانه #اروتیک #بزرگسال #دارک #درام #گی 🔥خلاصه : برایان فرشته روشنایی که بخاطر اذیت و آزار هم نوع هاش مجبور میشه دنیاشو ترک کنه..... زندگی تو دنیای انسان ها سخت و خطرناکِ مخصوصا واسه پسر سفید و دوست داشتنی مثل اون که گی هم هست همه چیز آرومِ تا وقتی که یکی شروع به کشتن دخترای کلابش می کنه برایان در تلاش برای پیدا کردن قاتل با مردی رو به رو میشه که کابوس شبای هر فرشته روشناییِ....... موجودی که همه وجودش پر از خشونت و کشتاره موجودی که قدرت و شرارت خالصِ سایروس هرچی که سر راهش باش رو نابود می کنه هر چی که بخوادو به دست میاره مخصوصا اگه فرشته کوچولویی باش که آتیش شهوت و نفرتو بعد از سال ها دوباره تو وجودش شعله ور کرده باش اون خودِ ترسِ اون یکی از سه شوالیه فرشته های تاریکیِ......
  • ... von Moonrise_galaxy
    13
    ...
    Moonrise_galaxy
    • WpView
      GELESEN 1,634
    • WpPart
      Teile 7
  • 𝐡𝐞𝐢𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐧𝐢𝐠𝐡𝐭 von moonriver85
    moonriver85
    • WpView
      GELESEN 33
    • WpPart
      Teile 4
    یه مسافرتِ کوتاه،در حدِ یه تعطیلات تابستونی... میتونه زندگیتو به کل تغییر بده..! تابستونی که قرار بود بهترین و خاطره انگیز باشه برای همه... اما فقط یادآور تلخی‌ها و تاریکی‌ها میشه... دختری کنجکاو‌ و ماجراجو که به یه سفرِ کوتاه می‌ره به مکانی مرموز و رازآلود... اما اونجا متوجه تاریکی‌ها و رازهای پنهانی میشه که دیدشو نسبت به همه‌چیز عوض میکنه... و هیچوقت نمیتونه به زندگی سابقش برگرده و ازش آدم دیگه‌ای می‌سازه... یه قصر متروکه‌ی ویکتوریایی که در عمق خودش رازها،کینه‌ها،خیانت‌های زیادی جای داده... و‌ داستان های زیادی برای تعریف کردن داره... خاندانی اشرافی و نجیب که نیمی گرگینه و نیمی خون‌آشام بودند... و یه زندگی غرق در راز و تاریکی داشتند اما فقط یک نفر می‌تونست پرده از این رازها بکشه... و او‌ کسی نبود جز لوسی...!
  • dark web | دارک وێب von rega_margayi
    rega_margayi
    • WpView
      GELESEN 108
    • WpPart
      Teile 1
    دارک وێب کێیە؟ ئامانجی دارک وێب چیە؟ بۆچی خەڵک ئەکوژن؟ ئایە ئەم کەسەی بچێتە دارک وێب هاک ئەکرێت؟ چۆن بتوانیت بچیتە دارک وێب؟ کێ دارک وێب'یـی دروست کرد؟ من وەک کوردێک هەڵساوم بەباسکردنی چیرۆکی دارک وێب و شێوازی چوونە ناو دارک وێب و کارە پیسەکانی دارک وێب و چەنەها زانیاری تری زۆر گرنگ دەربارەی دارک وێب ! هاوڕەیان تکایه خوار 18 ساڵ ئەم شتانە نەخوێنێتەوە چونکە بۆ خوار 18 ساڵ نابێت چەنەها ڤیدیۆ و دیمەنی کوشتنی تیایە و چیرۆکی کەسایەتی خەڵک کەچۆتە دارک وێب نابێت خوار 18 ساڵ سەیری بکات وەهەروەها لەکۆتایی پێتان ئەڵێم چۆن بچنە دارک وێب تێبینیەکی گرنگ: ئەو زانیاریانە هەمووی ڕاستین و وەرگیراون لەلایەن خەڵکەوە . !!!!!
  • One year_Chanbaek Ver. von Sayo_NV
    Sayo_NV
    • WpView
      GELESEN 509
    • WpPart
      Teile 1
    Couple:Chanbaek Author: NV Ganres: dark, harsh, smut, romance با گذشت یه سال تاخوردگی گوشه‌ی عکس و جای اشکام روش میتونستن داستان بدترین سال زندگیم رو تعریف کنن با ریختن قطره اشکی مستقیم روی صورتی داخل عکس که یه روز تنها چیزی بود که میپرستیدم عکس رو تو دستم مچاله میکنم و با پرداخت پول بار بیرون میرم باید به قولی که به خودم داده بودم عمل میکردم قولی که هیچوقت فکر نمیکردم واقعا زمان عمل کردنش برسه... ورژن یونمین همین وانشات رو میتونید داخل اکانتم و چنل تلگرام بخونید آیدی چنل: @FictionLand_farsi
  • sussuero | the whisper  von noxstory
    noxstory
    • WpView
      GELESEN 124
    • WpPart
      Teile 8
    مرد همه‌ی عکس ها رو روی میز گذاشت و توضیحاتش رو ادامه داد: قربان... ایشون همراه پدر و برادرشون تو جشنی که مارچلو ریچی برگذار کرده بود شرکت کردن... تو جشن اعلام شده که پسر مارچلو ریچی و دختر کوچیک انزو دالکا قراره بعد از تولد 18 سالگی دختر دالکا ازدواج کنن.... مرد یکی از عکسهایی که روی میز بود رو برداشت... دستیارش با سرعت ادامه داد: مردی که کنار ایشون میبینید پسر کوچیک لورنزو فرو هستن... آنجلو فرو مرد میدونست کیه... و توجهی هم به توضیحات دستیارش نداشت... تنها چیزی که توجه مرد رو جلب کرده بود لبخندی بود که میلا به آنجلو میزد. **** میلا دالکا هیچ‌وقت جایی رو نداشت که بهش بگه خونه. تنها هدفش در زندگی، نجات خواهرش از سرنوشتی بود که دیگران براش رقم زده بودن... برای نجات تنها داراییش، دست به هر کاری می‌زد. در این دنیا، خون بهای زنده موندنه... اما در این میان، قول و قراری هست که هفت سال پیش از بین رفت...حداقل برای میلا. ولی آیا برای "او" هم همه‌چیز تموم شده؟
  • جهنم اعتماد | Hell of Trust von Nazanin7
    Nazanin7
    • WpView
      GELESEN 74
    • WpPart
      Teile 6
    در دنیایی که وفاداری فقط یک نقاب است، اعتماد کردن یک خودکشیِ تدریجی است. وقتی بازیِ سایه‌ها شروع شود، هیچ‌کس بی‌گناه نیست. به جهنم اعتماد خوش آمدید؛ جایی که یک فندک سرنوشت همه را به آتش می‌کشد.
  • AYSFS von NilinSama
    NilinSama
    • WpView
      GELESEN 2,447
    • WpPart
      Teile 6
    آب گلدون سانسوریات رو می‌دی. لب پنجره می‌شینی. سرت رو تکیه می‌دی به شیشه و به انبوه ماشین‌های تو خیابون که از اون بالا نقطه‌های کوچیک براق بودن نگاه می‌کنی. منتظری که در باز بشه و همسرت که از شیفت شب برمی‌گرده ببینی. آفتاب می‌زنه. گرسنته. بوی قهوه‌ی ماگ تو دستت تو آشپزخونه پیچیده. چند لحظه چشم‌هات رو می‌بندی. یه رویای مبهم می‌بینی با رنگبندی آبی و سبز و صورتی. ستون فقراتت از سرما و رطوبت تیر می‌کشه و چشمت رو باز می‌کنی. آفتاب می‌زنه. گرسنته. چمن‌هایی که روشون دراز کشیدی صورتت رو نوازش می‌کنن و خورشید از لابه‌لای شاخه‌های درخت چشمت رو می‌زنه. به جای ماگ چاقو دستته و به جای قهوه، بوی خون می‌ده. چه وحشت کنی، چه بجنگی، چه قایم شی، یا آرزوی مرگ کنی، راه فراری نیست. تو انتخاب شدی برای این نفرین. اینجا خونه‌ی توعه. اینجا وُرسیته.
  • ~سەرۆک تۆی دەوێت~ von Llily_jk2
    Llily_jk2
    • WpView
      GELESEN 1,052
    • WpPart
      Teile 6
    چیرۆکەکە باس لە کچێک دەکات کەوا باوکی هەلەیەک دەکات کە دەبێتە هۆی ئەوەی باوکی گرێبەستێک لەگەل سەرۆکەکەی (جیون جۆنکوک)خێزانی مافیاک دەکات بە ناچیری کەوا کچەکەی بدات بە سەرۆکەکەی وە جۆنکوکک بۆ ئەوەی کچەکە (ماڤی) پارێزراو بێت دەیکەتە سکرتێری تایبەتی خۆی بەڵام کاتێک ماڤی بۆ ماڤی ئاشکرا دەبێت دەبێت دەیەوێت بروات بەلام جۆنکوکک دەیرفێنت......