داستان Stories

Refine by tag:
داستان
WpAddفارسی
WpAddرمان
WpAddکوتاه
WpAddعاشقانه
WpAddعشق
داستان
WpAddفارسی
WpAddرمان
WpAddکوتاه
WpAddعاشقانه
WpAddعشق

44 Stories

  • 《آزورا و باروت》| 𝗔𝘇𝘂𝗿𝗮 & 𝗚𝘂𝗻𝗽𝗼𝘄𝗱𝗲𝗿   by _venusdiary_
    _venusdiary_
    • WpView
      Reads 168
    • WpPart
      Parts 5
    آزورا، معصوم بود... با چشم‌هایی آبی‌تر از سکوتِ اقیانوس‌های دور، و صدایی که حتی بلد نبود آتش رو صدا کنه. اما بعد... یاد گرفت بوی خون چه طعمی داره. و من؟ من هنوز تو همون لحظه گیر افتادم- لحظه‌ای که اشکاش برای آخرین بار افتادن، و از اون به بعد، فقط ماشه بود که گریه می‌کرد. دیدم چطور نور از نگاهش دزدیده شد، چطور قلبشو لای آستر کت خاکستریش قایم کرد... کنار یه فشنگِ خالی و یه رازِ بی‌صدا. دیدم که لبخندش تیر خورد، و خودش... با همون لبخند، شلیک کرد. کسی نفهمید. اما من هنوزم هر شب، اسمشو از سیاره‌ها می‌پرسم: آزورا... اون دخترِ آبی که خودش رو به باروت باخت...»
  • Turquoisely girl notes by saakineh
    saakineh
    • WpView
      Reads 1,070
    • WpPart
      Parts 3
    مجموعه ای از نوشته ها و داستان های کوتاهی که از لری استایلینسون الهام گرفتم اینجا در «Turquoisely girl notes» 💚 💙
  • سرگذشت ندیمه by dark-akuma19
    dark-akuma19
    • WpView
      Reads 103
    • WpPart
      Parts 1
    سرگذشت ندیمه ترجمه من از کتاب the handmaid's tale هست. سرگذشت ندیمه اثر مارگارت اتوود، داستان سرزمین گیلیاد است جایی که پیشتر آمریکا نام گرفتته بود. گیلیاد توسط قانونگذارانی اداره میشه که زن را دارایی کشور میدانند و آنها را از هر گونه حقوق انسانی ای منع کردند.همچنین داستان در دنیایی اتفاق میفتد که با بحران محیط زیستی و نرخ تولد کودک بسیار کمی مواجه است. این داستان حول زنی رخ میدهد که به دور از خانواده خود مجبور است به عنوان ندیمه برای مردی که خود همسر دارد، کار کند.
  • تتو به سبک کریسمس by AidaKazemi6
    AidaKazemi6
    • WpView
      Reads 110
    • WpPart
      Parts 1
    داستان درست از جایی شروع میشه که فضای امن و گرم زندگیتو می‌فروشی تا توی امواج سیاه دریایی شنا کنی که همیشه ازش فرار میکردی🌊🔥از دختری میخوام بگم که به قصد تحصیل چمدان زندگیشو می‌بنده و یه راست میره ، ایالت مینه سوتا ، وقتیم قصد داره پسر جذاب تتو کار محله رو از پنجره سوییتش دید بزنه ، درست همون پسر مچشو میگیره!تنها چیزی که دختر از اوج خلافکاری پسر تتو کار میبینه سیگار گوشه لب هاشه اما اون هیچ نمیدونه که اون چیزی که درونش افتاده منجلاب سیاه یا عشقی از جنس مافیا!؟💋😈 یه داستان پر از عشق و هیجان که قلبتونو به تپش میندازه❤️💋
  • the legend (Completed) by Alice_cn
    Alice_cn
    • WpView
      Reads 2,169
    • WpPart
      Parts 13
    در عجبم بعضی انسان ها تا چه حد میتوانند به خدا نزدیک باشند و در طرفی دیگر انسان های درنده خویی در حال نابودی زندگی یک بنده ی دیگر باشند.. (این داستان حمایتتون رو نیاز داره بهش یه شانس بدین از خودش دفاع کنه:))
  • Another Chance by Sope_Ar
    Sope_Ar
    • WpView
      Reads 142
    • WpPart
      Parts 5
    درباره یه دختر به اسم آدریاناست که خیلی تو فشار بوده تو زندگی واقعی ولی خب یه چی میشه و یهو میره تو انیمه گینتاما. دوست داری بیا بخون ببین چی میشه. (خارج از فضای انیمه)
  • سالهاي بعد از جنگ by life_write
    life_write
    • WpView
      Reads 574
    • WpPart
      Parts 9
    داستان قصه زندگي فريباس که از خاطراتش ، يک سال قبل از انقلاب شروع ميشه و به چند سال بعد از جنگ ميرسه. قصه زندگي پر فراز و نشيب دختري که عشق رو با اتفاقات عجيب تجربه ميکنه من مطمئنم از قصه خوشتون مياد فقط کافي چند پارت رو بخونيد و با شخصيت همراه بشين تا بتونيد عاشقش بشيد،عاشق فريبا و باقي شخصيت ها. اولين رماني نيست که مينويسم اما اولين رماني هست که اينجا منتشر ميکنم بي صبرانه منتظر نظراتتون هستم🌱 آيدي اينستاگرام👇 @life___write @salhaye_baad_az_jang
  • سلام by siavash_ghorbanipour
    siavash_ghorbanipour
    • WpView
      Reads 1
    • WpPart
      Parts 1
    تست
  • روز آزادی by hammermann7
    hammermann7
    • WpView
      Reads 58
    • WpPart
      Parts 1
    دیدن چهره افراد که می‌خندیدند و به من تبریک می‌گفتند حالا برایم جالب بود. شاید آزادی برای هیچ کس دیگری به این اندازه بی معنی و پوچ نمی‌نمود. مرگ کارلا هنگامی اتفاق افتاد که تازه تصمیم گرفته بودیم بچه دار شویم. آزادی زمانی معنی دارد که بتوانی تولد فرزندت را ببینی. بزرگ شدنش را. جشن تولد هجده سالگی و رفتنش به کالج. زمانی که بتوانی در اواخر عمر پدرت هر از چندگاهی سری به او بزنی و در مراسم خاکسپاری‌اش شرکت کنی. زمانی که شغلی داشته باشی و شبها با علاقه پیش خانواده‌ات برگردی و روزها با امید از خانه خارج شوی. زمانی که کسی را در این دنیا داشته باشی...
  • Mackian's by felanita12
    felanita12
    • WpView
      Reads 630
    • WpPart
      Parts 10
    ما ی خانواده ایم از دنیا فرار کردیم تا به فردا برسیم ما یه خانواده ایم که همدیگه رو انتخاب کردن. یه خانواده محکوم به ابدیت ...
  • نمیدونم... by saooook
    saooook
    • WpView
      Reads 9
    • WpPart
      Parts 1
    یکم چرت و پرت از قبلی بهتره شاید چون احساس نوشتم
  • دیده بان (ترجمه) by tnarion
    tnarion
    • WpView
      Reads 275
    • WpPart
      Parts 1
    داستانی کوتاه از نویسنده‌ی محبوب مجموعه‌ی آرتمیس فاول، اوئن کالفر
  • Peroz Tabendah - پیروز تابنده by Nasoryafi
    Nasoryafi
    • WpView
      Reads 60
    • WpPart
      Parts 1
    پیروز شمشیرزن که تمام عمرش ماجراهای مشقتی را بر سر گذشتانده حالا جهت خودکشی به خطرناکترین جنگل سرزمین اش میرود اما تقدیر با فرستادن یک دیو مهربان قرار است ماجراهای بیشتری را برایش هدیه دهد. کتاب ذیل بطور مکمل نوشته نشده است و برای اینکه بتوانم از وقفه های طولانی مدت جلوگیری کنم هر هفته یک صفحه آنرا در اینجا اضافه خواهم نمود، از صبر و حوصله شما دوستان و عزیزانم یک جهان سپاس گذارم. معلومات مختصر در مورد جهان پیروز تابنده: ناول یاد شده بر بنیاد سلسه کتاب های 'سروده های نا تکمیل' نوشته شده است که این سلسله کتاب ها در یک کره زمین جدید با قاره ها، ممالک و نژاد های جدید به دنبال ماجرا های سه شخصیت اصلی شامل دونکرلوی از سرزمین روهیلیا، کورکوردن از سرزمین تلگولاند و سبزک از سرزمین ارمندوک میباشند. در پهلوی این سه شخصیت اصلی، شخصیت های نیمه اصلی و شخصیت های فرعی نیز وجود دارند که هرکدام همراه با داستان های جداگانه ای و ماجراهای حماسه ایی شان این مجموعه را رنگین ساخته اند. پیروز تابنده در این دنیای انبوه و پر از قصه اولین کتابی خواهد بود از این سلسله که در واتپد با شما شریک کردم، از شما خواننده عزیز خواهانم که برایم در مورد هر نوع اشتباه احتمالی، سوالات و ابهامات تان راجع به این ناول پیام بفرسید.
  • ○سقوط ○ by shimsa0
    shimsa0
    • WpView
      Reads 6
    • WpPart
      Parts 1
    _sHs_ داستان کوتاه نوشته ها چشم انتظار نگاه شما هستن
  • نامه های دریا  by HivaAtma
    HivaAtma
    • WpView
      Reads 53
    • WpPart
      Parts 21
    نامه های هیوا برای رامین
  • my blue | vkook" by zahradall
    zahradall
    • WpView
      Reads 179
    • WpPart
      Parts 8
    نامه های دال برای شازده‌... نامه های جونگکوک برای ته‌ته نامه های قلب برای مغز نامه های من؛
  • کتاب منظورالاجداد  by user03606241
    user03606241
    • WpView
      Reads 93
    • WpPart
      Parts 1
    داستان و دیوان فرشتگان و نبرد با شیاطین دو عالم
  • زِنــدگی‌پــشــتِ‌شــیـشــه‌هــا |𝗟𝗶𝗳𝗲 𝗯𝗲𝗵𝗶𝗻𝗱 𝗴𝗹𝗮𝘀𝘀 by moonriver85
    moonriver85
    • WpView
      Reads 15
    • WpPart
      Parts 2
    این داستان را که بخوانی، قدر سلامتی‌ات را می‌دانی و می‌فهمی چه نعمت بزرگی را، ناآگاهانه، در اختیار داری... هه‌ری دختری‌ست که پشت شیشه‌های بیمارستان زندانی شده. از کودکی تا نوجوانی، زندگی‌اش در راهروهای سفید و اتاق‌های سرد گذشته؛ جایی که در آن بزرگ شده و هم‌زمان با بیماری‌اش جنگیده است. او مبتلا به فیبروز کیستیک است؛ بیماری ژنتیکیِ شدیدِ تنفسی که از کودکی آغاز می‌شود و نفس کشیدن را به نبردی هرروزه تبدیل می‌کند. هر روز، نیمه‌جان روی تخت دراز می‌کشد؛ سرم در دست، و سهمش از زندگی فقط تماشای بیرون از پشت پنجره‌هاست. هه‌ری به هم‌سن‌وسال‌هایش حسادت می‌کند، به مردمی که آن‌سوی شیشه‌ها زندگی عادی و نرمالی دارند؛ همان چیزی که او هرگز نداشته و هر روز آرزویش را کرده است. هر صبح که بیدار می‌شود، به خودش قول می‌دهد این‌بار درمان را جدی‌تر بگیرد، قوی‌تر باشد و از این بیمارستان لعنتی رها شود. اما آیا... روز آزادی، واقعاً قرار است از راه برسد؟