دلسروده cerita

Saring berdasarkan tag:
دلسروده
دلسروده

1 Cerita

  • شب...♡ oleh MaedehSoleymanzadeh
    MaedehSoleymanzadeh
    • WpView
      Membaca 41
    • WpPart
      Bab 1
    شب حس و حال عجیبی دارد... هم غمگین ترین انسان غمگینی هم تنهاترین تنهای عاشق... هم غرق در سکوت لحظه های ازلی هستی هم در بزم نوای عاشقانی با روشنایی ماه و ستاره هایش به تاریکترین اعماق وجودت می روی تاریکی هایی که خودت هم نمیدانی کجاست و چه کسی تو را در این ظلمت رها کرده... شب حس و حال عجیبی دارد... با خیره شدن به آسمان با دیدن رقص ستارگان و ماه آنقدر به وجد می‌آیی که روح خود را با خالقشان پیوند می‌زنی دیگر در آرامش ازلی هستی دور از تلاطم امواج از هم گسیخته قلبت تو نیز با ستارگان و ماه به دور یکتایت می چرخی می‌زنی و سماع می کنی که ناگهان... دیگر تنیدن رشته‌های طلوع خورشید در آسمان بزمتان را برهم می‌زند و تو دوباره در انتظار تار و پود شبی دیگر... مائده سلیمان‌زاده