رمان Stories

Refine by tag:
رمان
WpAddداستان
WpAddکتاب
WpAddفارسی
WpAddعاشقانه
رمان
WpAddداستان
WpAddکتاب
WpAddفارسی
WpAddعاشقانه

37 Stories

  • رییس مافیا 🥀 by RAPMONSTER777
    RAPMONSTER777
    • WpView
      Reads 9
    • WpPart
      Parts 1
    کیم نامجون رییس یکی از بزرگترین باندهای مافیایی سئوله و توی کره خیلی تعریف‌شو شنیدن ، با یه اتفاق ناخودآگاه ا/ت توی زندگی نامجون پیدا میشی و دیگه‌نمیتونی ازش خارج شی
  • مرغوا by AsalMirzaii
    AsalMirzaii
    • WpView
      Reads 38
    • WpPart
      Parts 3
    خلاصه: در دشت سرسبز از ته دل می‌خندید و می‌دوید. از این دنیا فارغ شده بود! ناگهان سرما تمام وجودش را گرفت. با تردید به پشت سرش خیره شد. سایه‌های ترسناک، خندان؛ چه باید می‌کرد با غم مهمان قلبش؟ خرد شد! غم برایش پیله‌ای شد تا نیشتر احساساتش را بزند؛ شاید تنها نقابی بود! در محراب افکارش غرق شد؛ باید فکری می‌کرد! حال، قاعده‌ی بازی را تغییر خواهد داد!
  • tuka the little bird by PanjreKhiyal
    PanjreKhiyal
    • WpView
      Reads 29
    • WpPart
      Parts 1
    Tuka has always tried to live as an ordinary girl- but her life rests upon a hidden truth. Concealed among humans by her mother, she is a half-blood, heir to a legacy she never knew existed. When a mirror draws her into the Green Realm-her mother's homeland-Tuka is condemned to death. Yet in the final moment, the enigmatic Shadow King intervenes. By claiming her as his queen, he spares her life... but binds her forever to the world of shadows, and to a man she does not know. What begins as a desperate fight for survival soon transforms into a journey of identity, destiny, and forbidden desire. For Tuka is far from ordinary-and powerful forces will stop at nothing to claim her.
  • آدم خواران _ ژان تولی by Sara0nii
    Sara0nii
    • WpView
      Reads 616
    • WpPart
      Parts 9
    آدم خواران _ ژان تولی بر اساس داستان واقعی
  • مخمل سیاه🖤 by romance_inSoul
    romance_inSoul
    • WpView
      Reads 13
    • WpPart
      Parts 1
    ن شب باران بیش از حد می‌بارید و آسمان گویی خشمگین بود اما هیچ‌کس نمی‌دانست سایه‌ای که پشت پنجره می‌دوید تنها یک تصویر نبود بلکه آغاز بازی‌ای بود که روح مرا به زنجیر کشید... و کسی که مرا می‌خواست، هرگز قصد عاشقی نداشت.
  • Mackian's by felanita12
    felanita12
    • WpView
      Reads 643
    • WpPart
      Parts 10
    ما ی خانواده ایم از دنیا فرار کردیم تا به فردا برسیم ما یه خانواده ایم که همدیگه رو انتخاب کردن. یه خانواده محکوم به ابدیت ...
  • Deal with destiny by Anyshww
    Anyshww
    • WpView
      Reads 150
    • WpPart
      Parts 2
    Deal with destiny | معامله با سرنوشت . Writer: anysh . . . summary: "داستان عشق یک دختر جوان ایرانی و یک پسر یونانی سرسخت، که با تولد همتا نیستند، با سرنوشت متحد شده‌اند، در پس زمینه تفاوت‌های فرهنگی و رشد شخصی آشکار می‌شوند. در حالی که چالش‌های پیش‌زمینه‌های بسیار متفاوت خود را پیش می‌برند، به قدرت عشق برای غلبه بر آن پی می‌برند. مرزهای تعصب و عرف را آماده کنید تا سفری را آغاز کنید که در آن دو قلب، با وجود اختلافاتشان، در آغوش یکدیگر آرامش می یابند." .
  • سونوس by bbnazbita
    bbnazbita
    • WpView
      Reads 8
    • WpPart
      Parts 1
    اگر اشتباهی انجام دهی،سونوس به سراغت می اید..
  • •Sofia•  by _whitewolff_
    _whitewolff_
    • WpView
      Reads 152,062
    • WpPart
      Parts 102
    سوفیا" نام و داستان زندگی دختریه که افسردگیش تمام لحظات زندگیش رو در بر گرفته اما یه مرد میتونه معادلات آدمو بهم بریزه؟ مثلا جای زخمات رو بفهمه و دقیقا جوری پانسمانش کنه که دیگه خودِ قبلیتو یادت نیاد. 2020 - Completed
  • سیمرغ خیال by SayedJahangirMosawi
    SayedJahangirMosawi
    • WpView
      Reads 65
    • WpPart
      Parts 1
    مجموعه ی داستان های کوتاه که بر اساس واقعیت زندگی خودم هست.
  • who am I by patogh
    patogh
    • WpView
      Reads 220
    • WpPart
      Parts 1
    «تو کی هستی؟» «سوال خوبیه. خودمم یادم نمیاد.» ~•~•~•~•~•~•~•~•~• همه چیز از اون دریاچه لعنتی نشأت میگیره دریاچه شیطانی ای که فقط تکو توکی از اهالی روستا این افسانه رو قبول دارن _کمکم کن خودمو پیدا کنم تنها امیدمن تویی _اوه اونجوری دست از سرم برمی‌داری؟ _شاید بتونم مصمم تر تورو مال خودم کنم؟!
  • قلعه حیوانات _ جورج اورول  by Sara0nii
    Sara0nii
    • WpView
      Reads 716
    • WpPart
      Parts 10
    Animal farm _ George Orwell
  • 1984 _جورج اورول  by Sara0nii
    Sara0nii
    • WpView
      Reads 112
    • WpPart
      Parts 2
    1984_ George Orwell هر سه شنبه آپ می‌شود
  • 323کیلومتر تا تو by arnika072
    arnika072
    • WpView
      Reads 21
    • WpPart
      Parts 1
    دختری به اسم یونا که مجبور میشه بخاطر مسائل خانوادگی مجبور میشه که بوسان و دوستاشو ترک کنه و بره سعول و اونجا با یونگ سو آشنا میشه.... هاها این اولین داستانمه لطفاً حمایت کنید🦊و من پیشی سیاه هستم 🐈‍⬛ و آره دیگه خلاصه عااااااااااااااااا
  • ⁦⚔️⁩Repayment⚔️ by patogh
    patogh
    • WpView
      Reads 388
    • WpPart
      Parts 2
    _من فقط یک استرپیر بودم ، اون میخواست از من سو استفاده کنه! کاپل: چانبک⁦⚔️⁩ کایسو⁦⚔️⁩ ژانر: عاشقانه جنایی روزمره و گاهی فان کامینگ سون⁦⚔️⁩ .....
  • فریب بزرگ فصل ۲ by Haidarfayez
    Haidarfayez
    • WpView
      Reads 5
    • WpPart
      Parts 6
    در جهانی که فقر، انسان را تا مرز انتخاب‌های خطرناک پیش می‌برد، دو جوان به نام‌های عمید و عنیف وارد مسیری می‌شوند که در آغاز شبیه یک دوستی ساده است، اما آرام‌آرام به بازی پیچیده‌ای از فریب، قدرت، عشق و بقا تبدیل می‌شود. از کابل تا استانبول و از آن‌جا تا دبی، سرنوشت آنان در برابر ثروت، مافیا، عشق و تصمیم‌هایی قرار می‌گیرد که هر کدام می‌تواند آینده‌شان را تغییر دهد. «فریب بزرگ» روایتی است از اعتمادهایی که می‌شکنند، رازهایی که پنهان می‌مانند، و انسان‌هایی که گاه برای نجات خود ناچار می‌شوند وارد بازی‌هایی شوند که خروج از آن آسان نیست.
  • مغازه خودکشی _ ژان تولی  by Sara0nii
    Sara0nii
    • WpView
      Reads 1,017
    • WpPart
      Parts 9
    The Suicide Shop_Jean Teulé
  • سالهاي بعد از جنگ by life_write
    life_write
    • WpView
      Reads 636
    • WpPart
      Parts 9
    داستان قصه زندگي فريباس که از خاطراتش ، يک سال قبل از انقلاب شروع ميشه و به چند سال بعد از جنگ ميرسه. قصه زندگي پر فراز و نشيب دختري که عشق رو با اتفاقات عجيب تجربه ميکنه من مطمئنم از قصه خوشتون مياد فقط کافي چند پارت رو بخونيد و با شخصيت همراه بشين تا بتونيد عاشقش بشيد،عاشق فريبا و باقي شخصيت ها. اولين رماني نيست که مينويسم اما اولين رماني هست که اينجا منتشر ميکنم بي صبرانه منتظر نظراتتون هستم🌱 آيدي اينستاگرام👇 @life___write @salhaye_baad_az_jang
  • 🔯 Cussed People 🔯 by dalya1379
    dalya1379
    • WpView
      Reads 761
    • WpPart
      Parts 16
    فرانکی در حالی که صورتش را با دستانش پوشانده بود با صدای آرامی زمزمه کرد: _ چرا تلاش می کنی منو نجات بدی؟ من نفرین شده ام! تموم شده ام! جاستین کنار او نشست و به منظره رو به رویش خیره شد _ حتما لازم نیست یه ساحره طلسمی اجرا کنه تا آدما نفرین بشن ... آدما خودشون، خودشونو درگیر نفرین های بزرگ می کنن؛ با ذهنشون! منم نفرین شدم ... به این ماجرا ... به اصل و نسبم ... به اسمم ... حتی با اینکه تمام عمرم سعی کردم ازش فرار کنم ... من نفرین شدم به این که تو رو ببینم و نتونم نجاتت بدم.