histórias de رمانتیک

Refinar por tag:
رمانتیک
WpAddbts
WpAddlove
WpAddromance
رمانتیک
WpAddbts
WpAddlove
WpAddromance

11 Histórias

  • llیاغی کلاس |Class Outlawll de llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Leituras 150,197
    • WpPart
      Capítulos 36
    قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود، و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود! و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود. • • 👀تیکه ای از فیک: _ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ، ربطی نداره به کسی .. + پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ، ربطی نداره به کسی .. • • GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy Couple: Kookv Writer : Aloura
  • || زندان عشق  | Prison of love || de llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Leituras 82,046
    • WpPart
      Capítulos 22
    داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura
  • در یک قدمی تو ♡ One step away from you de fafaexo_12
    fafaexo_12
    • WpView
      Leituras 1,904
    • WpPart
      Capítulos 20
    داستانی عاشقانه و تاریخی با کلی حس و حال خوب💙💫 "اعتراف می کنم به گناهانی که زبانم از گفتن شان قاصر است و ذهنم از نگفتن شان بیزار اولین گناه با حضور در آسمان بی کرانش شروع شد ، من تاریکی ام را با او شریک شدم و او روشنم ساخت طوری که چشم گشودم و فهمیدم ماهِ آسمان گشته ام دومی زمانی شکل گرفت که قدم از جاده ی دلش برداشتم و از نگاهش خودم را راندم و سومین گناه.... نه....من گناهکار تنها یک اشتباهم گناهم این است "تسلیم شدن" گناه من تکرار تسلیم شدن است ؛ تسلیم او و سرنوشتی که او را از من دریغ کرده" • آدم اگه دو بار عاشق بشه دو بار اشتباه می کنه حالا اگه عاشق یه آدم تکراری بشه گناهش دو برابر هم میشه... ژانر : تاریخی ، درام ، عاشقانه کاپل اصلی : جی اون(آیو) ، کیونگسو (دی او) زمان آپ : نامشخص این اولین تجربه منه لطفا حمایتم کنید🥰 داستان رو بخونید و لذت ببرید و یک نکته پارت ها کوتاه هستند پس برای رسیدن به اتفاقات اصلی کمی صبور باشید😉 اگه خوشتون اومد ووت و کامنت فراموش نشه ♥️
  • Mr. Cookie de HanikoJa
    HanikoJa
    • WpView
      Leituras 323
    • WpPart
      Capítulos 1
    کیم مین سو کارمند کافه مارجینه، این کافه یه مشتری خیلی عجیب داره، بعد از چند وقت که با شخصیت اون آدم آشنا میشه اتفاقایی میوفته که حتی تصورشم نمیکرد ژانر : دارم-کمدی-هپی اند روزهای اپلود : پنجشنبه شخصیت های اصلی : کیم مین سو - چانگ جی سونگ upload : پنجشنبه ها
  • •Sofia•  de _whitewolff_
    _whitewolff_
    • WpView
      Leituras 152,114
    • WpPart
      Capítulos 102
    سوفیا" نام و داستان زندگی دختریه که افسردگیش تمام لحظات زندگیش رو در بر گرفته اما یه مرد میتونه معادلات آدمو بهم بریزه؟ مثلا جای زخمات رو بفهمه و دقیقا جوری پانسمانش کنه که دیگه خودِ قبلیتو یادت نیاد. 2020 - Completed
  • Broken love  de 1dlornfanfiction
    1dlornfanfiction
    • WpView
      Leituras 222
    • WpPart
      Capítulos 1
    همه ما تو عشق شکست خوردیم ولی بستگی به نوعش داره ، اونجاس که دیگه به عشق ایمان نداری و عشق و تو قالب هوس میبینی . به جای عشق نفرت میاد ،نفرت که بیاد دیگه نسبت به همه چی سرد میشی و میمیری ظاهری نه باطنی و این تازه شروع داستانه
  • Montgomery  de hiursl
    hiursl
    • WpView
      Leituras 840
    • WpPart
      Capítulos 26
    «اگر کسی را پیدا کردید که در زندگی عاشق آن هستید... باید آن را دو دستی بچسبید.. مراقب آن باشید و اگر به اندازه کافی خوش شانس بودید که شخصی را دوست داشتید ، پس باید از آن محافظت کنید..» جمله گرانبهایی از پرنسس دایانا... پرنسسی هم اسم من.. همیشه جملات زیبای اون رو با خودم تکرار میکنم... اما این یکی مورد علاقه منه... چون با تمام وجودم حسش میکنم...و دیوونه‌وار محبوبم رو دوست دارم.... به عاشقانه ترین شکل ممکن... اما شرایطمون جوریه که اون هر لحظه در خطره.. در خطریم... و من هر لحظه بیشتر حس میکنم که برای محافظت ازش ناتوانم.... و اون لحظه به لحظه حواسش جمع منه.. دفترچه خاطرات «دایانا میشِل»
  • دلنوشته ها  de mahta41
    mahta41
    • WpView
      Leituras 58
    • WpPart
      Capítulos 3
    #دلنوشته #فارسی #رمان
  • 𝐁𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐫𝐮𝐛𝐲 𝐤𝐞𝐲/کلید یاقوت شکسته de Lady_soha
    Lady_soha
    • WpView
      Leituras 5
    • WpPart
      Capítulos 1
    پس از مرگ بهشت و جهنم و برزخ وجود ندارد.. بلکه سه سرزمین وجود دارد: سامرلی برای خوب‌ها، بلایتفورد برای گناهکاران، و ویلند برای آن‌هایی که آرزوهایشان را با خود به گور برده‌اند. کوردلیا هرگز نمی‌خواست گناهکار باشد. اما وقتی ذهنش تسخیر شد و دستانش به خون بی‌گناهان آلوده گشت، تنها یک راه برای جبران دید: مرگ. و سرنوشت او در بلایتفورد ختم شد، جایی که گناهکاران زندگی می‌کنند و هر سال مسابقه‌ای میان فرشتگان و شیاطین برگزار می‌شود. جایزه؟ یک آرزو. امسال کوردلیا وارد مسابقه می‌شود تا شاید بتواند زندگی دوباره‌ای به دست آورد. اما در راند پایانی با جرالد روبرو می‌شود: فرمانده‌ای خشمگین و قدرتمند از سامرلی که مغلوب‌شدن در برابر او اجتناب‌ناپذیر است. بازنده و شکست‌خورده، در تاریکی شهر اِستل به کمکش می‌آید؛ دختربچه‌ای شش ساله و مرموز از ویلند‌.
  • 𝐓𝐨𝐫𝐩𝐞‌ | تورپه de btsfic696
    btsfic696
    • WpView
      Leituras 12,507
    • WpPart
      Capítulos 10
    جونگوک، استاد مشهور روانشناسی، همیشه با جدیت و عدالت قضاوت می‌کرد. برای او، آدم‌هایی که با ثروت همه چیز را می‌خرند، قابل احترام نبودند. فویو، دختری با چهره‌ای سرد و گذشته‌ای پنهان، دقیقاً یکی از همان‌هایی به نظر می‌رسید که جونگوک ازشان دوری می‌کرد. اما هیچ‌کس ندانست... که فویو نه انتخاب کرده بود، نه خواسته بود. او فقط بازیچه‌ی تصمیم‌هایی بود که هیچ‌گاه نظرش را نپرسیدند. در میان سکوت و نگاه‌های سرد، احساسی شکل گرفت. نه آشکار، نه قابل‌قبول - بلکه چیزی که هیچ‌کدامشان نمی‌خواستند به آن اعتراف کنند. اما چطور می‌توانی قلبت را انکار کنی، وقتی در سکوت یک کلاس، کسی آرام، به تو خیره شده؟ ________________________ •𝙘𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 ➫ 𝑗𝑒𝑜𝑛 𝑗𝑢𝑛𝑔 𝑘𝑜𝑜𝑘 & ℎ𝑎𝑛 𝑓𝑢𝑦𝑢 •𝙜𝙚𝙣𝙧𝙚 ➫ 𝐶𝑎𝑠𝑢𝑎𝑙, 𝐴𝑐𝑎𝑑𝑒𝑚𝑖𝑐, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 •𝙬𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧 ➫ 𝑁𝑜𝑢𝑟𝑎 _________________________ Torpe| تورپه یعنی کسی که به شدت عاشق فردیه اما نمی تونه احساساتش رو نسبت به اون قبول کنه-
  • 𝐎𝐧𝐞 𝐬𝐡𝐨𝐭 | تک پارتی de btsfic696
    btsfic696
    • WpView
      Leituras 986
    • WpPart
      Capítulos 3
    "فکر کردن شاید دیوونه‌ت کنه، اما برای من همون جادوییه که نفسم رو زنده نگه می‌داره. اینجا، تخیل و رویا با کابوس و خواب در هم می‌آمیزن... رنگ‌ها به خون آغشته‌ن و طعم‌ها شبیه قهوه‌ی تلخ و سوخته‌ی انتهای فنجان، جایی میان سرزمین‌های دور و خیالی. به دنیای من خوش اومدی، جایی که هر وان‌شات مثل قطعه‌ای از روح نویسنده تراوش کرده و روی کاغذ جاری شده. پناهگاهی برای خیال، برای رویا... و شاید برای تو. 🌻✨" . . . 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣 ⤋ ℕ𝕠𝕦𝕣𝕒