histórias de روزمره

Refinar por tag:
روزمره
WpAddویکوک
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddvkook
روزمره
WpAddویکوک
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddvkook

13 Histórias

  • دفترچه خاطرات مخصوص من de rahainsahra
    rahainsahra
    • WpView
      Leituras 11
    • WpPart
      Capítulos 1
    اگه خواستید بخونیدش مجبور نیستید🌻🙂
  • -walk in Paris- de aidavlove123456
    aidavlove123456
    • WpView
      Leituras 18,102
    • WpPart
      Capítulos 27
    +به نظرت بعد ها راجبمون توی کتاب های تاریخ میگن؟ -عشق همیشه دفن میشه -------- ژانر:اسمات🔞 عاشقانه روزمره کاپل:ویکوک سپ نامجین (فصل اول)
  • ME de jungn4bi
    jungn4bi
    • WpView
      Leituras 43
    • WpPart
      Capítulos 6
    هر آنچه از ذهنم ترشح میشه وبه قلم میاد...
  • The CALLEE || Yoonmin ✔ de Augustida
    Augustida
    • WpView
      Leituras 14,060
    • WpPart
      Capítulos 25
    "مشترک گرامی، شماره شما به علت عدم فعالیت و پرداخت بدهی ها، تا اطلاع ثانوی مسدود می‌باشد. لطفا پس از دریافت این پیام، جهت جبران بدهی های خود به نزدیک ترین درگاه مخابرات مراجعه کنید." __________________________ یونگی، بعد از اتمام سربازی به خونه برمی‌گرده و تلفنی که از خیلی سال پیش کنار گذاشته بود رو پیدا می‌کنه. در کمال تعجبش اما اپراتور این شماره، خیلی بیشتر از جملات تکراری همیشگی‌ حرف برای گفتن داره... ژانر: روزمره، رومنس *چپترهای کوتاه By: Vida Best Rankings: #1 یونمین #4 جیمین 2# minific
  • AURORA de JVKSEVEN
    JVKSEVEN
    • WpView
      Leituras 91
    • WpPart
      Capítulos 4
    _ دلم باست تنگ شده آرورای من... -K.T
  • who am I de patogh
    patogh
    • WpView
      Leituras 197
    • WpPart
      Capítulos 1
    «تو کی هستی؟» «سوال خوبیه. خودمم یادم نمیاد.» ~•~•~•~•~•~•~•~•~• همه چیز از اون دریاچه لعنتی نشأت میگیره دریاچه شیطانی ای که فقط تکو توکی از اهالی روستا این افسانه رو قبول دارن _کمکم کن خودمو پیدا کنم تنها امیدمن تویی _اوه اونجوری دست از سرم برمی‌داری؟ _شاید بتونم مصمم تر تورو مال خودم کنم؟!
  • Memories bring back you | Kookmin de tokyo_ui
    tokyo_ui
    • WpView
      Leituras 2,033
    • WpPart
      Capítulos 3
    [خاطره ها برمیگردوننت.] جیمین همیشه حافظه قوی ای داشت. آرزو میکرد که اینطور نباشه ولی بود. پس وقتی جونگ کوک بهش قول داد کل اون سال ها رو بهش زنگ میزنه و دوست جدیدی پیدا نمیکنه، جیمین هیچ وقت فراموش نکرد. حتی وقتی ده سال گذشته بود، برگشته بود و جونگ کوک حتی اون قول رو به یاد نمی آورد... . . . مرد ماسکش رو پایین کشید و کلاهش رو از سرش درآورد. جیمین فقط چند ثانیه فاصله داشت تا بعد از دیدن چهره آشناش چشماش رو از گوشه هاش چاک خورده باقی بذاره. خب اگه می خواست مرد رو به روش رو توصیف کنه باید می گفت, سر جونگ کوکی که می شناخت رو بدنی که نمی شناخت. انگار با فتوشاب کله کوکی هشت ساله رو کنده بودن و گذاشته بودنش رو یه مرد بالغ عضله ای که هیچ سنخیتی با چیزی که جیمین تو ذهنش تصور می کرد نداره. _عام...جونگ کوکی؟...کوکی؟ ...
  • 「The Truth Untold」 de AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Leituras 981
    • WpPart
      Capítulos 5
    خلاصه: "تو سال 2070 وقتی که کره‌ی زمین به طور کامل بین دو قشر میرا و نامیرا تقسیم شده و ابدیت به دست عده‌ی محدودی افتاده؛ جئون جونگ‌کوکِ میرا متوجه میشه حتی فرصت داشتنِ یه زندگی عادی هم ازش گرفته شده و اگه دست روی دست بذاره ممکنه هیچوقت تولد 18 سالگیشو به چشم نبینه. چی میشه اگه اون همه‌ی قوانینو زیر پا بذاره و به اون طرف زمین بره تا جاودانه بشه؟ خب ممکنه این وسط یه پسر نامیرای سرکشم سر راهش قرار بگیره و هویت واقعیشو بفهمه!" 🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿 📽کاپل: ویکوک 📽ژانر: علمی تخیلی، درام، مدرسه‌ای، رمنس، روزمره 📽نویسنده: Velvet Moon
  • 𝑀𝑜𝓇𝑒 𝓇𝑒𝒶𝓁 𝓉𝒽𝒶𝓃 𝑒𝓋𝑒𝓇 ✧・゚: *✧・゚:* de BTS_ARMY338685
    BTS_ARMY338685
    • WpView
      Leituras 283
    • WpPart
      Capítulos 3
    دقیقا چند وقت از رفتنت میگذره تهیونگ؟ یک سال؟ دوسال؟ یادته یه بار چه قولی بهم دادی؟ بهم قول دادی که همیشه و تا اخر پیشم میمونی ولی الان من تنها و بدون تو دارم تو این دنیا زندگی میکنم............
  • fake love ❗عشق دروغین de khakestar
    khakestar
    • WpView
      Leituras 5,112
    • WpPart
      Capítulos 12
    ✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶
  • Apple Blossom| شکوفه سیب de Reymeraa
    Reymeraa
    • WpView
      Leituras 251
    • WpPart
      Capítulos 10
    بخوام صادق باشم از اعماق وجودم دوست دارم برگردم زمانی که توی ایستگاه اتوبوس منتظر رسیدن اتوبوس بودم تا مثل همیشه به کلاس زبان فرانسه‌ام برم. شاید برای تو سوال بشه که چرا میخوام به اون زمان برگردم؟ چون دقیقا قبل از ساعت ۱۴:۱۳ دقیقه توی روز ۱۲‌ام اکتبر سال ۲۰۱۳ و دقیقا قبل از اینکه جلوی من زمین بخوری و شلوار جین ابی‌ای که خواهرت از آمریکا فرستاده بود پاره بشه و مثل بچه‌های ۱۲ ساله بخاطرش بغض کنی و با چشمای نیمه خیس وسایلت که ریخته بود زمین رو جمع کنی، من یه مرد ۲۴ ساله عادی بودم که قرار بود تا ۶ ماه اینده از این کشور لعنت شده برای همیشه بره و به هدفی که در نوجوانی میخواست، برسه تا بلاخره بتونه رویای مادرش رو برآورده کنه. اما تو، با اون چشم‌های براق و انگشت هایی‌ که از سرما یخ زده بودن و ژاکت بافت ساده‌ای که پوشیده بودی و عاجزانه وسایلت رو از روی زمین جمع میکردی، تمام ورق‌های نوشته شده از کتاب زندگیم رو پاره کردی، و همه چیز رو دوباره متولد کردی و ساختی شکوفه سیب. کاپل: ویکوک ژانر: درام، انگست، هاناهاکی، روزمره، رومنس.
  • GUILTY  de min_dayeon
    min_dayeon
    • WpView
      Leituras 4,096
    • WpPart
      Capítulos 9
    تو از این به بعد دوست پسر منی جئون جونگکوک! چون بالاخره جرئتی که من نداشتم رو بدست آوردی! جونگکوک پسر خاندان جئون و تهیونگ پسر خاندان کیم توی یه مهمونی وقتی هشت سالشونه باهم آشنا میشن...باهم بازی میکنن و توی یه مدرسه بزرگ میشن همه چیز مثل همه اما...خانواده ها متفاوته! جونگکوک و تهیونگ،متوجه رگه های کمرنگ عشق میشن اما کنارش میزنن...مخصوصا جونگکوک که زندگی اتو کشیدش هیچوقت عوض نمیشه! اما این همه این ماجرا نیست...!