رومنس Stories

Refine by tag:
رومنس
WpAddدارك
WpAddاسمات
WpAddانگست
WpAddتهکوک
WpAddعاشقانه
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddromance
WpAddدراما
WpAddحب
WpAddفیکشن
WpAddویکوک
WpAddfiction
WpAddغموض
WpAddfic
WpAddtaekook
WpAddangst
WpAddjungkook
WpAddbts
رومنس
WpAddدارك
WpAddاسمات
WpAddانگست
WpAddتهکوک
WpAddعاشقانه
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddromance
WpAddدراما
WpAddحب
WpAddفیکشن
WpAddویکوک
WpAddfiction
WpAddغموض
WpAddfic
WpAddtaekook
WpAddangst
WpAddjungkook
WpAddbts

65 Stories

  • عـقـرب جـيـانـكـانـا by jeon_galirya69
    jeon_galirya69
    • WpView
      Reads 194
    • WpPart
      Parts 3
    كان هو عُـراب المـافيـا لـايخـطو خطوَة بدون حـذر لـا يثـق بأحـد،امـا هـي كـانـت فـتاة مشـاغبة ثـرثارة مصطـلحها الفـوضى لـكـن كانت تـعـرف بـعقـرب الـمافيـا.
  • Forgotten | Taekook by Kael_fic
    Kael_fic
    • WpView
      Reads 18
    • WpPart
      Parts 2
    • شروع آپ از شنبه ۱۰ مرداد ۴۰۶ گاهی فراموشی، رحمِ دنیا نیست؛ فقط فرصتی موقتی برای نفس کشیدن است. تهیونگ همه‌چیز را از یاد برده؛ حتی روزی را که خانواده‌اش از او گرفته شد. و جونگ‌کوک... مردی که هر روز از کسی مراقبت می‌کند که بزرگ‌ترین زخم زندگی‌اش را به او هدیه داده است. اما هیچ حافظه‌ای برای همیشه گم نمی‌ماند... و هیچ دردی از حافظه‌ها پاک نمی‌شود؛ حتی اگر درد از جانب معشوق باشد! •مینی‌فیکشن ″فراموش شده″ • کاپل: تهکوک • نویسنده: کائل • چنل تلگرام : liliumofgreyone@
  • أسيره ديون أبي by jiso8868
    jiso8868
    • WpView
      Reads 26
    • WpPart
      Parts 6
    في ليلةٍ واحدة، خسرت كل شيء... ولم يتبقَّ لها سوى أخٍ صغير... ودَينٍ لم تعرف بوجوده دينٌ لم يُطلب سداده بالمال....بل بها هي أُجبرت على الزواج من رجلٍ لا يعرف الرحمة، رجلٍ يراها مجرد "دين"... وليس إنسانة في عالمه، القسوة قانون...والحب خطيئة لكن مع كل صدام بينهما،تتحول الكراهية إلى شيءٍ أخطر... شيء قد ينقذها...أو يدمّرها بالكامل فهي لم تعد فقط "اسيرة ديون أبيها"...بل أسيرة قلبٍ... لا يرحم.
  • INK ON SNOW by Vi6kil
    Vi6kil
    • WpView
      Reads 179
    • WpPart
      Parts 15
    «- "مَن تكون؟ ولماذا أنا؟" - "أنا مَن يَملكُ القرارَ في حياتِكِ الآن.. وأنتِ؟ أنتِ السِّرُّ الذي انتظرْتُهُ طَوِيلاً."» لم تكن مصادفةً أن تعترضي طريقي.. أنا من أعدتُ ترتيبَ الرِّياحِ لِتَسقُطي في عَالَمي. بينَ وَثائِقِ المَاضِي وَثَلجِ سَانِت بطرسبرغ.. كُتِبَ اسمُكِ بـِ حِبرٍ لا يُمحَى فِي أوراقِ دَانِييل فورونتسوف. ليلةٌ واحدةٌ في أرشيف دار المخطوطات كانت كفيلةً بقلب حياة «تيسيا أرسينيف» رأساً على عقب. خطوةٌ غيرُ محسوبة، وجريمةٌ لم تكن جزءاً من الحسبان، تجدُ بعدها نفسها أسيراً تحت رحمة رجلٍ باردٍ يدعى « ديمتري».. يحاصرها برصاصه ويهددها باسم قائدهِ المجهول الذي يُرعبُ المدينة. بين رعبِ الظلال ومحاولات الهروب المستحيلة وسط ثلوج روسيا القاسية، تتكتّشف «تيسيا» أن اختطافها لم يكن خطأً، وأن الشاهدةَ لم تكن سوى الضحيةِ المُختارة.. فماذا تفعل حين تكتشف أن الخطر الأكبر ليس في السلاح المُوجّه لقلبها، بل في القائد القابع خلف الكواليس؟ الرجل الذي كان ينتظر هذه اللحظة منذ سنوات..
  • رصاصة واحدة by watt_rinaa
    watt_rinaa
    • WpView
      Reads 4
    • WpPart
      Parts 1
    بيلا لوسيا فيرنانديث عارضة ازياء سابقة .. اجبرت على زواج مدبر لإنقاذ عائلتها لكن في فترة مرض زوجها بالاجبار وسفره للخارج استغلت الفرصة وتطلقت منه دون علم عائلتها ، وهربت لإسبانيا لتعيد بناء حياة جديدة لكن القدر قرر جمعها معا الشيطان بحد ذاته ..
  • Victim or perpetrator by Imalin321
    Imalin321
    • WpView
      Reads 103
    • WpPart
      Parts 9
    ليس كل من ابتسم لك كان صديقًا، وليس كل من أحببته كان يستحق قلبك. هناك لحظة واحدة فقط... ينقلب فيها كل شيء. لحظة تدرك فيها أن القدر لم يسرق أحلامك فحسب، بل دفنك حيًا تحت أنقاضها. ومن تلك اللحظة، لا يعود الانتقام خيارًا... بل يصبح الطريقة الوحيدة للبقاء. في هذه الرواية، لن تجد أبطالًا ولا أشرارًا. ستجد بشرًا دفعتهم الخيانة، والدم، والأسرار إلى تجاوز كل الحدود. فهل تستطيع النجاة عندما يكون الوحش الذي تخشاه... هو الشخص الذي كنت تثق به أكثر من نفسك؟
  • 𝘋𝘦𝘤𝘦𝘥𝘦𝘯𝘵 by nanaisntthere
    nanaisntthere
    • WpView
      Reads 33
    • WpPart
      Parts 3
    "𝘋𝘦𝘤𝘦𝘥𝘦𝘯𝘵" "مرحوم." "او برف را چون پشم می‌افشاند و شبنمِ یخ‌زده را چون غبار پراکنده می‌کند. یخ خود را چون تکه‌های نان می‌فرستد؛ کیست که در برابر سرمای او تاب آورد؟" (مزمور ۱۴۷: ۱۶-۱۷) 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴: 𝘏𝘦𝘦𝘫𝘢𝘬𝘦 • 𝘫𝘢𝘬𝘦𝘩𝘰𝘰𝘯 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘗𝘴𝘺𝘤𝘩𝘰𝘭𝘰𝘨𝘪𝘤𝘢𝘭 𝘏𝘰𝘳𝘳𝘰𝘳 • 𝘎𝘰𝘵𝘩𝘪𝘤 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘺 • 𝘚𝘶𝘱𝘦𝘳𝘯𝘢𝘵𝘶𝘳𝘢𝘭 • 𝘓𝘪𝘵𝘦𝘳𝘢𝘳𝘺 𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯
  • Need For Speed by SHIA_Eunoia
    SHIA_Eunoia
    • WpView
      Reads 12,372
    • WpPart
      Parts 32
    بیاید اینجا امروز میخوام براتون یک داستان تعریف کنم. داستان پسری که جنون داشت، جنون سرعت. پسری که لقبش گاو وحشی بود و البته باید بگم کاملا متضاد با ظاهر معصوم و دوست داشتنیش. و همه چی از همین جنون سرعت و یک مسابقه خیابونی شروع شد. روز های آپ: شنبه و چهارشنبه
  • Last kiss[one shot] by HukaM93
    HukaM93
    • WpView
      Reads 1,125
    • WpPart
      Parts 2
    Last Kiss couple:Namjin Gener: Omegavers, romance,Angst
  • عشق النجوم by ganaa943012
    ganaa943012
    • WpView
      Reads 346
    • WpPart
      Parts 11
    عاشقان كتومان وبليله اعترفا واصبحا حبيبان وتوثقهاذا الحب بالزواج اقرؤ القصه واستمتعو
  • الحد الفاصل  by Lele2005M6
    Lele2005M6
    • WpView
      Reads 59
    • WpPart
      Parts 1
    ________________ادخليني____________ القصة مأخوذة من التاريخ (بعض القوانين، الاسماء الشهيره) الاحداث و نمط العيش من وحي الخيال البطل : اسمك على نمط المتكلمة/ كنتُ امشي تايهيونغ
  • GUILTY  by min_dayeon
    min_dayeon
    • WpView
      Reads 4,175
    • WpPart
      Parts 9
    تو از این به بعد دوست پسر منی جئون جونگکوک! چون بالاخره جرئتی که من نداشتم رو بدست آوردی! جونگکوک پسر خاندان جئون و تهیونگ پسر خاندان کیم توی یه مهمونی وقتی هشت سالشونه باهم آشنا میشن...باهم بازی میکنن و توی یه مدرسه بزرگ میشن همه چیز مثل همه اما...خانواده ها متفاوته! جونگکوک و تهیونگ،متوجه رگه های کمرنگ عشق میشن اما کنارش میزنن...مخصوصا جونگکوک که زندگی اتو کشیدش هیچوقت عوض نمیشه! اما این همه این ماجرا نیست...!
  • The killer's victim  by Nivi_ria
    Nivi_ria
    • WpView
      Reads 89
    • WpPart
      Parts 2
    " القتل " " العشاء " " النبيذ " كلمات عادية يفهم الجميع معناها ، و لكن كلوفر كلارك لديها رأي مختلف كلوفر كلارك ... ترى أنا القتل هو نفسه العشاء و النبيذ عنصر أساسي " لا يمكنني أن آكل عشاء بدون صحن " نعم يا سادة ، عنكبوت الموت هذه و التي لا يعرف أحد جنسها ترى النبيذ كصحنها و لكن .... مابال هذه الضحية المستعصية ؟ منذ متى أصبح هناك شخص لا تستطيع كلوفر قتله ؟ " كيليان كيلر ، سبعة و عشرون عاما .... يبدوا أنك لن تصل إلى الثلاثين يا عزيزي " تحولت تلك المقولة إلى " يبدوا أنه يجب علي اللجوء إلى طريقة أخرى ، الإغواء..... انتظريني يا ضحيتي المتمردة " و لكن من يعلم من هو هذا الكيليان؟ هل هو حقا مجرد رئيس شركة كبيرة ؟
  • my beautiful world by g_Elahe
    g_Elahe
    • WpView
      Reads 3,673
    • WpPart
      Parts 2
    از اونجایی ک دوره ی آلفا های خودپسند و عوضی و کثیف بازی هاشون تموم شده بود همه ی پک ها در کنار هم بدون هیچ مشکلی زندگی میکردن جوری ک بدون اینکه مشکلی داشته باشن از این پک ب اون پک برن و با افراد پک های دیگه در ارتباط باشن؛و این خب باعث میشد کسایی ک کارفرما هستند بخوان کارهاشون رو گسترش بدن و خب کارمند ها هم مشکلی نداشتند~ زندگی جوری راحت شده بود ک همه بلا استثناء خوشحال بودن. از اونجایی ک همه چی خوب بود حال اومگا ها (دخترا)هم خوب بود چون دیگه لازم نبود بترسن ک اگه شب برن بیرون آلفا ها بیان سراغشون چون اگه میومدن مجازات سختی میشدن جوری ک ب غلط کردن می افتادن ولی خب از اونجایی ک اومگا های مرد کمیاب بودن باز باید بیشتر مواظب میبودن چون عطرشون دیوونه کننده بود و بعضیشون از سرکوب کننده استفاده میکردند. در این بین ی کمپانی ساخته شد مخصوص سرگرمی ک پسرا میرفتن و ادیتیشن میدادن و بعد از این ک قبول میشدن گروهی تشکیل میشد یا سولو کار میکردن~ اولین گروه این کمپانی تشکیل شده از ۷ پسر جون بود ک از یک آلفا ی اصیل(الفاهای اصیل هم خیلی کمن)و دو بتا و دو آلفا ی دیگر(ک معمولی باشند)و دو اومگا تشکیل شده بود. البته یکی از اومگا ها دورگه بود ک بعد متوجه اون یکی رگش هم میشین... خب بقیشو تو روند داستان میفهمین😂😈 امیدوارم دوسش د
  • Broken promise💔 by Vilaris1999
    Vilaris1999
    • WpView
      Reads 163
    • WpPart
      Parts 1
    کاپل: سونگسان ژانر: رومنس، اسمات، وانشات تیکه ای از داستان: "این تو نیستی که درخواست میکنه سان..به اندازه کافی دردسر داشتیم و امشب هم چیزی قرار نیست جلوی من رو برای تصاحبت بگیره..من دوباره امشب تورو مال خودم میکنم و مهر مالکیتم روی بدنت حک میکنم!"
  • 𝐄𝐗 𝐌𝐀𝐒𝐓𝐄𝐑 [𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] by A_by_Atash
    A_by_Atash
    • WpView
      Reads 48,049
    • WpPart
      Parts 5
    _خوبه..بدون من نتون..دوسم داشته باش.. _معلومه که بدون تو نمیتونم..تو همه چیز منی عزیزم.. . . _دیگه باید چیکار کنم منو ببخشی.. . . _گوگ من خیلی عاشقتم چرا مجبورم میکنی همش تکرارش کنم؟ _چون..تو هنوزم کابوس میبینی بیب.. *حتما برای خوندن هر پارت از منو برید نمیخوام پارتی رو جا بندازین و گیج بشین. Couple: Kookv/yoonmin(side couple) ganre:romance/smut/bdsm/sense love/sycologic/happy ending and others. مینی فیک/وانشات
  • الخريطة الأخيرة by ShadawPerson
    ShadawPerson
    • WpView
      Reads 3
    • WpPart
      Parts 1
    ٭كل من تتبع الخريطة لم يعد...و أنا؟ لن اعود حتى أجد النور. أو أُصبح رمادا في طريقي لذلك٭
  • Отсутствие by Taejin_world
    Taejin_world
    • WpView
      Reads 511
    • WpPart
      Parts 1
    پوچی ... مثل سرگردانی در دنیایی بدون رنگ . name: Отсутствие (پوچی) Couple: taejin Genre : Angst , Romance , Mpreg Writer : Shiro