رومنس Stories

Refine by tag:
رومنس
WpAddانگست
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddفیکشن
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddعاشقانه
WpAddromance
WpAddفیک
WpAddحب
WpAddvkook
WpAddfiction
WpAddفارسی
WpAddویکوک
WpAddfic
WpAddدراما
WpAddangst
WpAddtaehyung
WpAddjungkook
رومنس
WpAddانگست
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddفیکشن
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddعاشقانه
WpAddromance
WpAddفیک
WpAddحب
WpAddvkook
WpAddfiction
WpAddفارسی
WpAddویکوک
WpAddfic
WpAddدراما
WpAddangst
WpAddtaehyung
WpAddjungkook

61 Stories

  • كَامِيليا السَودَاءْ by selvanior_143
    selvanior_143
    • WpView
      Reads 205
    • WpPart
      Parts 2
    الحبّ يشبه الزهرة السامة، لا ينمو إلا في تربةٍ فاسدة، ولا يزدهر إلا حين يختلط العطر بالدم.. الكاميليا ، أسم وجد ليصف النقاء و العفة ، لكن عندما يختلط بالأسود يُختصب ليختلط بالذنب و الهوس السام... فما الذي سيَحدُث لو وجدَ لياندرو دي ليون نَفسهُ واقَعًا بحب الطالبة الجَديدة ، مُتخصصة الزهور و النَباتات النادِرة، إلورا دل فالي؟.. لكن مع إقترابه منها يَجِد حُبهُ لها منافسًا لحُبِِها و هوسِها بأحد أصدقائه في الجامعة.. فكيف سيُجبِر لياندرو حُبها أن يُغير إتجاهه و إنجذابه ليصير نحوه ، يوقِعها داخل شباكه لتصير ملكه وحده.. ماذا لو كان هوسِها البريء بصديقه ، ليس شيئًا مقارنة بهوسه السام بها...
  • blood blossom🔞🔞🔞‼️ by lismeranda5
    lismeranda5
    • WpView
      Reads 908
    • WpPart
      Parts 6
    _ آه.....! ته! دردم میاد بسهههههه.....! _ امممم...! آح...! تحملش کن برادرزاده! خیلی تنکی! _ دیگه نم......نمی...آه....نمیتونم.... آه...... امممم..... آح...! ت...تو.... چند..آح... چند دقیقه پیش قول دادی....اممم...آه.... که راند بعدی نمیری آه....! _ اونقدر اون سوراخ تنگت خواستنیه که میخوام تا دم مرگ بگامت! _______________________________________________________ جونگکوک! بذار توضیح بدم! من تو و پسرمو میخوام! چیزی به توصیح نیست تهیونگ! تو مارو که اون روز مثل اشتباه ترک کردی نمیخوای! تو فقط نمیتونی نیازات کثیف تو برطرف کنی !من دیگه به تو اعتماد ندارم! انتقامتو از بابام گرفتی اما منو کوشتی تهیونگ! ------------------------------------------------------- خلاصه اینکه تهیونگ بخاطر انتقام خونوادش با هویت جعلی به حیث عموی جونگکوک که در کودکی ربوده شده بود وارد عمارت جئون ها میشه ، اما در راه انتقام یک شب بخاطر داروی که بهش داده بودند بالای جونگکوک تجاوز میکنه، اما این تجاوز به عادتش تبدیل شد و هرثانیه جونگکوک رو به فاک میداد. جونگکوک هم بعد از اون شب که اولین سکسش بود عاشق تهیونگ میشه و بعد از تقلا های زیاد بلاخره تسلیم عشق میشه. اما چی میشه اگر عشق جونگکوک یکطرفه باشه و تهیونگ فقط بخاطر رفع نیاز خود از او سوء استفاده کنه!؟ _چی میشه اکه جونگکوک هویت تهیونگ رو بفهمه!؟ _چی میشه اگه بعد از چند مدت سکس حامل
  • Paris Night's by helly002
    helly002
    • WpView
      Reads 124
    • WpPart
      Parts 3
    ♡لَيَآلَيَ بًآريَسِ ♡ فُيَ آوٌآخِر شُهّر دٍيَسِمًبًر عٌآمً 2022 🖇 قُررتٌ شُرکْةّ شُآنِيَيَلَ عٌمًلَ حًفُلَ تٌنِکْريَ لَجّمًيَعٌ مًمًثًلَيَهّآ مًنِ مًخِتٌلَفُ آلَعٌآلَمً لَمًدٍةّ 5 لَيَآلَ مًتٌوٌآصّلَةّ... 🎀 حًفُلَ تٌنِکْريَ... حًفُلَ تٌعٌآرفُ... حًفُلَ رقُصّ... کْلَ شُيَء وٌآردٍ بًهّ يَضعٌوٌنِ آلَقُنِآعٌ وٌيَتٌحًِدٍثًوٌنِ مًعٌ بًعٌضهّمً آلَبًعٌض بًإرتٌيَآحً... سِتٌکْوٌنِ آلَحًفُلَةّ جّمًيَلَةّ وٌ سِتٌزٍيَدٍ جّمًآلَآ عٌنِدٍ حًضوٌر لَيَآ وٌ کْيَمً تٌآيَهّيَوٌنِغُ 🍷🖇
  • My Psycho by DazaiFic
    DazaiFic
    • WpView
      Reads 325
    • WpPart
      Parts 1
    Writers: BEN & REN Editor: MEL Channel: @DazaiFic
  • FLOWER AND WEAPON  by oni_vi
    oni_vi
    • WpView
      Reads 339
    • WpPart
      Parts 11
  • 𝐄𝐗 𝐌𝐀𝐒𝐓𝐄𝐑 [𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] by A_by_Atash
    A_by_Atash
    • WpView
      Reads 43,405
    • WpPart
      Parts 5
    _خوبه..بدون من نتون..دوسم داشته باش.. _معلومه که بدون تو نمیتونم..تو همه چیز منی عزیزم.. . . _دیگه باید چیکار کنم منو ببخشی.. . . _گوگ من خیلی عاشقتم چرا مجبورم میکنی همش تکرارش کنم؟ _چون..تو هنوزم کابوس میبینی بیب.. *حتما برای خوندن هر پارت از منو برید نمیخوام پارتی رو جا بندازین و گیج بشین. Couple: Kookv/yoonmin(side couple) ganre:romance/smut/bdsm/sense love/sycologic/happy ending and others. مینی فیک/وانشات
  • الحد الفاصل  by Lele2005M6
    Lele2005M6
    • WpView
      Reads 59
    • WpPart
      Parts 1
    ________________ادخليني____________ القصة مأخوذة من التاريخ (بعض القوانين، الاسماء الشهيره) الاحداث و نمط العيش من وحي الخيال البطل : اسمك على نمط المتكلمة/ كنتُ امشي تايهيونغ
  • sussuero | the whisper  by rahanism
    rahanism
    • WpView
      Reads 87
    • WpPart
      Parts 5
    مرد همه‌ی عکسها رو روی میز گذاشت و توضیحاتش رو ادامه داد: قربان... ایشون همراه پدر و برادرشون تو جشنی که مارچلو ریچی برگذار کرده بود شرکت کردن... تو جشن اعلام شده که پسر مارچلو ریچی و دختر کوچیک انزو دالکا قراره بعد از تولد 18 سالگی دختر دالکا ازدواج کنن.... مرد یکی از عکسهایی که روی میز بود رو برداشت... دستیارش با سرعت ادامه داد: مردی که کنار ایشون میبینید پسر کوچیک لورنزو فرو هستن... آنجلو فرو مرد میدونست کیه... و توجهی هم به توضیحات دستیارش نداشت... تنها چیزی که توجه مرد رو جلب کرده بود لبخندی بود که میلا به آنجلو میزد. **** میلا دالکا هیچ‌وقت جایی رو نداشت که بهش بگه خونه. تنها هدفش در زندگی، نجات خواهرش از سرنوشتی بود که دیگران براش رقم زده بودن... برای نجات تنها داراییش، دست به هر کاری می‌زد. در این دنیا، خون بهای زنده موندنه... اما در این میان، قول و قراری هست که هفت سال پیش از بین رفت...حداقل برای میلا. ولی آیا برای "او" هم همه‌چیز تموم شده؟
  • خَلْفَ قِنَاعِ العِشْقِ by gh_B_M
    gh_B_M
    • WpView
      Reads 54
    • WpPart
      Parts 8
    "فِي بَدَايَةِ الأمْرِ، كَانَ حُبُّهُ يُشْبِهُ الشَّمْسَ؛ دَافِئاً، سَاطِعاً، وَمُحِيطاً بِكُلِّ تَفَاصِيلِي. كَانَ أَلْبِرْت هُوَ الرَّجُلُ الَّذِي وَعَدَنِي بِالأمَانِ، فَأَهْدَيْتُهُ قَلْبِي بِلَا تَرَدُّد. لَكِنَّ الزَّوَاجَ لَمْ يَكُنْ النِّهَايَةَ السَّعِيدَةَ كَمَا ظَنَنْتُ، بَلْ كَانَ السِّتَارَ الَّذِي ارْتَفَعَ لِيَكْشِفَ عَنْ حَقِيقَةٍ أُخْرَى.. حَقِيقَةٍ بَارِدَةٍ كَصَقِيعِ الشِّتَاءِ. تَحَوَّلَ حَبِيبي إِلَى غَرِيبٍ يَسْكُنُ مَعِي، رَجُلٍ تَسْبِقُهُ غَيْمَةٌ مِنَ الغُمُوضِ وَالسُّلْطَةِ المُطْلَقَة.
  • ايدول في التجنيد by ealahmed1
    ealahmed1
    • WpView
      Reads 397
    • WpPart
      Parts 3
    اعتدت على فقاقيع الاستحمام و اعتدت على فتح شعري الطويل و ايضا اعتدت على تناول ما اريد وقتما اريد و حتى الخروج و النوم و الاستيقاظ حينما اشاء رؤية عائلتي و اصدقائي او الاتصال بهم متى يحلو لي احببت تلك اللحظات عندما اصعد على خشبة المسرح ورؤية الجميع يثنون علي حتى عندما ارتكب الاخطاء لم ادرك كم احببت كل تلك الاشياء حتى انظممت لـ (real man)
  • 𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر by jeonvear
    jeonvear
    • WpView
      Reads 209,638
    • WpPart
      Parts 49
    + من از زجر دیدن دیگران لذت میبرم ! _ چه جالب ! چون منم از زجر دیدن خودم لذت میبرم ، فکر کنم بتونیم درد همدیگه رو تسکین بدیم... شاید اینجوری حس عذاب وجدانم کمتر بشه ‌ زجر دیدن میتونه لذت بخش باشه وقتی اون گوشه ذهنت هنوز هم خودت رو سرزنش میکنی..البته..این گزینه برای انسان هایی با روان سالم صدق نمیکنه..! باید روانت درگیر باشه تا از این موضوع لذت ببری.. و حالا چه چیزی برای اونها بهتر از تسکین دهندگی درد هم بود!؟ - دوست داشتن تو یه بازیِ که آخرش باخته :) •••• ᴊᴇᴏɴ ᴊᴜɴɢᴋᴏᴏᴋ | ʜᴏᴀɴɢ ʟᴀʀᴀ •••• رومنس_BDSM_اسمات_ درام_رازآلود_HORROR ،به‌قلم‌نینا،
  • الخريطة الأخيرة by ShadawPerson
    ShadawPerson
    • WpView
      Reads 2
    • WpPart
      Parts 1
    ٭كل من تتبع الخريطة لم يعد...و أنا؟ لن اعود حتى أجد النور. أو أُصبح رمادا في طريقي لذلك٭
  • 𓆩𝑻𝒉𝒆 𝑹𝒊𝒏𝒈 & 𝑻𝒉𝒆 𝑷𝒊𝒄𝒕𝒖𝒓𝒆𓆪  by DarkRoseAnoud
    DarkRoseAnoud
    • WpView
      Reads 48
    • WpPart
      Parts 5
    خاتم غامض يحمل سرًا قديمًا... وصورة تخفي حقيقة لم يكن أحد يتوقعها. عندما تجد البطلة هذا الخاتم، تبدأ أحداث غريبة تغير حياتها تمامًا. كلما اقتربت من معرفة الحقيقة، اكتشفت أن السر أكبر وأكثر خطورة مما تخيلت. فهل ستكشف الحقيقة؟ أم أن هذا الخاتم سيقودها إلى مصير لم تكن مستعدة له؟
  • 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝑴𝒆🩸⛓️ by Kookmin_199597
    Kookmin_199597
    • WpView
      Reads 1,196
    • WpPart
      Parts 3
    ادامه داستان پارت یک
  • Отсутствие by Taejin_world
    Taejin_world
    • WpView
      Reads 492
    • WpPart
      Parts 1
    پوچی ... مثل سرگردانی در دنیایی بدون رنگ . name: Отсутствие (پوچی) Couple: taejin Genre : Angst , Romance , Mpreg Writer : Shiro
  • ✴️wake up and save me✴️[کامل شده] by layboom
    layboom
    • WpView
      Reads 39,392
    • WpPart
      Parts 48
    ✴️Wake up and save me✴️ "بیدارشو و نجاتم بده" نویسند : boom✨ ژانر : رومنس، درام، اسمات، انگست، رازآلود، جنائی... کاپل ها : چانبک(اصلی)، کایبک، کایسو، هونهان و کریسبک،... 🔥 خلاصه 🔥 تلاقی دو زندگی متفاوت... از دست دادن عزیزان... تنهایی... جدایی از عشق اول و عاشق یه مرده شدن ؟! بیون بکهیون پسر هفده ساله ی یه خانواده ی معمولی با زور پیرمردی که برای نوه ی از دست رفته اش آرزوهایی داره دزدیده میشه و برای همیشه مسیر زندگیش تغییر میکنه... روز ها و شب ها با اون جسم بی حرکت سر کردن بهش حس مرگ میداد ، اما هیچ وقت تصور نمی‌کرد که با باز شدن اون چشم ها و صدا زده شدن اسمش با اون تُن صدا چنان بلایی سرش بیاد که دنیای تاریکش زیر و رو بشه... "+تو جدی زنده ای ؟! _فکر کنم...تو چی فکر می‌کنی ؟! +نمی‌دونم...فقط میدونم هیچ وقت نبودی ، بودنت عجیبه !! _ولی تو از یه جایی به بعد بودی...من داشتمت...چه با میل خودت چه با زور...تو برای من بودی و همیشه هم میمونی " 💌 #chanbaek #exo
  • [ 𝘛𝘩𝘦 𝘧𝘪𝘳𝘴𝘵 𝘳𝘢𝘪𝘯 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘦 𝘺𝘦𝘢𝘳 ] by bloodyblossom_
    bloodyblossom_
    • WpView
      Reads 158
    • WpPart
      Parts 1
    • 𝙵𝚒𝚌𝚝𝚒𝚘𝚗: 𝚃𝚑𝚎 𝚏𝚒𝚛𝚜𝚝 𝚛𝚊𝚒𝚗 𝚘𝚏 𝚝𝚑𝚎 𝚢𝚎𝚊𝚛 • 𝙶𝚎𝚗𝚛𝚎: 𝙵𝚕𝚞𝚏𝚏, 𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎 • 𝙲𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎: 𝙲𝚑𝚊𝚗𝚋𝚊𝚎𝚔 • 𝙾𝚗𝚎_𝚜𝚑𝚘𝚝 -هی صبر کن من هنوز رنگین کمون رو ندیدم. +رنگین کمون می‌خوای چیکار تا وقتی من رو‌به‌روت وایستادم؟! • 𝙵𝚒𝚗𝚍 𝚖𝚎 𝚑𝚎𝚛𝚎: @a_drop_of_blossom
  • •Sofia•  by _whitewolff_
    _whitewolff_
    • WpView
      Reads 146,426
    • WpPart
      Parts 102
    سوفیا" نام و داستان زندگی دختریه که افسردگیش تمام لحظات زندگیش رو در بر گرفته اما یه مرد میتونه معادلات آدمو بهم بریزه؟ مثلا جای زخمات رو بفهمه و دقیقا جوری پانسمانش کنه که دیگه خودِ قبلیتو یادت نیاد. 2020 - Completed
  • GUILTY  by min_dayeon
    min_dayeon
    • WpView
      Reads 4,108
    • WpPart
      Parts 9
    تو از این به بعد دوست پسر منی جئون جونگکوک! چون بالاخره جرئتی که من نداشتم رو بدست آوردی! جونگکوک پسر خاندان جئون و تهیونگ پسر خاندان کیم توی یه مهمونی وقتی هشت سالشونه باهم آشنا میشن...باهم بازی میکنن و توی یه مدرسه بزرگ میشن همه چیز مثل همه اما...خانواده ها متفاوته! جونگکوک و تهیونگ،متوجه رگه های کمرنگ عشق میشن اما کنارش میزنن...مخصوصا جونگکوک که زندگی اتو کشیدش هیچوقت عوض نمیشه! اما این همه این ماجرا نیست...!