أخيرا هي ماتت بينما بقيت على قيد الحياة .. جزء من قلبها .. لا يسمى بالصغير قد مات داخلها لتعيش الموت مرتين .. حينها سقطت نحو الهاوية في أجوافها ..
ون شوت
فصل چهارم: سقوط یک باور.
او از پشت لیوان شراب نیمهتمامش به یکی از نقاشان تازهوارد خیره شد؛ مردی که سالها پیش در یک کارگاه عمومی دیده بودش، کسی که حتی تفاوت