شوگا Stories

Refine by tag:
شوگا
WpAddجیمین
WpAddیونگی
WpAddجین
WpAddجیهوپ
WpAddsuga
WpAddهوسوک
WpAddنامجون
WpAddتهیونگ
WpAddسپ
WpAddbts
WpAddیونسوک
WpAddjimin
WpAddجەیهۆپ
WpAddیونمین
WpAddجونگکوک
WpAddyoongi
WpAddjhope
WpAddjungkook
WpAddsope
شوگا
WpAddجیمین
WpAddیونگی
WpAddجین
WpAddجیهوپ
WpAddsuga
WpAddهوسوک
WpAddنامجون
WpAddتهیونگ
WpAddسپ
WpAddbts
WpAddیونسوک
WpAddjimin
WpAddجەیهۆپ
WpAddیونمین
WpAddجونگکوک
WpAddyoongi
WpAddjhope
WpAddjungkook
WpAddsope

56 Stories

  • Piano |MYG by Snowie_71
    Snowie_71
    • WpView
      Reads 2,580
    • WpPart
      Parts 29
    "ئـایا بیـنیـوتە؟" "ڪـێ؟" "ئـەو ڪوڕەی ڪە پیـانۆڪە ئەژەنێـت" "...هیـچ ڪەسێـک پیـانۆکـە ناژەنێـت" ⚠وەرگێـڕدراو⚠ @riseofsuga
  • Seven by HanaArmy22
    HanaArmy22
    • WpView
      Reads 21,131
    • WpPart
      Parts 28
    کاپل اصلی:کوکمین 🔞kookmin🔞 A little part of story: بلند شد، پاهاشو روی تخت دو طرف پسر گذاشتو روش خیمه زد چشمای جیمین از این حرکت تغییر سایز داد جیمین:کوک کوک هومی کردو بوسه ای روی پیشونی پسر زد این رفتار پسر کلافش کرده بود و حاضر بود برای برگردوندن پارک جیمین همیشگی هر کاری بکنه حتی حاضر بود غرورشو بشکنه روی جیمین دراز کشید ، سرشو روی سینش گذاشت و ب ضربان قلب پسر گوش داد کوک:بغلم کن جیمین بی حرف دستاشو دور کمر پسر پیچید چند دقیقه ب همین منوال گذشت تا کوک ب حرف اومد کوک:من ی تصمیمی گرفتم.... . . .
  • Bts kurdish story (blood queen) part new... by SecretArmy1
    SecretArmy1
    • WpView
      Reads 462
    • WpPart
      Parts 2
    سڵاو من خاوەنی چیرۆکی شاژنی خوێنم لە واتپادەکەی دیکەم چەند بەشێکم دانابوو بەڵام جیمێڵەکەم ڕەش بووەوە بۆیە لێرەوە بەردەوام ئەبم هیوادارم فۆلۆوم کەن و ڤۆت بکەن وە ڕای خۆتان بڵێن لە هەر پارتێکدا... ناوی چەناڵی یوتوبەکەم Secret Army سەرەتا چیرۆکەکەم لەوێ دائەنێم... سارانگهێ💜🌻 لە بەشەکانی چیرۆکەکەم ناوی ئەکاونتەکەی ترم داناوە ئەتوانن لەوێوە بەشەکانی پێشووی چیرۆکەکەم ببینن.... نازناو: ڕینا لە هەر هەڵەیەک ئەیکەم بمبورن... KiM RinA💜
  • 𝙢𝙮 𝙜𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙤𝙧𝙡𝙙↲ by vk_stars
    vk_stars
    • WpView
      Reads 5,807
    • WpPart
      Parts 12
    |در حال آپ| مونو ها کسایی هستن که دنیا رو خاکستری میبینن نمیشه بهشون گفت کور رنگ چون اونا با کسایی که کور رنگی دارن فرق میکنن!! اونا به فردی به اسم "پروب" نیاز دارن تا بتونن رنگ‌ها رو ببینن و تشخیص بدن اما خب اگه اونا پروبشون رو ملاقات کنن شاید یه مشکلاتی ایجاد شه.. جانگ هوسوک یه امگا و مونو‌عه که اعتقاد داره نباید پروب رو پیدا کنه.. اما چی میشه که بخاطر پدر بدجنسش ، پروبش که از بخت بدش جفتش هم هست رو ملاقات کنه؟؟ ___________________________________________ ×تو یه هـرزه‌ای و اینجا هم جاییـه که بـهش تعلق داری! +من هرزه نیـستم بابا ، چرا با من این کار رو میکنی؟؟اگه مامان اینجا بود کاری میکرد از کارات پشیمون بشی!! •••••••••••• _میخوای یه راز رو بدونی؟؟ +چه رازی؟؟ _من چهره کوری دارم.. ♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩♪⁩ [بر گرفته از سریالِ color rush با کلی تغییر] کاپل اصلی : سپ کاپل فرعی : ویکوک ، نامجین روز آپ : نامعلوم تعداد پارت : نامعلوم ژانر: کمدی ، چتی ، اسمات ، عاشقانه ، امگاورس ، فلاف نکته: به ژانر بوک توجه کنید این بوک قراره سوییت و عاشقانه باشه پس اگه نمیتونید نخونید
  • I Still want you  by Villeneuve_Sirvan
    Villeneuve_Sirvan
    • WpView
      Reads 424
    • WpPart
      Parts 3
    اینجا دنیای بزرگ کثافته ! پر از کثافت کاریه آدم های با قدرت و ، پر از بدبختی های آدم های ضعیف .. یا باید ظالم باشی یا باید مظلوم باشی چون به غیر از این دوتا راهی نیست .. زندگی قراره باهات بازی کنه و تو بازم محکوم به تحملی ! ____________________________ - من ... من هنوزم میخوامت هنوزم عاشقتم ... + خفشو ! - چیکار کنم ؟چیکار کنم بازم قبولم کنی ؟ + خفشو خفشو خفشو ... حتی جرئت نکن اسم منو دوباره روی زبونت بیاری ! - اما ... + گفتم خفشو و فقط گمشو بیرون حرومزاده _____________________________ ژانر : اصمات ، مافیایی ، گانگستری ، عاشقانه کاپل : هوپکوک ، یونمین ، نامجین
  • My Neighbour by nina_7777777
    nina_7777777
    • WpView
      Reads 1,483
    • WpPart
      Parts 1
    ^^^《#ONESHOT》 ~NAME: my neighbour ~ deram , slice of life ~ COUP: sope ~ WRITER: #니나
  • Min Yoongi by elizaaaa_jk
    elizaaaa_jk
    • WpView
      Reads 255
    • WpPart
      Parts 2
    هەستم کردبوو کە شتێکی سەیر لە تۆدا هەیە مین یوونگی دەستپێک:-٢٨/٢/٢٠٢٤ کۆتای:-؟؟؟؟ نوسەر:-elizaaaa_jk
  • Life Goes On by Vevea_Or_Vevea
    Vevea_Or_Vevea
    • WpView
      Reads 193
    • WpPart
      Parts 1
    ❞ئەو هەمیشە ئەگری،ئەو کوڕێکی دڵشکاوە!،بەڵام هەرگیز هیچ کەسێک تائێستا نەیزانیوە بۆچی هەموو کاتێک دڵتەنگ و خەمبار و ئەگری،لەوانەیە ڕۆژێک بێت کەسێک دڵ خۆشی بکات؟!!❝
  • I am Chernobyl  by MMi099
    MMi099
    • WpView
      Reads 30
    • WpPart
      Parts 1
    بعضی وقتا میشه اینقدر سمی بود که نیاز به قرنطینه باشه. وقتی که دیگه هیچ کس نمیتونه بهت نزدیک بشه ، شاید از روی ترس، شایدم ترحم برای خودش... اما به هرحال یکی باید قربانی بشه تا این قرنطینه تموم شه ، شاید به ظاهر برا منفعت خودش ، ولی از درون چیزی که فقط خودش و اون میدونن. بلاخره این چرنوبیل باید از بین بره.
  • Shadow of Speed by thvjeon_0
    thvjeon_0
    • WpView
      Reads 259
    • WpPart
      Parts 4
    تهیونگ، راننده‌ی بی‌رقیب مسابقات خیابانی، آماده‌ست تا بزرگ‌ترین قهرمانی زندگیش رو جشن بگیره. اما یه تصادف مشکوک همه‌چیز رو تغییر می‌ده. وقتی بیدار می‌شه، دیگه اون آدم سابق نیست. نیمی از وجودش لبخند می‌زنه... نیم دیگه، آماده‌ی کشتنه.
  •  𝐈'𝐦 𝐢𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐲𝐨𝐮. by Vevea_Or_Vevea
    Vevea_Or_Vevea
    • WpView
      Reads 904
    • WpPart
      Parts 3
    ژیــان وەڪ چــیـرۆڪـە ڪەی ڕۆڵــت لــە چـیـرۆڪەڪە نــەمـا ئـەوا بـۆهــەمـیـشـە ئـەسـڕدرێـیـتـەوە لەناو چـیـرۆڪـەڪە ژیانیش بەهەمان شێوەی چیرۆڪە¡
  • ( پۆلیسی دڕنده‌ ) by jeon_kiki_kooki
    jeon_kiki_kooki
    • WpView
      Reads 2,480
    • WpPart
      Parts 6
    پۆلیسی دڕندە
  • black dream by mamanoyiii_
    mamanoyiii_
    • WpView
      Reads 314
    • WpPart
      Parts 2
    کاپل:یونمین کاپل فرعی:نامجین بخشی از داستان:با کشیدن کلاه هودیش رو سرش ریختن موهاش جلو صورتش از پله ها به همراه اون مرد قد بلند به بالا میره بعد رد کردن چند طبقه مرد جلوی دری که سفید وایمیسه آروم در میزنه....
  • جهنم من و تو / My Hell With You by Sope_lovz
    Sope_lovz
    • WpView
      Reads 207
    • WpPart
      Parts 3
    وقتی عشق، شبیه پناه نمی‌مونه... و وقتی آغوشی که باید نجاتت بده، تبدیل به دلیلی برای سوختن می‌شه... تو می‌مونی و یه جهنم دونفره. یونگی و جیهوپ، دو قلب شکسته در میون تاریکی، بارون، و خاطراتی که مثل آتیش زیر خاکستر هنوز زنده‌ن. اما آیا همیشه عشق باعث نجاته؟ یا فقط راهی‌ست برای سقوطِ کندتر؟ Genres: Drama · Romance · Angst · Tragedy · Psychological ⭕️توجه⭕️ این داستان ساخته ذهن نویسنده میباشد و هیچ ربطی به زندگی اعضا ندارد کپی از این اثر ممنوع میباشد. #سپ #غمگین #عشق #جهنم #نرسیدن
  • The night the moon left the sky by Gol_queen
    Gol_queen
    • WpView
      Reads 6,859
    • WpPart
      Parts 26
    یونگی مخالف ورود هوسوک به باندشون بود اما وقتی پدرش مخالفتش رو نادیده گرفت و اون پسر رو وارد باند کرد برای یونگی چاره ای نذاشت جز اینکه به روش خودش با اون پسر تسویه حساب کنه. ******* -اینجا چه غلطی می کنی؟ چی از این دنیا می دونی که قبول کردی عضوی از این باند بشی؟ -م..مم...من..ممن... -ت..ت..تو چی؟ واسم مهم نیست چرا اومدی فقط تو دست و پام نباش جانگ هوسوک. ******** اسم فیک: شبی که ماه آسمان را ترک کرد کاپل:سپ، نامجین روزهای آپ: نامعلوم
    +22 more
  • Speedwell {J.JK} _ BTS by Vevea_Or_Vevea
    Vevea_Or_Vevea
    • WpView
      Reads 288
    • WpPart
      Parts 1
    ❞بانگتان بەهەڵە ئەڕۆنە وڵاتی_______. ،بەڵام جۆنگ کووک ئاشقی ئەو کچەئەبێت کە خۆی چەند جارێک پاراستویەتی! ❝ Instagram: vevea_or_vivea Tiktok : Vevea_Or_Vevea ♡︎♥︎
  • deja vu-دژاوو by VSANMKSY
    VSANMKSY
    • WpView
      Reads 201
    • WpPart
      Parts 3
    - ما.... ما همو میشناختیم؟. +تو تمام وجودم بودی.. دژاوو ، تاحالا درگیرش شدین؟ تاحالا جایی بودین که حس کنین قبلا اونجا بودین؟ تاحالا خواب دیدین که حس کلا قبلا دیدین یا کسیو دوست داشتین که حس کنین قبلا براش میمردین؟ تهیونگ مافیای قدرتمندی که عاشق یه ایدل میشه ، اما چی میشه اگه اونا قبلا باهم بوده باشن و همه ازین ماجرا خبر داشته باشن بجز خودشون؟ . . . ویکوک-ورس - یونمین ژانر : انگست ، هپی ، مافیایی ، اسمات روز های اپ : پنجشنبه ها
  • I'm not as bright as him [Oneshot] by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 721
    • WpPart
      Parts 1
    از متن داستان: +نباید بیشتر از این منتظرش بذارم، فکر کنم اون واقعاً نیاز داره این حرفا رو بشنوه. جونگکوک سرشو به نشونه‌ی تایید تکون داد تا مطمئنش کنه که داره کار درستو انجام میده؛ ولی درواقع هر کلمه‌ درباره‌ی اون پسر که شبیه یه تیکه از خورشید می‌درخشید جونگکوکو یاد خودش مینداخت که حتی از تاریک‌ترین قسمت جنگلم تیره‌ تر بود. به این فکر کرد که یونگی تا به حال چندبار اونو منتظر گذاشته؟ و جواب هر روز بود، جونگکوک تمام مدت منتظر بود یونگی کمی بیشتر به اطرافش دقت کنه؛ اون هر روز منتظر بود یونگی با یه چراغ قوه تو دستش برسه به عمق جنگل و اونو روی زمین سرد، مرطوب و تاریک جنگل پیدا کنه. ولی خورشید هربار زیباتر از اون می‌تابید که بشه چشم ازش برداشت. و با بسته شدن در، جونگکوک همچنان همونجا نشست؛ تو تاریک‌ترین نقطه‌ی جنگل. 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 👟کاپل: یونکوک، سپ 👟ژانر: روزمره، درام 👟نویسنده: Velvet Moon 👟-وانشات