عاشقانه Geschichten

Suche durch Tags verfeinern:
عاشقانه
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddفیکشن
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddromance
WpAddگی
WpAddجونگکوک
WpAddدرام
WpAddکوکوی
WpAddغمگین
WpAddفارسی
WpAddیونمین
WpAddرمنس
WpAddیونگی
WpAddجیمین
WpAddجنایی
WpAddvkook
WpAddkookv
عاشقانه
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddفیکشن
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddromance
WpAddگی
WpAddجونگکوک
WpAddدرام
WpAddکوکوی
WpAddغمگین
WpAddفارسی
WpAddیونمین
WpAddرمنس
WpAddیونگی
WpAddجیمین
WpAddجنایی
WpAddvkook
WpAddkookv

117 Geschichten

  • (نرخی قەرز) von EsraLuna
    EsraLuna
    • WpView
      GELESEN 691
    • WpPart
      Teile 13
    نازە، کچێکی ١٨ ساڵە و تاقانەی ماڵە، بەڵام هەرگیز لە ماڵەوە هەستی بە خۆشەویستی نەکردووە. کاتێک باوکی، سەروەر، ناتوانێت قەرزی گەورەکەی بە بابان بداتەوە، بڕیارێکی دڵڕەق دەدات؛ نازە دەداتە بابان لەبری قەرزەکە. بابان، سەرۆکی مافیاکان، کە کەسایەتییەکی سارد و ترسناک هەیە، هەرگیز پێی وابوو نەبوو ئەو کچەیە بتوانێت ژیانی بگۆڕێت..
  • 𝑨𝒏𝒕𝒉𝒆𝒎, 𝑭𝒓𝒆𝒆𝒅𝒐𝒎, 𝑳𝒐𝒗𝒆 von wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      GELESEN 1,717
    • WpPart
      Teile 27
    چیز زیادی از این دنیا نمی‌خواستیم؛ به جز آزادی... این حق ما نبود با من بخوان سرود آزاد عشق را
  • 𝐄𝐱𝐢𝐥𝐞 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭  von tbiidgah
    tbiidgah
    • WpView
      GELESEN 1,075
    • WpPart
      Teile 11
    《تبعیدگاهِ‌ قلب》 Gener:mafia,dram,angst,smut,Romance Couple:vkook writer:Hero editor:void در دنیایی که قدرت حرف اول را می‌زند ، آیا عشقی میتواند جوانه بزند و شکوفا شود؟ تصور کنید پسر رئیس جمهور و پسر وزیر در میان انبوهی از مخالفت و راز‌های پنهان دل به یکدیگر می بازند. عشقی که از همان ابتدا ممنوعه بنظر می‌رسد. نویسنده از فاش کردن سرنوشت و پایان رمان خودداری کرده. او شمارادر میانه داستان رها می‌کند تا شما با هر قسمت خودتان حس کنید که این عشق به ارامش می‌رسد یا میانه‌ی مسیر فرو می‌پاشد.
  • 𝗪𝗿𝗼𝗻𝗴 𝗽𝗹𝗮𝗰𝗲 𝗥𝗶𝗴𝗵𝘁 𝘁𝗶𝗺𝗲(hyunlix) von Lilian_ani
    Lilian_ani
    • WpView
      GELESEN 14
    • WpPart
      Teile 1
    ៸៸ 𝐖𝐑𝐎𝐍𝐆 𝐏𝐋𝐀𝐂𝐄 𝐑𝐈𝐆𝐇𝐓 𝐓𝐈𝐌𝐄 "پس راحت خیس میشی؟ با چهارتا بوسه و نوازش انگشت؟ تو این‌قدر ضعیف شدی یا بوسیدن من انقدر تحریک‌کننده‌ست هوانگ؟" ꩟ 𝖭𝖺𝗆𝖾﹕𝖶𝗋𝗈𝗇𝗀 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾, 𝗋𝗂𝗀𝗁𝗍 𝗍𝗂𝗆𝖾 ꩟ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾﹕𝖧𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑 ៸ 𝖲𝖾𝗎𝗇𝗀𝖨𝗇 ꩟ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾﹕𝖥𝖺𝗄𝖾𝖼𝗁𝖺𝗍 ៸ 𝖣𝗋𝖺𝗆 ៸ 𝖲𝗆𝗎𝗍 ៸ 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 ៸ 𝖠𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇 ៸ 𝖧𝖺𝗋𝗌𝗁 ꩟ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋﹕𝖭𝖺𝖻𝗂 ⋯ ⸝⸝⸝ ⋯ ┈ 𝖧𝗈𝗇𝖾𝗌𝗍𝗅𝗒, 𝗁𝖾 𝗇𝖾𝖾𝖽𝗌 𝖺 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗅𝗈𝗏𝗂𝗇' 𝖿𝗎𝖼𝗄 𝗂𝗍, 𝗇𝗈𝗐 𝖨'𝗆 𝗀𝖾𝗍𝗍𝗂𝗇' 𝗈𝖿𝖿 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗎𝖻𝗃𝖾𝖼𝗍 . . .
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ von broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      GELESEN 5,825
    • WpPart
      Teile 21
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 von faeze615
    faeze615
    • WpView
      GELESEN 2,752
    • WpPart
      Teile 20
    اسم فیکشن: معجزه 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 در میان روزهای سیاه زندگیم، چشم‌هاش مثل یک معجزه بود... وقتی دنیا برایم از رنگ افتاده بود، وقتی هر روز با قلبی خسته از خواب بیدار می‌شدم، فقط یک نگاهش کافی بود تا یادم بیاید هنوز چیزی برای دوست داشتن وجود دارد. من عاشق چشم‌هاش شدم؛ نه فقط برای زیبایی‌شان، بلکه برای آرامشی که به قلب زخمی‌ام هدیه می‌دادند... او آمد، درست در سخت‌ترین روزهای من؛نه اینکه تمام تاریکی‌ها را از بین ببرد،اما کاری کرد که دیگر از تاریکی نترسم. بعضی آدم‌ها عشق نیستند...خودِ معجزه‌اند... کاپل: تهکوک - یونمین
  • The Rejected von ByunAbner
    ByunAbner
    • WpView
      GELESEN 2,015
    • WpPart
      Teile 26
    ‌بار سکوت رو به دوش میکشید؛ بار قول‌های شکسته و عشقی که فکر میکرد هرگز کافی نیست. توی دنیایی که حتی میشه خانواده رو از دست داد، چطور میشه از طرد شدن جون سالم به در برد؟ فکر میکرد طرد شدن پایان همه چیزه؛ اما این تازه آغاز بود. آغازی که با کسی گره خورد؛ شخصی آشنا، شخصی که عمیق ترین زخم روحش بود و در عین حال، تنها امیدش برای دوباره تپیدن. couple : SeBaek genre : Drama , Romance , Mystery , Psychological , Smut
  • April von una235
    una235
    • WpView
      GELESEN 1,957
    • WpPart
      Teile 31
    آنها در ماه آوریل با هم آشنا شدند - ماهی که نوید عشق و درد را می‌داد. بین دوستی و احساسات ممنوعه، قلب هایی که به یک راز تبدیل می‌شوند. اما وقتی سرنوشت شروع به از بین بردن همه چیز می‌کند، عشق هم دلیل زندگی آنها می‌شود... و هم دلیل از هم پاشیدن روز های آپ :شنبه ها
  • Stupid Game  von TinaForoghi
    TinaForoghi
    • WpView
      GELESEN 212
    • WpPart
      Teile 3
    دختر نوجوون قصه به خاطر مشکلات و سختی هایی که از بعد یک اتفاق وحشتناک تجربه میکنه به استادش نزدیک میشه اما تو دوران نامزدی مجبور به جدایی میشه در حالیکه هیچوقت هیچ چیز طوری که تصور می کرد نبوده و...
  • Walsht_teakook von vandi_88
    vandi_88
    • WpView
      GELESEN 2,779
    • WpPart
      Teile 10
    چیمیشه اگر جونگکوکی که به پسرها گرایش نداره و دنبال دوست دختر باشه اشتباهی عکس نودشو بجای رفیقش به رئيس شرکت بزرگ مافیایی که توش کار میکنه بفرسته و رئیس شرکت کم کم بهش جذب بشه؟ "این طرز نگاه کردن داره من و میکشه کیم! کنترلش کن!" "میتونم کاری کنم گرایشت تغییر کنه" "_منتظره ی مورد علاقت کجاست؟ +چشای تو" 《 گاهی قلبت زودتر از عقلت می فهمد که به کسی وابسته شده ای 》 _________________________ ژانر: عاشقانه ، فیک چت ، مافیایی ، کمدی تایم آپ : شنبه و چهارشنبه ها کاپل اصلی: تهکوک کاپل های فرعی: نامجین ، یونمین
  • 𝐒𝐨𝐦𝐞𝐛𝐨𝐝𝐲 𝐭𝐨 𝐥𝐨𝐯𝐞  von thisis_andre
    thisis_andre
    • WpView
      GELESEN 2,579
    • WpPart
      Teile 3
    ترجمه شده در چنلvkookplanet 𝐒𝐨𝐦𝐞𝐛𝐨𝐝𝐲 𝐭𝐨 𝐥𝐨𝐯𝐞 وقتی که در قرن 19 میلادی دو وکیل متاهل عاشق هم میشن و جامعه ای که هیچ درکی از عشق بین دو مرد نداره. و مشکلاتی سر راهشون قرار میگیره *آپ شده در vkookplanet 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 :𝘛𝘢𝘦𝘬𝘰𝘰𝘬 𝐓𝐫𝐚𝐧𝐬𝐥𝐚𝐭𝐨𝐫: 𝘈𝘱𝘩𝘳𝘰𝘥𝘪𝘵𝘦
  • شکارچیان اجسادCorpse Hunters von Nastar770
    Nastar770
    • WpView
      GELESEN 53
    • WpPart
      Teile 1
    زامبی_اخرالزمان_زندگی
  • A piece of dream_تکه ای از رویا von JungDracula
    JungDracula
    • WpView
      GELESEN 75
    • WpPart
      Teile 1
    ____________ _ممنونم برای اینکه زیبا ترین تکه از رویای حقیقی من شدی...زمانی که حتی واقعیت هم بوی زندگی نداشت... ____________ -𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 ⤷ 𝘊𝘩𝘰𝘪 𝘚𝘢𝘯 & 𝘒𝘪𝘮 𝘠𝘶𝘯𝘫𝘰𝘰 -𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦𝘴 ⤷𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 ⤷𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵 ⤷𝘗𝘴𝘺𝘤𝘩𝘰𝘭𝘰𝘨𝘺 " کاپل این وانشات استریت هستش..اگر علاقه ای ندارید میتونید نخونید :>♡︎ "
  • دختری که آپا صدام کرد ... von HadiY4
    HadiY4
    • WpView
      GELESEN 3,969
    • WpPart
      Teile 14
    سقطش کن ! +چی ؟ بار دیگه صداشو بلند تر کرد و دستاش رو انقدر سفت مشت کرده بود که سفید یخی شده بودن _هعی کیم ری وو بهت گفتم سقطش کن
  • After a long time  von PPAriSaaa
    PPAriSaaa
    • WpView
      GELESEN 363
    • WpPart
      Teile 9
    "بعد از یک مدت طولانی" A love story ;) "واقعیت اینه که تمام آدم ها تو را آزار می‌دهند؛ مسئله اینجاست که تو انتخاب میکنی چه کسی ارزش رنج کشیدن را دارد." Couple :namjin Side couple :sope,vmin Genre:Romance,smut,dram,(different kink)
  • ماه تاریک | Dark Moon von blue_txt
    blue_txt
    • WpView
      GELESEN 541
    • WpPart
      Teile 8
    "تا تهش باهات میمونم ییبو." ژانر: علمی تخیلی | عاشقانه | ماجراجویانه | معمایی | جنایی | ترسناک کاپل: ییجان نویسنده: blue خلاصه: یک ناپدیدی مرموز. یک سیگنال ناشناخته. تیمی ویژه به اعماق تاریکی فرستاده می‌شود تا حقیقت را کشف کند... اما شاید هیچ‌کدام از آنها هرگز بازنگردند.
  • 𝑭𝒐𝒓 𝒀𝒐𝒖 ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵃᵘ von AlHphBA
    AlHphBA
    • WpView
      GELESEN 111,021
    • WpPart
      Teile 19
    [Completed] خلاصه: تهیونگ، دانشجوی فعال و سرزنده‌ی ترم آخر رشته‌ی نقاشی، مدتی بود که از پسر ساکت و آروم ترم پایینی رشته‌ی موسیقی خوشش اومده بود. چیزی تا پایان سال‌های دانشجوییش باقی نمونده بود، باید شانسش رو امتحان و بهش اعتراف می‌کرد؛ خوش‌شانس بود یا بدشانس؟ آیا این احساس، همون عشقی بود که همیشه به انتظارش نشسته بود؟ هیچ‌کس از آینده با خبر نیست، تهیونگ هم از این قاعده مستثنی نبود. این شروع اتفاق‌های خوب بود یا نوید دهنده‌ی روزهای سخت و تاریک؟ •کوکوی ایو •رمنس، انگست، اسمات Wr: Hb
  • My love:)♡ von LiliLiliou559
    LiliLiliou559
    • WpView
      GELESEN 1,337
    • WpPart
      Teile 8
    وضعیت: در حال آپ قسمتی از داستان: کوک:بانی؟..تو هم دلت میخواد اون بیلونو ببینی ادای بانی رو در آورد: آله کوکی خلی دلم میخواد تو چی؟ کوک:منم مثل تو بانی..ولی نمتونیم که..کاش حداقل تهلیونگ اجاژه میداد بلیم حیاط.. ته:کوکی من دلش بازی میخواد؟ کوک سریع برگشت سمت در کوک:نه نه.. کی گفده؟ ته:بانی قبلا بهم گفته بود.. کوک برگشت سمت عروسک و گفت:هینننن.. بانیه بد! انگشت اشارش رو گرفت سمتش و گفت:تا یه هفته باهات قهلم! ______________________ بچه ها این اولین فیکیه که دارم مینویسم امیدوارم خوب باشه اینو بگم که این داستان یکم با بقیه بوکا فرق داره خودم تقریبا نصف بوکای واتپدو خوندم خلاصه امیدوارم خوشتون بیاد:)
  • سالهاي بعد از جنگ von life_write
    life_write
    • WpView
      GELESEN 648
    • WpPart
      Teile 9
    داستان قصه زندگي فريباس که از خاطراتش ، يک سال قبل از انقلاب شروع ميشه و به چند سال بعد از جنگ ميرسه. قصه زندگي پر فراز و نشيب دختري که عشق رو با اتفاقات عجيب تجربه ميکنه من مطمئنم از قصه خوشتون مياد فقط کافي چند پارت رو بخونيد و با شخصيت همراه بشين تا بتونيد عاشقش بشيد،عاشق فريبا و باقي شخصيت ها. اولين رماني نيست که مينويسم اما اولين رماني هست که اينجا منتشر ميکنم بي صبرانه منتظر نظراتتون هستم🌱 آيدي اينستاگرام👇 @life___write @salhaye_baad_az_jang
  • PICCOLO - پیکولو von immonikall
    immonikall
    • WpView
      GELESEN 140
    • WpPart
      Teile 2
    تو دردسر نیستی، یه ریسکی. یه ریسک هیجان انگیز!