عاشقانه Stories

Refine by tag:
عاشقانه
WpAddتهکوک
WpAddاسمات
WpAddفیکشن
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddromance
WpAddکوکوی
WpAddغمگین
WpAddدرام
WpAddفارسی
WpAddجیمین
WpAddجنایی
WpAddفیک
WpAddجونگکوک
WpAddگی
WpAddانگست
WpAddرمنس
WpAddیونگی
WpAddvkook
عاشقانه
WpAddتهکوک
WpAddاسمات
WpAddفیکشن
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddromance
WpAddکوکوی
WpAddغمگین
WpAddدرام
WpAddفارسی
WpAddجیمین
WpAddجنایی
WpAddفیک
WpAddجونگکوک
WpAddگی
WpAddانگست
WpAddرمنس
WpAddیونگی
WpAddvkook

116 Stories

  • 𝑨𝒏𝒕𝒉𝒆𝒎, 𝑭𝒓𝒆𝒆𝒅𝒐𝒎, 𝑳𝒐𝒗𝒆 by wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Reads 1,390
    • WpPart
      Parts 19
    چیز زیادی از این دنیا نمی‌خواستیم؛ به جز آزادی... این حق ما نبود با من بخوان سرود آزاد عشق را
  • 𝐒𝐨𝐦𝐞𝐛𝐨𝐝𝐲 𝐭𝐨 𝐥𝐨𝐯𝐞  by thisis_andre
    thisis_andre
    • WpView
      Reads 2,535
    • WpPart
      Parts 3
    ترجمه شده در چنلvkookplanet 𝐒𝐨𝐦𝐞𝐛𝐨𝐝𝐲 𝐭𝐨 𝐥𝐨𝐯𝐞 وقتی که در قرن 19 میلادی دو وکیل متاهل عاشق هم میشن و جامعه ای که هیچ درکی از عشق بین دو مرد نداره. و مشکلاتی سر راهشون قرار میگیره *آپ شده در vkookplanet 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 :𝘛𝘢𝘦𝘬𝘰𝘰𝘬 𝐓𝐫𝐚𝐧𝐬𝐥𝐚𝐭𝐨𝐫: 𝘈𝘱𝘩𝘳𝘰𝘥𝘪𝘵𝘦
  • You're the light in my life/تو نور زندگی منی by Sope_lovz
    Sope_lovz
    • WpView
      Reads 209
    • WpPart
      Parts 3
    ما تنها کاپل توی اکیپ‌مون بودیم... ولی عشق همیشه موندنی نیست. وقتی جدایی، تاریکی میاره و تنها نور زندگیت همون کسیه که ازت گذشت... اما گاهی توی تاریکی، یه در باز میشه... نوری که هنوزم اسمش عشقه. Genres:Romance, Drama, Psychological, Angst, Tragedy ⭕️توجه⭕️ این داستان ساخته ذهن نویسنده میباشد و هیچ ربطی به زندگی اعضا ندارد؛ کپی از این اثر ممنوع می باشد. #سپ #یونگی #هوسوک #تراژدی #درام #عشق
  • 𝖂𝖍𝖎𝖙𝖊 𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖘 _ 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫/𝙆𝙧𝙞𝙨𝙝𝙤【𝟮 𝗩𝗲𝗿】 by Free_Mj
    Free_Mj
    • WpView
      Reads 989
    • WpPart
      Parts 10
    با صدای نسبتا بلندی صدا زد:"آقا!" نمی دانست اما گویا این لحظه ای بود که بار ها در اشعار عاشقانه ی چینی به خطِ چشم نوازِ کانجی، بر صفحه ی کاهیِ کاغذ سُراییده شده بودند... او هم زیر چشمی نگاهی به مرد انداخت و سرش را پایین آورد. +حالا دیدید نباید از من فرار میکردید؟...اگه من نبودم معلوم نبود.... _آخه من که شما رو نمیشناسم...گفتم شما هم... فوری حرفش را قطع کرد. صدایش چه گوش نواز و دلنشین بود. آه! مثل اینکه داشت خواب میدید. غم به دلش ریخت. متاسف شد که چرا تا آن مدت حتی یک بار فرصت اظهار عشق به او پیدا نکرده بود. +حالا من رو میشناسید؟ POSTER: Lisa Perrin
  • Crimson Evidence (شواهد ارغوانی) by long-light-life
    long-light-life
    • WpView
      Reads 9
    • WpPart
      Parts 1
    "A detective seeking justice, a serial killer seeking blood. When their paths collide in a gruesome crime scene, the line between hunter and prey blurs. A forbidden romance where the truth is as deadly as the killer's blade." Julian & Dorian Detective Julian: The cold, analytical mind of the precinct. A man dedicated to the law, until he finds himself chasing a shadow that feels far too familiar. Dorian: The elegant nightmare. A serial killer who turns crime scenes into art galleries, and who seems to have a fatal obsession with the man hunting him. یک کارآگاه که به دنبال عدالت است و یک قاتل که تشنه‌ی خون است. وقتی مسیر آن‌ها در یک پرونده‌ی جنایی خونین به هم گره می‌خورد، مرز بین شکارچی و شکار از بین می‌رود. عشقی ممنوعه و خطرناک که می‌تواند هر دوی آن‌ها را نابود کند
  • After a long time  by PPAriSaaa
    PPAriSaaa
    • WpView
      Reads 325
    • WpPart
      Parts 9
    "بعد از یک مدت طولانی" A love story ;) "واقعیت اینه که تمام آدم ها تو را آزار می‌دهند؛ مسئله اینجاست که تو انتخاب میکنی چه کسی ارزش رنج کشیدن را دارد." Couple :namjin Side couple :sope,vmin Genre:Romance,smut,dram,(different kink)
  • Apple Blossom| شکوفه سیب by Reymeraa
    Reymeraa
    • WpView
      Reads 251
    • WpPart
      Parts 10
    بخوام صادق باشم از اعماق وجودم دوست دارم برگردم زمانی که توی ایستگاه اتوبوس منتظر رسیدن اتوبوس بودم تا مثل همیشه به کلاس زبان فرانسه‌ام برم. شاید برای تو سوال بشه که چرا میخوام به اون زمان برگردم؟ چون دقیقا قبل از ساعت ۱۴:۱۳ دقیقه توی روز ۱۲‌ام اکتبر سال ۲۰۱۳ و دقیقا قبل از اینکه جلوی من زمین بخوری و شلوار جین ابی‌ای که خواهرت از آمریکا فرستاده بود پاره بشه و مثل بچه‌های ۱۲ ساله بخاطرش بغض کنی و با چشمای نیمه خیس وسایلت که ریخته بود زمین رو جمع کنی، من یه مرد ۲۴ ساله عادی بودم که قرار بود تا ۶ ماه اینده از این کشور لعنت شده برای همیشه بره و به هدفی که در نوجوانی میخواست، برسه تا بلاخره بتونه رویای مادرش رو برآورده کنه. اما تو، با اون چشم‌های براق و انگشت هایی‌ که از سرما یخ زده بودن و ژاکت بافت ساده‌ای که پوشیده بودی و عاجزانه وسایلت رو از روی زمین جمع میکردی، تمام ورق‌های نوشته شده از کتاب زندگیم رو پاره کردی، و همه چیز رو دوباره متولد کردی و ساختی شکوفه سیب. کاپل: ویکوک ژانر: درام، انگست، هاناهاکی، روزمره، رومنس.
  • One letter|~ by shaghimahghani
    shaghimahghani
    • WpView
      Reads 17
    • WpPart
      Parts 2
    One day, a connection occurs between the elves and the wizards... Prince Levi, the sole heir and new king of the Golden City (the City of Elves), will have his life changed in one night... not only his, but also the life of Princess Arista, the sole heir to the kingdom of the Red City (the City of Wizards)...
  • لحظه ی دیدار تو by NajibNajib099
    NajibNajib099
    • WpView
      Reads 47
    • WpPart
      Parts 1
    لحظه ی دیدار تو،داستان را حکایت از دو عاشق و دلباخته بهم میکند که پس از فراق و دوری فراوان و طاقت فرسا بالاخره به دیدار هم می رسند و مشکلات زیادی را در این مدت تا رسیدن بهم پشت سر می گذرانند.
  • سیمرغ خیال by SayedJahangirMosawi
    SayedJahangirMosawi
    • WpView
      Reads 63
    • WpPart
      Parts 1
    مجموعه ی داستان های کوتاه که بر اساس واقعیت زندگی خودم هست.
  • PICCOLO - پیکولو by immonikall
    immonikall
    • WpView
      Reads 131
    • WpPart
      Parts 2
    تو دردسر نیستی، یه ریسکی. یه ریسک هیجان انگیز!
  • A piece of dream_تکه ای از رویا by JungDracula
    JungDracula
    • WpView
      Reads 64
    • WpPart
      Parts 1
    ____________ _ممنونم برای اینکه زیبا ترین تکه از رویای حقیقی من شدی...زمانی که حتی واقعیت هم بوی زندگی نداشت... ____________ -𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 ⤷ 𝘊𝘩𝘰𝘪 𝘚𝘢𝘯 & 𝘒𝘪𝘮 𝘠𝘶𝘯𝘫𝘰𝘰 -𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦𝘴 ⤷𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 ⤷𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵 ⤷𝘗𝘴𝘺𝘤𝘩𝘰𝘭𝘰𝘨𝘺 " کاپل این وانشات استریت هستش..اگر علاقه ای ندارید میتونید نخونید :>♡︎ "
  • 𝐼 𝑊𝑖𝑠ℎ 𝑊𝑒 𝑁𝑒𝑣𝑒𝑟 𝐺𝑟𝑒𝑤 𝑈𝑝 (𝐶𝑜𝑚𝑝𝑙𝑒𝑡𝑒𝑑) by wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Reads 10,869
    • WpPart
      Parts 39
    𝐹𝑖𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛 𝑁𝑎𝑚𝑒: 𝐼 𝑊𝑖𝑠ℎ 𝑊𝑒 𝑁𝑒𝑣𝑒𝑟 𝐺𝑟𝑒𝑤 𝑈𝑝 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐹𝑙𝑢𝑓𝑓, 𝐶𝑜𝑚𝑒𝑑𝑦 𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: 𝑆𝑢𝑛 𝐹𝑙𝑜𝑤𝑒𝑟 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑉𝑒𝑟𝑠𝑒 𝑆𝑡𝑎𝑡𝑢𝑠: 𝐶𝑜𝑚𝑝𝑙𝑒𝑡𝑒𝑑 تو به دنیا اومدی تا بخشی از وجود من باشی، تو هستی تا به من ثابت کنی میشه به لبخند خدا امیدوار بود...
  • نامه های دریا  by HivaAtma
    HivaAtma
    • WpView
      Reads 84
    • WpPart
      Parts 21
    نامه های هیوا برای رامین
  • The Wrong Case ⛓ by hny_fictions
    hny_fictions
    • WpView
      Reads 773
    • WpPart
      Parts 1
    -𝑶𝒏𝒆𝒔𝒉𝒐𝒕 [ 𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐫𝐨𝐧𝐠 𝐂𝐚𝐬𝐞 ]🛡 🗞نام وانشات: سوژه ی اشتباهی 🗞وضعیت: #وانشات | #کامل_شده 🗞کاپل: چانبک 🗞ژانر: اکشن , رمنس , انگست , درام~ • Story By | #BoSi » #Oneshot | #Full • Couple | #Chanbaek » #TheWrongCase | #TWC • Genre | action, romance, angest, drama [ Writer : @Violet_Hilgard 🐺 Chnel : @Hny_Fictions ☕️ ]
  • White night  by Heliya_razmjoo
    Heliya_razmjoo
    • WpView
      Reads 8
    • WpPart
      Parts 2
    White Night No one can escape their fate... In a city where secrets vanish into the mist of the night and the whisper of a white wolf breaks the silence of narrow streets, a girl with a wounded past steps into a world where the line between dream and reality has begun to blur. Lia, a 22-year-old with eyes full of wonder and hidden scars, never imagined that a single cold glance from behind the shoulder of a mysterious man could change everything. But truth always begins where we least expect it... With each rising night, the presence of the white wolf grows stronger-a guardian of an ancient secret, a living bond between love, a curse, and a destiny waiting to awaken. In the heart of these white nights, somewhere between danger and desire, a love is born-not quite human, not entirely legend, but something in between shadow and light. And Lia must choose: To follow her heart-or surrender to fate.
  • RUBY by marriyax
    marriyax
    • WpView
      Reads 503
    • WpPart
      Parts 1
    .وان‌شات. "می‌دونی تن یاقوت‌ها چه لباسی می‌کنن ؟" مرد پرسید و زن با خیره‌گی پلک‌هاش رو از ندونستن روی هم گذاشت. 'مگه تن یاقوت هم لباس می‌کنن ؟' مرد با ظرافت گردنش رو تکون داد : "پارچه‌ای از جنس مخمل، برای اینکه به یاقوت آسیبی نرسه و خطی روش نیافته و برای اینکه بیشتر از هروقت دیگه‌ای، بدرخشه !" روی لب‌های زن لبخند محوی نشست و به انگشت‌های کشیده‌اش خیره شد؛ حرف‌های مرد واضح بود و قلبش رو لمس می‌کرد.
  • 𝔩𝔦𝔣𝔢 𝔦𝔫 𝔡𝔢𝔞𝔱𝔥 by dodori200918
    dodori200918
    • WpView
      Reads 38
    • WpPart
      Parts 2
    ♤ چرا اینجوری تمومش میکنی؟! ◇ همه پایان ها خوب نیست پرنده کوچولو..... ◇داستان خوب انتخاب تو بود نه پایان خوب این یک داستان با پایانی مثل سفید برفی یا سیندرلا نیست، این داستان باب میل همه نیست. اگر علاقه ای به خوندن کتاب های مذهبی، روانشناسی و شنیدن نصیحت و این مزخرفات نداری با من افکارم همراه شو
  • My love:)♡ by LiliLiliou559
    LiliLiliou559
    • WpView
      Reads 1,303
    • WpPart
      Parts 8
    وضعیت: در حال آپ قسمتی از داستان: کوک:بانی؟..تو هم دلت میخواد اون بیلونو ببینی ادای بانی رو در آورد: آله کوکی خلی دلم میخواد تو چی؟ کوک:منم مثل تو بانی..ولی نمتونیم که..کاش حداقل تهلیونگ اجاژه میداد بلیم حیاط.. ته:کوکی من دلش بازی میخواد؟ کوک سریع برگشت سمت در کوک:نه نه.. کی گفده؟ ته:بانی قبلا بهم گفته بود.. کوک برگشت سمت عروسک و گفت:هینننن.. بانیه بد! انگشت اشارش رو گرفت سمتش و گفت:تا یه هفته باهات قهلم! ______________________ بچه ها این اولین فیکیه که دارم مینویسم امیدوارم خوب باشه اینو بگم که این داستان یکم با بقیه بوکا فرق داره خودم تقریبا نصف بوکای واتپدو خوندم خلاصه امیدوارم خوشتون بیاد:)