غمگین Stories

Refine by tag:
غمگین
WpAddعاشقانه
WpAddانگست
WpAddهوسوک
WpAddفیک
WpAddیونگی
WpAddromance
غمگین
WpAddعاشقانه
WpAddانگست
WpAddهوسوک
WpAddفیک
WpAddیونگی
WpAddromance

30 Stories

  • Mother by nerdygal7
    nerdygal7
    • WpView
      Reads 998
    • WpPart
      Parts 1
    ✓یک عاشقانهٔ متفاوت با کاپل سکای. ✓روایتی از زندگی کیم جونگین و درگیری‌هایش با اجتناب‌ناپذیرهای زندگی. ✓عزیزانم، اگر این نوع ادبیات داستانی را نمی‌پسندید و اهل کتاب خواندن نیستید، از این داستان بگذرید. پ.ن: خواننده‌های جان، نمی‌تونم این توصیه رو ازتون دریغ کنم، اگر لحن کتابی رو دوست ندارید و به محاوره‌خوانی "عادت" کردید، می‌خوام بدونید که می‌تونید به لحن کتابی هم عادت کنید. کمی که بخونید می‌بینید که براتون عادی شده. امتحانش ضرر نداره.
  • A piece of dream_تکه ای از رویا by JungDracula
    JungDracula
    • WpView
      Reads 64
    • WpPart
      Parts 1
    ____________ _ممنونم برای اینکه زیبا ترین تکه از رویای حقیقی من شدی...زمانی که حتی واقعیت هم بوی زندگی نداشت... ____________ -𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 ⤷ 𝘊𝘩𝘰𝘪 𝘚𝘢𝘯 & 𝘒𝘪𝘮 𝘠𝘶𝘯𝘫𝘰𝘰 -𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦𝘴 ⤷𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 ⤷𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵 ⤷𝘗𝘴𝘺𝘤𝘩𝘰𝘭𝘰𝘨𝘺 " کاپل این وانشات استریت هستش..اگر علاقه ای ندارید میتونید نخونید :>♡︎ "
  • Love In The Sea (Completed) by Harlein_Queen
    Harlein_Queen
    • WpView
      Reads 551
    • WpPart
      Parts 1
    وانشات کامل شده... "عشقی که در دریا ابدی شد..." کاپل: چانبک ژانر: رمنس، انگست نویسنده: هارلین کویین توجه: این یک داستان غمگینه پس کسانی که روحیه ی حساسی دارن از خوندنش خودداری کنن...
  • 𝑌𝑜𝑢 𝑎𝑟𝑒 𝑎 𝑑𝑟𝑜𝑝 𝑜𝑓 𝐺𝑂𝐷 by wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Reads 1,974
    • WpPart
      Parts 20
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒅𝒓𝒐𝒑 𝒐𝒇 𝑮𝑶𝑫 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑡𝑖𝑐, 𝑝𝑠𝑦𝑐ℎ𝑜𝑙𝑜𝑔𝑖𝑐𝑎𝑙, 𝑠𝑎𝑑 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛𝑇𝑜𝑝 یه پسری که عاشق دریاست، عاشق اقیانوس و ماهی‌ها! عاشق کمک کردن به دیگران. عاشق کمک به مردی که زندگیش رو باخته بود؛ اما نمیدونست کمک کردنش باعث شکست خودش میشه. همه توی این بازی بردن؛ اما قطره زمین خورد و شکست رو دید... سخته اعتماد کردن؟ قطعاً سخته؛ برای همین گم شدن توی اقیانوس و یکی شدن با قطره‌های دیگه میتونه وجودش رو از این همه بی‌اعتمادی پاک کنه!!!!
  • Give me back/منو بهم پس بدید by Parminbanoo
    Parminbanoo
    • WpView
      Reads 28,471
    • WpPart
      Parts 12
    چند روز مونده به روز عروسیش وقتی برای پیدا کردن چند تا شاخه گل رز بخصوص که نامزدش عاشقشه، زمان از دستش در میره و تا دیر وقت بیرون میمونه به خاطر استرسش و ترسش ازتاریکی راهو گم میکنه و سر از جای نااشنایی در میاره میدونست بالای شهره و جالب بود که فقط از اونجا بوی دو گرگ رو میتونست استشمام کنه! انگار که کس دیگ ای تو اون محله ی اشرافی زندگی نمیکرد! بوی دو الفای اصیل و قوی و...... از شانس بدش هورنی! چقد میتونه غم انگیز باشه که درست چند روز قبل عروسیش دو الفای هورنی و مست بهش تجاوز کنن و صبحش هیچی یادشون نیاد؟! ووقتی جیمین ماجرا رو برای نامزدش تعریف میکنه خانواده نامزدش بااین وصلت مخالفت کنن! و خانوادش از این ابروریزی پاشیده بشه! ولی از همه بدتر......! نامزدش باورش نکنه و جیمین برای اثبات حرفش شکایت میکنه و ازاونجایی که اون دو الفا خیلی گردن کلفت و پرنفوذن کل مدارک اون شبواز بین ببرن و حتی حاضر نباشن جیمینو برای یه لحظه ببینن!!! این وسط میمونه جیمین با قلبی متشکل از چند حس....!!!! شکسته از عشقش غمگین از خانوادش ناامید از خانواده نامزدش و پر از کینه و نفرت نسبت به دو الفایی که هیچ وقت قرار نیست چهرشونو از یاد ببره............ درحال اپ امگاورس، انگست، امپرگ، انتقامی، هپی اند کاپل: ویمینکوک
  • دختری که آپا صدام کرد ... by HadiY4
    HadiY4
    • WpView
      Reads 3,787
    • WpPart
      Parts 14
    سقطش کن ! +چی ؟ بار دیگه صداشو بلند تر کرد و دستاش رو انقدر سفت مشت کرده بود که سفید یخی شده بودن _هعی کیم ری وو بهت گفتم سقطش کن
  • Midnight Blue/آبی نیمه‌شب by Sope_lovz
    Sope_lovz
    • WpView
      Reads 59
    • WpPart
      Parts 1
    یه حرف ساده از یونگی... یه پیش‌بینی عجیب... و یه شب که همه‌چیز رو عوض کرد. آبی شدن دریا، آغاز پایان بود. Genres: Angst, Drama, Romance, Tragedy, Slice of Life ⭕️توجه⭕️ این وانشات ساخته ذهن نویسنده میباشد و هیچ ربطی به زندگی روزمره اعضا ندارد. کپی این اثر بدونه اجازه ممنوع میباشد. #یونگی #جیهوپ #یونسوک #آبی #شب #دریا
  • 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 | تهی by lDANILl
    lDANILl
    • WpView
      Reads 325
    • WpPart
      Parts 5
    ֍ 𝗡𝗮𝗺𝗲: 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 ֍𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 ֍𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗖𝗿𝗶𝗺𝗲 , 𝗔𝗻𝗴𝘀𝘁 , 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲 , 𝗦𝗺𝘂𝘁 ֍𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: 𝗗𝗔𝗡𝗜𝗟 خــلاصه‌ی کــوتاه: سازمان‌های معروف کره‌جنوبی برای دستیابی به یک هارد که محتوای درونش ارزش زیادی داره به اختلاف‌های زیادی دچار شدن. چی میشه اگر سازمانIG اولین سازمانی باشه که اون هارد رو گیر میاره و به دنبالش هکر ناشناسی که اون برنامه نویسی کرده رو هم توی سازمان استخدام میکنه. و خیلی ناگهانی مأموری که به الماس سیاه معروف بود و همه فکر میکردن مرده به سازمان برای رسیدن به هارد برگرده؟ اما اگر اینا همه‌ بخش کوچیکی از یه بازیه بزرگ باشه چی؟ عشق بین دو مأمور مخفی که یکی از اون‌ها اختلال روانی داره چطور قراره پیش بره؟
  • I'M BROKEN by NASI61041814
    NASI61041814
    • WpView
      Reads 10,070
    • WpPart
      Parts 168
    دلنوشته های کوتاه من! :) از اینجا شروع شد و کتاب اولم "تکه های شکسته قلب" چاپ شده! این یه رقص بین من و کلماته و کی میتونه ما رو متوقف کنه وقتی دیوانه وار عاشق هم هستیم! (نسرین زمانی)
  • 𝑴𝒚 𝑴𝒖𝒇𝒇𝒊𝒏 by wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Reads 219
    • WpPart
      Parts 1
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑴𝒚 𝑴𝒖𝒇𝒇𝒊𝒏 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛𝑇𝑜𝑝 داستان افسر پلیسی که مسئول رسیدگی و استخدام سربازهای جدیده و به اون‌ها درس میده. ییبو یکی از سربازهاست که رویای پلیس شدن داره و بعد از تموم شدن کلاسش بچه شیرخوار شیائو جان رو نگه میداره تا مرد به تدریسش برسه. قصه عاشقی این‌ها چطور شروع میشه؟ آیا ییبو میتونه نمره قبولی رو از شیائو جان بگیره؟ ییبو‌ چیکار میکنه که جان حاضره جونش رو براش بده؟
  • one shot moon and butterfly  by Sope_lovz
    Sope_lovz
    • WpView
      Reads 93
    • WpPart
      Parts 2
    داستان احساسی درباره دو نفر... یکی پروانه اماده‌ی پرواز، و یکی ماهی که فقط میتونست از دور تماشا کنه. #sope #dram #sad end
  • 𝑨𝒍𝒍 𝑴𝒚 𝑪𝒆𝒍𝒍𝒔 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖 by wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Reads 205
    • WpPart
      Parts 1
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑨𝒍𝒍 𝑴𝒚 𝑪𝒆𝒍𝒍𝒔 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 𝑻𝒚𝒑𝒆: 𝑽𝒆𝒓𝒔𝒆 پسری که به خاطر سوختگی صورتش حاضر نیست بیرون بره و چندین ساله خودش رو توی اتاقش حبس کرده؛ اما نزدیک به دو ساله که عاشق شده، عاشق مردی که تنها از پشت پنجره‌ میتونه اون رو ببینه. مردی که پیانو تدریس میکنه و همراه دخترش به خونه روبه‌رویی پسر میاد. پسر همیشه پنجره رو باز میکنه تا از راه دور عطر مرد رو احساس کنه. حضور شیائو جان و دخترش چه تاثیری روی زندگی ییبو میذاره؟ اون رو از زندانش نجات میده؟
  • A Monster's Heart by kookjiner9297
    kookjiner9297
    • WpView
      Reads 314,985
    • WpPart
      Parts 98
    +"نمیدونم چی شد.... دیدمت، متنفر شدم.شناختمت، عاشق شدم. مگه بین دیدن و شناختنت چقدر فاصله بود؟چقدر فاصله بود که اینطور آشوبم کرد..؟" -"چرا پا گذاشتی تو زندگیم؟چرا یهو پیدات شد و زیر و روم کردی؟ من فقط فرشته ی عذابت بودم؛ چرا اومدی و فرشته ی نجاتم شدی..؟" <><><><><><> قلب یک هیولا، حکایت یه پسره. پسری که خودشو یه هیولا میدونه. چی میشه وقتی یه روز یه نفر پا تو زندگیش میذاره و بهش یاد میده که؛ 'حتی هیولاها هم قلب دارن..؟' <><><><><><> کاپل اصلی: کوکجین کاپل های فرعی: نامجین، ویمین، سپ و ... تگ ها: رومنس، انگست، روانشناسی، ارباب برده ای، اسمات ⚠️⚠️⚠️این فیک دارای صحنه های دارک، خشن، اسمات، و بزرگسال هست! ⚠️⚠️⚠️این فیک بار احساسی سنگینی داره و توش به مسائل روانشناسی مثل خودکشی هم اشاره شده پس اگر حساس هستید، سراغش نرین! در آخر اینکه، امیدوارم از خوندن این فیک لذت ببرید!💜
  • You're the light in my life/تو نور زندگی منی by Sope_lovz
    Sope_lovz
    • WpView
      Reads 208
    • WpPart
      Parts 3
    ما تنها کاپل توی اکیپ‌مون بودیم... ولی عشق همیشه موندنی نیست. وقتی جدایی، تاریکی میاره و تنها نور زندگیت همون کسیه که ازت گذشت... اما گاهی توی تاریکی، یه در باز میشه... نوری که هنوزم اسمش عشقه. Genres:Romance, Drama, Psychological, Angst, Tragedy ⭕️توجه⭕️ این داستان ساخته ذهن نویسنده میباشد و هیچ ربطی به زندگی اعضا ندارد؛ کپی از این اثر ممنوع می باشد. #سپ #یونگی #هوسوک #تراژدی #درام #عشق
  • زمزمه هایی در باران by mobikna
    mobikna
    • WpView
      Reads 2
    • WpPart
      Parts 1
    هان ته‌جون، پسری ۱۶ ساله با روحی زخمی، یه شب بارونی از کلاس نقاشی برمی‌گرده و با صحنه‌ای وحشتناک روبه‌رو می‌شه: قتل بی‌رحمانه‌ی خانواده‌اش
  • Stupid Game  by TinaForoghi
    TinaForoghi
    • WpView
      Reads 183
    • WpPart
      Parts 3
    دختر نوجوون قصه به خاطر مشکلات و سختی هایی که از بعد یک اتفاق وحشتناک تجربه میکنه به استادش نزدیک میشه اما تو دوران نامزدی مجبور به جدایی میشه در حالیکه هیچوقت هیچ چیز طوری که تصور می کرد نبوده و...
  • The stars in your eyes by minsungluvx
    minsungluvx
    • WpView
      Reads 516
    • WpPart
      Parts 1
    -سنجاب کوچولوی نازم،ببخشید که عاشق این پیرمرد شدی.هیچوقت بهت نگفتم چقدر عاشقتم و حالا دیگه تو اینجا نیستی. one shot
  • ⁦⚔️⁩Repayment⚔️ by patogh
    patogh
    • WpView
      Reads 378
    • WpPart
      Parts 2
    _من فقط یک استرپیر بودم ، اون میخواست از من سو استفاده کنه! کاپل: چانبک⁦⚔️⁩ کایسو⁦⚔️⁩ ژانر: عاشقانه جنایی روزمره و گاهی فان کامینگ سون⁦⚔️⁩ .....
  •  smile(ویمین) by poke_r833
    poke_r833
    • WpView
      Reads 17,065
    • WpPart
      Parts 12
    فیکشن(لبخند) راجب یه پسری هست که اختلال ذهنی تقریبا خفیف داره و خیلی مهربونه و همیشه لبخند روی لبشه و میخنده و اوماش با یه آقا ازدواج میکنه که اون آقا یه پسر داره که به شدت از جیمین و اوماش متنفره اما وقتی اوما و آپاشون میمیرن قراره هیونگش چطوری باهاش رفتار کنه؟ فضای فیک به شدت غمگینه و فیک از زبان جیمین نوشته میشه که راحت تر بتونید بفهمید چی تو مغزشه(هرازگاهی هم از زیان راوی نوشته میشه) وضعیت:پایان یافته✅️ کاپل:ویمین
  • The Crossroads of Life & Death by erima28
    erima28
    • WpView
      Reads 483
    • WpPart
      Parts 21
    (متوقف شده) من چیزی از اون روز یادم نمیاد. فقط یادمه چراغ سبز شد و من میخواستم بمیرم تا اینکه تو از اونور چهار راه با چتر زردت و لبخند پررنگت داشتی برام دست تکون میدادی. خیال میکردم توهمی شدم. ولی واقعی بودی. اما نمی‌دونست گلی که تمام مدت با اشک سیراب شه، چه شکوفه ای میزنه؟ -Couples:VK /KV -GENRE :DRAMA, SAD, ANGEST, HAPPY ENDING -WRITER :ERIMISA روز های آپ :شنبه، دوشنبه "داستانی که همه به یک بار خوندنش نیاز دارن"