فارسی Stories

Refine by tag:
فارسی
WpAddpersian
WpAddفیکشن
WpAddfarsi
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddvkook
WpAddعاشقانه
WpAddویکوک
WpAddفیک
WpAddجونگکوک
WpAddjungkook
WpAddfic
WpAddداستان
WpAddbts
WpAddتهیونگ
WpAddtaehyung
WpAddکوکوی
WpAddfanfiction
WpAddtaekook
فارسی
WpAddpersian
WpAddفیکشن
WpAddfarsi
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddvkook
WpAddعاشقانه
WpAddویکوک
WpAddفیک
WpAddجونگکوک
WpAddjungkook
WpAddfic
WpAddداستان
WpAddbts
WpAddتهیونگ
WpAddtaehyung
WpAddکوکوی
WpAddfanfiction
WpAddtaekook

132 Stories

  • تو منو دیوونه می‌کنی! by AtlasIsSoooDone
    AtlasIsSoooDone
    • WpView
      Reads 124,715
    • WpPart
      Parts 36
    خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"
  • The Last Captive .. ⛓  by Dante_1997
    Dante_1997
    • WpView
      Reads 3,087
    • WpPart
      Parts 10
    ویکوک زمان آپ : سه شنبه ها آخرین اسیر نیز به خانه برگشت اما... دریغ از خاطراتی که مرده بود و ذهنی که تنها شکنجه گر روح بود و بس.
  • ملودیخولیا  by rahaazah
    rahaazah
    • WpView
      Reads 1,069
    • WpPart
      Parts 3
    ویلیام معشوقش را در درخت‌ها جستجو می‌کرد، همان‌طور که او را با تجسم درخت‌ها به ذهن سپرده بود. او را با رسم‌کردنِ درخت‌ها به خاطر می‌آورد و با رویش هر درخت به دوست‌داشتنش بیشتر از قبل دچار می‌شد!
  • RUBY by marriyax
    marriyax
    • WpView
      Reads 493
    • WpPart
      Parts 1
    .وان‌شات. "می‌دونی تن یاقوت‌ها چه لباسی می‌کنن ؟" مرد پرسید و زن با خیره‌گی پلک‌هاش رو از ندونستن روی هم گذاشت. 'مگه تن یاقوت هم لباس می‌کنن ؟' مرد با ظرافت گردنش رو تکون داد : "پارچه‌ای از جنس مخمل، برای اینکه به یاقوت آسیبی نرسه و خطی روش نیافته و برای اینکه بیشتر از هروقت دیگه‌ای، بدرخشه !" روی لب‌های زن لبخند محوی نشست و به انگشت‌های کشیده‌اش خیره شد؛ حرف‌های مرد واضح بود و قلبش رو لمس می‌کرد.
  • White Nights| Vkook | by teahkooku
    teahkooku
    • WpView
      Reads 988
    • WpPart
      Parts 7
    *White nighs* نویسنده: نازگل کاپل: تهکوک- کمی هوپمین ژانر: کلاسیک-روانشناسی-رمنس-اسمات- انگست ″خلاء، چیزی که همیشه تو وجود تهیونگ حس میشد و نمیذاشت زندگی کنه. اون جسم درخشانِ تاریک لابه‌لای خواب های رویا مانند که در عین ترسناک بودن به تهیونگ احساس آرامش میداد، اما وقتی اون عکس نیمه سوخته از پسری با لبخندی گریخته از زمان و لپ های گل انداخته پیدا شد خاطرات ممنوعه آرام آرام سر از خاکستر بیرون آوردند.″
  • i'm sorry by black_el_
    black_el_
    • WpView
      Reads 26,882
    • WpPart
      Parts 36
    *تموم شده* داستان از اونجایی شروع میشه که کلاس A1 تموم میشه و یه اتفاق بد برای ایزوکو می‌افته و سال بعد برای گرفتن انتقام ... ژانر : درام ، عاشقانه ، خشن ، اسمات (به ژانر گفتن من اعتماد نداشته باشید بنظرم) باکوگوxمیدوریا از انیمه my hero academia
  • Can I touch your heart? by black_el_
    black_el_
    • WpView
      Reads 4,214
    • WpPart
      Parts 6
    موضوع:ترحم یا عشق ....نفرت یا دوست داشتن حسشو هیچوقت نسبت به خودم نفهمیدم ولی خودم متوجه احساسم شدم.... لیوایxارن ژانرشو نمیدونم داستان از اونجایی که تازه دیوار ماریا رو پس گرفتن گایز این فن فیک برای من نیست برای یکی از دوستامه
  • ‪𝗔𝗹𝗽𝗵𝗮 𝗼𝗿 𝗼𝗺𝗲𝗴𝗮؟ by BooMi_13
    BooMi_13
    • WpView
      Reads 102,841
    • WpPart
      Parts 48
    اخطار: ما هیچ مسئولیتی در قبال اکلیل هایی که قراره ازتون بپاچه قبول نمیکنیم :)))🌈 "سیزده سال اول زندگیم به این فکر میکردم که قرار یه آلفا باشم؛ ولی خب این دنیا همیشه خواسته های منو به تخمش گرفته‌. و از اونجایی که کارما در برابر من تبدیل میشه به مادر فولاد زره، در یه تصمیم ناگهانی منو تبدیل کرد به چیزی که خودمم نمیدونم چیه! محض رضای خدا! من یه امگام که فورومون آلفا رو داره! و موضوع جایی پیچیده تر شد که اون امگا، یعنی پارک جیمین رو دیدم. اوه! راستی خودمو معرفی نکردم؛ من کیم تهیونگم، ۲۵ سالمه و نمیدونم آلفام یا امگا..." [Complete] Name: Alpha or Omega? Genre:Smut،Mpreg، Romance، Comedy، omegaverse، fluff Couple: Vmin Written by: BoOMi #1:omegaverse #1:teahyung #2:jimin #5:mpreg
  • The prince of my heart by negar_mazaneh
    negar_mazaneh
    • WpView
      Reads 652
    • WpPart
      Parts 1
    چه در آغوشم بگیری چه مرا پس بزنی تنها شاهزاده ی قلبم تویی ...جان دل در گرو شاهزاده ی کشور ،وانگ ییبو دارد اما این عشق... .تاریخی.انگست،عاشقانه. ییبو تاپ
  • Fallen Angel  by fantacy_land
    fantacy_land
    • WpView
      Reads 96
    • WpPart
      Parts 1
    تمام زندگیم تکراری بود هر روز به یک شکل می‌گذشت تا اینکه چیزی از آسمون افتاد🌃
  • Kpop Cover by me      "" cute / fluff / pastel "" by Kosar-bts
    Kosar-bts
    • WpView
      Reads 64
    • WpPart
      Parts 1
    This book is for my kpop works of cute version Hope u enjoy it all❤ Also u can send me a message for request ur covers The request's form will be send to u ** payments are following and give credits to me on ur book ** Thanks. Kosar
  • My Psycho by DazaiFic
    DazaiFic
    • WpView
      Reads 321
    • WpPart
      Parts 1
    Writers: BEN & REN Editor: MEL Channel: @DazaiFic
  • داستان کوتاه ترسناک by BlackIsHappyColor
    BlackIsHappyColor
    • WpView
      Reads 428
    • WpPart
      Parts 2
    نصفه شبی حوصلم سر رفته بود گفتم داستان کوتاه ترسناک بنویسم ツ
  • 𝑺𝒆𝒍𝒆𝒏𝒐𝒑𝒉𝒊𝒍𝒆 by Icy_Ros
    Icy_Ros
    • WpView
      Reads 2,148
    • WpPart
      Parts 19
    "𝑨 𝒑𝒆𝒓𝒔𝒐𝒏 𝒘𝒉𝒐 𝒊𝒔 𝒅𝒆𝒆𝒑𝒍𝒚 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒎𝒐𝒐𝒏"
  • Knife wound [زخمِ چاقو] by Zatanaaaiiop
    Zatanaaaiiop
    • WpView
      Reads 21
    • WpPart
      Parts 1
    طی اتفاقاتی بین رابطه تهیونگ و جونگکوک، تهیونگ خیال می‌کنه که دوست پسرش داره بهش خیانت می‌کنه. اما تهیونگ می‌دونه که جونگکوک داره از با ارزش ترین داراییش‌ محافظت می‌کنه؟ "_مال منی، برای منی‌ حالا که دلت نمی‌خواد باشی نفستو‌ قطع میکنم مو‌ مشکی تکخندی زد. _هیچوقت پسر یه قاتل و تهدید به مرگ نکن!" Gener: romance, criminal, mystery, angst, smat Couple: vkook Update: Friday Writer: zatana بوک قبلی رو فعلا انپابلیش کردم، امیدوارم اینو دوست داشته باشین‌💘
  • God and God father|vkook●□ by Fatemeh7778
    Fatemeh7778
    • WpView
      Reads 70
    • WpPart
      Parts 1
    جانکوک که قرار بود فقط کنجکاوی اش را رفع کنه و با باند بزرگ قاچاق تهیونگ وارد شراکت بشه قراره چه بلای سرش بیاد
  • ugly fan and hot fucker by MAYA0247
    MAYA0247
    • WpView
      Reads 327,833
    • WpPart
      Parts 52
    name:ugly fan and hot fucker couple:chanbeak Gener:🍓اسمات🔞،خشن،عاشقانه،فلاف writet: maya^^ وضعیت:کامل شده⁦☑️⁩ قسمتی از فیک 🎄🎇⬇⬇ _تو خیلی زشتی بیون!❎ پارک چانیول تاپ آیدل معروف کره....کسی که بکهیون تا چشمش رو باز کرد عاشقش شد تو صورتش زل زد و با بی تفاوتی تمام این جمله رو تو صورتش کوبوند! بکهیون با بغض دنده رو عوض کرد و تمام سعیش رو بر نلرزیدن صداش گذاشت. _ببخشید قربان!💢 _البته میتونی جذاب باشی! _چطوری؟ بکهیون خیلی سریع پرسید وچانیول پوزخند ترسناکی زد تو جاش تکیه داد و در مقابل نگاه ذوق زده بکهیون با سردی زمزمه کرد _اگه بزنی کنار و اجازه بدی یه دل سیر کتکت بزنم... اون زخما میتونه جذابت کنه!💫💥 و لحظه بعد بکهیون به معنای واقعی کلمه قفل کرده بود...