فارسی Stories

Refine by tag:
فارسی
WpAddpersian
WpAddفیکشن
WpAddfarsi
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddvkook
WpAddجونگکوک
WpAddعاشقانه
WpAddjungkook
WpAddویکوک
WpAddفیک
WpAddداستان
WpAddfic
WpAddbts
WpAddتهیونگ
WpAddtaehyung
WpAddtaekook
WpAddfanfiction
WpAddکوکوی
فارسی
WpAddpersian
WpAddفیکشن
WpAddfarsi
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddvkook
WpAddجونگکوک
WpAddعاشقانه
WpAddjungkook
WpAddویکوک
WpAddفیک
WpAddداستان
WpAddfic
WpAddbts
WpAddتهیونگ
WpAddtaehyung
WpAddtaekook
WpAddfanfiction
WpAddکوکوی

133 Stories

  • Hella Soldier by WholeLottaKv
    WholeLottaKv
    • WpView
      Reads 83,219
    • WpPart
      Parts 19
    فرمانده‌ی انیگمای کشور به دستور ملکه علاوه بر سربازهاش باید حواسش رو به اون امگای زال که دردسر خاصی داخل چشم‌های آبی رنگش موج میزد هم میداد؛ اما قرار نبود به قدری ازش مراقبت کنه که حتی بار رسوایی‌ای که به بار آورده بود رو هم به دوش بکشه! فرمانده جئون نباید انقدر وظیفه شناس می‌بود. تهیونگ در ابتدا قصدش فقط شیطنت بنظر میرسید؛ نباید عاشقش میشد. کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات
  • زنجیره ی زندگی by ShillyH
    ShillyH
    • WpView
      Reads 10
    • WpPart
      Parts 1
    در هیاهوی سکوت...
  • جهنم اعتماد | Hell of Trust by Nazanin7
    Nazanin7
    • WpView
      Reads 29
    • WpPart
      Parts 2
    در دنیایی که وفاداری فقط یک نقاب است، اعتماد کردن یک خودکشیِ تدریجی است. وقتی بازیِ سایه‌ها شروع شود، هیچ‌کس بی‌گناه نیست. به جهنم اعتماد خوش آمدید؛ جایی که یک فندک سرنوشت همه را به آتش می‌کشد.
  • White Nights| Vkook | by teahkooku
    teahkooku
    • WpView
      Reads 1,104
    • WpPart
      Parts 7
    *White nighs* کاپل: تهکوک- کمی هوپمین ژانر: کلاسیک-روانشناسی-رمنس-اسمات- انگست ″خلاء، چیزی که همیشه تو وجود تهیونگ حس میشد و نمیذاشت زندگی کنه. اون جسم درخشانِ تاریک لابه‌لای خواب های رویا مانند که در عین ترسناک بودن به تهیونگ احساس آرامش میداد، اما وقتی اون عکس نیمه سوخته از پسری با لبخندی گریخته از زمان و لپ های گل انداخته پیدا شد خاطرات ممنوعه آرام آرام سر از خاکستر بیرون آوردند.″
  • Montgomery  by hiursl
    hiursl
    • WpView
      Reads 833
    • WpPart
      Parts 26
    «اگر کسی را پیدا کردید که در زندگی عاشق آن هستید... باید آن را دو دستی بچسبید.. مراقب آن باشید و اگر به اندازه کافی خوش شانس بودید که شخصی را دوست داشتید ، پس باید از آن محافظت کنید..» جمله گرانبهایی از پرنسس دایانا... پرنسسی هم اسم من.. همیشه جملات زیبای اون رو با خودم تکرار میکنم... اما این یکی مورد علاقه منه... چون با تمام وجودم حسش میکنم...و دیوونه‌وار محبوبم رو دوست دارم.... به عاشقانه ترین شکل ممکن... اما شرایطمون جوریه که اون هر لحظه در خطره.. در خطریم... و من هر لحظه بیشتر حس میکنم که برای محافظت ازش ناتوانم.... و اون لحظه به لحظه حواسش جمع منه.. دفترچه خاطرات «دایانا میشِل»
  • ⛓• Cᴏᴜʀɪᴇʀ Oғ Dᴇᴀᴛʜ •⛓ by Atibts
    Atibts
    • WpView
      Reads 22,680
    • WpPart
      Parts 19
    «من چی هستم» این سوالیه ک از وقتی چشامو توی بیمارستان باز کردم هر روز و هر ساعت از خودم میپرسم! عمو بهم میگفت : اونا تورو "پیک مرگ" صدا میکنن . . . از پشت به مردی که با طناب به صندلی بسته شده بود نزدیک شد دستشو جلو برد و طنابارو به سختی باز کرد که مرد بلا فاصله بعد از رهایی از طنابا با یه حرکت غیر منتظره دستشو گرفت و پیچوند و پشتش قرار گرفت با صورتی جدی غرید: _تو دیگه کودوم خری هستی؟ با قیافه خونسرد سرش رو چرخوند و ب صورت جدی اون مرد فوق جذاب نگاه کرد و پوزخند زد یهو از زیر دستش خودشو خارج کرد و با یه زیر پایی اونو با صورت ب زمین زد و فرصت هر کاریو ازش گرفت و از پشت روی کمرش نشست و گفت: +این اصلا مودبانه نیست، بزرگترت بهت یاد نداده از کسی ک جونتو نجات داده تشکر کنی؟ سرشو ب گوش مرد پهن شده روی زمین نزدیک کرد و با لبخند و صدای ترسناکی ک برای خودشم نا آشنا بود و کم از زمزمه نداشت نجوا کرد: +میتونی "فرشته نجات مهربونم" صدام کنی. °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•° کاپل اصلی ←ویکوک کاپل فرعی ←یونمین ، نامجین ژانر←جنایی ٬ ماجرا جویی٬ انگست ، کمی اسمات و تخیلی 🛑متوقف شده🛑 نویسنده: •KIM KoKO #vkook
  • The Man And The Moon by merila2008
    merila2008
    • WpView
      Reads 62
    • WpPart
      Parts 2
    A conversation between a curious, lonely man and the bright but quiet moon. This is my first story here. It's short, I know. I just wanted to share this for fun. :) Mana✍🏻 ________________________________________________ داستان رهگذر و ماه گفتگو بین مردی تنها و کنجکاو و ماه درخشان اما ساکت این اولین داستان من هست که اینجا منتشر میکنم. یک مینیمال هست که امیدوارم لذت ببرید ✍🏻 مانا
  • 𝗛𝗶𝗷𝗮𝗰𝗸  by Moony_Nj
    Moony_Nj
    • WpView
      Reads 592
    • WpPart
      Parts 8
    چی میشه آشنایی یه خلبان معروف و یه کمک خلبان تازه کار که اولین پرواز طولانی عمرشو میخواد بگذرونه مصادف بشه با یه هواپیما ربایی مسلحانه؟ «جین نگران نباش من بهت قول دادم سالم برسونمت پیش خانوادت و باهم بیشتر اشنا بشیم» «نامجون.ن مسلح ان این لعنتیا اسلحه دارن » «من سوگند خوردم تو هم همینطور این هواپیما رو میشونیم زمین چند صد نفر ادم جونشون دست ماست از بچه کوچیک تا بزرگ » «اگه نتونیم چی؟ سوختمون تموم شده رسما تا فرودگاه نمیرسیم نامجون» جین تلخندی زد نفسشو صدادار داد بیرون « باز خوبه جعبه سیاه میمونه حرفامون ضبط میشه ،ممنونم که منو به عنوان کمک خلبانت انتخاب کردی و خوشحالم که باهات اشنا شدم زمان کمی بود ولی انگار چند سال بود» نامجون با چشمای سرخ نگاه جین میکرد با اینکه ی ذره امید داشت ولی انگار الان فایده نداشت «متاسفم که اینطور شد جین ، ولی به جاش ممنونم که فرصت اشنایی دادی بهم بیا تو زندگی بعدی همو ببینیم!» ✈️Name : #Hijack ✈️Genre : هواپیما ربایی ، هیجانی ، درام ، اسمات ، کمی انگست ✈️Couple : namjin ✈️Writer : MOONY
  • tekken (با داستانی متفاوت) by sailorisdrowned
    sailorisdrowned
    • WpView
      Reads 20
    • WpPart
      Parts 2
    این کتاب ، داستان تیکن است. بازی ای که توسط شرکت ژاپنی Bandai Namco Entertainment به عرضه رسیده است. اما سیر این داستان بر اساس داستان واقعی بازی نیست و من آن را بر اساس تخیلاتم نوشته ام.
  • God and God father|vkook●□ by Fatemeh7778
    Fatemeh7778
    • WpView
      Reads 73
    • WpPart
      Parts 1
    جانکوک که قرار بود فقط کنجکاوی اش را رفع کنه و با باند بزرگ قاچاق تهیونگ وارد شراکت بشه قراره چه بلای سرش بیاد
  • 𝙄 𝙒𝘼𝙉𝙉𝘼 𝘽𝙀 𝙐𝙍 𝘿𝘼𝘿𝘿𝙔 by saracampbelll
    saracampbelll
    • WpView
      Reads 344
    • WpPart
      Parts 1
    𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐬𝐨𝐨 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐅𝐥𝐮𝐟𝐟-𝐂𝐨𝐦𝐞𝐝𝐲-𝐒𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 𝐤𝐢𝐧𝐤 چانیول از بچه ها متنفر بود..البته فقط تا قبل از اینکه موچی سو رو ببینه!
  • Dandelion by Vkooklove_1
    Vkooklove_1
    • WpView
      Reads 689
    • WpPart
      Parts 1
    ⊶ ONE SHOT ⊷ Name: Dandelion Cenre: romance Couple: vkook Writer: Nia
  • 💛my favorite boy 💛 by TootooFoxy
    TootooFoxy
    • WpView
      Reads 757
    • WpPart
      Parts 7
    💞پسر مورد علاقه من ✍️نویسنده: توتو🦊🐾 👬کاپل: کاپلهای اصلی اکسو تائوریس _ هونهان _ سولی _چانبک _ کایسو_ شیوچن 📽️ژانر : رمنس _ انگست _ هپی اند _ +18 ➖من دیگه با تو جایی نمیام بَک. بودن با تو و ادامه این رابطمون تنها باعث میشه آینده بدی و برای هم رقم بزنیم. متاسفم که حس میکردم عاشقت شدم. بپذیر که این رابطه باید همینجا تموم بشه!...
  • 𝑼𝒏𝒉𝒐𝒍𝒚 𝒑𝒓𝒊𝒆𝒔𝒕  by Moony_Nj
    Moony_Nj
    • WpView
      Reads 2,000
    • WpPart
      Parts 9
    در معروف ترین کلیسای سئول جین از یتیم خونه به کلیسا اومده بود «خوش اومدی سوکجین میخوای اتاقتو نشونت بدم؟» با صدای بم و ارومی دم گوش پسر حرف زد «سلام پدر بله ممنون میشم» این اولین دیدار منو و کشیش نامقدسی بود که کل وجود و روحمو برای خودش کرد «از این به بعد سوکجین هرچیزی گفتم گوش اطاعت میکنی» «بله پدر متوجه شدم» سوکجینی که با زورگویی مقاومت میکرد الان افسار اراده اش دست پدر روحانی کلیسا بپد «از این به بعد پروردگارت منم سوکجین از من اطاعت میکنی » سوکجین سرشو تکون داد «میخوای پروردگارت روحتو مورد امرزش قرار بده؟» «بله پدر میخوام روحمو مورد امرزش قرار بدید» «پس باید فرزند پروردگارت رو به دنیا بیاری تا هم بنده خوبی شناخته بشی هم روحت مورد امرزش قرار بگیره!» جین دهنش مثل ماهی باز و بسته میشد ولی ازش صدایی درنمیومد از کجا میدونست؟ «پ.پدر من» «کشیش نامقدسی که تبدیل به بنده محبوب پروردگار بشه تموم گناهانش بخشیده اس! بهترین انتخاب کردی!» ✝️Name : #Unholy_priest ✝️Genre : اسمات ، راهبه کشیش ، بی دی اس ام ، امپرگ , کمی ترسناک ✝️Couple : Namjin ✝️Writer : Moony
  • i'm sorry by black_el_
    black_el_
    • WpView
      Reads 27,146
    • WpPart
      Parts 36
    *تموم شده* داستان از اونجایی شروع میشه که کلاس A1 تموم میشه و یه اتفاق بد برای ایزوکو می‌افته و سال بعد برای گرفتن انتقام ... ژانر : درام ، عاشقانه ، خشن ، اسمات (به ژانر گفتن من اعتماد نداشته باشید بنظرم) باکوگوxمیدوریا از انیمه my hero academia
  • CANT BE FORCED|H.S| by LikeSunMD
    LikeSunMD
    • WpView
      Reads 133
    • WpPart
      Parts 2
    " اونا تو رو مجبور می کنند جید!" ناخوداگاه خندید و اصلا به شرایط دشواری که هردوی ما درش بودیم توجهی نکرد. "عزیزم من نمی تونم به چیزی اجبار بشم وقتی از اولین ساعات عمرم بال هامو بریدم و خودم رو در زندانی به نام من حبس کردم!"
  • be with me by black_el_
    black_el_
    • WpView
      Reads 26,947
    • WpPart
      Parts 27
    ژانر:واقعا نمیدونم فقط اینو میدونم که امگاورسِ💔😂 موضوع ام تو پارت اول هست دیگه آخرشم سد اند نیست فکر کنم اصلا میبینید چقدر خوب فن فیکمو توضیح دادم👆😂 باکوxدکو من علاقه زیادی به این شیپ دارم پس نپرسید چرا دوباره از این مینویسی💙
  • 𝐊𝐚𝐢𝐫𝐨𝐬  by Moony_Nj
    Moony_Nj
    • WpView
      Reads 169
    • WpPart
      Parts 3
    نامجون پدری ۳۲ ساله که مدیر شرکت ساختمان سازیه طی اتفاقی دختر پنج سالش گم میشه و زندگیش به کل نابود میشه به هر جایی چنگ میندازه تا نشونه ای از دخترش پیدا کنه بعد از تماس هایی مختلفی که باهاش گرفته میشه یکی از تماس ها براش عجیبه که گوشی کسی دستشه و براش فیلمی از دختر گمشده اش فرستاده «دخترم رو کجا دیدی؟» «جلو سوپر مارکتی که کار میکنم توش دیدمش شما گوشی منو باید برگردونید مدارک مهمی توش هست » «متوجه نشدم؟گوشیتون؟» «شما تاریخ اعلامیه گمشدن دخترتون هم اشتباه زدید یک ماه جلوتر زدید الان نوامبره نه دسامبر!» نامجون اخمی کرد و تاریخ دیواری خونشو چک کرد «ولی الان دسامبر جناب! شما اشتباه نمیکنید؟» «ویدیویی که از دخترتون فرستادم از مدار بسته اس ببینید زده نوامبر!» « مهم نیست میخوام یه قرار ملاقات بذارم همو ببینیم..الو؟» با شنیدن صدای بوق ممتد دوباره شماره رو گرفت و با شنیدن این شماره توی شبکه وجود ندارد به پلیس خیره شد «رد خط رو گرفتیم ولی فقط از ساعت 10:33 تا 10:34 وصل بوده الانم ردیابی میکنیم اصلا وجود نداره!» نامجون روی مبل نشست اخمی کرد «حس میکنم توی کایروس گیر افتادم!» 🕰Name : #Kairos 🕰Genre : راز آلود ، فانتزی ، معمایی ، درام ، روزمره ، انگست ، اسمات 🕰Couple : Namjin ، yoonmin 🕰Writer : Moony