فنفیک cerita

Saring berdasarkan tag:
فنفیک
WpAddفارسی
WpAddfanfiction
WpAddgay
WpAddromance
فنفیک
WpAddفارسی
WpAddfanfiction
WpAddgay
WpAddromance

24 Cerita

  • 𝐹𝑖𝑟𝑒 𝑜𝑛 𝑓𝑖𝑟𝑒 oleh tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Membaca 83,064
    • WpPart
      Bab 48
    Genre : Romance | Smut | Historical | Fantasy | angst Cap :Vkook | ? Secret 😈 Up: unknown Author: Amador | -این بوک داستان فرمانروای چند هزار ساله ی شامبالا و معشوق الهه مانندش رو روایت میکنه. اینکه چطور پادشاه بخاطر رسیدن به تناسخ همسری که اون رو از دست داده بود، خودش رو به مجسمه تبدیل میکنه و سالها انتظار معشوقش رو میکشه. همینطور معشوقی که بی خبر از انتظار پادشاه، کابوس هایی از زندگی گذشته اش میبینه و درست زمانی که تصمیم میگیره اون خواب ها چیزی جز بازی ذهنش نیستن، با مجسمه ی امپراتور روبرو میشه و طلسم چند هزار ساله ی اون رو میشکنه. دیدار دوباره ی دو عاشق رقم میخوره اما آیا اون دو از اشتباهات گذشته درس گرفتن؟ میتونن اینبار و در این زندگی با آرامش کنار همدیگر بمونن؟ +تکه ای از داستان: حس میکرد به اون مکان تعلق داره... کششی که به مجسمه های درون سالن فرعی موزه داشت رو نمیتونست انکار کنه... انگار یک نفر اونجا بود و صداش میزد. هربار حس میکرد اون مجسمه زیبا با بال های بزرگ و فرشته مانندش، با چشم هایی پر احساس بهش خیره شده... بلاخره تصمیم گرفت برای یکبار هم که شده، بر ترسی که از اون سالن تاریک بهش القا میشد غلبه کنه و به سراغ اون مجسمه که جدا از بقیه ازش نگهداری میشد، بره... جلو رفت و در یک متری اون بت زیبا ایستاد. نگاهش و حتی تک تک اندام هاش ماهرانه برش
  • Eunia|•𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 oleh Rumyme
    Rumyme
    • WpView
      Membaca 1,631
    • WpPart
      Bab 9
    ⁂ Eunia - where stillness speaks. A sanctuary of scent, touch, and silent understanding/زیبایی ذهن ⁂ ༄༆༄ جونگ‌کوک فکرش رو هم نمی‌کرد که با پا گذاشتن توی مرکز ماساژ اِیونیا و حس‌کردن اون دست‌های حرفه‌ای و معجزه‌گر، مشتریِ ثابت اونجا بشه؛ اون هم به خاطر ماساژور امگایی که درد جسمش رو التیام داد و حتی شاید می‌تونست به قلبش هم قوت ببخشه. ⁂ Couple: Kookv ⁂ Genre: Romance, Omegaverse, Daily-life, Fluff, Smut آپ: - (می‌تونین از چنل تلگرام با آیدی @jungitata به صورت تلگراف هم بخونیدش!)
  • مرد پنجه ای oleh Obsessum
    Obsessum
    • WpView
      Membaca 983
    • WpPart
      Bab 5
    بارثولومیو کوما. نفرتِ من از این شیچیبوکای، از ضعفم در برابر قدرتش سرچشمه می گیره. اسپویل! قسمت های 375 و 376 و 377
  • -walk in Paris- oleh aidavlove123456
    aidavlove123456
    • WpView
      Membaca 18,357
    • WpPart
      Bab 27
    +به نظرت بعد ها راجبمون توی کتاب های تاریخ میگن؟ -عشق همیشه دفن میشه -------- ژانر:اسمات🔞 عاشقانه روزمره کاپل:ویکوک سپ نامجین (فصل اول)
  • You Are Mine Hoover! oleh ZahraRadmehr
    ZahraRadmehr
    • WpView
      Membaca 93
    • WpPart
      Bab 3
    میخندد و من،خنده هایش را دوست دارم! . . زبانِ گیرکرده لای دوردیف دندان سفیدش راهنگام خندیدن،دوست دارم:) . . _اسم من زین... +من هوور صدات میکنم! _هوور!چرا دخترکِ عجیب؟! +چون وقتی اومدی،من مشغول نگاه کردن به کتاب اعتراف بودم از کالین هوور...⭐ . . .
  • 𝑪𝒐𝒅𝒆 𝒏𝒂𝒎𝒆 𝒗𝒆𝒓𝒊𝒕𝒚 | 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 oleh Jin_moral
    Jin_moral
    • WpView
      Membaca 456
    • WpPart
      Bab 3
    نوای موسیقی در خیابانهای سنگفرش‌شده فرانسه. آرامشی بی‌حد و مرز. بوی تلخی قهوه و پاکتهای سیگار. سقوطی به شیرینی پرواز... "اینبار، منو سخت‌تر ببوس هاردی!" "پرواز کن، وریتی! این هواپیما رو راه ببر" 𝐖𝐫𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐉𝐢𝐧 𝐦𝐨𝐫𝐚𝐥 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐇𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐒𝐞𝐜𝐫𝐞𝐭
  • معرفی فن فیک های زیام  oleh shirinpoor
    shirinpoor
    • WpView
      Membaca 85,243
    • WpPart
      Bab 31
    معرفی فن فیک های زیام
  • Legends Never Die (persian translation) oleh ThinVioletButterfly
    ThinVioletButterfly
    • WpView
      Membaca 11,250
    • WpPart
      Bab 39
    اســـطـــورهـــ هـــا نـــمـــیـــمـــیـــرنـــد. اونـــا بـــا جـــرعـــتـــ و حـــقـــیـــقـــتـــ بـــازیـــ مـــیـــکـــنـــنـــد Legends never die They play truth or dare بر اساس یک داستان واقعی
  • 𝑅𝑒𝑑 𝑀𝑜𝑜𝑛 oleh Moonrise_galaxy
    Moonrise_galaxy
    • WpView
      Membaca 1,634
    • WpPart
      Bab 7
    یه فن فیک از رمان بی نظیر هیچکسان💕 توجه داشته باشید که این فقط یه فن فیکه و قصد تخریب هیچکدوم از شخصیت ها رو نداره، همچنین اگه از شیپ کردن شخصیتا بدتون میاد لطفا نخونید♡ +این جلد چهارم نیست، اخبار جلد چهارم رو میتونید از چنل نویسنده دنبال کنید 3> تلگرام [ https://t.me/Graysober ] نویسنده [ https://t.me/sober_dark_art ] پیج ما🥂 IG:Graysober
  • life again  oleh _Callmecarol_
    _Callmecarol_
    • WpView
      Membaca 115
    • WpPart
      Bab 2
    زندگی دوباره ...! پارک شین هه مترجم فراری ارتش برای نجات وارد سازمان GNS میشه در همون حال کیم تهیونگ که تحت تعقیب اینترپل هست برای فرار وارد این سازمان میشه . پارک شین هه و تهیونگ برای کمک بهم مجبور میشن بادیگارد دختر رییس جمهور بشن . نویسنده : کارول -carol-
  • end game oleh TanazTorkaman
    TanazTorkaman
    • WpView
      Membaca 220
    • WpPart
      Bab 1
    نایت از ماموران شیلد ماموریت داره تا مراقب تونی باشه . البته نه کاملا مراقب تونی بلکه مراقب بلاهایی که ممکنه سر بقیه بیاره اما وقتی به اتاقش برمیگرده مردی رو توی لباس ماموران شیلد میبینه که شباهت عجیبی به استارک داره و اعلام میکنه که تونیه زمان ایندس
  • Bamzi  / بــامــزی  oleh mahta_a_kh
    mahta_a_kh
    • WpView
      Membaca 15,384
    • WpPart
      Bab 12
    اگه عاشق تصور کردن ویکــوک در نقش پــدر هستی، اصلا بامــزی رو از دست نده فیکشــن: بــامــزی BAMZI کاپــل: ویـکـوکــ VKOOK ژانـر: رمنــس❤️، فلــاف، اسمــات،درام نویسنـده: مهتــا ═════════════════════════ کی فکرش رو میکرد که تنها وارث شرکت بین المللی GOC که در تولید چرم حرف اول رو میزنه،عاشق جونگکوک؛پسرِ باغبونشون بشه و به همراهش از خونه فرار کنه و حتی سالها بعد باهمدیگه صاحب بچه بشن؟! جونگکوک چطور میتونه پیرمردی رو از همسرش جدا کنه که حتی روی رابطه جنسی بین نوه اش و جونگکوک قدرت و اختیار داره و تهیونگ رو وادار میکنه تا به میل خودش با کوک خشن رفتار کنه؟ با من همراه شو تا جواب تمام سوالاتت رو بگیری و همچنین یه فیکشن کیوت و درام بخونی که امپرگ نیست اما خانواده کیم رو با وجود یه بچه کامل میکنه خــلاصــه: تهیونگ: تنها میرم! جونگکوک:چرا؟ تهیونگ با شیطنت کالسکه پسرشون؛ جیمین رو رها کرد تا جونگکوک، اون رو به جاش بگیره تهیونگ: چون دیدن یه سری صحنه ها برای کودکان ممنوعه! جونگکوک تکخند ناباورانه ای زد و به خودش و جیمین کوچولو اشاره کرد جونگکوک: منو با این فسقلی یکی میدونی؟ تهیونگ لپ همسرش رو کشید و سپس بوسه ای به وسط ابروهای گره خوردش زد تهیونگ:تو حتی گاهی
  • 𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر oleh jeonvear
    jeonvear
    • WpView
      Membaca 215,464
    • WpPart
      Bab 49
    + من از زجر دیدن دیگران لذت میبرم ! _ چه جالب ! چون منم از زجر دیدن خودم لذت میبرم ، فکر کنم بتونیم درد همدیگه رو تسکین بدیم... شاید اینجوری حس عذاب وجدانم کمتر بشه ‌ زجر دیدن میتونه لذت بخش باشه وقتی اون گوشه ذهنت هنوز هم خودت رو سرزنش میکنی..البته..این گزینه برای انسان هایی با روان سالم صدق نمیکنه..! باید روانت درگیر باشه تا از این موضوع لذت ببری.. و حالا چه چیزی برای اونها بهتر از تسکین دهندگی درد هم بود!؟ - دوست داشتن تو یه بازیِ که آخرش باخته :) •••• ᴊᴇᴏɴ ᴊᴜɴɢᴋᴏᴏᴋ | ʜᴏᴀɴɢ ʟᴀʀᴀ •••• رومنس_BDSM_اسمات_ درام_رازآلود_HORROR ،به‌قلم‌نینا،
  • microphilia(oneshot) oleh skysamaaaa
    skysamaaaa
    • WpView
      Membaca 491
    • WpPart
      Bab 2
    رویای جیمین اینه که بتونه کوچیک بشه اون حتی با این آرزو و تصور خودارضایی میکنه! چی میشه اگه معلم آزمایشش یونگی اونو به آرزوی عجیبش برسونه! وانشات
  • seduction oleh linfic_ir
    linfic_ir
    • WpView
      Membaca 18,008
    • WpPart
      Bab 23
    Genre : smut , romance , action, horror , BL Main couple: hyunlix Sub- couple: minsung رایحه ی ای دی تی و کلت کمری ۲۰۱۸ ترکیبی نبود که همه میشناختن ولی ترکیب سرگردی بود که شنیدن صداش واسه هورنی شدن و ترسیدن کافی بود ولی لی فاکینگ فلیکس افتاد دست کسی که قرار بود ایندفعه اون هورنیش کنه و بترسونتش بالاخره .... اسیاب به نوبت سرگرد ... :)!
  • Good Years [Zayn Malik] oleh ImJoeyTribbianii
    ImJoeyTribbianii
    • WpView
      Membaca 10,712
    • WpPart
      Bab 51
    همه اون فکت رو یادمونه که میگفت یه روز زین عاشق یه فن شد و اون فن چند هفته بعد مرد... ولی واقعیت چی؟ همین بود؟ ~دنیای شهرت به اون سادگی که میبینیم نیست~
  • Sairai oleh AdatheNyx
    AdatheNyx
    • WpView
      Membaca 12,176
    • WpPart
      Bab 16
    عنوان: سای‌رای🎴 ژانر: عاشقانه، جنایی، فانتزی، اسمات🎋 کاپل: چانبک، (شاید سورپرایز) 🩸 محدودیت سنی🔞 "خون! این دریاچه خون کف زمین از بدن منه! نمیتونم بفهمم دارم نفس میکشم یا نه. بدنم میلرزه. دهنم مزه‌ی خون میده. یعنی مرگ همچین حسی داره؟ هیچ چیزیو نمیتونم واضح ببینم. اما هنوز صدای قاتلمو میشنوم..." توی این روایت قراره براتون از تجربه‌ی مرگ و زندگی دوباره‌ام بگم. بعد از کشته شدن اولین چیزی که به ذهنم میرسید انتقام گرفتن بود اما یه گره تو زمان...‌ یه تصادف پیش‌بینی نشده همه چیزو عوض کرد. من بیون بکهیون، کیم جی‌هون سابق، اینجام تا براتون از تقدیر نه چندان معمولیم بگم.‌‌.. (*سای‌رای: تو زبان ژاپنی چند واژه‌ی مختلف برای توصیف "تولد دوباره" وجود داره و 再来 هم یکی از اوناس)
  • ☆MAGNETAR☆ oleh silentloverloses
    silentloverloses
    • WpView
      Membaca 114
    • WpPart
      Bab 3
    ~☆Magnetar | مگنتار Couple: Vkook / secret Genre: romance / Artistic / dark comedy Writer: Aram Tel ID: @barayearam ______________________________ شما میدونید مگنتار چیه؟ مطمئنم هیچکس نمیدونه مگنتار چیه، هیچکس نمیتونه اندازه من دنبال یک ستاره بگرده که شبیه کیم تهیونگ باشه و برای نزدیک شدن به اون ستاره از اتم به اتم وجودش بگذره.
  • Swat Team oleh WholeLottaKv
    WholeLottaKv
    • WpView
      Membaca 2,100
    • WpPart
      Bab 2
    -تیم ضربت جئون جونگکوک، بیزنسمن موفقی که ورشکسته، و بخاطر وجود طلب‌کارها از سئول فراری میشه و به دگو پناه میبره. مثل اینکه علاوه بر طلب‌کارها، باید وجود امگای زعفرون رو هم هندل میکرد. شخصی که کلمه به کلمه‌اش، چیزی جز تنش جنسی رو ایجاد نمیکرد. فاک. با در نظر گرفتن سیزده سال اختلاف سنی، جونگکوک زیادی برای تهیونگ بزرگ بود و بنظر میرسید موضوعی که امگا رو خیس میکنه، دقیقاً همینه. -ددی، چرا دوستم نداری؟ لطفاً. -فاک. 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : کوکوی 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : امگاورس، روزمره، رمنس، ماجراجویی، اسمات
  • Hella Soldier oleh WholeLottaKv
    WholeLottaKv
    • WpView
      Membaca 104,190
    • WpPart
      Bab 19
    فرمانده‌ی انیگمای کشور به دستور ملکه علاوه بر سربازهاش باید حواسش رو به اون امگای زال که دردسر خاصی داخل چشم‌های آبی رنگش موج میزد هم میداد؛ اما قرار نبود به قدری ازش مراقبت کنه که حتی بار رسوایی‌ای که به بار آورده بود رو هم به دوش بکشه! فرمانده جئون نباید انقدر وظیفه شناس می‌بود. تهیونگ در ابتدا قصدش فقط شیطنت بنظر میرسید؛ نباید عاشقش میشد. کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات