فیک Stories

Refine by tag:
فیک
WpAddفیکشن
WpAddویکوک
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddfic
WpAddvkook
WpAddjungkook
WpAddکوکوی
WpAddtaehyung
WpAddtaekook
WpAddbts
WpAddfiction
WpAddاسمات
WpAddkookv
WpAddفارسی
WpAddوانشات
WpAddromance
WpAddجیمین
فیک
WpAddفیکشن
WpAddویکوک
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddfic
WpAddvkook
WpAddjungkook
WpAddکوکوی
WpAddtaehyung
WpAddtaekook
WpAddbts
WpAddfiction
WpAddاسمات
WpAddkookv
WpAddفارسی
WpAddوانشات
WpAddromance
WpAddجیمین

87 Stories

  • بی گناه  by artishia9
    artishia9
    • WpView
      Reads 2,813
    • WpPart
      Parts 16
    اولین فیک من با کاپل تهجین اگه براتون جذاب بود ادامش میدم ... 🥀 Genre: dram,smut,romnce
  • llیاغی کلاس |Class Outlawll by llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Reads 148,834
    • WpPart
      Parts 35
    قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود، و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود! و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود. • • 👀تیکه ای از فیک: _ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ، ربطی نداره به کسی .. + پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ، ربطی نداره به کسی .. • • GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy Couple: Kookv Writer : Aloura
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ by broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Reads 2,240
    • WpPart
      Parts 13
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • 𝐹𝑖𝑟𝑒 𝑜𝑛 𝑓𝑖𝑟𝑒 by tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Reads 83,085
    • WpPart
      Parts 48
    Genre : Romance | Smut | Historical | Fantasy | angst Cap :Vkook | ? Secret 😈 Up: unknown Author: Amador | -این بوک داستان فرمانروای چند هزار ساله ی شامبالا و معشوق الهه مانندش رو روایت میکنه. اینکه چطور پادشاه بخاطر رسیدن به تناسخ همسری که اون رو از دست داده بود، خودش رو به مجسمه تبدیل میکنه و سالها انتظار معشوقش رو میکشه. همینطور معشوقی که بی خبر از انتظار پادشاه، کابوس هایی از زندگی گذشته اش میبینه و درست زمانی که تصمیم میگیره اون خواب ها چیزی جز بازی ذهنش نیستن، با مجسمه ی امپراتور روبرو میشه و طلسم چند هزار ساله ی اون رو میشکنه. دیدار دوباره ی دو عاشق رقم میخوره اما آیا اون دو از اشتباهات گذشته درس گرفتن؟ میتونن اینبار و در این زندگی با آرامش کنار همدیگر بمونن؟ +تکه ای از داستان: حس میکرد به اون مکان تعلق داره... کششی که به مجسمه های درون سالن فرعی موزه داشت رو نمیتونست انکار کنه... انگار یک نفر اونجا بود و صداش میزد. هربار حس میکرد اون مجسمه زیبا با بال های بزرگ و فرشته مانندش، با چشم هایی پر احساس بهش خیره شده... بلاخره تصمیم گرفت برای یکبار هم که شده، بر ترسی که از اون سالن تاریک بهش القا میشد غلبه کنه و به سراغ اون مجسمه که جدا از بقیه ازش نگهداری میشد، بره... جلو رفت و در یک متری اون بت زیبا ایستاد. نگاهش و حتی تک تک اندام هاش ماهرانه برش
  • || زندان عشق  | Prison of love || by llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Reads 80,956
    • WpPart
      Parts 21
    داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura
  • رییس مافیا 🥀 by RAPMONSTER777
    RAPMONSTER777
    • WpView
      Reads 9
    • WpPart
      Parts 1
    کیم نامجون رییس یکی از بزرگترین باندهای مافیایی سئوله و توی کره خیلی تعریف‌شو شنیدن ، با یه اتفاق ناخودآگاه ا/ت توی زندگی نامجون پیدا میشی و دیگه‌نمیتونی ازش خارج شی
  • •°~I want to be your DADDY~°• by KAGAMI_ARMY7
    KAGAMI_ARMY7
    • WpView
      Reads 5,378
    • WpPart
      Parts 1
    یونگی از نوجوونی برای خانواده کیم کار میکنه و خدمتکار شخصیه پسر ارشد کیم هستش.❗ اون از کار و زندگیش راضیه ولی فقط تا زمانی که ارباب جوانش یعنی پسر کیم اون رو مجبور به پوشیدن لباس خدمتکار میکنه.⁉️ _همین الان لباسات رو عوض کن. +ببخشید..ولی جلوی شما لباسم رو عوض کنم؟ _مگه جز اربابت کسه دیگه ای هم اینجا هست؟ کاپل: نامگی♾
  • معرغی فف از اکسو by arti_taekook
    arti_taekook
    • WpView
      Reads 30,462
    • WpPart
      Parts 27
    معرفی فن فیک از اکسو ❤ بعضی وقتام از چیزای دیگه 1 in nonfiction
  • 𝘖𝘱𝘦𝘳𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯: 𝘗𝘢𝘳𝘬 𝘑𝘪𝘮𝘪𝘯 (ترجمه ) by timamvd
    timamvd
    • WpView
      Reads 6,098
    • WpPart
      Parts 6
    •𝘔𝘶𝘭𝘵𝘪𝘴𝘩𝘰𝘵• [ جونگکوک کراش بزرگ و شدیدی روی فروشنده سوپرمارکت‌، پارک جیمین داره. برای همین یه برنامه پنج مرحله ای برای زدنِ مخش طراحی میکنه. با وجود اینکه جیمین فقط شیفت شبه و برای رئیسی‌ مثل جونگکوک این وضعیت ناجوره اما اون اهمیتی نمیده! ] ▪︎ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 , 𝘍𝘭𝘶𝘧𝘧 ▪︎ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘮𝘪𝘯 , 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘫𝘪𝘯 ■ توجه : - برای ترجمه این مولتی‌شات اجازه و رضایت نویسنده اصلی گرفته شده. - پارت ها معمولا کوتاه هستن. - کامنت و ووت فراموش نشه.
  •     𝑷𝒖𝒓𝒑𝒍𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏 S1 .[Completed] by tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Reads 92,360
    • WpPart
      Parts 17
    ماه ارغوانی| purple moon Genre : Romance | Smut | Omegaverse | Fantasy | Cap :Vkook | Up: Unknown | Author: Amador | +رنگ ها... رنگ ها چه حسی به شما میدن؟ +داستان در یک سرزمین خیالی، در یک دنیای خیالی اتفاق می افته... +سرزمینی که فرهنگ و قوانین خودش رو داره... +داستان عاشقانه دو پسر که پر از پستی و بلندیه... +پسری امگا که بخاطر نادر بودنش،تنهاست و شاهزاده ای که تنهایی اون رو پر میکنه...!!؟ +یا باعث تنها تر شدنش میشه...؟!! [Completed] (_ یه امگای مرد... میدونی که خیلی نوع نادری هستی... تکخندی زد: اوه یعنی الان میخوای منو بزاری تو یه جعبه شیشه ای و به همه نمایش بدی؟؟) Waiting for S2... 🥇امگاورس 🥇ویکوک
  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/ by tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Reads 47,254
    • WpPart
      Parts 10
    Genre : Romance | Smut | Secret | Secret | Cap :Vkook | Up: Author: Amador | Teaser: in part 1 | 🥇مافیا - بدون گرفتن نگاهش از رقص پسر، بهش اشاره کرد: بیارش اینجا... چانیول از پله های استیج بالا رفت و به جونگ کوکی که با قطع شدن آهنگ، رقصیدن رو متوقف کرده بود اشاره کرد: برو پیش رییس... جونگ کوک نفس عمیقی کشید و به سمت تهیونگ راه افتاد. در لباس گشادش و باکسر به پا کمی معذب بود. صاف ایستاد و منتظر ماند تا حرفی از جانب کسی که رییس خطاب شده بود، بشنوه. ته از پایین تا صورت کوک رو آنالیز کرد. اون پسر خیلی تو دل برو بود... لبخند زد و با نگاه نافذی به کوک خیره موند: اسمت چیه؟ جونگ کوک به دو چشمی که از اول ورود توجهش رو جلب کرده بودند خیره شد: جئون... جئون جونگ کوک ته سر تکان داد: خوب میرقصی...یه سری آموزش حرفه ای لازم داری...تو قبول شدی جونگ کوک تهیونگ می توانست قسم بخوره... زیباترین خنده رو به عمرش دیده بود...
  • i'm sorry by black_el_
    black_el_
    • WpView
      Reads 27,614
    • WpPart
      Parts 36
    *تموم شده* داستان از اونجایی شروع میشه که کلاس A1 تموم میشه و یه اتفاق بد برای ایزوکو می‌افته و سال بعد برای گرفتن انتقام ... ژانر : درام ، عاشقانه ، خشن ، اسمات (به ژانر گفتن من اعتماد نداشته باشید بنظرم) باکوگوxمیدوریا از انیمه my hero academia
  • ✧⁠\⁠(  ͲᎻᎬ ᎡᎬᎠ ႮᎷᏴᎡᎬᏞᏞᎪ )⁠ノ⁠✧ by Rcxhjy
    Rcxhjy
    • WpView
      Reads 414
    • WpPart
      Parts 3
    کاپل : ویکوک ، یونمین ژانر : زامبی ، اکشن ، ماجراجویی 〜 🥀 بوی جسد ، بوی گوشت تجزیه شده همه‌ی جان مرا گرفته بود؛ انگار بوی مرده همیشه به جسم من فرورفته بود انگار من توی یک تابوت سیاه خوابیده بوده‌ام و یک‌ نفر که صورتش را نمی‌دیدم من رو بین مه و سایه‌های تاریک دفن میکرد  اسلحه ... صدای کشیده شدن ماشه ... و در اخر ، صدای تیری که جسم خسته اش رو وادار به ادامه دادن میکرد دست هایی که یخ زده بود ... قطره های خونی که گونه های سرد و بی روحش را سرخ کرده بود صدای نفسی که به شمارش افتاده بود و به دنبال ذره ای اکسیژن فریاد میزد. جسد هایی که روی زمین سردِ زیر پاهاش افتاده بود و توی خون غوطه ور شده بود. نگاهی که نشان از وداعی به وسعت یک جهان داشت ابدیتی که سر رسیده بود و پلک زدن هایش را بی رحمانه دریده بود. ابدیتی که نگاه هان معصومانه شان را به فجیح ترین روش دزدیده بود چشم هایی که اشک هایش با قطرات خون رنگ گرفته و مثل شبنمی بر روی مژه هایش نشسته بودند . « خوی درنده ادمی ، از تمامی حیوانات میتونه منفور تر باشه » نگاهی که می لرزید، نگاهی که ترسیده بود، نگاهی که پشت آیینه ی کدر شده ای نفس های اخرش را میشمرد . صدای جیغ و فریاد هایی که تمام وجودش را میلرزاند . با خودش چه کرده بود ... چطور ... به چه جرعتی به راحتی مغز رو نش
  • Poverty & Pride by nerdygal7
    nerdygal7
    • WpView
      Reads 5,694
    • WpPart
      Parts 8
    Genre: omegaverse, drama, romance Couples: sekai, chanbaek Channel: @parkfamily_fictions توضیحات تکمیلی اضافه خواهد شد.
  • -BLACK•ROSE- by _setiina_
    _setiina_
    • WpView
      Reads 1,537
    • WpPart
      Parts 2
    سلام گایز:)... اولین فیکم توی وات پد؛ امیدوارم دوست داشته باشید🥺🤍 __________________________________ نام ‌: رز تاریک ، رز سیاه ژانر : جنایی ، رمزالود ، اسمات ، عاشقانه ، غمگین ، درام شخصیت ها : جئون جونگ کوک ، لی سولی ( ممکنه وسط فیک شخصیت های جدیدی هم اضاف شه!! ) خلاصه : خودتون فیکو بخونید بفهمید... اسپویل دوست ندارم🙂 ...
  • our story_داستان ما by JeeniKim405
    JeeniKim405
    • WpView
      Reads 322
    • WpPart
      Parts 1
    ازدواج بدون عشق ....برای اون پیرمرد یک موضوع کاملا عادیه....
  • darker by sayh_7
    sayh_7
    • WpView
      Reads 187
    • WpPart
      Parts 1
    تهیونگ و جونگکوک به طور اتفاقی به وسیله آدم‌های متفاوتی وارد گروهی به نام محافظان میشن؛اما عقده‌ای که تهیونگ از سال‌های پیش نسبت به جونگکوک داره مانع از کارکرد درستشون میشه و کم‌کم همه رو..... به تاریکی فرو می‌بره..... کاپل:ویکوک‌_ یونمین ژانر: درام، اجتماعی، اسمات، خشن نویسنده:sayh می‌باشم.
  • فیک ه�ای کوتاه by vkookand16
    vkookand16
    • WpView
      Reads 357
    • WpPart
      Parts 3
    اینجا فیک ، سناریو ، اسمات،..های کوتاهی که به ذهنم میاد و مینویسم.. دوسش داشته باشید. لاویو همگی^ اگه هم نظر بدید خوشحال میشم.. امیدوارم خوشتون بیاد.. بوس رو گونه همتون
  • gun powder by strangeArnia
    strangeArnia
    • WpView
      Reads 30
    • WpPart
      Parts 1
    بوی خون... بوی خون و فلز... چرا اینجام؟ چی شد که داستان من به اینجا ختم شد؟ نمی دونم... نمی دونم... گیج شدم... سرم روی تنم سنگینی میکنه و بوی خون ِ عجین شده با فلز و باروت باعث میشه که بخوام تمام وجودم رو روی زمین سرد رها کنم... واقعا چی منو اینجا کشوند؟ تو؟ تو باعثش شدی؟...یعنی تو پایان داستان منی؟ یا نه... تو آغاز و پایان منی... کاش صدای قدماتو بشنوم...کاش...کاش یه لحظه دنیای دور سرم از گردش بایسته و من بتونم یه بار دیگه چشماتو توی ذهنم تصور کنم... من... دارم می میرم و دیدن چشمای تو آخرین خواسته ی منه... کاش تصویر این چشما واقعی باشه... کاش هرم نفسات روی صورتم واقعی باشه... من... دارم می میرم و تو تنها و آخرین آرزوی منی... #کوکوی #انگست #اسمات #درام
  • No.72 by FireDulic
    FireDulic
    • WpView
      Reads 697
    • WpPart
      Parts 1
    کاپل ها: Chanhun/Chanbaek/Kaihun/Kaibaek خلاصه: داستان درباره ی سهونیه که چندین ساله عاشق چانیوله. و درست زمانی که فکر میکنه میتونه برای استارت رابطشون کاری کنه، چانیول با عشق قبلیش رابطه ای رو شروع میکنن که دور از انتظار سهونه. و کشمکش هایی دراین رابطه و شغلی که دارن پیش میاد... #chanhun