فیک cerita

Saring berdasarkan tag:
فیک
WpAddفیکشن
WpAddویکوک
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddfic
WpAddکوکوی
WpAddjungkook
WpAddvkook
WpAddtaekook
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddاسمات
WpAddفارسی
WpAddfiction
WpAddعاشقانه
WpAddوانشات
WpAddkookv
WpAddromance
فیک
WpAddفیکشن
WpAddویکوک
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddfic
WpAddکوکوی
WpAddjungkook
WpAddvkook
WpAddtaekook
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddاسمات
WpAddفارسی
WpAddfiction
WpAddعاشقانه
WpAddوانشات
WpAddkookv
WpAddromance

90 Cerita

  • Tɨოe Stoρ oleh MiniatoR__
    MiniatoR__
    • WpView
      Membaca 246
    • WpPart
      Bab 1
    سلام... یه نوشته کوتاه برگرفته از یه آهنگ... تخیلاتی که نوشته شد... کاپل مشخص نکردم که با هر کاپلی که دوست دارید تصورش کنید... به شخصه، برای خودم، این میشه گفت "وانشات" رو از زاویه دید چان برای بک نوشتم... امیدوارم اگه کسی به این نوشته برخورد و خوندش، خوشش بیاد و کم و کاستی هاش رو ببخشه... مینی تون هستم ؛)
  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/ oleh tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Membaca 43,961
    • WpPart
      Bab 10
    Genre : Romance | Smut | Secret | Secret | Cap :Vkook | Up: Author: Amador | Teaser: in part 1 | 🥇مافیا - بدون گرفتن نگاهش از رقص پسر، بهش اشاره کرد: بیارش اینجا... چانیول از پله های استیج بالا رفت و به جونگ کوکی که با قطع شدن آهنگ، رقصیدن رو متوقف کرده بود اشاره کرد: برو پیش رییس... جونگ کوک نفس عمیقی کشید و به سمت تهیونگ راه افتاد. در لباس گشادش و باکسر به پا کمی معذب بود. صاف ایستاد و منتظر ماند تا حرفی از جانب کسی که رییس خطاب شده بود، بشنوه. ته از پایین تا صورت کوک رو آنالیز کرد. اون پسر خیلی تو دل برو بود... لبخند زد و با نگاه نافذی به کوک خیره موند: اسمت چیه؟ جونگ کوک به دو چشمی که از اول ورود توجهش رو جلب کرده بودند خیره شد: جئون... جئون جونگ کوک ته سر تکان داد: خوب میرقصی...یه سری آموزش حرفه ای لازم داری...تو قبول شدی جونگ کوک تهیونگ می توانست قسم بخوره... زیباترین خنده رو به عمرش دیده بود...
  • God and God father|vkook●□ oleh Fatemeh7778
    Fatemeh7778
    • WpView
      Membaca 71
    • WpPart
      Bab 1
    جانکوک که قرار بود فقط کنجکاوی اش را رفع کنه و با باند بزرگ قاچاق تهیونگ وارد شراکت بشه قراره چه بلای سرش بیاد
  • one shot moon and butterfly  oleh Sope_lovz
    Sope_lovz
    • WpView
      Membaca 93
    • WpPart
      Bab 2
    داستان احساسی درباره دو نفر... یکی پروانه اماده‌ی پرواز، و یکی ماهی که فقط میتونست از دور تماشا کنه. #sope #dram #sad end
  • Carrot Jam [ VK OneShot ] oleh Veritas_98
    Veritas_98
    • WpView
      Membaca 5,077
    • WpPart
      Bab 1
    + عادتش نده به مربا جونگکوک! - منو دخترم دلمون میخواد مربا بخوریم تو دخالت نکن کله هویجی! | مربای هویج 🥕 | کاپل: ویکوک / کوکوی وضعیت: وان شات
  • Poverty & Pride oleh nerdygal7
    nerdygal7
    • WpView
      Membaca 5,647
    • WpPart
      Bab 8
    Genre: omegaverse, drama, romance Couples: sekai, chanbaek Channel: @parkfamily_fictions توضیحات تکمیلی اضافه خواهد شد.
  • The spirit of memories oleh Vkooklove_1
    Vkooklove_1
    • WpView
      Membaca 166
    • WpPart
      Bab 1
    ⊶ ONE SHOT ⊷ Name: The spirit of memories Cenre:romance Angst Couple: vkook Writer: Nia
  • 𝑮𝑹𝑬𝑬𝑫𝒀 | 𝑲𝑶𝑶𝑲𝑽 oleh sheri326
    sheri326
    • WpView
      Membaca 2,393
    • WpPart
      Bab 8
    ☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک،فراموش نشه☆ Name: Greedy Couple: KookV Genres: Historical . Drama . Romance . Angst . Classic . Smut Channel: Everythingaboutbtss Writer: sheri Up Time: نامشخص / متوقف شده "بیا به هم قول بدیم اُلیوِر ، بیا تو زندگی بعد برای هم باشیم ، جایی که نه رد خونی باشه و نه جنگی ... جایی که مجبور نباشم با دستهای خونی صورت سردت رو قاب کنم فرمانده ی من ...بیا به هم قول بدیم ... قول بدیم که این عشق نافرجام رو اونجا ادامه بدیم..." ---------------------------------------------------- -از من توقع نداشته باش که میون این همه کشت و کشتار ، عاشقانه دستت رو بگیرم و به کشورم پشت کنم! -توقعی ندارم...دیگه ندارم ، فرمانده !... من برای داشتنت جنگیدم ولی فکر کنم کافی نبوده...حداقل اونقدری نبوده که من رو به عنوان معشوقه ات بپذیری...انگار که تو فقط جنگ رو توی خون ریختن میبینی ، درحالی که من حتی برای یک نگاهت هم جنگیدم...جنگیدم و نفهمیدی...هیچوقت نمیفهمی... و این آخرین حرفهای ماتئو رو به فرمانده ای بود که صدای شکستن قلبش تا فرسخ ها به گوش می‌رسید...
  • Daddy's Little Boy [VKook] oleh H_The_Universe
    H_The_Universe
    • WpView
      Membaca 7,346
    • WpPart
      Bab 3
    [پسر کوچولوی بابا] چندشاتی. ____ - می‌شه به‌جاش فقط‌ تو رو بغل کنم؟ پسر‌ کوچک‌تر توی تخت چرخید و پشتش رو به تهیونگ کرد: - نه‌خیر! من عروسک نیستم هیونگی! ____ کاپل: ویکوک ژانر: رمنس، فلاف، اندکی لیتل اسپیس
  • معرفی فن فیکشن :|💜 oleh kiyana_leyley
    kiyana_leyley
    • WpView
      Membaca 54,544
    • WpPart
      Bab 31
    یه بوک برای معرفی فیک هایی با قلم خوب🌿💜 ترجیحا بی تی اس اما اگر قلم خوب باشه اهمیت نمیدم کدوم گروهن:|🌿 ویو و ووت اصلا مهم نیست، مهم فقط قلم خوبه🌿💞 هم کاپلی هم استریت * برای درخواست معرفی فیک هاتون به مسیج برد یا پیویم مراجعه بفرمایید😁😂🌿
  •     𝑷𝒖𝒓𝒑𝒍𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏 S1 .[Completed] oleh tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Membaca 90,082
    • WpPart
      Bab 17
    ماه ارغوانی| purple moon Genre : Romance | Smut | Omegaverse | Fantasy | Cap :Vkook | Up: Unknown | Author: Amador | +رنگ ها... رنگ ها چه حسی به شما میدن؟ +داستان در یک سرزمین خیالی، در یک دنیای خیالی اتفاق می افته... +سرزمینی که فرهنگ و قوانین خودش رو داره... +داستان عاشقانه دو پسر که پر از پستی و بلندیه... +پسری امگا که بخاطر نادر بودنش،تنهاست و شاهزاده ای که تنهایی اون رو پر میکنه...!!؟ +یا باعث تنها تر شدنش میشه...؟!! [Completed] (_ یه امگای مرد... میدونی که خیلی نوع نادری هستی... تکخندی زد: اوه یعنی الان میخوای منو بزاری تو یه جعبه شیشه ای و به همه نمایش بدی؟؟) Waiting for S2... 🥇امگاورس 🥇ویکوک
  • ııllılPežvāk📼 oleh mika_2005_
    mika_2005_
    • WpView
      Membaca 235
    • WpPart
      Bab 3
    تو هیچ‌وقت بلند حرف نمی‌زنی، ولی من همیشه صدات رو بلند تر از بقیه می‌شنوم. ‌‌⇆ㅤ ㅤ◁ㅤ ❚❚ ㅤ▷ ㅤㅤ↻ وقتی جهان صدای خاطرات رو خاموش کرد، تهیونگ فقط یک فرکانس رو شنید؛ صدای جونگکوک. و همون صدا، تبدیل به تنها حافظه‌ای شد که ارزش جنگیدن داشت. تهیونگ، پسری که قدرت شنیداری منحصر به فردی داره و کل زندگیش حول محور این ویژگیش چیده شده، تو آخرین ترم‌های دوران دانشجوییش برای شرکت تو کلاس هاش به مشکل می‌خوره و دست به دامن گوینده پادکست مورد علاقه‌اش می‌شه تا کمکش کنه زندگی تحصیلیش رو نجات بده. اما هیچکدوم فکر نمی‌کردن در نهایت، مرگ و زندگی خاطرات گوینده پادکست به دست تهیونگ بیوفته. پسری که صدای زندگی رو بهتر از هرکسی می‌شنوه. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌━─━──── .⋅ ♫ ⋅ ────━─━ 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐏𝐞𝐳𝐯𝐚𝐤 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯/𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞𝐬: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲, 𝐒𝐨𝐜𝐢𝐚𝐥 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚, 𝐒𝐨𝐟𝐭 𝐒𝐜𝐢-𝐅𝐢, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚 𝐑𝐞𝐥𝐞𝐚𝐬𝐞 𝐃𝐚𝐲: 𝐒𝐚𝐭𝐮𝐫𝐝𝐚𝐲𝐬 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐛𝐲: 𝑀𝑖𝑘ꪖ
  • let Me hold You | Herophine (Persian) oleh qarmisp
    qarmisp
    • WpView
      Membaca 64
    • WpPart
      Bab 5
    ناکجاآباد،دوست سموئل،هیرو،از جوزفین میخواد که بهش در نقشهٔ بچگانهٔ پسرِ خوبِ خونواده بودن کمک کنه تا باور کنن بیشتر از یه مردِ دختربازه.برای پسری که تاحالا توی رابطه نبوده،ایدهٔ اون نقشه چیز راحتی به نظر میاد.ولی دخیل شدن جوزفین،یه مربی رقص با روح زیبا و ذهن حساس،فقط همه چی رو به هم ریخته تر میکنه.نه فقط برای اون،که برای خودش هم. پس اصلا آیا قراره این نقشه کار کنه؟
  • •°~I want to be your DADDY~°• oleh KAGAMI_ARMY7
    KAGAMI_ARMY7
    • WpView
      Membaca 5,261
    • WpPart
      Bab 1
    یونگی از نوجوونی برای خانواده کیم کار میکنه و خدمتکار شخصیه پسر ارشد کیم هستش.❗ اون از کار و زندگیش راضیه ولی فقط تا زمانی که ارباب جوانش یعنی پسر کیم اون رو مجبور به پوشیدن لباس خدمتکار میکنه.⁉️ _همین الان لباسات رو عوض کن. +ببخشید..ولی جلوی شما لباسم رو عوض کنم؟ _مگه جز اربابت کسه دیگه ای هم اینجا هست؟ کاپل: نامگی♾
  • gun powder oleh strangeArnia
    strangeArnia
    • WpView
      Membaca 30
    • WpPart
      Bab 1
    بوی خون... بوی خون و فلز... چرا اینجام؟ چی شد که داستان من به اینجا ختم شد؟ نمی دونم... نمی دونم... گیج شدم... سرم روی تنم سنگینی میکنه و بوی خون ِ عجین شده با فلز و باروت باعث میشه که بخوام تمام وجودم رو روی زمین سرد رها کنم... واقعا چی منو اینجا کشوند؟ تو؟ تو باعثش شدی؟...یعنی تو پایان داستان منی؟ یا نه... تو آغاز و پایان منی... کاش صدای قدماتو بشنوم...کاش...کاش یه لحظه دنیای دور سرم از گردش بایسته و من بتونم یه بار دیگه چشماتو توی ذهنم تصور کنم... من... دارم می میرم و دیدن چشمای تو آخرین خواسته ی منه... کاش تصویر این چشما واقعی باشه... کاش هرم نفسات روی صورتم واقعی باشه... من... دارم می میرم و تو تنها و آخرین آرزوی منی... #کوکوی #انگست #اسمات #درام
  • darker oleh sayh_7
    sayh_7
    • WpView
      Membaca 178
    • WpPart
      Bab 1
    تهیونگ و جونگکوک به طور اتفاقی به وسیله آدم‌های متفاوتی وارد گروهی به نام محافظان میشن؛اما عقده‌ای که تهیونگ از سال‌های پیش نسبت به جونگکوک داره مانع از کارکرد درستشون میشه و کم‌کم همه رو..... به تاریکی فرو می‌بره..... کاپل:ویکوک‌_ یونمین ژانر: درام، اجتماعی، اسمات، خشن نویسنده:sayh می‌باشم.
  • 𝑴𝒚 𝑰𝒅𝒐𝒍 | 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌  oleh sheri326
    sheri326
    • WpView
      Membaca 59,056
    • WpPart
      Bab 20
    ☆ ووت و کامنت هنگام خواندن فیک فراموش نشه☆ Name: My idol Main couple: Vkook Genres: Smut Angst Drama BDSM Romance Story by sheri Telegram channel: Everythingaboutbtss Up Time: Full +18 [پارت ها طولانی هستند] ❌این داستان دارای صحنه ی خشن می‌باشد پس اگر روحیه ی شکننده ای دارید لطفا این بوک رو شروع نکنید❌ "-مگه میشه فراموش کنم طعم خون رو ، اون هم وقتی که تو باعثش بودی؟ مگه میشه فراموش کرد قانون هایی رو که بدنم بهتر از ذهنم اونها رو بخاطر داره؟... من درد کشیدن رو فراموش نکردم تهیونگ...مخصوصا درد هایی رو که تو بهم هدیه دادی..."
  • MANAGER  oleh crazyofvmin
    crazyofvmin
    • WpView
      Membaca 491
    • WpPart
      Bab 1
    جیمین به عنوان منیجر آیدل معروف جئون جونکوک انتخاب شده اما جونکوک از همه منیجرا متنفره... سلام قشنگام با یه وانشات دیگه در خدمتتون هستم. این وانشات با ۴ ورژن اپ میشه (Minv/Jikook/Minyoon/yizhan) ONESHOT NAME:#MANAGER COUPLE:#Jikook GANR: FLUFF/SMUT🔞
  • Vkook-Kookv Fakechats oleh grisvjk
    grisvjk
    • WpView
      Membaca 1,501
    • WpPart
      Bab 8
    فیک‌چت‌های ویکوک و کوکوی
  • 𝐘𝐎𝐔𝐑𝐒 [𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] oleh A_by_Atash
    A_by_Atash
    • WpView
      Membaca 884
    • WpPart
      Bab 3
    همونطور ک نگاه کوتاهی به ماشین مینداخت چشمش به پلاکی ک از آیینه وسط از زنجیر نازک نقره ای آویزون بود افتاد و چشماشو ریز کرد تا حرفی ک روی پلاکه رو بخونه: _L? پلکی زد و سر تکون داد: خدایا شوخی میکنی.. و یهو چشمش به سمت دختری رفت ک سمت ماشین میومد و سریع رفت پایین صندلیا و جلوی دهنشو محکم گرفت: فااک! توی ماشین لالیساس یا این یه شوخی کثیف از طرف کارماس؟؟ اما اینطور نبود.. Couple: Jenlisa, Taekook Ganre: omegaverse/action/romance/happy ending/Threeshots.