فیکشن Stories

Refine by tag:
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddfiction
WpAddاسمات
WpAddفارسی
WpAddجیمین
WpAddعاشقانه
WpAddbts
WpAddkookv
WpAddرمنس
WpAddjungkook
WpAddاکسو
WpAddوانشات
WpAddtaekook
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddfiction
WpAddاسمات
WpAddفارسی
WpAddجیمین
WpAddعاشقانه
WpAddbts
WpAddkookv
WpAddرمنس
WpAddjungkook
WpAddاکسو
WpAddوانشات
WpAddtaekook

145 Stories

  • llیاغی کلاس |Class Outlawll by llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Reads 214,553
    • WpPart
      Parts 42
    قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود، و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود! و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود. • • 👀تیکه ای از فیک: _ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ، ربطی نداره به کسی .. + پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ، ربطی نداره به کسی .. • • GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy Couple: Kookv Writer : Aloura
  • ☆MAGNETAR☆ by silentloverloses
    silentloverloses
    • WpView
      Reads 295
    • WpPart
      Parts 6
    ~☆Magnetar | مگنتار Couple: Vkook / secret Genre: romance / Artistic / dark comedy Writer: Aram Tel ID: @barayearam ______________________________ شما میدونید مگنتار چیه؟ مطمئنم هیچکس نمیدونه مگنتار چیه، هیچکس نمیتونه اندازه من دنبال یک ستاره بگرده که شبیه کیم تهیونگ باشه و برای نزدیک شدن به اون ستاره از اتم به اتم وجودش بگذره.
  • 𝐓𝐨𝐫𝐩𝐞‌ | تورپه by btsfic696
    btsfic696
    • WpView
      Reads 13,802
    • WpPart
      Parts 12
    جونگوک، استاد مشهور روانشناسی، همیشه با جدیت و عدالت قضاوت می‌کرد. برای او، آدم‌هایی که با ثروت همه چیز را می‌خرند، قابل احترام نبودند. فویو، دختری با چهره‌ای سرد و گذشته‌ای پنهان، دقیقاً یکی از همان‌هایی به نظر می‌رسید که جونگوک ازشان دوری می‌کرد. اما هیچ‌کس ندانست... که فویو نه انتخاب کرده بود، نه خواسته بود. او فقط بازیچه‌ی تصمیم‌هایی بود که هیچ‌گاه نظرش را نپرسیدند. در میان سکوت و نگاه‌های سرد، احساسی شکل گرفت. نه آشکار، نه قابل‌قبول - بلکه چیزی که هیچ‌کدامشان نمی‌خواستند به آن اعتراف کنند. اما چطور می‌توانی قلبت را انکار کنی، وقتی در سکوت یک کلاس، کسی آرام، به تو خیره شده؟ ________________________ •𝙘𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 ➫ 𝑗𝑒𝑜𝑛 𝑗𝑢𝑛𝑔 𝑘𝑜𝑜𝑘 & ℎ𝑎𝑛 𝑓𝑢𝑦𝑢 •𝙜𝙚𝙣𝙧𝙚 ➫ 𝐶𝑎𝑠𝑢𝑎𝑙, 𝐴𝑐𝑎𝑑𝑒𝑚𝑖𝑐, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 •𝙬𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧 ➫ 𝑁𝑜𝑢𝑟𝑎 _________________________ Torpe| تورپه یعنی کسی که به شدت عاشق فردیه اما نمی تونه احساساتش رو نسبت به اون قبول کنه-
  • December | Kookv by Asteri-a
    Asteri-a
    • WpView
      Reads 749
    • WpPart
      Parts 1
    Fic: December ² ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ ʙʏ: ꪖડꫝ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: Kᴏᴏᴋᴠ & ... Season Two: Back To December ɢᴇɴᴅᴇʀ: Criminal, Aɴɢꜱᴛ, Sᴍᴜᴛ, Mʏꜱᴛᴇʀʏ منو و تو مثل هم هستیم فراموش شده و گذرا ...
  • 𝗣𝘂𝗿𝗽𝗹𝗲 𝗠𝗼𝗷𝗶𝘁𝗼 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 by manilarise
    manilarise
    • WpView
      Reads 45,221
    • WpPart
      Parts 39
    موهیتوی بنفش | 𝖯𝗎𝗋𝗉𝗅𝖾 𝗆𝗈𝗃𝗂𝗍𝗈 تلقین چیزیه که روی ناخودآگاهِ انسان تاثیر میزاره، اگر با یک چیزی مدام مغزت رو به گا بدی و با خودت تکرار و تلقین کنی، قطعا توی ذهنت شکل میگیره. اما نه عاشق بودن! عشق رو نمیشه با تظاهر، پول و مال و زیبایی بدست آورد. تظاهر به دوست داشتن فقط میتونه احساساتِ واقعی که داری و ناخودآگاهت سعی داره اونهارو از خودآگاهت مخفی کنه، برات رو کنه و تورو تو یک بگایی بندازه! ژانر ↶ عاشقانه، کمدی، کمی دراما، اسمات کاپل ↶ «اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓ «فرعی - سپ» قسمتی از فیک ↶ _به من نگو موهیتوی بنفش! _پس چی بگم؟ غیر ازینه که مثل یک موهیتو تو یک روزِ تابستونیِ گرمِ تخمی، برام لذت بخش و آرامش بخشی؟ غیر ازینه که با اون موهای بنفشِ دلبرت، ضربان قلبم رو روی هزار میبری و کاری میکنی دلم بخواد هرروز صبح اون تار های بنفشِ لعنتی روی سینه‌م باشن؟ خب بیشعور. تو خودِ موهیتوی بنفشی! •روزِ آپ: دوشنبه ها•
  • Ichou by fatiiiima_bs
    fatiiiima_bs
    • WpView
      Reads 10,261
    • WpPart
      Parts 12
    🍂فیکشن : ichou 🍂کاپل: چانبک 🍂ژانر: درام، تاریخی 🍂محدودیت سنی: +18 🍂 وضعیت: تمام شده
  • 𝘛𝘩𝘦 𝘭��𝘰𝘴𝘵 𝘴𝘤𝘦𝘯𝘵 by MyOrangeMind
    MyOrangeMind
    • WpView
      Reads 85
    • WpPart
      Parts 2
    «𝘛𝘩𝘦 𝘭𝘰𝘴𝘵 𝘴𝘤𝘦𝘯𝘵» 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝟤𝘮𝘪𝘯 𝘎𝘌𝘕𝘙𝘌 : 𝘖𝘮𝘦𝘨𝘢𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘚𝘮𝘶𝘵, 𝘋𝘳𝘢𝘮𝘢 𝘈𝘶𝘵𝘩𝘰𝘳: 𝘩𝘪𝘷𝘢 𝘔𝘶𝘭𝘵𝘪𝘴𝘩𝘰𝘵 • • «مینهو با دیدن چشم‌های بسته‌ی پسر کوچک‌تر، لبخندی زد و به انتظار هردوشون پایان داد. وقتی که این‌بار با ملایمت و بدون هیچ خشونتی، لب‌هاش رو به قصد بوسه روی لب‌های پسر کوچک‌تر گذاشت، زمان برای هردوشون متوقف شد. صداها سکوت کرده بودن و حتی بارون هم آروم گرفته بود. تنها چیزی که اون لحظه با بیشترین شدت جریان داشت، تپش‌های قلب جون گرفته‌ی هردو بود.» - داستانی از بازگشت، بوی دارچین خاطرات، و عطری که هرگز فراموش نشد.
  • 【ســ♡ــناریو◉↻】 by Bingo_O83
    Bingo_O83
    • WpView
      Reads 288
    • WpPart
      Parts 4
    گاهی آدم ها حوصله نوشتن یه داستان طولانی و ندارن... گاهی هم حال خوندن صدها و هزاران خط داستان نیست... اما دلشون هوایی میشه برای چند خط ساده و تاثیر گذار... اینجا صندوقچه ذهنه... هر سناریویی که تو ذهن آدم ها میاد و به هر دلیلی به داستانِ بلند تبدیل نمیشه... اگه دوست دارید میتونید برامون بفرستید تا با اسم خودتون اینجا قرارش بدیم... ▶◂ 𝕎𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣 : @𝐁𝐢𝐧𝐠𝐨_𝐎83
  • 💫 fire light 💫 by chanbaek_13202082
    chanbaek_13202082
    • WpView
      Reads 874
    • WpPart
      Parts 3
    🐾فیکشن فایرلایت🐾🐰 نویسنده :♡ bunny myeoni ♡ ژانر : فلاف 🐾 کمدی 🐾 رمنس 🐾 اسمات 🐾 کمی هم انگست قاطیه 😂 کاپل : چانبک ، کایسو ، کریسهو ، هونهان بیون بکهیون یه فیکشن خون سرسخته و آدمای زندگیش و بر اساس اینکه چی میگن یا چه حرفی میزنن انتخاب نمیکنه چون معتقده سخنگو زیاده . آدم های خوب زندگی فقط تو صورت های‌خوشگل و همه چی تموم بودن خلاصه‌ نمیشن . این آدما فقط شبیه حرفاشونن . فرقی‌نمیکنه چه اتفاقی میوفته ، اونا سر حرفشون‌ میمونن . عاشق بودن چیزی جز مهربون بودن نیست . این و شخصیت های فای لایت بهتون ثابت میکنن 🐱🐶بکهیون:الان داریم میریم خونه و تو قراره فقط عاشقانه به من زل بزنی؟باید بگم خاک سرت من دوستامو میبرم خونه تا حداقل ی دور انگشتشون نکنم نمیزارم برن چانیول:من جدا باید روی تو کار کنم بکهیون شستشوی مغزی لازم داری 🐰🐾
  • The CALLEE || Yoonmin ✔ by Augustida
    Augustida
    • WpView
      Reads 15,457
    • WpPart
      Parts 25
    "مشترک گرامی، شماره شما به علت عدم فعالیت و پرداخت بدهی ها، تا اطلاع ثانوی مسدود می‌باشد. لطفا پس از دریافت این پیام، جهت جبران بدهی های خود به نزدیک ترین درگاه مخابرات مراجعه کنید." __________________________ یونگی، بعد از اتمام سربازی به خونه برمی‌گرده و تلفنی که از خیلی سال پیش کنار گذاشته بود رو پیدا می‌کنه. در کمال تعجبش اما اپراتور این شماره، خیلی بیشتر از جملات تکراری همیشگی‌ حرف برای گفتن داره... ژانر: روزمره، رومنس *چپترهای کوتاه By: Vida Best Rankings: #1 یونمین #4 جیمین 2# minific
  • Ocean by xiuha_L
    xiuha_L
    • WpView
      Reads 53
    • WpPart
      Parts 2
    درد برای من واژه‌ی آشنایی بود. آشناترین واژه به تمام احساساتی که از قلبم می‌گذشت. من درد رو نمی‌کشیدم، اون رو زندگی می‌کردم. از بچگی هربار که به دریا نگاه می‌کردم دلم می‌خواست تنم رو به اون موج‌های خروشان بسپارم. اقیانوس برام نماد رهایی بود. رهایی از تمام دردهایی که با تار و پود بدنم گره خورده بود. گاهی دلم می‌خواست خود بی‌ارزشم رو توی اقیانوس غرق کنم اما جراتش رو پیدا نمی‌کردم. تا این‌که تو رو دیدم. توی برای من آبی بودی. همون آبیِ اقیانوسی که از ناکجا پیدات شد تا دست زیبات رو روی زخم‌های روح و بدنم بکشی. تا روحم رو درمان کنی و بهم بگی "تو هیولا نیستی. حتی اگر هم بودی، من دوستت داشتم". متاسفم که زبان بیان همچین کلماتی رو ندارم. اما با همین ناتوانیم بهت می‌گم که "منم تا بی‌نهایت دوستت دارم، اقیانوس آبی من!" 𝑨𝒖𝒕𝒉𝒐𝒓: 𝑹𝒂𝑯𝒂 𝑪𝒖𝒑𝒍𝒆𝒔: 𝑯𝒂𝒐𝑩𝒊𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑻𝒓𝒂𝒈𝒆𝒅𝒚
  • Revenge from my ex [Oneshot] by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 265
    • WpPart
      Parts 1
    خلاصه: "ممکنه دروغگوی افتضاحی باشی، ولی نه تا وقتی بخوای به خودت دروغ بگی! مغزت می‌تونه به راحتی خاطرات رو دستکاری کنه و یه دروغ معرکه تحویلت بده. و این دقیقاً همون اتفاقی بود که برای پارک جیمین افتاد." 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 🪧کاپل: ویمین 🪧ژانر: مدرسه‌ای، درام، کمدی 🪧نویسنده: Velvet Moon 🪧-وانشات
  • No.72 by FireDulic
    FireDulic
    • WpView
      Reads 699
    • WpPart
      Parts 1
    کاپل ها: Chanhun/Chanbaek/Kaihun/Kaibaek خلاصه: داستان درباره ی سهونیه که چندین ساله عاشق چانیوله. و درست زمانی که فکر میکنه میتونه برای استارت رابطشون کاری کنه، چانیول با عشق قبلیش رابطه ای رو شروع میکنن که دور از انتظار سهونه. و کشمکش هایی دراین رابطه و شغلی که دارن پیش میاد... #chanhun
  • On The Road || Yoonmin by Augustida
    Augustida
    • WpView
      Reads 26,210
    • WpPart
      Parts 36
    +گیریم تمام خیال های جهان رو هم بافتی، بعدش چی؟ -می‌پوشیمشون و گرم می‌شیم و آسوده. ___________________________ زمانی که یونگی داشت توکیو رو به مقصد شهر میتو ترک می‌کرد، هيچوقت فکرش رو هم نمی‌کرد که اون اتفاق عجیب توی ایستگاه اتوبوس زندگیش رو برای همیشه تغییر بده! an Adventurous, Touristic, Fluff, Romantic, Comedy and a little bit Smut Story! By: August
  • ❥•𝐅𝐀𝐂𝐓/𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭 𝐥𝐞𝐭𝐭𝐞𝐫ೋ    by BuNnY-MoOdY
    BuNnY-MoOdY
    • WpView
      Reads 1,524
    • WpPart
      Parts 5
    _ میگم ... اگه حرف ها وزن ندارن پس چجوری کمر و گاهی حتی خود آدم ها رو میشکنند؟ . اینجا می خوام حرف های دلم رو بزنم ... تجربه زیادی ندارم ولی می تونم از بی تجربگی هام حرف هایی بسازم که با وزنم برابری کنه. . دیالوگ های موندگار فیلم ها و کتاب های ایرانی و خارجی و گاهی فیک هایی که دوست دارم شون روعم میزارم. می تونید از دیالوگ های چپتر هایی که با عنوان "Me" آپدیت میشن توی فیکشن هاتون استفاده کنید، شرایطش هم توی بوک گفتم فقط کافیه قبلش اطلاع بدید و بعد داخل بوک تون بهم کردیت بدید 3> پ.ن؛ کیتسون شمارو بوراهه. #1_ practical #1_ Dialogue # 1_ فیکشن 1#_دیالوگ
  • blood squad🩸💀 by _lutos_
    _lutos_
    • WpView
      Reads 1,162
    • WpPart
      Parts 14
    آخرش خوده ما آدما باعث نابودی همه چیز شدیم ... "
  • «فصل اول» No Story[✔]  by termeh23
    termeh23
    • WpView
      Reads 2,666
    • WpPart
      Parts 20
    مجبور شدم بایستم و منتظر بمونم وقتی جین به سمتم اومد، لبخند مسخره ای به لب داشت: "تو باید کارآموز جدید هونجا باشی" گفت. اخم کردم و نفس عمیقی کشیدم تا عصبانی نشم: "اسم من هونجا نیست، هیونجیه." با خستگی زیاد گفتم هر بار اسمم رو اشتباه تلفظ میکرد. واقعا داشتم برای خودم متاسف میشدم. یهو خندید: "الان حتی اگه بخوامم نمی تونم اسم تو رو اشتباه به خاطر بیارم." او گفت و افزود: "تو خیلی سرگرم کننده ای." نام : No Story ژانر : موزیکال ، عاشقانه نویسنده : MajesticBlue13 شخصیت ها: سوهیون، سویون، جین ، جیمین خلاصه : داستان دو خواهر که رویای آیدل شدن در سر دارن و ... *این اثر با اجازه نویسنده اصلی به فارسی ترجمه شده
  • CF7 ☢️ Season 01 Let's Start The Game  by Dark_Mind_Fics
    Dark_Mind_Fics
    • WpView
      Reads 190
    • WpPart
      Parts 14
    محلول CF7 ماده ای ویروسی و بسیار قدرتمند است که تمام داستان را تشکیل می دهد این ماده در ایالت متحده ی آمریکا ساخته شده است و تنها یک نمونه از آن در دسترس است و تاکنون ساخته شده اما روش ساخت بیشتری از این ویروس هم وجود دارد این ویروس به دست یکی از رئسای مافیا در کره ی جنوبی می رسد رئیس مین حالا صاحب CF7 است و گروه های مافیایی زیادی هستند که خواستار این ماده ی قدرتمند هستند تا با استفاده از آن به خواسته های مخوف خود برسند این خواسته ها در گروه های مافیایی شامل خیلی کارها می شود از جمله قاچاق مواد مخدر, از بین بردن اشخاص مهم برای گرفتن پول, باز کردن گاوصندوق هایی که حاوی اسناد رسمی و مهم باشه و..... که تمامی آن ها تنها به یک چیز ختم می شود پول چیزی که تمامی گروه های مافیایی خواستارشن و برای به دست آوردنش هر کاری خواهند کرد. اما در این میان بزرگ ترین و شناخته شده ترین گروه مافیایی سئول به نام Sinners به رهبری The Mob کم سن ترین رئیسی که تابه حال در گروه های مافیایی وجود داشته آدمی که در سن 17 سالگی به رئیس گروه Sinners منصوب شد او با استفاده از بهترین برگ برنده ای که در اختیار داشت توانست CF7 را از آن خود کند و حال رئیس مین باید به ساخت تعداد بیشتری از ویروس CF7 بپردازد ...
  • Hope by mawriiyy
    mawriiyy
    • WpView
      Reads 24
    • WpPart
      Parts 2
    امید