فیکشن Stories

Refine by tag:
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddجونگکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddکوکوی
WpAddاسمات
WpAddfiction
WpAddvkook
WpAddفارسی
WpAddعاشقانه
WpAddbts
WpAddjungkook
WpAddجیمین
WpAddkookv
WpAddاکسو
WpAddوانشات
WpAddtaekook
WpAddfic
فیکشن
WpAddتهکوک
WpAddجونگکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddفیک
WpAddکوکوی
WpAddاسمات
WpAddfiction
WpAddvkook
WpAddفارسی
WpAddعاشقانه
WpAddbts
WpAddjungkook
WpAddجیمین
WpAddkookv
WpAddاکسو
WpAddوانشات
WpAddtaekook
WpAddfic

134 Stories

  • || زندان عشق  | Prison of love || by llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Reads 43,290
    • WpPart
      Parts 16
    داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura
  • BORN AGAIN  by Hyuhwang203
    Hyuhwang203
    • WpView
      Reads 944
    • WpPart
      Parts 16
    خلاصه داستان: در دنیای بی‌رحم مد و رقابت، هیونجین فشن دیزاینری که همیشه مقام اول را از آنِ خودش می‌کرد؛ تا زمانی که یک برند ناشناس ناگهان همه نگاه‌ها را دزدید. شکست غیرمنتظره، هیونجین و تیمش را وارد مسیری از شک، جاه‌طلبی و وسواس می‌کند تا بفهمند رقیب جدید کیست. اما پشت این برند مرموز، رازی پنهان است که می‌تواند همه‌چیز را درباره آینده هیونجین تغییر دهد... ژانر: Enemies to Lovers, Drama, slice of life, Revenge کاپل: هیونلیکس درحال آپ
  • The Last Captive .. ⛓  by Dante_1997
    Dante_1997
    • WpView
      Reads 3,058
    • WpPart
      Parts 10
    ویکوک زمان آپ : سه شنبه ها آخرین اسیر نیز به خانه برگشت اما... دریغ از خاطراتی که مرده بود و ذهنی که تنها شکنجه گر روح بود و بس.
  • Mother by nerdygal7
    nerdygal7
    • WpView
      Reads 989
    • WpPart
      Parts 1
    ✓یک عاشقانهٔ متفاوت با کاپل سکای. ✓روایتی از زندگی کیم جونگین و درگیری‌هایش با اجتناب‌ناپذیرهای زندگی. ✓عزیزانم، اگر این نوع ادبیات داستانی را نمی‌پسندید و اهل کتاب خواندن نیستید، از این داستان بگذرید. پ.ن: خواننده‌های جان، نمی‌تونم این توصیه رو ازتون دریغ کنم، اگر لحن کتابی رو دوست ندارید و به محاوره‌خوانی "عادت" کردید، می‌خوام بدونید که می‌تونید به لحن کتابی هم عادت کنید. کمی که بخونید می‌بینید که براتون عادی شده. امتحانش ضرر نداره.
  • I'm not as bright as him [Oneshot] by AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      Reads 712
    • WpPart
      Parts 1
    از متن داستان: +نباید بیشتر از این منتظرش بذارم، فکر کنم اون واقعاً نیاز داره این حرفا رو بشنوه. جونگکوک سرشو به نشونه‌ی تایید تکون داد تا مطمئنش کنه که داره کار درستو انجام میده؛ ولی درواقع هر کلمه‌ درباره‌ی اون پسر که شبیه یه تیکه از خورشید می‌درخشید جونگکوکو یاد خودش مینداخت که حتی از تاریک‌ترین قسمت جنگلم تیره‌ تر بود. به این فکر کرد که یونگی تا به حال چندبار اونو منتظر گذاشته؟ و جواب هر روز بود، جونگکوک تمام مدت منتظر بود یونگی کمی بیشتر به اطرافش دقت کنه؛ اون هر روز منتظر بود یونگی با یه چراغ قوه تو دستش برسه به عمق جنگل و اونو روی زمین سرد، مرطوب و تاریک جنگل پیدا کنه. ولی خورشید هربار زیباتر از اون می‌تابید که بشه چشم ازش برداشت. و با بسته شدن در، جونگکوک همچنان همونجا نشست؛ تو تاریک‌ترین نقطه‌ی جنگل. 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 👟کاپل: یونکوک، سپ 👟ژانر: روزمره، درام 👟نویسنده: Velvet Moon 👟-وانشات
  • CF7 ☢️ Season 01 Let's Start The Game  by Dark_Mind_Fics
    Dark_Mind_Fics
    • WpView
      Reads 166
    • WpPart
      Parts 14
    محلول CF7 ماده ای ویروسی و بسیار قدرتمند است که تمام داستان را تشکیل می دهد این ماده در ایالت متحده ی آمریکا ساخته شده است و تنها یک نمونه از آن در دسترس است و تاکنون ساخته شده اما روش ساخت بیشتری از این ویروس هم وجود دارد این ویروس به دست یکی از رئسای مافیا در کره ی جنوبی می رسد رئیس مین حالا صاحب CF7 است و گروه های مافیایی زیادی هستند که خواستار این ماده ی قدرتمند هستند تا با استفاده از آن به خواسته های مخوف خود برسند این خواسته ها در گروه های مافیایی شامل خیلی کارها می شود از جمله قاچاق مواد مخدر, از بین بردن اشخاص مهم برای گرفتن پول, باز کردن گاوصندوق هایی که حاوی اسناد رسمی و مهم باشه و..... که تمامی آن ها تنها به یک چیز ختم می شود پول چیزی که تمامی گروه های مافیایی خواستارشن و برای به دست آوردنش هر کاری خواهند کرد. اما در این میان بزرگ ترین و شناخته شده ترین گروه مافیایی سئول به نام Sinners به رهبری The Mob کم سن ترین رئیسی که تابه حال در گروه های مافیایی وجود داشته آدمی که در سن 17 سالگی به رئیس گروه Sinners منصوب شد او با استفاده از بهترین برگ برنده ای که در اختیار داشت توانست CF7 را از آن خود کند و حال رئیس مین باید به ساخت تعداد بیشتری از ویروس CF7 بپردازد ...
  • [•Hand Fan•] by Mahsa_njz
    Mahsa_njz
    • WpView
      Reads 634
    • WpPart
      Parts 1
    |•وانشات•| |•بادبزن•| کاپل: سکای ژانر: تاریخی، اسمات، عاشقانه ____________ برشی از داستان: همین یکی دو ساعت پیش بادبزنش رو زیر چونه‌ی ولیعهد گذاشته‌بود و با لحن گستاخانه‌ای مرد رو مواخذه کرده‌بود... باید می‌رفت و بخاطر رفتارش عذرخواهی می‌کرد. نمی‌خواست آوازه‌ی صحبتاش با پادشاهِ جوان به گوش پدرش برسه و از آوردنش به کره ناامید بشه.
  • 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 | تهی by lDANILl
    lDANILl
    • WpView
      Reads 314
    • WpPart
      Parts 5
    ֍ 𝗡𝗮𝗺𝗲: 𝗘𝗠𝗣𝗧𝗬 ֍𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 ֍𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗖𝗿𝗶𝗺𝗲 , 𝗔𝗻𝗴𝘀𝘁 , 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲 , 𝗦𝗺𝘂𝘁 ֍𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: 𝗗𝗔𝗡𝗜𝗟 خــلاصه‌ی کــوتاه: سازمان‌های معروف کره‌جنوبی برای دستیابی به یک هارد که محتوای درونش ارزش زیادی داره به اختلاف‌های زیادی دچار شدن. چی میشه اگر سازمانIG اولین سازمانی باشه که اون هارد رو گیر میاره و به دنبالش هکر ناشناسی که اون برنامه نویسی کرده رو هم توی سازمان استخدام میکنه. و خیلی ناگهانی مأموری که به الماس سیاه معروف بود و همه فکر میکردن مرده به سازمان برای رسیدن به هارد برگرده؟ اما اگر اینا همه‌ بخش کوچیکی از یه بازیه بزرگ باشه چی؟ عشق بین دو مأمور مخفی که یکی از اون‌ها اختلال روانی داره چطور قراره پیش بره؟
  • 𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر by jeonvear
    jeonvear
    • WpView
      Reads 206,142
    • WpPart
      Parts 49
    + من از زجر دیدن دیگران لذت میبرم ! _ چه جالب ! چون منم از زجر دیدن خودم لذت میبرم ، فکر کنم بتونیم درد همدیگه رو تسکین بدیم... شاید اینجوری حس عذاب وجدانم کمتر بشه ‌ زجر دیدن میتونه لذت بخش باشه وقتی اون گوشه ذهنت هنوز هم خودت رو سرزنش میکنی..البته..این گزینه برای انسان هایی با روان سالم صدق نمیکنه..! باید روانت درگیر باشه تا از این موضوع لذت ببری.. و حالا چه چیزی برای اونها بهتر از تسکین دهندگی درد هم بود!؟ - دوست داشتن تو یه بازیِ که آخرش باخته :) •••• ᴊᴇᴏɴ ᴊᴜɴɢᴋᴏᴏᴋ | ʜᴏᴀɴɢ ʟᴀʀᴀ •••• رومنس_BDSM_اسمات_ درام_رازآلود_HORROR ،به‌قلم‌نینا،
  • RUBY by marriyax
    marriyax
    • WpView
      Reads 492
    • WpPart
      Parts 1
    .وان‌شات. "می‌دونی تن یاقوت‌ها چه لباسی می‌کنن ؟" مرد پرسید و زن با خیره‌گی پلک‌هاش رو از ندونستن روی هم گذاشت. 'مگه تن یاقوت هم لباس می‌کنن ؟' مرد با ظرافت گردنش رو تکون داد : "پارچه‌ای از جنس مخمل، برای اینکه به یاقوت آسیبی نرسه و خطی روش نیافته و برای اینکه بیشتر از هروقت دیگه‌ای، بدرخشه !" روی لب‌های زن لبخند محوی نشست و به انگشت‌های کشیده‌اش خیره شد؛ حرف‌های مرد واضح بود و قلبش رو لمس می‌کرد.
  • beautiful as words by white_fairytale_pm
    white_fairytale_pm
    • WpView
      Reads 141
    • WpPart
      Parts 1
    مگه تو نگفتی روزی که فکر کردی کسی رو از ته دل دوست داری ولش نکن، ممکنه دوباره تکرار نشه. آدم وقتی تو سن و سال جونیه فکر میکنه همیشه براش پیش میاد، باید ده پونزده سال بگزره تا بفهمی همون یکدفعه بوده که باچیز دیگه ای خوب نمیشه، عشق یعنی حالت خوب باشه...
  • On The Road || Yoonmin by Augustida
    Augustida
    • WpView
      Reads 25,836
    • WpPart
      Parts 36
    +گیریم تمام خیال های جهان رو هم بافتی، بعدش چی؟ -می‌پوشیمشون و گرم می‌شیم و آسوده. ___________________________ زمانی که یونگی داشت توکیو رو به مقصد شهر میتو ترک می‌کرد، هيچوقت فکرش رو هم نمی‌کرد که اون اتفاق عجیب توی ایستگاه اتوبوس زندگیش رو برای همیشه تغییر بده! an Adventurous, Touristic, Fluff, Romantic, Comedy and a little bit Smut Story! By: August
  • No.72 by FireDulic
    FireDulic
    • WpView
      Reads 689
    • WpPart
      Parts 1
    کاپل ها: Chanhun/Chanbaek/Kaihun/Kaibaek خلاصه: داستان درباره ی سهونیه که چندین ساله عاشق چانیوله. و درست زمانی که فکر میکنه میتونه برای استارت رابطشون کاری کنه، چانیول با عشق قبلیش رابطه ای رو شروع میکنن که دور از انتظار سهونه. و کشمکش هایی دراین رابطه و شغلی که دارن پیش میاد... #chanhun
  • Room No.0017🏥 by akidultSnow
    akidultSnow
    • WpView
      Reads 170
    • WpPart
      Parts 1
    -ببین چه‌قدر قشنگه! با ذوق به گلبرگ‌های سفید و نازک گلدون کوچیک و موردعلاقه‌م که لبه‌ی پنجره جا گرفته اشاره میکنم و باز هم لبخند بزرگی روی لبم نقش میبنده! همیشه این‌کار سر ذوقم میاره! نشون دادن چیزهایی که خوشحالم میکنه به آدمی که خوشحالم میکنه! داشتنش عین خوشبختیه! couple: jeongcheol Genre: Romance, Psychological, Angst Fiction, oneshot
  • وقتی دوتا ددی معلم داری🔞🕳💥🤤 by moonlightztfiction
    moonlightztfiction
    • WpView
      Reads 18,344
    • WpPart
      Parts 2
    امیدوارم خوشتون بیاد شرطا لایک ۱۰۰ کامنت ۵۰
  • Ocean by xiuha_L
    xiuha_L
    • WpView
      Reads 44
    • WpPart
      Parts 2
    درد برای من واژه‌ی آشنایی بود. آشناترین واژه به تمام احساساتی که از قلبم می‌گذشت. من درد رو نمی‌کشیدم، اون رو زندگی می‌کردم. از بچگی هربار که به دریا نگاه می‌کردم دلم می‌خواست تنم رو به اون موج‌های خروشان بسپارم. اقیانوس برام نماد رهایی بود. رهایی از تمام دردهایی که با تار و پود بدنم گره خورده بود. گاهی دلم می‌خواست خود بی‌ارزشم رو توی اقیانوس غرق کنم اما جراتش رو پیدا نمی‌کردم. تا این‌که تو رو دیدم. توی برای من آبی بودی. همون آبیِ اقیانوسی که از ناکجا پیدات شد تا دست زیبات رو روی زخم‌های روح و بدنم بکشی. تا روحم رو درمان کنی و بهم بگی "تو هیولا نیستی. حتی اگر هم بودی، من دوستت داشتم". متاسفم که زبان بیان همچین کلماتی رو ندارم. اما با همین ناتوانیم بهت می‌گم که "منم تا بی‌نهایت دوستت دارم، اقیانوس آبی من!" 𝑨𝒖𝒕𝒉𝒐𝒓: 𝑹𝒂𝑯𝒂 𝑪𝒖𝒑𝒍𝒆𝒔: 𝑯𝒂𝒐𝑩𝒊𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑻𝒓𝒂𝒈𝒆𝒅𝒚
  • Paranoia by Vennus15tk
    Vennus15tk
    • WpView
      Reads 94
    • WpPart
      Parts 2
    ما‌بر‌اساس‌اطلاعیه‌ای‌از‌طرف‌کمپانی‌متوجه‌ریل‌بودن‌تهکوک‌شدیم؛ اما‌اون‌اطلاعیه‌خبر‌از‌"جدا‌شدن‌تهکوک"میداد.. میزارم‌بری‌‌ولی...‌فقط‌یه‌قولی‌بهم‌بده،بهم‌قول‌بده‌گاهی‌بهم‌فکر‌کنی‌؛لابه‌لای‌خستگیات‌بهم‌فکر‌کن..منم‌قول‌میدم‌همیشه‌بهت‌فکر‌کنم.‌هرثانیه،هر‌دقیقه،هر‌ساعت،هر‌روز‌،برات‌اشک‌میریزم‌و‌بخاطرت‌زندگی‌میکنم‌...‌ "ازت‌خواهش‌میکنم‌منو‌فراموش‌نکن‌‌هیونگ"
  • Purple Star by Zizi_18z
    Zizi_18z
    • WpView
      Reads 8,101
    • WpPart
      Parts 4
    تهیونگ یه امگای سرزنده و اهل هنرو عکاسی.. یه زندگی آروم و روتین روزانه که با اومدن برادرای دوقلوی جئون بهم میریزه... تغییر... خوب یا بد؟.. کاپل:کوک ته ووک_ کمی یونمین ژانر:رمنس_روزمره_کمدی_اسمات_امگاورس_تریسام 🚫همونطور که گفتم تریسامه پس اگه دوس ندارید سمتش نیاید🚫