نامجون Stories

Refine by tag:
نامجون
WpAddجيمين
WpAddجين
WpAddجونغكوك
WpAddيونغي
WpAddتايهيونغ
WpAddهوسوك
WpAddجین
WpAddتاي
WpAddجیمین
WpAddجيهوب
WpAddبتس
WpAddbts
WpAddشوقا
WpAddبانقتان
WpAddnamjoon
WpAddjimin
WpAddتهیونگ
WpAddیونگی
WpAddjungkook
نامجون
WpAddجيمين
WpAddجين
WpAddجونغكوك
WpAddيونغي
WpAddتايهيونغ
WpAddهوسوك
WpAddجین
WpAddتاي
WpAddجیمین
WpAddجيهوب
WpAddبتس
WpAddbts
WpAddشوقا
WpAddبانقتان
WpAddnamjoon
WpAddjimin
WpAddتهیونگ
WpAddیونگی
WpAddjungkook

230 Stories

  • Elite | KOOKV by yor1vk
    yor1vk
    • WpView
      Reads 8,874
    • WpPart
      Parts 24
    کیم تهیونگ، امگایی که برای فرار از فقر، بورسیه‌ی دانشگاه معتبر هانیانگ رو به دست آورده بود. فقط یه مشکل وجود داشت؛ هر چقدر بیشتر تلاش می‌کرد خودشو از دنیای ثروتمندها دور نگه داره، بیشتر به قلبش کشیده میشد. و بعد جئون جونگکوک رو دید. آلفایی که بزرگترین مسابقات ماشین سواری سئول رو برگزار میکرد و ثروت خانوادگیش زبانزد بود. مردی که کاریزمای غیرقابل انکاری داشت اما به همون اندازه هم برای تهیونگ غیرقابل تحمل بود. شاید خیلی زود مرز بین نفرت و سوتفاهم، قرار بود محو بشه و جاش رو به چیز پیچیده تری بده. بین کلاس‌ های دانشگاه، گاراژهای روغنی و مسابقات غیرقانونی شبانه، تهیونگ ناخواسته وارد دنیای خطرناک‌ ترین پسر دانشگاه شد. Name : Elite Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : Omegaverse, Romance, +18
  • The Boss by VSANMKSY
    VSANMKSY
    • WpView
      Reads 581
    • WpPart
      Parts 3
    اقای کیم صاحب شرکت بزرگ CER که نمیتونه منشی ای برای خودش پیدا کنه که بتونه کارهاشو درست انجام بده تا اینکه با جئون جونگکوک اشنا میشه.. و چی میشه اگه جونگکوک همون کارمندی باشه که به همه ی رازهای رئیسش پی میبره؟ جئون جونگکوک دانشجوی سال اخر که برای اینکه دستش تو جیب خودش باشه برای شرکت CER مصاحبه میده و قبول میشه. . . . ایده گرفته شده از سریال دشمن عزیز من. روزهای ا‌پ: پنجشنبه ژانر : طنز ، فیک چت ، اسمات کاپل : تهکوک... نویسنده : آچا
  •  هـَاوروحـَەکـٓەم by Anya_JH
    Anya_JH
    • WpView
      Reads 1,729
    • WpPart
      Parts 17
    { بـەردەوامە } "کورتەیەک لەسەر چیرۆکەکە " کاتێک دەکەیتە تەمەنەکی پێگەیشتوو نیشانەیەک دەردەکەوێت لەسەر مەچەکت ئەو نیشانەیە ناوی ئەو کەسانەیە کە چارەنوسە تەواوی ژیانت لەگەل ئەوان بەرێ بکەی... پێکەوە دەبن بەخێزانێکی جوان، کاتێک بۆ یەکەمجار نت ئەو خێزانەیەی دۆزییەوە ئەوە هەستێکی زۆر جیاوازی پێ دا کە ئەو هەستە وایکرد کەسەکە راستەکە بدۆزێتەوە بۆ ئەوەی خۆشەویستی ژیانی لەگەل هاوبەش بکات
  • Midnight Hotel  by Johoon
    Johoon
    • WpView
      Reads 575
    • WpPart
      Parts 7
    ماذا ستفعل عندما تواجه أغرب الزبائن في فندق غريب لا تعرف كيف أصبحت موظفًا فيه اصلا؟ BTS
  • Rainy Days.  by KimMia_69
    KimMia_69
    • WpView
      Reads 42
    • WpPart
      Parts 14
    لم يَكنُ بيديهَا الأمر، هيَ اخبرتْ نَفسِها مِنَ التَصرُفَات إن لو لم يكن متزوجناً.... لأخذتهُ. في ليلةٍ مُمطرةٍ في هذهِ الأيامِ المُمطرةِ، كانتْ جواهرُها تُمطر جحيماً.
  • على حدود النشوة by Kari15ma
    Kari15ma
    • WpView
      Reads 378
    • WpPart
      Parts 12
    هي فتاة تعالت حولها التشجيعات والتصفيق... لتدور الأيام بها من لاعبة جومباز مشهورة.... لمدمنة مخدرات تدهور حالها..... وهو شريك في اكبر منظمة اجرامية بآسيا... تكون صدفتهما في زقاق حيث يتم بيع الحشيش والمهلوسات.... وهناك..... تقع بنيتاه... على خضراويتيها...... #جميع الحقوق محفوظة# 📍لاأسمح بالنسخ أو الإقتباس إلا بإذني. ~إنْـجِي لوبِـيزْ ~كِـيمْ نامْـجونْ كانت معكم الكاتبة: Kari15ma♟️
  • I will be back | من برمیگردم by EMA_JEON3
    EMA_JEON3
    • WpView
      Reads 65
    • WpPart
      Parts 2
    کیم تهیونگ و پارک جیمین دوسه سالی میشه که ازدواج کردن و حالا به تازگی صاحب یه فرزند شدن اما چی میشه که جیمین به علت مریضی جونش رو از دست بده و فقط برای پسرِ عزیزدوردونه‌اش نامه‌هایی بمونه که درطول مریضی براش نوشته اما...جیمین چی میتونه توی اون نامه‌ها بنویسه؟! یعنی توی گذشته‌ بین کیم تهیونگ و پارک جیمین و البته...فردی به اسم جئون جونگکوک چه اتفاقی افتاده؟! جئون جونگکوک کیه؟ آیا قراره پسرِ ۸ ساله‌ی تهیونگ و جیمین که از قضا اسمش هم جونگکوکه، این موضوع رو حل کنه؟! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ژانر: مدرسه‌ای، خاطرات گذشته، رومنس، اندکی انگست، اندکی اسمات. کاپل اصلی: ویکوک، ویمین. کاپل فرعی: نامجین، سپ. وضعیت: درحال آپ. روزهای آپ: چهارشنبه‌ها. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ دوستان خوشحال میشم از این کارم حمایت کنید🫠🫶🏻 ❗️توجه: حتما قبل از شروع سخن نویسنده رو بخونید.
  • ♡Health♡ by F_a_b_i_o
    F_a_b_i_o
    • WpView
      Reads 92
    • WpPart
      Parts 4
    داستان مون اینجوریه که دو پسری ک رو هم کراش داره ولی دل و جرعت گفتن به اون یکی رو نداره... ولی چی میشه اگه جیمین بخاطر ادامه تحصیل بره خارج از کشور و برای همیشه از یونگی جدا بشه... اون کراشی که کم کم داشت به عشق بزرگی تبدیل می‌شد چی میشه؟ یونگی که بخاطر جیمین میخاست گرایش شو عوض کنه چی میشه؟ یا هم جیمینی که با وجود اینکه قلب شو به یونگی داده ولی داره میره چی میشه‌؟ پشت قضیه این سفر به عنوان شو گذاشتن (بخاطر ادامه تحصیل) چیه؟ جیمین چی رو داره مخفی میکنه؟ آیا قرار است دوباره بهم برگردن؟‌؟؟؟ . . . . . . کاپل اصلی: یونمین کاپل فرعی: ویکوک، نامجین ژانر: مدرسه‌ای، روز مره، عاشقانه، شاید ی کوچولو اسمات . .
  • 𝑴𝒊𝒓 𝒍𝒆𝒔𝒂 𝑺2 ⱽᵉʳˢ by Siila_95
    Siila_95
    • WpView
      Reads 7,993
    • WpPart
      Parts 26
    𝐌𝐢𝐫 𝐥𝐞𝐬𝐚 | آرامش جنگل 🌱☕️ جونگکوک خنده هاش رو رفته رفته تموم کرد و دستی زیر چشم های اشکیش کشید چشم هاش از اشک برق می‌زد و طرح لبخند روی لب هاش جیمین رو شیفته تر از قبل میکرد + نمیگی قلب هیونگ از این همه خوشگلیت وایمیسه؟ _ نمیگی قلب من از این همه شیرین زبونیت وایمیسه هیونگ؟ جونگکوک با گفتن زمزمه ارومش سمت جیمین خم شد و تار مویی که روی صورتش سایه انداخته بود رو به عقب هدایت کرد ᴡʀɪᴛᴇʀ : ᴀʏᴅᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢꜱᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴅʀᴀᴍ, ꜰᴀɴᴛᴀꜱʏ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴊɪᴋᴏᴏᴋ ; ᴋᴏᴏᴋᴍɪɴ | ᴛᴀᴇɢɪ تایم آپ: نامشخص...
  • 𝐓𝐨𝐫𝐩𝐞‌ | تورپه by btsfic696
    btsfic696
    • WpView
      Reads 13,944
    • WpPart
      Parts 12
    جونگوک، استاد مشهور روانشناسی، همیشه با جدیت و عدالت قضاوت می‌کرد. برای او، آدم‌هایی که با ثروت همه چیز را می‌خرند، قابل احترام نبودند. فویو، دختری با چهره‌ای سرد و گذشته‌ای پنهان، دقیقاً یکی از همان‌هایی به نظر می‌رسید که جونگوک ازشان دوری می‌کرد. اما هیچ‌کس ندانست... که فویو نه انتخاب کرده بود، نه خواسته بود. او فقط بازیچه‌ی تصمیم‌هایی بود که هیچ‌گاه نظرش را نپرسیدند. در میان سکوت و نگاه‌های سرد، احساسی شکل گرفت. نه آشکار، نه قابل‌قبول - بلکه چیزی که هیچ‌کدامشان نمی‌خواستند به آن اعتراف کنند. اما چطور می‌توانی قلبت را انکار کنی، وقتی در سکوت یک کلاس، کسی آرام، به تو خیره شده؟ ________________________ •𝙘𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 ➫ 𝑗𝑒𝑜𝑛 𝑗𝑢𝑛𝑔 𝑘𝑜𝑜𝑘 & ℎ𝑎𝑛 𝑓𝑢𝑦𝑢 •𝙜𝙚𝙣𝙧𝙚 ➫ 𝐶𝑎𝑠𝑢𝑎𝑙, 𝐴𝑐𝑎𝑑𝑒𝑚𝑖𝑐, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 •𝙬𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧 ➫ 𝑁𝑜𝑢𝑟𝑎 _________________________ Torpe| تورپه یعنی کسی که به شدت عاشق فردیه اما نمی تونه احساساتش رو نسبت به اون قبول کنه-
  • Fragments of UIIشظايا منك by VIP097
    VIP097
    • WpView
      Reads 73,130
    • WpPart
      Parts 39
    (نقيّة تَماماً من الشُّذوذ) "لست ضعيفاً لكنّ العدو كان صديقي" لم يقتلْني عدوِّي قتلَني صَديقي... لم يقتلْنِي الموْتُ قتَلَتنِي الحَياةُ عام ١٩٦٥ م شظايا منك اخترقت قلبي وشظايا الحرب اخترقت لحمي أيهما أشد لست أدري بدأت 28/08/2023 انتهت.... الكثير من المشاعر والعاطفة الكثير من الدفء والبعض من الكوميديا ...
  • زهرة الاقحوان " by sojin54
    sojin54
    • WpView
      Reads 2,197
    • WpPart
      Parts 20
    تبدأ بكتابة مذكراتكَ حتي تقع أزهار الاقحوان ... k//NJ أنتهت كتابة الرسائل الاقحوانيه فلا تندم علي قراءتها. #1مجهول #2خواطر #4حزين
  • بيكا : ملهى الجحيم  by ZAYTOUNA-V
    ZAYTOUNA-V
    • WpView
      Reads 986
    • WpPart
      Parts 3
    أخشى أن يروق لكِ القتلُ فتقتُليني ~ الأبطال مين يونغي كيم نامجون كيم تايهيونغ لي ميران 5 / 2 / 2022
  • عَــازِفْ الجـِيــتَارᥫ᭡.  by QAMR_70
    QAMR_70
    • WpView
      Reads 70
    • WpPart
      Parts 1
    -كِلاماته البسيطِه كِانت عفَويه وَ صادِقه تشفِي تلك النِدوَب في قاعِ قلبَي، تِمحي ذِلك الرعَب مِن عينَاي استِبدلته بلمِعةٍ تسِر الناظرَين. كَيف لَكَ ان تَعزف هكَذا جونغكوك؟ إِن كان بخافقكِ حروف لا تستطيعِ اخراجها عَبر كلماتٍ.. سَتعزفها اصابعك رَغماً عنكِ. مَا نحن الا لمُنفذين لمشَعِرنا أَنجَيِل. __GUITAR PLAYER神.
  • حبيبي المجنون by Nrrrr__9
    Nrrrr__9
    • WpView
      Reads 1,069
    • WpPart
      Parts 5
    الروايه جدا جميله القصه: هناك فتاه راح تقع في حب مجنون 😝 و هو غني 🤑 وتشتغل عندنا وراح يصير😲...
  • لقاء في الملهى- by PikaPikaPikatshoo
    PikaPikaPikatshoo
    • WpView
      Reads 12,832
    • WpPart
      Parts 4
    يون هي فتاة تعاني من مشاكل عائلية كثيرة تجعلها كارهة تماما لحياتها اللعينة تلك فيشاء القدر بان يجمعها بذلك الوسيم ليصبح المسؤول عنها سنتعرف عليه
  • " کْيَفُ آسِتٌطِعٌتٌ " by KimTeany
    KimTeany
    • WpView
      Reads 3,180
    • WpPart
      Parts 4
    قصه تتحدث حول فتاة تقع في حب مديرها في العمل لكنه كان لايعتبر لها اي مثابت حب وكانت صديقتها في علاقه مع نامجون(محد يغار شفيكم🔥) وخطرت في باله خطه جعلته يندم ع مافعله نوع قصه(حزين)(ومانسي)(دراما)(اكشن)
  • نامجون و تاي  by Aatef7
    Aatef7
    • WpView
      Reads 607
    • WpPart
      Parts 5
    تاي و نامجون في مهمه القبض على جاكسون
  • don't touch my little boy  by sara2007sk
    sara2007sk
    • WpView
      Reads 26,115
    • WpPart
      Parts 23
    دستمو با شتاب از دست قویش کشیدم بیرون. ؟:دست از سرم بردار.... چرا همه جا دنبالم میای. ؟؟: خودت چی فکر میکنی کیتن؟ به سمتم خم شد جوری که لباش به گوشم بخوره زمزمه کرد. ؟؟:شایدم واسه این باشه که زیادی شیرین بودی..😏 ازش فاصله گرفتم. خواستم فرار کنم که با سدی از مردان سیاه پوش مواجه شدم. با ترس قدمی به عقب برداشتم. ؟؟: میخوای کارو سخت تر کنی لیتل؟ لرزش دستو پام بیشتر شده بود. رو زمین نشستمو به سختی خودمو به عقب کشیدم. دستامو جلوم سپر کردم. با دادو گریه گفتم: ؟: یکی کمکم کنه... شاید این کار اشتباه بود..... شاید باید به آپا گوش میدادم.... شاید نتونم انتقام بگیرم.... معذرت میخوام اوما نتونستم انتقامتو بگیرم... متاسفم.. ؟؟:چیزی نیست لیتل بوی. ددی کنارته. تهگی🟰 تهیونگ 🔝