Historias de نامجین

Buscar por etiqueta:
نامجین
WpAddیونمین
WpAddتهکوک
WpAddnamjin
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجین
WpAddسپ
WpAddاسمات
WpAddنامجون
WpAddیونگی
WpAddجیمین
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddbts
WpAddyoonmin
WpAddامگاورس
WpAddtaekook
WpAddsope
WpAddjimin
نامجین
WpAddیونمین
WpAddتهکوک
WpAddnamjin
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجین
WpAddسپ
WpAddاسمات
WpAddنامجون
WpAddیونگی
WpAddجیمین
WpAddکوکوی
WpAddvkook
WpAddbts
WpAddyoonmin
WpAddامگاورس
WpAddtaekook
WpAddsope
WpAddjimin

75 Historias

  • Punishment/ Jin×bts(Minjin, kookjin) por Littlebirdy00
    Littlebirdy00
    • WpView
      LECTURAS 20,989
    • WpPart
      Partes 3
    بیبی جینی توسط ددیش تنبیه میشه. BTS×JIN Main ships: Minjin, kookjin Bottom:Seokjin Top: Jimin, Jungkook, bts Full smut.
  •  •FIND IT • KOOKV • por jyjtjnj
    jyjtjnj
    • WpView
      LECTURAS 3,643
    • WpPart
      Partes 19
    زندگی ، چه کلمه مسخره ای برای پسری که کل زندگی رو ازش گرفته بودن ‌..‌ اون خوب خودشو حفظ کرد میون کسایی که در کالبد خانواده بودن اما از درون حیواناتی درنده ،که آماده خطایی بودن تا بین دندون هاشون فقط تیکه های استخون باقی مونده باشه . اره اون تهیونگ کیم بود امگای مذکری که با سن ۱۹ سال هنوز مقاوم بود ، شیطون بود ، یک جوون هورنی لعنتی اما باکره بود . اما خب زندگی که قطعا همیشه قرار نیست یک طور باشه نه؟؟ همیشه که قرار نیست تهیونگ دایره لغات امن فاکیش شامل دوستای انگشت شمارش بشه ؟؟ همیشه که قرار نبود زندانی سیاست کثیف خانوادش باشه ؟ کسی قرار بود این شرایط رو عوض کنه ؟ برای جواب فقط باید بگرده تا شاید پیداش کنه. _______________________________________________________ couple:kookV,yoonmin ganre:omegavers,action,comedy,flop,smat هپی اند تاریخ اپ : متغیر امیدوارم لذت ببرید.
  • Last kiss[one shot] por HukaM93
    HukaM93
    • WpView
      LECTURAS 1,125
    • WpPart
      Partes 2
    Last Kiss couple:Namjin Gener: Omegavers, romance,Angst
  • My little cherry ( Kookv ) por Vilo_00_
    Vilo_00_
    • WpView
      LECTURAS 39,044
    • WpPart
      Partes 32
    گیلاس کوچولوی من 🍒✨ " در حال اپ " در گوشه‌ای دنج از یک کافه‌، جایی میان عطر قهوه و گرمای پاییزی، دو نگاه درهم گره می‌خورند - یکی آلفا، یکی اُمگا. هیچ‌کدوم دنبال عشق نبودند، اما عشق همیشه راه خودش رو پیدا می‌کنه، حتی اگر از لابه‌لای سفارش یه کاپوچینو باشه. این داستانیه درباره لمس‌های آهسته، قلب‌هایی که آروم باز می‌شن، و خنده‌هایی که بوی شکلات می‌دن. اگر دنبال لحظاتی پر از مهربونی، حس امنیت و درخشش عشق توی تاریکی دلت هستی، این قصه برای توئه. پایانش؟ اون‌قدری قشنگه که دلت بخواد تا مدت‌ها اکلیل بریزی رو همه چی ✨💛 ژانر : سافت ، امپرگ ، اسمات ، امگاورس ، هپی کاپل : کوکوی - نامجین و ...
  • Beneath the streat light  por TAEOMINAH
    TAEOMINAH
    • WpView
      LECTURAS 51
    • WpPart
      Partes 2
    Just a slow burn romance with no smùt Namjin & yoonmin
  • lovely omga _vkook por kim_saniiiii
    kim_saniiiii
    • WpView
      LECTURAS 4,214
    • WpPart
      Partes 3
    _یعنی تو...تو؟ _آره من آلفای تو هستم.
  • The night the moon left the sky por Gol_queen
    Gol_queen
    • WpView
      LECTURAS 8,208
    • WpPart
      Partes 28
    یونگی مخالف ورود هوسوک به باندشون بود اما وقتی پدرش مخالفتش رو نادیده گرفت و اون پسر رو وارد باند کرد برای یونگی چاره ای نذاشت جز اینکه به روش خودش با اون پسر تسویه حساب کنه. ******* -اینجا چه غلطی می کنی؟ چی از این دنیا می دونی که قبول کردی عضوی از این باند بشی؟ -م..مم...من..ممن... -ت..ت..تو چی؟ واسم مهم نیست چرا اومدی فقط تو دست و پام نباش جانگ هوسوک. ******** اسم فیک: شبی که ماه آسمان را ترک کرد کاپل:سپ، نامجین روزهای آپ: نامعلوم
  • my beautiful world por g_Elahe
    g_Elahe
    • WpView
      LECTURAS 3,673
    • WpPart
      Partes 2
    از اونجایی ک دوره ی آلفا های خودپسند و عوضی و کثیف بازی هاشون تموم شده بود همه ی پک ها در کنار هم بدون هیچ مشکلی زندگی میکردن جوری ک بدون اینکه مشکلی داشته باشن از این پک ب اون پک برن و با افراد پک های دیگه در ارتباط باشن؛و این خب باعث میشد کسایی ک کارفرما هستند بخوان کارهاشون رو گسترش بدن و خب کارمند ها هم مشکلی نداشتند~ زندگی جوری راحت شده بود ک همه بلا استثناء خوشحال بودن. از اونجایی ک همه چی خوب بود حال اومگا ها (دخترا)هم خوب بود چون دیگه لازم نبود بترسن ک اگه شب برن بیرون آلفا ها بیان سراغشون چون اگه میومدن مجازات سختی میشدن جوری ک ب غلط کردن می افتادن ولی خب از اونجایی ک اومگا های مرد کمیاب بودن باز باید بیشتر مواظب میبودن چون عطرشون دیوونه کننده بود و بعضیشون از سرکوب کننده استفاده میکردند. در این بین ی کمپانی ساخته شد مخصوص سرگرمی ک پسرا میرفتن و ادیتیشن میدادن و بعد از این ک قبول میشدن گروهی تشکیل میشد یا سولو کار میکردن~ اولین گروه این کمپانی تشکیل شده از ۷ پسر جون بود ک از یک آلفا ی اصیل(الفاهای اصیل هم خیلی کمن)و دو بتا و دو آلفا ی دیگر(ک معمولی باشند)و دو اومگا تشکیل شده بود. البته یکی از اومگا ها دورگه بود ک بعد متوجه اون یکی رگش هم میشین... خب بقیشو تو روند داستان میفهمین😂😈 امیدوارم دوسش د
  • I Still want you  por Villeneuve_Sirvan
    Villeneuve_Sirvan
    • WpView
      LECTURAS 465
    • WpPart
      Partes 3
    اینجا دنیای بزرگ کثافته ! پر از کثافت کاریه آدم های با قدرت و ، پر از بدبختی های آدم های ضعیف .. یا باید ظالم باشی یا باید مظلوم باشی چون به غیر از این دوتا راهی نیست .. زندگی قراره باهات بازی کنه و تو بازم محکوم به تحملی ! ____________________________ - من ... من هنوزم میخوامت هنوزم عاشقتم ... + خفشو ! - چیکار کنم ؟چیکار کنم بازم قبولم کنی ؟ + خفشو خفشو خفشو ... حتی جرئت نکن اسم منو دوباره روی زبونت بیاری ! - اما ... + گفتم خفشو و فقط گمشو بیرون حرومزاده _____________________________ ژانر : اصمات ، مافیایی ، گانگستری ، عاشقانه کاپل : هوپکوک ، یونمین ، نامجین
  • don't touch my little boy  por sara2007sk
    sara2007sk
    • WpView
      LECTURAS 25,512
    • WpPart
      Partes 23
    دستمو با شتاب از دست قویش کشیدم بیرون. ؟:دست از سرم بردار.... چرا همه جا دنبالم میای. ؟؟: خودت چی فکر میکنی کیتن؟ به سمتم خم شد جوری که لباش به گوشم بخوره زمزمه کرد. ؟؟:شایدم واسه این باشه که زیادی شیرین بودی..😏 ازش فاصله گرفتم. خواستم فرار کنم که با سدی از مردان سیاه پوش مواجه شدم. با ترس قدمی به عقب برداشتم. ؟؟: میخوای کارو سخت تر کنی لیتل؟ لرزش دستو پام بیشتر شده بود. رو زمین نشستمو به سختی خودمو به عقب کشیدم. دستامو جلوم سپر کردم. با دادو گریه گفتم: ؟: یکی کمکم کنه... شاید این کار اشتباه بود..... شاید باید به آپا گوش میدادم.... شاید نتونم انتقام بگیرم.... معذرت میخوام اوما نتونستم انتقامتو بگیرم... متاسفم.. ؟؟:چیزی نیست لیتل بوی. ددی کنارته. تهگی🟰 تهیونگ 🔝
  • first mission or last mission? por yummyliya
    yummyliya
    • WpView
      LECTURAS 218
    • WpPart
      Partes 3
    'این اولین باریه که روی زمین میام'یونگی مکثی کرد و توی چشمای دختر رو به روش که حالا خیس شده بود نگاهی کرد و با صدای لرزون گفت'حالا میخوام آخریش باشه،یا با تو تا آخرش اینجا باشم،یا اصلا نباشم' . . جیمین نگاهی عصبی به دختر رو به روش کرد با صدای بلند گفت:یونگی فرشته ی مرگ توعه،اون اومده تو رو ببره،میفهمی؟ . . کاور فیک یه فن ارته که یه نفر کشیده و ایدیش رو عکس هست ،چون به داستان می‌خورد کاور داستان کردمش . کاپل‌های اصلی:یونگی×یه دختره،تهکوک کاپل فرعی:نامجین،جنلیسا . یه خلاصه هم کلی بگم اگه نفهمیدید: یونگی فرشته ی مرگیه که برای گرفتن جون دخترِ داستان ۹۰ روز به زمین فرستاده میشه تهکوک هم کاپلین که به مشکل میخورن و خودشونو گم کردن و حالا فهمیدن که دوستشونو قراره به زودی از دست بدن . امیدوارم طرفدار پیدا کنه:) منم لی‌یام🙂 .
  • freedom.Paradise.hell por vminii_fiction55
    vminii_fiction55
    • WpView
      LECTURAS 229
    • WpPart
      Partes 3
    *فکر کن شیطان اونقدر عاشقت باشه که به خاطر تو از آزادی خودش بگذره* قسمتی از فیک: _ خیلی از گناهان با امتحان کردن شروع میشه +مال توهم همین جوری شروع شد؟ _ مال من از بدو تولد شروع شد! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ژانر: درام فانتزی کاپل اصلی : ویمین کاپل های فرعی: مونسان. نامجین. سپ زمان اپ: بیش از حد نامعلوم 😂 به خاطر مشغله ام ممکنه بعضی پارت ها کوتاه باشه
  • دریچه ای به گذشته por giselleorg
    giselleorg
    • WpView
      LECTURAS 848
    • WpPart
      Partes 10
    - به چشم های اون نگاه کرد...چشم هایی که از درد مچاله شده بودن و دریایی از غم درون چشم هایش لبریز شده بود ...اون چشم ها فرق کرده بود... مدتها پیش هر روز میخندید ...اون چشمها دیگه پر از زندگی نبودن ، .... کاپل اصلی : سپ یونگی تاپ
  • 🔮🌌My Twin🌌🔮 por Mandana654
    Mandana654
    • WpView
      LECTURAS 360
    • WpPart
      Partes 2
    ♡•°• همزاد من •°•♡ سرنوشت هر ادم با دیگری فرق داره ..... تو این مورد حق انتخاب نه داشتی نه داری ..... تنها کاری که ازت برمیاد اینکه با تموم وجودت باهاش بجنگی تا انجور که دلت میخواد بشه و تغییرش بدی یا بهترش کنی و با چند تا ارزو و هدف زبیاترش کنی ....... خیلی سخته ولی شدنیه زندگی مسیریه که پیچ و خم زیادی داره....... این تو هستی که باید جوری حرکت کنی که از مسیرت منحرف نشی ..... حالا فکر کن با چندتا چیز غیر منتظره مسیرت برات جذاب تر بشه......اونقدر جذاب که سختی مسیرو حسش نکنی و تا به خودت بیای ببینی به مقصدت رسیدی 🔮 آیا سوکمین و جیمین هم میتونن سر نوشت شونوتغییر بدن ؟یا از پیچ و خم زندگیشون راحت گذر کنند؟ 🔮کدومشون مقاومت بیشتری نسبت به چالش های غیر منتظره داره؟ ~~~~~~~~~~~~ ژانر: رمنس ،درام ، عاشقانه ،اسمات کاپل اصلی : کوکمین ، ویمین کاپل فرعی:سپ ، نامجین #vimin #kookmin #namjin #sope
  • 🔴Red Room🔴 por Mandana654
    Mandana654
    • WpView
      LECTURAS 319
    • WpPart
      Partes 1
    در میان هیاهوی شهر، در میان دل مردگی ها و سردرگمی ها فقط آنجاست که گوشی برای شنیدن حرف دل ها هست. از بین شلوغی پر صدای شهر، همین‌جاست که زمانه با پوست و استخوان درک می‌کند تلخی خاطرات سیاه افراد را. همینجاست آدمی که به حرف دل مردم گوش میسپارد و با جان دل اثر آن زخم ها را کم تر و در نهایت جای مانده ی آن را بهبود میبخشد. پارک جیمین روانشناس و روان پزشک برجسته کره قصد دارد به تهیونگ کمک کند تا بتونه به زندگی عادیش برگرده اما در این راه با مشکلاتی رو به رو میشه که..... ژانر: رومنس، روانشناسی، طنز، روزمرگی کاپل اصلی: ویمین، نامجین فرعی: ویکوک، کوکوی #vmin #namjin #vkook #kookv