هری hikaye

Etikete göre sırala:
هری
WpAddاستایلز
WpAddزین
WpAddonedirection
WpAddharry
WpAddpersian
WpAddzayn
WpAddniall
WpAddliam
WpAddlouis
WpAddharrystyles
هری
WpAddاستایلز
WpAddزین
WpAddonedirection
WpAddharry
WpAddpersian
WpAddzayn
WpAddniall
WpAddliam
WpAddlouis
WpAddharrystyles

21 hikaye

  • CANT BE FORCED|H.S| tarafından LikeSunMD
    LikeSunMD
    • WpView
      OKUNANLAR 138
    • WpPart
      Bölümler 2
    " اونا تو رو مجبور می کنند جید!" ناخوداگاه خندید و اصلا به شرایط دشواری که هردوی ما درش بودیم توجهی نکرد. "عزیزم من نمی تونم به چیزی اجبار بشم وقتی از اولین ساعات عمرم بال هامو بریدم و خودم رو در زندانی به نام من حبس کردم!"
  • Chasing You [ⓟⓣ] tarafından pary-hMr
    pary-hMr
    • WpView
      OKUNANLAR 7,679
    • WpPart
      Bölümler 15
    Sequel to 'The Bad Boy' 5سال بعد ,هانا یه پرستار تمام وقته که توی یکی از بیمارستان های نزدیک خونش کار میکنه.اون الان یه دختر بچه ی پنج ساله داره, 'آمیلیا دریک'. اون یه مادر مجرد ,دنبال کسی هست که کمکش کنه و اونو و دخترشو دوست داشته باشه.اون کسی رو پیدا میکنه که هر دوشونو دوست داشته باشه؟یا پدر بچه ی پنج سالشو میبینه؟ پدری که تقاضای بخشش کنه؟ Persian translation
    +9 tane daha
  • ایران  tarafından asiblack
    asiblack
    • WpView
      OKUNANLAR 150
    • WpPart
      Bölümler 6
    «میدونی چی از همه بدتر بود زین اینکه دیدم بعد از من حالت خوبه، داغونم کرد وقتی شنیدم ازدواج کردی اون وقت من اینجا داشتم از غم دوریت دیوونه میشدم این انصاف نبود که تو انقدر بدون من شاد باشی» آذر دیگه جونی براش نمونده بود
    +3 tane daha
  • انتقام tarafından hagwartsboys__
    hagwartsboys__
    • WpView
      OKUNANLAR 158
    • WpPart
      Bölümler 5
    آرورا مِلبان دختری شجاع ،شیطون،کله شق و در عین حال خرابکار هست که در پرورشگاه جادوگران اگاتا مورتان زندگی می‌کند... او به دنبال پدر مادرش است ... اما...
  • Harry Styles, The Bad Boy  [ⓟⓣ] tarafından pary-hMr
    pary-hMr
    • WpView
      OKUNANLAR 32,949
    • WpPart
      Bölümler 31
    completed✔ "دختر های خوب عاشق پسر های بد هستن." Persian translation
  • [My Beautiful Mistake] tarafından bluepurplefanfiction
    bluepurplefanfiction
    • WpView
      OKUNANLAR 2,201
    • WpPart
      Bölümler 5
    سیاهی تمام اونو فرا گرفته بود اما اون زیبا ترین صورتو داشت پس کی به اون سیاهی اهمیت میده وقتی اون زیباست؟! و زيبايى ... زیبایی تنها کلمه ای بود که میشد باهاش اونو توصیف کرد! اما اون اشتباه بود! زین مالیک زیبا ترین اشتباهی بود که هر کسی میتونست مرتکب بشه!
  • Turquoisely girl notes tarafından saakineh
    saakineh
    • WpView
      OKUNANLAR 1,073
    • WpPart
      Bölümler 3
    مجموعه ای از نوشته ها و داستان های کوتاهی که از لری استایلینسون الهام گرفتم اینجا در «Turquoisely girl notes» 💚 💙
  • THE ATLANTIS[Z.M][L.S][J.H] tarafından May_king
    May_king
    • WpView
      OKUNANLAR 1,832
    • WpPart
      Bölümler 14
    -ای الهه ی من،بنده ی شب زنده دارت را فراموش کن... شب را نجات بده و از نسل من کسی را جایگزین من کن، ای الهه ی مرگ....جهان را نجات بده.... دعای اون همیشه با بقیه ی بنده ها فرق داشت.... "Where all old tales come true...." The Atlantis...
    +22 tane daha
  • "ZED, The Dead Eastern" [Z.M] tarafından May_king
    May_king
    • WpView
      OKUNANLAR 5,947
    • WpPart
      Bölümler 27
    عشق... آشنایی که در غریبه ترین مکان با انسانیت هم مثل علف هرز رشد میکنه، و مغز رو هرزه ی توجه و خواسته شدن توسط یه بت میکنه... عشق یه هرزه ست، و انسانِ عاشق، بت پرستی دیوانه! ..... -بیا واقع بین باشیم زیبای من... من بخاطر حرفات نمیمونم! بخاطر خودت تو میرم... و بخاطر من میمیرم... . [R-rated | Mystery | contains violence ] . [Musical vibe: Nothing to lose but you -Three Days Grace Save yourself -My darkest days] .
    +22 tane daha
  • red moon tarafından Tiyyamm
    Tiyyamm
    • WpView
      OKUNANLAR 213
    • WpPart
      Bölümler 7
    در پسِ پرده‌ی تاریکِ آسمان، وقتی ماه سرخ می‌شود و سایه‌ها زنده، دنیایی دیگر بیدار می‌گردد... دنیایی که در آن، عشق و نفرت، تقدیر و مبارزه، به هم می‌آمیزند و سرنوشت‌ها را می‌سازند. دو گرگینه، زاده‌ی همان شبِ سرنوشت‌ساز، وقتی ماه به رنگ خون درآمد و طلسمِ کهنِ جهان شکست. آن‌ها از دلِ تاریکی متولد شدند، اما در قلب‌هاشان جرقه‌ای از نور بود؛ نوری که تنها در کنار هم می‌درخشید. عشقشان از همان نخستین نگاه، ممنوعه بود. قبیله‌ها، سنت‌ها، و حتی خودِ ماه، دشمنِ این پیوند شدند. همه تلاش کردند تا آن‌ها را از هم جدا کنند، اما چه سود؟ وقتی دو روح به هم می‌رسند، هیچ مرزی، هیچ نفرینی، و هیچ ترسی نمی‌تواند جلویشان را بگیرد... #larry #ziyam
    +22 tane daha
  • پسر خاله لویی tarafından PariSfv
    PariSfv
    • WpView
      OKUNANLAR 4,118
    • WpPart
      Bölümler 10
    سلام. من جیلیان لی مستر (Leemaster ) ،متاسفانه یک پسرخاله دارم.یک پسر دست و پاچلفتی خنگ وصدالبته بچه ننه... نمیدانم من چه گناهی کرده ام که اولا خانه شان دیواربه دیوار ماست.دوما ،هم کلاسی هستیم و هرروز قیافه مسخره اش را می بینم. لعنتی .. ازاین بدتر هم می شود؟ ○_○
    +11 tane daha
  • CARMEN |H.S| tarafından LikeSunMD
    LikeSunMD
    • WpView
      OKUNANLAR 4,991
    • WpPart
      Bölümler 16
    کارمن,فرشته ای متولد شده از شیاطین..اما ایا او می تواند شیطان اصلی را به زمان تولدش برگرداند؟ زمانی که چشم های یاقوتی سبز اش بدون هیچ گناهی می خندیدند؟! WARNING🚫>> |SEXUAL CONTENT|
  • 3 a.m tarafından nomatterwhoisthis
    nomatterwhoisthis
    • WpView
      OKUNANLAR 938
    • WpPart
      Bölümler 2
    _توداری ازم سو استفاده میکنی ؟ هری : شاید ... 😏 فن فیکشنی متفاوت از هری با ما باشین ❤️
    +3 tane daha
  • More than you!  [H.S] tarafından our_fanfiction_
    our_fanfiction_
    • WpView
      OKUNANLAR 1,471
    • WpPart
      Bölümler 5
    _حاضری برگردی و داستان زندگیتو از اول شروع کنی؟ به تفاوت اینکه اینبار خودت بنویسیش؟ با لبخند بهم نگاه کرد: اگه هنورم تو اونجا باشی !
  • 52 Birthdays with Lou  (Persian translation) tarafından larries__iran
    larries__iran
    • WpView
      OKUNANLAR 3,540
    • WpPart
      Bölümler 13
    شمع های تولد جادویی ان اونا سعی میکنن عشق رو به وجود بیارن اما گاهی اشتباه میکنن اشتباهی مرگبار All credits go to http://sometimesitshardtograsp.tumblr.com/post/16867200652/52-birthdays-with-lou
  • Our baby boy [N.S] [N.H] [L.S] tarafından matildastevans
    matildastevans
    • WpView
      OKUNANLAR 938
    • WpPart
      Bölümler 7
    -من میخوام تا ابد باهات باشم بیبی + ابدم یه کلمه ایه که بالاخره تموم میشه لویی. من نمیخوام تا ابد باهات بمونم.. میخوام تا وقتی که اون کسی که اون بالاست اعلام کنه حتی بهشت و جهنمم تموم شده باهات بمونم و حتی اگه بازم پودر شدیم میخوام خاکسترام با تو یکی شه که هیچوقت از دستت ندم.. - ما تا ابد نویی میمونیم بیبی بوی:)
    +11 tane daha
  • My Angel ( My Angles series) H.S tarafından sana-malik
    sana-malik
    • WpView
      OKUNANLAR 5,028
    • WpPart
      Bölümler 7
    من هری رو دوست داشتم. با تمام وجودم. همیشه یه آینده ی خوب و خوش رو باهاش تصور می کردم. وقتی ازم درخواست ازدواج کرد دیگه چیزی تو دنیا نبود که بتونه از اون بیشتر خوشحالم کنه اما نمی دونم چه اتفاقی افتاد. یه روز....اون خیلی راحت گفت خداحافظ و منو تنها گذاشت... حالا من موندم و یه جای خالی و یه یادگاری از هری که نمیذاره فراموشش کنم
  • ..... tarafından shiallbitche
    shiallbitche
    • WpView
      OKUNANLAR 121
    • WpPart
      Bölümler 1
    خ
  • You Are Mine Hoover! tarafından ZahraRadmehr
    ZahraRadmehr
    • WpView
      OKUNANLAR 96
    • WpPart
      Bölümler 3
    میخندد و من،خنده هایش را دوست دارم! . . زبانِ گیرکرده لای دوردیف دندان سفیدش راهنگام خندیدن،دوست دارم:) . . _اسم من زین... +من هوور صدات میکنم! _هوور!چرا دخترکِ عجیب؟! +چون وقتی اومدی،من مشغول نگاه کردن به کتاب اعتراف بودم از کالین هوور...⭐ . . .