هوسوک Geschichten

Suche durch Tags verfeinern:
هوسوک
WpAddیونگی
WpAddسپ
WpAddتهیونگ
WpAddجیهوپ
WpAddشوگا
WpAddنامجون
WpAddجیمین
WpAddجین
WpAddیونسوک
WpAddhoseok
WpAddجونگکوک
WpAddyoonseok
WpAddsuga
WpAddbtsfanfic
WpAddbts
WpAddsope
WpAddyoongi
WpAddjhope
WpAddnamjoon
هوسوک
WpAddیونگی
WpAddسپ
WpAddتهیونگ
WpAddجیهوپ
WpAddشوگا
WpAddنامجون
WpAddجیمین
WpAddجین
WpAddیونسوک
WpAddhoseok
WpAddجونگکوک
WpAddyoonseok
WpAddsuga
WpAddbtsfanfic
WpAddbts
WpAddsope
WpAddyoongi
WpAddjhope
WpAddnamjoon

42 Geschichten

  • peace within you  von roseisflwr
    roseisflwr
    • WpView
      GELESEN 7,815
    • WpPart
      Teile 50
    17.sept.2022 آرامشی که مدت ها گم کرده بودم رو پیدا کردم جایی که ،هیچکس فکر نمی‌کرد باشه ؛ درست در وجود تو .. writer:Rose
  • The Good Asshole von Gol_queen
    Gol_queen
    • WpView
      GELESEN 8,904
    • WpPart
      Teile 24
    "...می گفت یه آدم خوبِ عوضی اولین سیگارو دستش داده.هیچوقت نفهمیدم اون ادم اونقدر خوب بود که حتی با وجود عوضی بازیش نمی تونست به خوبیش اشاره نکنه یا اونقدر بد که حتی موقع به یاد آوردن یه خاطره ساده هم نمی تونست بهش فحش نده." عوضی خوب کاپل ها:تهگی،جینهوپ،یونسوک،تهجین(خبری از روابط ضربدری نیست!) ژانر:رومنس روزهای آپ: اخرهفته
  • The End |tk| von vlikembutw
    vlikembutw
    • WpView
      GELESEN 75,556
    • WpPart
      Teile 25
    "تو نمیتونی با احساسات من بازی کنی جونگکوک، من ی اسباب بازی لنتی نیستم ک بازیتو کنی و بعد ولش کنی،فمیدی؟" " اوه فرشته، من هیچوقت نمیتونم ولت کنم" --------------- (ترجمه شده س) رتبه های این فف: # 1 IN VKOOK # 1 in taekook # 1 in fantasy - romance # 1 in bottomtae # 1 in taehyung
  • gem von nina_7777777
    nina_7777777
    • WpView
      GELESEN 1,625
    • WpPart
      Teile 1
    ^^^《#ONESHOT》 ~ Criminal , Smut ~ COUP: sope ~Hoseok top ~ WRITER: #니나
  • Midnight Blue/آبی نیمه‌شب von Sope_lovz
    Sope_lovz
    • WpView
      GELESEN 64
    • WpPart
      Teile 1
    یه حرف ساده از یونگی... یه پیش‌بینی عجیب... و یه شب که همه‌چیز رو عوض کرد. آبی شدن دریا، آغاز پایان بود. Genres: Angst, Drama, Romance, Tragedy, Slice of Life ⭕️توجه⭕️ این وانشات ساخته ذهن نویسنده میباشد و هیچ ربطی به زندگی روزمره اعضا ندارد. کپی این اثر بدونه اجازه ممنوع میباشد. #یونگی #جیهوپ #یونسوک #آبی #شب #دریا
  • My Neighbour von nina_7777777
    nina_7777777
    • WpView
      GELESEN 1,493
    • WpPart
      Teile 1
    ^^^《#ONESHOT》 ~NAME: my neighbour ~ deram , slice of life ~ COUP: sope ~ WRITER: #니나
  • Sope | Oneshot von Moonika93
    Moonika93
    • WpView
      GELESEN 13,870
    • WpPart
      Teile 6
    وانشات‌های سپ با ژانر‌های مختلف *-* داستان ها امکان داره هم هوسوک تاپ باشن و هم یونگی تاپ. ابتدای همه‌ی وانشات‌ها رو حتما چک کنید چون ژانر‌ها رو اونجا نوشتم.
  • Hi,we got married von Gol_queen
    Gol_queen
    • WpView
      GELESEN 14,328
    • WpPart
      Teile 34
    یونگی و هوسوک برای فرار از تاریکی که سالها توش حبس شده ان بهم چنگ می اندازن...اما وقتی عواقب بیرون اومدن از اون تاریکی خودشونو نشون میدن میفهمن شاید برای هم اون چتر نجاتی که فکر می کردن نبودن... و جیمین پسری که داره با خودش می جنگه تا از عشقی که بهش زخم میزنه دست نکشه.. -از اینکه باهام ازدواج کردی پشیمونی؟؟ +آره. ****** -....من لکه سیاه زندگیت نیستم که سعی میکنی قایمش کنی. +جیمین مزخرف نگو من تو رو قایم نمی کنم. -اما جرات اینکه دستمو بگیری رو هم نداری. نام فیک:سلام ما ازدواج کردیم. کاپل:سپ و ویمین ژانر:رمنس روزهای آپ:نامعلوم
  • 𝐇𝐚𝐳𝐞𝐥𝐧𝐮𝐭 𝐁𝐫𝐚𝐢𝐧𝐲(ʘᴗʘ✿) von Khazaninfall
    Khazaninfall
    • WpView
      GELESEN 2,968
    • WpPart
      Teile 8
    𝐈 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐰𝐡𝐚𝐭 𝐭𝐨 𝐬𝐚𝐲 𝐩𝐭.𝟒 نام و نام خانوادگی📝: مغز فندقی (Hazelnut Brainy)🌰 گل سر سبد🌼: کوکمین🐣🐰 با حضور ویژه📸: ویهوپ🐯🦄 + وِندی (ردولوت)🐿 توضیحات تکمیلی📌: داستان از اونجایی که شروع میشه که کوک با جیمین شی -مغز بزرگ دانشگاه- هم اتاقی میشه!!! چگونگی شکل گیری📽: همه چیز از وقتی شروع شد که نویسنده بعد از ۴ بار ریواچ کردن سریال شرلوک هلمز با بازی بندیکت کامبربچ تصمیم به شرلوک کردن جیمین شی کرد! (توجــــه⭕ : عملا هر چی تو این داستان میخونین چرت و پرته...حوصله نداشتم نرفتم سرچ کنم همچین رشته ای وجود داره یا نه؛ نویسنده گشادهههههه! ) زارتان زورتان😈💦؟ هنوز تصمیم نگرفتم🤠 ❤ (◍•ᴗ•◍)با تشکر از همراهی شما(ʘᴗʘ✿)🧡
  • I'm not as bright as him [Oneshot] von AuroraxFamily
    AuroraxFamily
    • WpView
      GELESEN 726
    • WpPart
      Teile 1
    از متن داستان: +نباید بیشتر از این منتظرش بذارم، فکر کنم اون واقعاً نیاز داره این حرفا رو بشنوه. جونگکوک سرشو به نشونه‌ی تایید تکون داد تا مطمئنش کنه که داره کار درستو انجام میده؛ ولی درواقع هر کلمه‌ درباره‌ی اون پسر که شبیه یه تیکه از خورشید می‌درخشید جونگکوکو یاد خودش مینداخت که حتی از تاریک‌ترین قسمت جنگلم تیره‌ تر بود. به این فکر کرد که یونگی تا به حال چندبار اونو منتظر گذاشته؟ و جواب هر روز بود، جونگکوک تمام مدت منتظر بود یونگی کمی بیشتر به اطرافش دقت کنه؛ اون هر روز منتظر بود یونگی با یه چراغ قوه تو دستش برسه به عمق جنگل و اونو روی زمین سرد، مرطوب و تاریک جنگل پیدا کنه. ولی خورشید هربار زیباتر از اون می‌تابید که بشه چشم ازش برداشت. و با بسته شدن در، جونگکوک همچنان همونجا نشست؛ تو تاریک‌ترین نقطه‌ی جنگل. 🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊 👟کاپل: یونکوک، سپ 👟ژانر: روزمره، درام 👟نویسنده: Velvet Moon 👟-وانشات
  • 𝐒𝐦𝐢𝐬𝐞𝐥 von HopeKook_daughter
    HopeKook_daughter
    • WpView
      GELESEN 3,977
    • WpPart
      Teile 10
    یونگی هوسوکش رو از دست داد.. و وقتی دوباره به دستش آورد... پنج سال برای برگردوندن لبخندش تلاش کرد. پنج سال عذاب کشید. و قسم خورد نذاره هیچ یونگیِ دیگه‌ای خورشیدش رو از دست بده. ---part of story--- من وقتی نابود شدم که هوسوکمو بردن، جونگکوک درکم نمیکنی, نمیفهمی چی میکشم, دارم میمیرم... هر نفسی که بدون هوسوک میکشم انگار خاکستر فرو میدم تو ریه‌ام ،وجودم میسوزه همه جام درد میکنه از دوریش قلبمو حس نمیکنم، تنها چیزی که حس میکنم دلتنگیشه دارم توش میسوزم. به این فکر میکنم که چه بلایی داره سرش میاد میخوام خودمو بکشم، به چیزای احتمالی فکر میکنم دوست دارم خودمو تکه تکه کنم که چرا گذاشتم ببرنش کوک این یه حرف نیس واقعا دارم میسوزم، حسش میکنم واقعا اعماق وجودم داره تو جهنم سرخ میشه فقط میخوام بمیرم، ولی قبل از اون باید زندگیمو پیدا کنم باید مطمئن بشم که حالش خوبه، بعدش میتونم بمیرم ولی اول باید پیداش کنم! ---information--- couple: sope status: complete Author: Rashel genre : classic, time travel, supernatural, angst ---ranking--- یونسوک: 8🏅
  • °•𝓡𝓮𝓿𝓮𝓪𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓽𝓱𝓮 𝓼𝓮𝓬𝓻𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓙𝓮𝓸𝓷 •°♫︎ von g_Elahe
    g_Elahe
    • WpView
      GELESEN 4,008
    • WpPart
      Teile 2
    [افشای راز جئون] کاپل اصلی:تهکوک /کوکوی [درحال ادیت] خانواده جئون.... قدیمی ترین و قدرتمند ترین خانواده کره جنوبی ؛و اولین خانواده در کل آسیا که میزبان اصیل های قدرتمند بودند. خانواده ای که از یک جا به بعد تبدیل به یک خاندان قدرتمند و بزرگ و "تاریخی" شدند! خاندانی که باعث صلح بین گرگینه ها و خونآشام ها و همینطور انسان ها شد و از جنگ و کشتار های بزرگ جلوگیری کرد.🩸⚔ خاندانی که همه جانبه صلح رو ایجاد کرد و همین دلیل سبب شد تا همه پک ها از بین بره و همه شون حتی آلفا های اون پک ها(آلفا های پک ها هم قدرتمند هستند که مسئولیت آلفا شدن رو قبول میکنند) یک فرد از خانواده جئون رو به عنوان آلفاشون انتخاب کنند‌.🐺🕰 ولی همه چی در شبی از بین رفت... در مهمانی ای که همه ی اعضای آن دعوت شده بودند و دور هم جمع بودند.... صدای جیغ های بلندی میومد... در خواست های کمک...خواهش هایی برای نجات جونشون... -اون لعنتی همش دستش میرفت سمت جاهای ممنوعه ، آخرسر مجبور شدم کراواتم رو در بیارم و دور دستش ببندمُ بگم :از الان ترجیح میدم بسته باشه. -بزار یک بار برای همیشه خودم رو معرفی کنم. جئون جونگکوک هستم!وارث خاندان جئون! -دلم برات تنگ شده بود ددی!
  • ONLY TODAY[TAEKOOK,VKOOK] von Tamiehur
    Tamiehur
    • WpView
      GELESEN 55,200
    • WpPart
      Teile 15
    [فقط امروز] تو همیشه بودی،حتی توی لحظاتی که حضورت رو احساس نمیکردم هم نگاهت روی من بود و به فکرم بودی اما...چرا من باید یک روز رو چندین بار زندگی میکردم تا بالاخره پیدات کنم؟ {اتمام یافته} کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:؟؟؟ ژانر:مینی فیک،فانتزی،رمنس،اسمات،اسلایس آو لایف،مدرسه ای،مدرن
  • Seven von HanaArmy22
    HanaArmy22
    • WpView
      GELESEN 21,381
    • WpPart
      Teile 28
    کاپل اصلی:کوکمین 🔞kookmin🔞 A little part of story: بلند شد، پاهاشو روی تخت دو طرف پسر گذاشتو روش خیمه زد چشمای جیمین از این حرکت تغییر سایز داد جیمین:کوک کوک هومی کردو بوسه ای روی پیشونی پسر زد این رفتار پسر کلافش کرده بود و حاضر بود برای برگردوندن پارک جیمین همیشگی هر کاری بکنه حتی حاضر بود غرورشو بشکنه روی جیمین دراز کشید ، سرشو روی سینش گذاشت و ب ضربان قلب پسر گوش داد کوک:بغلم کن جیمین بی حرف دستاشو دور کمر پسر پیچید چند دقیقه ب همین منوال گذشت تا کوک ب حرف اومد کوک:من ی تصمیمی گرفتم.... . . .
  • STRANGE PROJECT von MiniDarwin
    MiniDarwin
    • WpView
      GELESEN 156
    • WpPart
      Teile 1
    Oneshot . . . Name: Strange project Couple: Hopemin Genre: Fantasy, Smut, Fun
  • 𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒄𝒖𝒍𝒑𝒕𝒆𝒅 𝒗𝒊𝒄𝒕𝒊��𝒎 von Meloni_vkook17
    Meloni_vkook17
    • WpView
      GELESEN 26
    • WpPart
      Teile 2
    •قربانیِ تراشیده شده• عشقش آتشی بود با وعده‌ی گرما؛اما تنها خاکستر به‌جا می‌گذاشت. هر گام به سوی او، تکه‌ای از جانم را به باد می‌سپرد. لبخندش، مرگِ آرام بود و سکوتش، باززنده شدن در تباهی. و در پایان دانستم؛ نه مرا، که فروپاشی‌ام را دوست می‌داشت. ____ _اشتباهت همین بود؛عشق من گرما نمیداد،تنها میسوزوند و تو زیباتر شدی در شعله‌هایش. _و حالا که سوخته‌ام؟چی مونده از من جز خاکستر کیم؟ ------- •Couple:vkook,secret Genre:Romance,smut,angset, حقوقی,جنایی •Writer:Meloni
  • my beautiful world von g_Elahe
    g_Elahe
    • WpView
      GELESEN 3,629
    • WpPart
      Teile 2
    از اونجایی ک دوره ی آلفا های خودپسند و عوضی و کثیف بازی هاشون تموم شده بود همه ی پک ها در کنار هم بدون هیچ مشکلی زندگی میکردن جوری ک بدون اینکه مشکلی داشته باشن از این پک ب اون پک برن و با افراد پک های دیگه در ارتباط باشن؛و این خب باعث میشد کسایی ک کارفرما هستند بخوان کارهاشون رو گسترش بدن و خب کارمند ها هم مشکلی نداشتند~ زندگی جوری راحت شده بود ک همه بلا استثناء خوشحال بودن. از اونجایی ک همه چی خوب بود حال اومگا ها (دخترا)هم خوب بود چون دیگه لازم نبود بترسن ک اگه شب برن بیرون آلفا ها بیان سراغشون چون اگه میومدن مجازات سختی میشدن جوری ک ب غلط کردن می افتادن ولی خب از اونجایی ک اومگا های مرد کمیاب بودن باز باید بیشتر مواظب میبودن چون عطرشون دیوونه کننده بود و بعضیشون از سرکوب کننده استفاده میکردند. در این بین ی کمپانی ساخته شد مخصوص سرگرمی ک پسرا میرفتن و ادیتیشن میدادن و بعد از این ک قبول میشدن گروهی تشکیل میشد یا سولو کار میکردن~ اولین گروه این کمپانی تشکیل شده از ۷ پسر جون بود ک از یک آلفا ی اصیل(الفاهای اصیل هم خیلی کمن)و دو بتا و دو آلفا ی دیگر(ک معمولی باشند)و دو اومگا تشکیل شده بود. البته یکی از اومگا ها دورگه بود ک بعد متوجه اون یکی رگش هم میشین... خب بقیشو تو روند داستان میفهمین😂😈 امیدوارم دوسش د
  • 𝐝𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐨𝐟 𝐦𝐞 von FIC_THERAPY
    FIC_THERAPY
    • WpView
      GELESEN 882
    • WpPart
      Teile 4
    𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑭𝒖𝒍𝒍 𝑺𝒎𝒖𝒕,𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝒔𝒍𝒊𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒍𝒊𝒇𝒆, 𝑩𝑫𝑺𝑴, 𝒑𝒔𝒚𝒄𝒉𝒐𝒍𝒐𝒈𝒊𝒄𝒂𝒍, 𝒎𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒊𝒐𝒖𝒔 ژانر : فول اسمات، رومنس، بخشی از زندگی، بی. دی. اس. ام، روانشناختی، راز آلود 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑺𝒆𝒄𝒓𝒆𝒕 کاپل : سکرت ┄┈┉┉┅••┅❥┄┄┈┉┄┈┉ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝐊𝐫𝐢𝐬𝐭𝐞𝐧 «خلاصه داستان» من. یعنی جانگ هوسوک یا جیهوپ فرقی نمی‌کنه کدوممون داره الان صحبت می‌کنه. سالهاست داریم با هم کنار میاییم. اما... از وقتی این دختر وارد زندگیمون شد یا بهتر بگیم ما وارد زندگیش شدیم. همه چیز تغییر کرد. شاید بهتر باشه اینجوری عنوانش کنم. تغییر برای ما یعنی من و نابودی برای ا.ت. *پوزخند* چرا نابودی؟ بیا تا برات تعریف کنم که باهاش چیکار کردم.
  • I Still want you  von Villeneuve_Sirvan
    Villeneuve_Sirvan
    • WpView
      GELESEN 439
    • WpPart
      Teile 3
    اینجا دنیای بزرگ کثافته ! پر از کثافت کاریه آدم های با قدرت و ، پر از بدبختی های آدم های ضعیف .. یا باید ظالم باشی یا باید مظلوم باشی چون به غیر از این دوتا راهی نیست .. زندگی قراره باهات بازی کنه و تو بازم محکوم به تحملی ! ____________________________ - من ... من هنوزم میخوامت هنوزم عاشقتم ... + خفشو ! - چیکار کنم ؟چیکار کنم بازم قبولم کنی ؟ + خفشو خفشو خفشو ... حتی جرئت نکن اسم منو دوباره روی زبونت بیاری ! - اما ... + گفتم خفشو و فقط گمشو بیرون حرومزاده _____________________________ ژانر : اصمات ، مافیایی ، گانگستری ، عاشقانه کاپل : هوپکوک ، یونمین ، نامجین