واندایرکشن Stories

Refine by tag:
واندایرکشن
WpAddonedirection
واندایرکشن
WpAddonedirection

11 Stories

  • Metanoia  by ziamway_
    ziamway_
    • WpView
      Reads 3,267
    • WpPart
      Parts 21
    در تاریک‌ترین نقطه‌ی جهان هستی، جایی که پژواک پلیدی و خنده‌های کریهانه‌ی دیوان و شروران هراس بر دل هر موجود زنده‌ای می‌انداخت، درست همان‌جایی که شیطان ایستاده بود، گل بابونه ای سر از خاک در آورد. Compelete
  • Depend on it  by ziamway_
    ziamway_
    • WpView
      Reads 5,090
    • WpPart
      Parts 17
    - ما به تن دوئیم و اندر روح یک.
  • Our baby boy [N.S] [N.H] [L.S] by matildastevans
    matildastevans
    • WpView
      Reads 938
    • WpPart
      Parts 7
    -من میخوام تا ابد باهات باشم بیبی + ابدم یه کلمه ایه که بالاخره تموم میشه لویی. من نمیخوام تا ابد باهات بمونم.. میخوام تا وقتی که اون کسی که اون بالاست اعلام کنه حتی بهشت و جهنمم تموم شده باهات بمونم و حتی اگه بازم پودر شدیم میخوام خاکسترام با تو یکی شه که هیچوقت از دستت ندم.. - ما تا ابد نویی میمونیم بیبی بوی:)
  • [My Beautiful Mistake] by bluepurplefanfiction
    bluepurplefanfiction
    • WpView
      Reads 2,201
    • WpPart
      Parts 5
    سیاهی تمام اونو فرا گرفته بود اما اون زیبا ترین صورتو داشت پس کی به اون سیاهی اهمیت میده وقتی اون زیباست؟! و زيبايى ... زیبایی تنها کلمه ای بود که میشد باهاش اونو توصیف کرد! اما اون اشتباه بود! زین مالیک زیبا ترین اشتباهی بود که هر کسی میتونست مرتکب بشه!
  • THE ATLANTIS[Z.M][L.S][J.H] by May_king
    May_king
    • WpView
      Reads 1,832
    • WpPart
      Parts 14
    -ای الهه ی من،بنده ی شب زنده دارت را فراموش کن... شب را نجات بده و از نسل من کسی را جایگزین من کن، ای الهه ی مرگ....جهان را نجات بده.... دعای اون همیشه با بقیه ی بنده ها فرق داشت.... "Where all old tales come true...." The Atlantis...
  • 52 Birthdays with Lou  (Persian translation) by larries__iran
    larries__iran
    • WpView
      Reads 3,540
    • WpPart
      Parts 13
    شمع های تولد جادویی ان اونا سعی میکنن عشق رو به وجود بیارن اما گاهی اشتباه میکنن اشتباهی مرگبار All credits go to http://sometimesitshardtograsp.tumblr.com/post/16867200652/52-birthdays-with-lou
  • You Are Mine Hoover! by ZahraRadmehr
    ZahraRadmehr
    • WpView
      Reads 96
    • WpPart
      Parts 3
    میخندد و من،خنده هایش را دوست دارم! . . زبانِ گیرکرده لای دوردیف دندان سفیدش راهنگام خندیدن،دوست دارم:) . . _اسم من زین... +من هوور صدات میکنم! _هوور!چرا دخترکِ عجیب؟! +چون وقتی اومدی،من مشغول نگاه کردن به کتاب اعتراف بودم از کالین هوور...⭐ . . .
  • zayn leaving stunt by zonedsecrets
    zonedsecrets
    • WpView
      Reads 2,504
    • WpPart
      Parts 2
    "همه چی نمایشی و صحنه سازی بود چون اونا کلی دروغ گفتن, واقعیتو دستکاری کردن برای اینکه کسی شک نکنه کلی داستان دیگه وارد ماجراشون کردن کلی آدم قربانی شدن :( بعضیا خودشون بعضیا هم شخصیتشون..." ◆◇◆◇ بارها ثابت کردیم که رفتن زین از وان دایرکشن صحنه سازی بوده اما اتفاقای اخیر باعث شده که بیشتریا به این موضوع شک کنن برای همین تصمیم گرفتم براتون یه جمع بندی کنم بهتون پیشنهاد می کنم حتمااااا بخونید و به دوستاتونم معرفی کنید چون زحمتش کم نبود ‾ ‿ ⁀ xoxoxo
  • Broken love  by 1dlornfanfiction
    1dlornfanfiction
    • WpView
      Reads 222
    • WpPart
      Parts 1
    همه ما تو عشق شکست خوردیم ولی بستگی به نوعش داره ، اونجاس که دیگه به عشق ایمان نداری و عشق و تو قالب هوس میبینی . به جای عشق نفرت میاد ،نفرت که بیاد دیگه نسبت به همه چی سرد میشی و میمیری ظاهری نه باطنی و این تازه شروع داستانه
  • Green diary  by ChibeniTP
    ChibeniTP
    • WpView
      Reads 9,238
    • WpPart
      Parts 14
    [Completed] " دفترچه یادداشت سبز " دفترچه یادداشتی گم میشود ، مرد کتابفروش پیدایش میکند . یادداشت های خصوصیه مرد جوان را مثل کتابی ممنوع میخواند ، اشتیاق آغاز میشود ... شوق دیدارِ... [ او یک معما بود. شبیه نگاه کردن به کسی ، از پشت شیشه ی بخار گرفته . مثل کسی بود که در رویا دیده باشی، اما به محض اینکه سعی میکنی به خاطر بیاوری اش چهره اش محو میشد ...] ☞︎︎︎ 𝑳𝒂𝒓𝒓𝒚 , 𝒁𝒊𝒂𝒎 , 𝑵𝒊𝒂𝒍𝒍 ɪɴ ғʀᴀɴᴄᴇ 🇫🇷 🥇#1 Directioner 🥇#1 واندایرکشن 🥇#1 زیام 🥇#2 لری 🥇1# واندی
  • NIGHTMARE  by ChibeniTP
    ChibeniTP
    • WpView
      Reads 17,571
    • WpPart
      Parts 33
    [Completed] ☜︎︎︎--تمام زندگی اش هول محور اشتباهاتش میچرخد و شروع به کشیدنش داخل سیاه چاله ی کابوس می‌کند او با هر اشتباه زندگی اش را بیشتر به کابوس مبدل میکند، کابوسی سرد و سیاه تنها راه نجاتش معشوق شیرینش است که هر لحظه از هم دور و دورتر میشوند او در جستجوی زره ای آرامش، چه در بیداری و یا خواب در کابوس گمشده پایان این کابوس، برایش تلخ است یا شیرین؟ --☞︎︎︎ ☞︎︎︎ 𝒁𝒊𝒂𝒎 , 𝑳𝒂𝒓𝒓𝒚 , 𝑵𝒊𝒂𝒍𝒍 ɪɴ ᴇɴɢʟᴀɴᴅ 🇬🇧 🎖Top rankings: {🥇 #1 واندایرکشن #18 Directioner #48 ziammayn }