Historias de وانگشیان

Buscar por etiqueta:
وانگشیان
WpAddییجان
WpAddییبو
WpAddشیائوجان
WpAddوانگییبو
WpAddییژان
WpAddانگست
WpAddوانگ‌ییبو
WpAddجان
WpAddگی
WpAddعاشقانه
وانگشیان
WpAddییجان
WpAddییبو
WpAddشیائوجان
WpAddوانگییبو
WpAddییژان
WpAddانگست
WpAddوانگ‌ییبو
WpAddجان
WpAddگی
WpAddعاشقانه

27 Historias

  • 𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝑺𝒉𝒐𝒆𝒔 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 176
    • WpPart
      Partes 1
    من برات کافی نبودم؟ منی که برات میمردم؟ منی که همه پس‌اندازم رو برای خرید هدیه کنار گذاشته بودم؟ چرا همیشه تو چشم تو کمم؟ 👟𝑀𝑦 𝐿𝑜𝑣𝑒 𝑆ℎ𝑜𝑒𝑠👟 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ 𝑻𝒚𝒑𝒆:𝑉𝑒𝑟𝑠𝑒 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:𝑆𝑐ℎ𝑜𝑜𝑙, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_
  • 𝑨𝒍𝒍 𝑴𝒚 𝑪𝒆𝒍𝒍𝒔 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 205
    • WpPart
      Partes 1
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑨𝒍𝒍 𝑴𝒚 𝑪𝒆𝒍𝒍𝒔 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 𝑻𝒚𝒑𝒆: 𝑽𝒆𝒓𝒔𝒆 پسری که به خاطر سوختگی صورتش حاضر نیست بیرون بره و چندین ساله خودش رو توی اتاقش حبس کرده؛ اما نزدیک به دو ساله که عاشق شده، عاشق مردی که تنها از پشت پنجره‌ میتونه اون رو ببینه. مردی که پیانو تدریس میکنه و همراه دخترش به خونه روبه‌رویی پسر میاد. پسر همیشه پنجره رو باز میکنه تا از راه دور عطر مرد رو احساس کنه. حضور شیائو جان و دخترش چه تاثیری روی زندگی ییبو میذاره؟ اون رو از زندانش نجات میده؟
  • 𝑨𝒎𝒏𝒆𝒔𝒊𝒂 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 152
    • WpPart
      Partes 1
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑨𝒎𝒏𝒆𝒔𝒊𝒂 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑉𝑒𝑟𝑠𝑒 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ خلاصه داستان: ییبو و جان دو بوکسور حرفه‌ای هستند که توی رینگ مبارزه باهم آشنا میشن. همیشه اونی که تردت میکنه، آدم بده قصه نیست. گاهی وقت‌ها برای خوشبختی طرف، از خودش هم میگذری. ییبو میتونه با فراموشی جان کنار بیاد؟ آیا امیدی به درمان هست؟ _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ برشی از فیک: میخوام هر روز بهت بگم دوستت دارم. شاید فردا من رو یادت نیاد؛ اما قلب من آرومه... من عمیق‌ترین بخش قلبم رو به تو نشون دادم. من فکر میکردم توی سینه‌م قلبی ندارم؛ اما با دیدنت فهمیدم قلب داشتم، فقط چیزی وجود نداشت تا اون رو به ضربان بندازه. تو دلیل ضربان قلبمی‌.
  • 𝑴𝒚 𝑴𝒖𝒇𝒇𝒊𝒏 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 219
    • WpPart
      Partes 1
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑴𝒚 𝑴𝒖𝒇𝒇𝒊𝒏 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛𝑇𝑜𝑝 داستان افسر پلیسی که مسئول رسیدگی و استخدام سربازهای جدیده و به اون‌ها درس میده. ییبو یکی از سربازهاست که رویای پلیس شدن داره و بعد از تموم شدن کلاسش بچه شیرخوار شیائو جان رو نگه میداره تا مرد به تدریسش برسه. قصه عاشقی این‌ها چطور شروع میشه؟ آیا ییبو میتونه نمره قبولی رو از شیائو جان بگیره؟ ییبو‌ چیکار میکنه که جان حاضره جونش رو براش بده؟
  • 𝐼 𝑊𝑖𝑠ℎ 𝑊𝑒 𝑁𝑒𝑣𝑒𝑟 𝐺𝑟𝑒𝑤 𝑈𝑝 (𝐶𝑜𝑚𝑝𝑙𝑒𝑡𝑒𝑑) por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 10,798
    • WpPart
      Partes 39
    𝐹𝑖𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛 𝑁𝑎𝑚𝑒: 𝐼 𝑊𝑖𝑠ℎ 𝑊𝑒 𝑁𝑒𝑣𝑒𝑟 𝐺𝑟𝑒𝑤 𝑈𝑝 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐹𝑙𝑢𝑓𝑓, 𝐶𝑜𝑚𝑒𝑑𝑦 𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: 𝑆𝑢𝑛 𝐹𝑙𝑜𝑤𝑒𝑟 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑉𝑒𝑟𝑠𝑒 𝑆𝑡𝑎𝑡𝑢𝑠: 𝐶𝑜𝑚𝑝𝑙𝑒𝑡𝑒𝑑 تو به دنیا اومدی تا بخشی از وجود من باشی، تو هستی تا به من ثابت کنی میشه به لبخند خدا امیدوار بود...
  • دیوانگی por Rozalin91
    Rozalin91
    • WpView
      LECTURAS 1,100
    • WpPart
      Partes 1
    بعد از اون بود که چیزی رو به خاطر نمی آورد تنها وقتی به خودش اومده بود ک دورو برش پر از خرد شیشه شده بود نمیدونست چه اتفاقی افتاده و کی اون گلدون آبی وسط میز جلو مبل فرو رفته بود فقط صدای بم و دلنشین ییبو رو که مدتها دلتنگش بود کنار گوشش میشنید
  • 𝑆ℎ𝑜𝑟𝑡 𝑆𝑡𝑜𝑟𝑦 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 516
    • WpPart
      Partes 4
    داستان‌های کوچولو از ییجانم❤️💚💛💙
  • The prince of my heart por negar_mazaneh
    negar_mazaneh
    • WpView
      LECTURAS 657
    • WpPart
      Partes 1
    چه در آغوشم بگیری چه مرا پس بزنی تنها شاهزاده ی قلبم تویی ...جان دل در گرو شاهزاده ی کشور ،وانگ ییبو دارد اما این عشق... .تاریخی.انگست،عاشقانه. ییبو تاپ
  • 𝑅𝑒𝑙𝑦 𝑂𝑛 𝑀𝑒 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 124
    • WpPart
      Partes 1
    𝑅𝑒𝑙𝑦 𝑂𝑛 𝑀𝑒 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ 𝑻𝒚𝒑𝒆:𝑌𝑖𝑏𝑜𝑇𝑜𝑝 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:𝑊𝑎𝑟, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ شیائو جان شاهزاده منزوی چین که تنها چیزی که براش اهمیت داره اسبشه. اون توی وضعیت روحی خوبی قرار نداره و کابوس‌ها زندگیش رو دوره کردند.🤴🎠 وانگ ییبو دانشجو ادبیات دانشگاه پکن که برای گذراندن امورات زندگیش به عنوان مامور اصطبل وارد عمارت میشه. آیا ییبو با شعرهاش میتونه شیائو جان رو به دنیا برگردونه یا نه؟ 📚📖 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ نامه‌هایی را می‌نویسم که نمیدانم به دستت می‌رسند یا خیر؛ اما تمامی آن‌ها یک‌ مفهوم دارند: دلم برایت تنگ شده است!!! ❤️‍🩹💌 در این روزهای پر از آشوب، تنها نامه‌ها می‌توانند آرامم کنند... در میدان جنگ وقتی نامه‌هایت به دستم می‌رسند، برای زنده ماندن بیشتر تلاش میکنم. 🪖💌 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ ییبو: دیگه نمیخوام اینجا، تو میدون جنگ، ببینمت. جان: یعنی دوستم نداری؟ ییبو: احمقی؟ چون دوستت دارم نباید اینجا باشی. جان: چون دوستت دارم میخوام اینجا باشم.
  • آغوش por Rozalin91
    Rozalin91
    • WpView
      LECTURAS 926
    • WpPart
      Partes 1
    وان شات مربوط به ادامه مراسم بالاس امیدوارم دوستش داشته باشین
  • 🥟𝑭𝒓𝒐𝒛𝒆𝒏 𝑫𝒖𝒎𝒑𝒍𝒊𝒏𝒈𝒔🥟 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 141
    • WpPart
      Partes 1
    _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ 🥟𝑭𝒓𝒐𝒛𝒆𝒏 𝑫𝒖𝒎𝒑𝒍𝒊𝒏𝒈𝒔🥟 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛_𝑇𝑜𝑝 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ من فکر کنم جهان دیگری هم هست... اگه نیست من کی میخوام کنار تو شاد زندگی کنم؟ کی میخوام بدون قضاوت کنارت باشم؟ منی که حرف مردم برام اهمیت نداشت، کنار تو تبدیل‌ترین به ترسوترین آدم دنیا شدم. میدونی چرا؟ چون میترسم از دستت بدم... جان من هیچوقت عاشق نشدم. تو اولینی و قطعاً آخریش میمونی. ‌_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ هدف از آفرینش دنیا چی بوده؟ هدف از اینکه ما برتر باشیم چی بوده؟ کدوم برتری؟ اگه ییبو آروم باشه، اگه ییبو بخنده، ترجیح میدم پست‌ترین رتبه دنیارو داشته باشم. ‌_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ داستان عشقی که با یک نگاه شروع میشه... ❤️ من حرکت انگشت‌هات روی پیانو رو خیلی دوست داشتم. حتی به کفش‌های کهنه‌ت، به لباس‌هایی که نخ‌نما شده، توجه نکردم؛ اما تا حالا به صدات توجه کردی؟ نه... قطعاً توجه نکردی! چون اگه توجه کرده بودی، مثل من هر روز میمردی و زنده میشدی. 🎼🎧 ‌_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ مگه هر روز از من دامپلینگ نمی‌خواستی؟ پس چرا الان که تونستم یاد بگیرم درست کنم نمیخوری؟ چ
  • وقتی رسیدی که شکسته بودم por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 52,628
    • WpPart
      Partes 104
    اون ها پدر و مادر نبودند ابزاری برای شکنجه دادن بودند اون فقط منتظر یک ناجی بود... اون مرد وقتی رسید که پسر شکسته بود
  • 𝑰 𝑾𝒂𝒏𝒕 𝑻𝒐 𝑩𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒐𝒎𝒆𝒐𝒏𝒆 𝑻𝒐 𝑮𝒖𝒔𝒖 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 299
    • WpPart
      Partes 6
    𝑰 𝑾𝒂𝒏𝒕 𝑻𝒐 𝑩𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒐𝒎𝒆𝒐𝒏𝒆 𝑻𝒐 𝑮𝒖𝒔𝒖❤️ 🩵𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑊𝑎𝑛𝑔𝑋𝑖𝑎𝑛 📖𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 🌙می‌خوام کسی رو به گوسو بیارم در میان دیوارهای سفید و بامبوهای خاموش گوسو، پسر جوانی زندگی می‌کرد که یاد گرفته بود چطور در سکوت نفس بکشد. لان وانگجی، پسر دوم خاندان لان، کسی که دنیا را با کمترین کلمه می‌فهمید. او از حرف زدن می‌ترسید؛ چون هر واژه برایش یادآور آخرین صدایی بود که از مادرش شنیده بود. در آن‌سوی دیگر، در کوچه‌های خیس یولینگ، پسر دیگری می‌خندید؛ اما نوری در چشم‌هایش دیده می‌شد که هیچ گدایی نداشت. او وو‌شیان بود؛ پسرکی که یاد گرفته بود زندگی را با پوست هندوانه هم جشن بگیرد.🐇 روزی در میانه‌ی جشن، در ازدحام و خنده، دو نگاه کاملاً نابرابر با هم تلاقی کردند. یکی ترسیده و گرسنه، دیگری آرام و بی‌احساس؛ اما با دلی که ناگهان لرزید. «می‌تونی بخوریش...» صدای تمسخر دیگران در هوا پیچید و درست همان‌وقت، دستی از میان جمع آرام، خونسرد، با تکه‌ای هندوانه بیرون آمد. آن روز هیچ‌کس نفهمید که آن پسر سفیدپوش پس از مدت‌ها سکوت، آن شب با صدایی گرفته گفت: «می‌خوام کسی رو به گوسو بیارم.» و از همان جمله، همه‌چیز تغییر کرد.
  • DARK KINGDOM! (One Shot)🔞 por Sraa2713
    Sraa2713
    • WpView
      LECTURAS 579
    • WpPart
      Partes 1
    𝐎𝐧𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐭 𝙉𝙖𝙢𝙚: Dark kingdom "سلطنت تاریک" 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: Yizhan "ژان تاپ❤️💚" 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: Romance, Supernatural, Vampire 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧: Sara خونآشامی که تمام خاندانش سال‌های بسیار قدیم توسط پادشاه به دور افتاده‌ترین جای ممکن تبعید شد.. او به گونه‌ای در این سرزمین دور افتاده رشد کرده که یادگرفته نفرتی عمیق به انسان‌ها بورزد! چرا که آنها باعث زندگی فلاکت بار الان خودش و خاندانش بودند.. ولی چی‌ می‌شود اگر به طرز مرموزی با شاهزاده‌ی دوم آشنا شود؟!
  • SunFlower's Imagine por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 2,840
    • WpPart
      Partes 19
    ایمجین‌هایی از ییجان و وانگشیان Sun Flower 🌻💫
  • 𝑻𝒉𝒆 𝑨𝒓𝒓𝒂𝒏𝒈𝒆𝒎𝒆𝒏𝒕 por TurtlesFiction
    TurtlesFiction
    • WpView
      LECTURAS 8,283
    • WpPart
      Partes 25
    وی ووشیان، پسر خوانده قبیله جیانگ، جای خواهرش رو در مراسم ازدواج گردهمایی قبیله‌ها می‌گیره. خانواده لان اولین پیشنهاد رو ارائه می‌کنه اما اونا هیچ تذهیب‌گر زن واجد شرایطی ندارن. پس چرا لان وانگجی، پسر دوم خوش تیپ اما سختگیر خانواده لان بلند میشه و برای وی ووشیان پیشنهاد میده؟ و آیا پسر بزرگ قبیله ون که به تازگی برگشته بهش این اجازه رو میده؟
  • 𝑌𝑜𝑢 𝑎𝑟𝑒 𝑎 𝑑𝑟𝑜𝑝 𝑜𝑓 𝐺𝑂𝐷 por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 1,974
    • WpPart
      Partes 20
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒅𝒓𝒐𝒑 𝒐𝒇 𝑮𝑶𝑫 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑡𝑖𝑐, 𝑝𝑠𝑦𝑐ℎ𝑜𝑙𝑜𝑔𝑖𝑐𝑎𝑙, 𝑠𝑎𝑑 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛𝑇𝑜𝑝 یه پسری که عاشق دریاست، عاشق اقیانوس و ماهی‌ها! عاشق کمک کردن به دیگران. عاشق کمک به مردی که زندگیش رو باخته بود؛ اما نمیدونست کمک کردنش باعث شکست خودش میشه. همه توی این بازی بردن؛ اما قطره زمین خورد و شکست رو دید... سخته اعتماد کردن؟ قطعاً سخته؛ برای همین گم شدن توی اقیانوس و یکی شدن با قطره‌های دیگه میتونه وجودش رو از این همه بی‌اعتمادی پاک کنه!!!!
  • 𝑊ℎ𝑒𝑛 𝑌𝑜𝑢 𝐶𝑙𝑜𝑠𝑒𝑑 𝑌𝑜𝑢𝑟 𝐸𝑦𝑒𝑠 (𝐶𝑜𝑚𝑝𝑙𝑒𝑡𝑒𝑑) por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 13,298
    • WpPart
      Partes 37
    🐷: جان‌گا میدونستی پنگوئن‌ها از حیواناتی هستن که وقتی برای خودشون جفتی انتخاب می‌کنند، تا آخر باهاشون میمونند؟؟؟ 🐰: نه، چه جالب. 🐷: آره خیلی جالبه، حالا میشه تو پنگوئن من باشی و من پنگوئن تو؟ 𝐹𝑖𝑐 𝑁𝑎𝑚𝑒: 𝑊ℎ𝑒𝑛 𝑌𝑜𝑢 𝐶𝑙𝑜𝑠𝑒𝑑 𝑌𝑜𝑢𝑟 𝐸𝑦𝑒𝑠 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝑆𝑐ℎ𝑜𝑜𝑙 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑉𝑒𝑟𝑠𝑒 𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: 𝑆𝑢𝑛 𝐹𝑙𝑜𝑤𝑒𝑟 𝑆𝑡𝑎𝑡𝑢𝑠: 𝐶𝑜𝑚𝑝𝑙𝑒𝑡𝑒𝑑
  • 𝑌𝑜𝑢 𝐴𝑟𝑒 𝑇ℎ𝑒 𝑆𝑢𝑛 𝑂𝑓 𝑀𝑦 𝐿𝑖𝑓𝑒 (𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅) por wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      LECTURAS 12,331
    • WpPart
      Partes 64
    تو هیچوقت من رو از دست نمیدی، مگر اینکه باور نداشته باشی چقدر دوستت دارم!❤️ 𝒀𝒐𝒖 𝑨𝒓𝒆 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒖𝒏 𝑶𝒇 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒇𝒆 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡, 𝑆𝑐ℎ𝑜𝑜𝑙 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛 𝑇𝑜𝑝
  • WANGXIAO (Completed) por song-of-dark-cloud
    song-of-dark-cloud
    • WpView
      LECTURAS 63,686
    • WpPart
      Partes 79
    شیائوژان دانشجوی سال آخر رشته تاریخ شناسی چین و وانگ ییبو، صاحب موزه پنج قبیله مشهور است. شیائو ژان با پیشنهاد استادش، پروفسور وانگ هایکوان، بررسی موسیقی قبیله گوسولان را به عنوان موضوع پایان نامه اش انتخاب میکند که برای انجام آن به کمک وانگ ییبو، صاحب موزه نیاز دارد و او را پس از هزار سال به گوسو لان میکشاند. (شخصیت های کتاب استاد تعالیم شیطانی که در این داستان استفاده شده اند متعلق به نویسنده ان میباشد و باقی کاراکترها ساختگی و غیر واقعی است. این داستان در ادامه سریال آنتیمد نوشته شده است.)