Истории ویکوک

Выбор тегов:
ویکوک
WpAddتهکوک
WpAddvkook
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddکوکوی
WpAddtaekook
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddbts
WpAddفیک
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddنامجین
WpAddامگاورس
WpAddجیمین
WpAddعاشقانه
WpAddیونگی
ویکوک
WpAddتهکوک
WpAddvkook
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddکوکوی
WpAddtaekook
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddbts
WpAddفیک
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddنامجین
WpAddامگاورس
WpAddجیمین
WpAddعاشقانه
WpAddیونگی

221 История

  • Bamzi  / بــامــزی  на mahta_a_kh
    mahta_a_kh
    • WpView
      Прочтений 15,115
    • WpPart
      Частей 12
    اگه عاشق تصور کردن ویکــوک در نقش پــدر هستی، اصلا بامــزی رو از دست نده فیکشــن: بــامــزی BAMZI کاپــل: ویـکـوکــ VKOOK ژانـر: رمنــس❤️، فلــاف، اسمــات،درام نویسنـده: مهتــا ═════════════════════════ کی فکرش رو میکرد که تنها وارث شرکت بین المللی GOC که در تولید چرم حرف اول رو میزنه،عاشق جونگکوک؛پسرِ باغبونشون بشه و به همراهش از خونه فرار کنه و حتی سالها بعد باهمدیگه صاحب بچه بشن؟! جونگکوک چطور میتونه پیرمردی رو از همسرش جدا کنه که حتی روی رابطه جنسی بین نوه اش و جونگکوک قدرت و اختیار داره و تهیونگ رو وادار میکنه تا به میل خودش با کوک خشن رفتار کنه؟ با من همراه شو تا جواب تمام سوالاتت رو بگیری و همچنین یه فیکشن کیوت و درام بخونی که امپرگ نیست اما خانواده کیم رو با وجود یه بچه کامل میکنه خــلاصــه: تهیونگ: تنها میرم! جونگکوک:چرا؟ تهیونگ با شیطنت کالسکه پسرشون؛ جیمین رو رها کرد تا جونگکوک، اون رو به جاش بگیره تهیونگ: چون دیدن یه سری صحنه ها برای کودکان ممنوعه! جونگکوک تکخند ناباورانه ای زد و به خودش و جیمین کوچولو اشاره کرد جونگکوک: منو با این فسقلی یکی میدونی؟ تهیونگ لپ همسرش رو کشید و سپس بوسه ای به وسط ابروهای گره خوردش زد تهیونگ:تو حتی گاهی
  • I'm a Bitch  на EK_se7en
    EK_se7en
    • WpView
      Прочтений 10,289
    • WpPart
      Частей 8
    تهیونگ یه هرزه ست! اشتباه نکنین این داستان یه تهیونگ کوچولوی معصوم و باکره نیست که مجبوره توی بار هرزگی کنه. تهیونگ واقعا یک هرزه ست ! حالا چی میشه اگر جئون جونگکوک که علاقه ای به سکس نداره با این هیولای کوچولو اشنا بشه؟ تهیونگ قرار بود توی دام بزرگی به نام عشق بیوفته. . . . _ تو فقط یه هرزه ای! _ اشتباه نکن جی کی، من یه هرزه ی عاشقم. Couple : KOOKV Side couple : Yoonmin / Namjin / jhope & girl Ganre : Romance / Smut / Daddy King / Lover / Happy End By : E . K
  • Vkook_hub на Allin2021
    Allin2021
    • WpView
      Прочтений 159,784
    • WpPart
      Частей 41
    Couple: vkook/Kookv Book name 💕 vkook_hub اینجا داستان‌های کوتاه با ژانرهای مختلف آپلود میشه💕
  • ᴍʏ ᴘᴇᴛᴀʟ | گلبرگ من на Dante_1997
    Dante_1997
    • WpView
      Прочтений 286,329
    • WpPart
      Частей 102
    گلبرگ من [ ویکوک] [ کامل شده ] Genre : Hybrid , Mpreg, Romance , Fluff، Dram کیم تهیونگ که به مافیای دارو معروفه و صاحب یکی از بزرگترین شرکت های داروسازی در کره است، در لابراتوار شرکت رقیب تخلفی رو میبینه. استفاده از یک هایبرید خرگوش بی گناه برای تولید دارو و زندانی کردنش ؟؟ این قطعا چیزی نبود که کیم بتونه نادیده بگیره ، مخصوصا اگر اون هایبرید بانمک و می‌شناخت...
  • Counterpartᵛᵏᵒᵒᵏ / کانتر پارت на roxanfreesia2648
    roxanfreesia2648
    • WpView
      Прочтений 30
    • WpPart
      Частей 3
    کانتِرپارت. نیمهٔ مکمل. کسی که ویژگی‌هایی داره که تو نداری و در کنار هم کامل می‌شین ........ "تنها دریایی که میبینم، دریایی است که تو در آن پیش می‌روی. بخواب، به آرامی دراز بکش! بگذار در تو غرق شوم." _کالین هوور +⁠ ⁠⟵。⁠.゚⁠+⁠ ⁠⟵。。⁠.゚⁠+⁠ ⁠⟵。⁠.゚⁠+⁠ ⁠⟵。 ژانر: رومانتیک ،درام روانشناختی ،زندگی روزمره کاپل:ویکوک رده سنی:+۱۸سال
  • 𝙩𝙝𝙚 𝙚𝙮𝙚𝙨 𝙤𝙛 𝙩𝙝𝙚 𝙤𝙘𝙚𝙖𝙣2:چـشمان اقـیانوس на cherrylad
    cherrylad
    • WpView
      Прочтений 9
    • WpPart
      Частей 1
    𓂃 ࣪˖ ִֶָ☁︎ 𝐓𝐇𝐄 𝐄𝐘𝐄𝐒 𝐎𝐅 𝐓𝐇𝐄 𝐎𝐂𝐄𝐀𝐍 "The distance you created has now become the burden we both carry. When the truth is buried beneath layers of lies and silence, all that remains are eyes that have seen everything-eyes as deep as the ocean, calm on the surface yet storming within." «دوری‌ای که خودت ساختی، حالا سهم هر دوی ما شده است. وقتی حقیقت زیر لایه‌های دروغ و سکوت دفن می‌شود، تنها چیزی که باقی می‌ماند چشمانی است که همه‌چیز را دیده‌اند؛ چشمانی به عمق اقیانوس، آرام در ظاهر و طوفانی در باطن.» 𓂃 ࣪˖ ִֶָ☁︎ 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄: 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚 • 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 • 𝐒𝐦𝐮𝐭 • 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲 𓂃 ࣪˖ ִֶָ☁︎ 𝐑𝐎𝐙 𝐇𝐀𝐘𝐄 𝐏𝐀𝐊𝐇𝐒𝐇 : جمعه یا شرط های پارت ها برسه. 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧: 𝘾𝙝𝙚𝙧𝙧𝙮𝙇𝙖𝙙𝙮 𓂃 ࣪˖ ִֶָ☁︎
  • SILVER LIES на Parmisstar
    Parmisstar
    • WpView
      Прочтений 5,103
    • WpPart
      Частей 87
    می‌گن بعضی عشق‌ها، مثل شراب سرخ، با درد می‌رسن و با حقیقت می‌میرن. می‌گن بعضی دروغ‌ها انقدر زیبا بیان می‌شن، که حاضری براشون تمام دنیاتو بسوزونی... و گاهی، یک بوسه - فقط یک بوسه - کافی‌ست تا مرز بین خیانت و فداکاری، محو بشه. در دنیایی که قدرت، با خون امضا می‌شه، و تاج‌ها نه با طلا، بلکه با درد و دورویی ساخته می‌شن، هفت پسر، هرکدوم با زخمی عمیق توی دلشون، برای حقیقت، برای نجات، برای عشق، پا به جهنم گذاشتن. یکی برای نجات شاهزاده‌ای که همیشه دروغ شنیده بود، یکی برای رسیدن به پسری که قلبش رو زیر خاک قایم کرده بودن، یکی برای جنگیدن با خودش، تا بتونه برای اولین بار "دوستت دارم" رو فریاد بزنه... و اونا با هم، نوشتن این قصه رو شروع کردن: قصه‌ی خیانت، رستگاری، و بوسه‌ای که طعم خون داشت. اینجا... همه‌چیز از یه "دروغ نقره‌ای" شروع شد. اما پایانش، چیزی نبود جز حقیقتِ براقِ عشق.
  • •🔞vkook _ kookv🔞• на saba13871387
    saba13871387
    • WpView
      Прочтений 135,683
    • WpPart
      Частей 10
    از کاپل ویکوک و کوکوی وانشات مینویسم ⚠️توجه⚠️ ▪اگر سنتون کمتر از ۱۸ ساله و علاقه ای به ژانر اسمات ندارین توصیه میکنم از همین الان نخونیدش▪ نویسنده: Hwang_jiwoo
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ на broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Прочтений 66
    • WpPart
      Частей 4
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • The writer ✍️🏻 на nazi__nkpr05
    nazi__nkpr05
    • WpView
      Прочтений 29,082
    • WpPart
      Частей 6
    خلاصه :تهیونگ يه نويسنده معروفه كه بعد از دوسال قرنطينه اولين فن ميتينگشو گذاشته و اونجا پسري ساده ولي زيبارو ملاقات كنه و بنظرتون بعدش چي ميشه؟ كاپل: تهکوک(ویکوک) ژانر:زندگي روزمره،هپي اند .
  • || زندان عشق  | Prison of love || на llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Прочтений 62,716
    • WpPart
      Частей 19
    داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura
  • 𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂 на kimjeontkv
    kimjeontkv
    • WpView
      Прочтений 39,684
    • WpPart
      Частей 33
    <درحال آپ> 𝑀𝓎 𝓁𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝑜𝓂𝑒𝑔𝒶 | امـــگــا کــوچــولــوی مــن کیم تهیونگ، گرگ آلفایی که رئیس مافیاست و سال‌هاست منتظر جفتش بوده، هیچ وقت فکر نمی‌کرد بعد از یه روز خسته‌کننده، وقتی با دوستش جیهوپ میره کافه یونگی (که تازه باهاش آشنا شده)، جفتش رو همون‌جا و به‌طور کاملاً تصادفی پیدا کنه. جفتش که اتفاقاً برادر یونگی هم هست. حالا سوال اینجاست: تهیونگ می‌تونه جفتش رو پیش خودش ببره یا نه؟ یونگی می‌تونه برادرش رو به کسی که تازه باهاش آشنا شده بسپاره یا باید هرطور شده اون رو پیش خودش نگه داره؟ از طرفی، تهیونگ هنوز نمی‌دونه که جفتش یه "لیتله" و این موضوع، همه چیز رو پیچیده‌تر می‌کنه. آخرش چی میشه؟ سرنوشت این دو نفر به کجا می‌رسه؟ نویسنده: Rahil, settttayeshhh 𝒞𝑜𝓊𝓅𝓁𝑒: 𝒯𝒶𝑒𝓀𝑜𝑜𝓀, 𝒴𝑜𝑜𝓃𝓂𝒾𝓃, 𝒩𝒶𝓂𝒿𝒾𝓃, 𝒥-𝐻𝑜𝓅𝑒 × 𝐵𝑜𝓎 𝒢𝑒𝓃𝓇𝑒: 𝑀𝒶𝒻𝒾𝒶, 𝒪𝓂𝑒𝑔𝒶𝓋𝑒𝓇𝓈𝑒, 𝑅𝑜𝓂𝒶𝓃𝒸𝑒, 𝒮𝓂𝓊𝓉, 𝐿𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝒮𝓅𝒶𝒸𝑒
  • Pasta.about you на madonstory
    madonstory
    • WpView
      Прочтений 969
    • WpPart
      Частей 4
    _میگن وقتی عاشق میشی خودتو توی چشمهاش میبینی؛ بعد تو من خودمو توی چشمهای هیچکس ندیدم، درواقع اصلا به چشمهای کسی نگاه نکردم...
  • Vkook-Kookv Fakechats на grisvjk
    grisvjk
    • WpView
      Прочтений 2,033
    • WpPart
      Частей 9
    فیک‌چت‌های تک‌پارتی/دو پارتی ویکوک و کوکوی، فالو کن گممون نکنی ثلب داداش🎀
  • My oxygen  на im_little_kitty
    im_little_kitty
    • WpView
      Прочтений 846
    • WpPart
      Частей 8
    "وقتی دلیلی برای عشق وجود داشته باشه، زمانی که دلیلمون از بین بره، عشق هم عوض میشه. هیونگ... من بدون دلیل دوست دارم..." شخصیت های اصلی: taehyung jungkook jimin youngi (اسمات🔞)
  • Dancing In The Rain|kookv на bangtan_dreamland
    bangtan_dreamland
    • WpView
      Прочтений 1,867
    • WpPart
      Частей 1
    یه وانشات از کوکوی????❤️❤️ 'اسمت چیه؟؟' "فکر نکنم برای این کار نیاز به اسمم داشته باشی!!" ارنجش رو روی گردنش گذاشت و فشرد.... 'لازمم میشه.....چون قراره بازم همدیگه رو ببینیم' ژانر: رمنس، درام، یه کوچولو انگست????
  • Can You Fix My Heart? -sope на Ame_wr
    Ame_wr
    • WpView
      Прочтений 168
    • WpPart
      Частей 2
    「𝑪𝒂𝒏 𝒀𝒐𝒖 𝑭𝒊𝒙 𝑴𝒚 𝑯𝒆𝒂𝒓𝒕?┊میتونی قلبمو تعمیر کنی؟」 「کـاپـل: سپ 「ژانـر: •رمنس، تخیلی، فانتزی، انگست 「'خــلاصـهــ: 🩸》شهر شادی محلی برای آرامش روح‌های رنگ دیده در دنیای خاکی. البته در این شهری که نقطه به نقطه‌اش که با رنگ‌های روشن نقش‌می‌خورد، لکه‌های سیاهی هم بود. صاحب یکی از سایه‌های تیره، مردی بود با لباس‌هایی تماما مشکی. سرما رایحه‌اش و غم روحش نتیجه ترک‌های عمیق قلبش بود؛ اما شاید راهی وجود داشت! دیدار مرد غمگین، با قلب‌ساز! پسری که در ازای دانستن داستان هرشخص، قلب‌ های شکسته رو تعمیر میکرد! -پ.ن:‌ایده این مینی فیک از یک کمیک گرفته شده. °نویسنده: آمــه☕
  • -walk in Paris- на aidavlove123456
    aidavlove123456
    • WpView
      Прочтений 18,213
    • WpPart
      Частей 27
    +به نظرت بعد ها راجبمون توی کتاب های تاریخ میگن؟ -عشق همیشه دفن میشه -------- ژانر:اسمات🔞 عاشقانه روزمره کاپل:ویکوک سپ نامجین (فصل اول)
  • 𝑺𝒚𝒎𝒑𝒉𝒐𝒏𝒚 𝑵𝑶.6 на bluebrywriter
    bluebrywriter
    • WpView
      Прочтений 11,919
    • WpPart
      Частей 7
    سمفونی شماره شیش: جیمین یک داشنجو فیلم سازیه که به طور اتفاقی توی توییتر با سوژه ی جذابی رو به رو میشه، یک عمارت هشتاد ساله که رازی رو با خودش حمل میکنه..راز عشق کیم تهیونگ و جئون جونگکوک. جیمین به صاحب فعلی عمارت یعنی مین یونگی ایمیل میزنه که مشتاقه مستندی راجب ساکنان قبلی بسازه . در کمال تعجب مین یونگی قبول میکنه تا جیمین و همکارش هوسوک رو به عمارتش دعوت کنه و اونجاست که جیمین بیشتر از اون چیزی که فکر میکرد درگیر ماجرا میشه...! 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑪𝒍𝒂𝒔𝒔𝒊𝒄-𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆-𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕-𝑺𝒎𝒖𝒕 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏-𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌