ویکوک verhalen

Verfijnen met tag:
ویکوک
WpAddتهکوک
WpAddvkook
WpAddتهیونگ
WpAddکوکوی
WpAddجونگکوک
WpAddtaekook
WpAddkookv
WpAddاسمات
WpAddjungkook
WpAddفیکشن
WpAddbts
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddنامجین
WpAddفیک
WpAddامگاورس
WpAddجیمین
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddفارسی
ویکوک
WpAddتهکوک
WpAddvkook
WpAddتهیونگ
WpAddکوکوی
WpAddجونگکوک
WpAddtaekook
WpAddkookv
WpAddاسمات
WpAddjungkook
WpAddفیکشن
WpAddbts
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddنامجین
WpAddفیک
WpAddامگاورس
WpAddجیمین
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddفارسی

225 Verhalen

  • Don't stop  door o9of7vk
    o9of7vk
    • WpView
      Reads 7,770
    • WpPart
      Delen 14
    فیک چت couple : vkook Genre :drama, Comedy "زندگی از اونجایی عجیب میشه که اکست بعد از چند سال دوباره پیداش بشه؛ و حالا جونگکوک چطور قراره با نفرتی که هنوز توی وجودش مونده، عادی رفتار کنه؟ "
  • ᴍʏ ᴘᴇᴛᴀʟ | گلبرگ من door Dante_1997
    Dante_1997
    • WpView
      Reads 355,611
    • WpPart
      Delen 103
    گلبرگ من [ ویکوک] [ کامل شده ] Genre : Hybrid , Mpreg, Romance , Fluff، Dram کیم تهیونگ که به مافیای دارو معروفه و صاحب یکی از بزرگترین شرکت های داروسازی در کره است، در لابراتوار شرکت رقیب تخلفی رو میبینه. استفاده از یک هایبرید خرگوش بی گناه برای تولید دارو و زندانی کردنش ؟؟ این قطعا چیزی نبود که کیم بتونه نادیده بگیره ، مخصوصا اگر اون هایبرید بانمک و می‌شناخت...
  • Plumeria | Vkook, Hopemin [Completed]  door sequoia_07
    sequoia_07
    • WpView
      Reads 281,312
    • WpPart
      Delen 46
    پلومریا یا فرانگی پانی نام درختچه یا درخت کوچک گلدار همیشه سبز است، زمان شکوفایی این گل طولانی بوده و پر عطر است، از اسانس آن برای تولید عطر و موادی طبی با خواصی آرامش بخش و تسکین‌دهنده استفاده می‌شود. جئون جونگ کوک بعد از مدت ها تلاش موفق میشه نمایشگاه نقاشیش رو راه بندازه که با استقبال خوبی هم مواجه میشه. بعد از پایان نمایشگاه، زمانی که به خونش برمیگرده یه شماره تلفن تو کیفش پیدا میکنه! چی میشه اگر جونگ کوک تصمیم بگیره به اون شماره پیام بده؟ Name: Plumeria 🌼 Couple: Vkook, Hopemin Writer: Sequoia & Sylvie Genre: Romance, Comedy, Smut Editor: Sequoia Telegram Chanel: @Papacita01
  • 𝑀𝒴 𝒟𝒜𝐹𝒯 𝒜𝐿𝒫𝐻𝒜 door laladoo2008
    laladoo2008
    • WpView
      Reads 19,039
    • WpPart
      Delen 43
    غذات امگا ! به تو ربطی نداره + جدی؟ چون تا جایی که من میدونم بچه ی تو شکمت بچه ی منه!با من لج نکن اماگ- اره افرین بچه ای که 4 ماه فاکی منو توی بدترین شرایط باهاش ول کردی بچه ای که عملا حاصل تج... و این دست الفا بود که جلوی دهن امگا قرار گرفت و مانع از تکمیل کردن حرفش شد! الفا غرید: راجع به بچه ی من درست حرف بزن
  • "AVATAR" door __taekookv__
    __taekookv__
    • WpView
      Reads 90,761
    • WpPart
      Delen 29
    خلاصه داستان: به پسر "آواتار" دست زدن تاوان سنگینی داره! زمانی که یه تار مو ازش کم شه به دست آووردن کل پک های "آواتار" و نگهداشتن پک خودت که سهله دیگه حتی نمیتونی لباس تو تن ات رو حفظ کنی چون "آواتار" قراره اون رو همراه با بدنت بدره!! کاپل:کوکوی ژانر: امگاوورس/تخیلی/فانتزی/رومنس/امپرگ زمان آپ:چهارشنبه
  • وان شات .  door scrmany
    scrmany
    • WpView
      Reads 3,778
    • WpPart
      Delen 1
    کوکی کوچولو روی پورن استار معروف سئول کراش زده و .... وانشات ژانر : اسمات . کاپل : ویکوک
  • 𝐶𝑖𝑔𝑎𝑟𝑒𝑡𝑡𝑒 door Bita_park
    Bita_park
    • WpView
      Reads 103,206
    • WpPart
      Delen 24
    فول پارت فیکشن: سیگار ژانر: رمنس، امگاورس، رمزآلود، اسمات کاپل: ویکوک قسمتی از فیک: _وقتی اون شب گیرم انداختی ماه کامل بود! امشبم ماه کامله.. +یعنی امشب سالگرد دیدارمونه.. پس مثل همون شب لازمه بهت سیگار بدم تا خفه شی؟! _نه... امشب باید بجای سیگار با لبات خفم کنی!
  • 𝐿𝑖𝑡𝑡𝑙𝑒 𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎💖𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅💖 door tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Reads 231,509
    • WpPart
      Delen 30
    Genre : Omegavers💖 Romance 💖 Little 💖 Smut 💖Mpreg 💖and .... Cap :Vkook 💖 Up: Unknown💖 By Amador💖 💖 بعد از تصادف، جونگ کوک در ساید لیتلیش فرو میره و فصل جدیدی برای اون دو شروع میشه.... 💖 زندگی تهیونگ و کوک پر از شیرینی و آب قنده! تا وقتی که جین ، مشاور جونگ کوک و دوستشون، راه حلی برای بازگشت کوک به حالت عادی پیشنهاد میده... 💖 چه اتفاقی برای لیتلی که فکر میکنه ددیش دوستش نداره می افته....؟ Part Of Story💖💖 ❌🔞 با نفس نفس به دست سفید رنگ ته نگاه کرد و بعد با چشم های گرد به سمتش برگشت: شیل موژه؟ تهیونگ اروم خندید: شیرموز دوست داری؟ کوکی با ذوق دست زد: پس شیل موژایی که میخولدم تو این نی بزلگه( به عضوش اشاره کرد!) خونه میتلدن... ❌🔞💖 🥇فیکشن 🥇ویکوک 🥇 امگاورس 🥇 romance 🥇vkook
  • 𝑺𝒕𝒐𝒏𝒆 𝑶𝒇 𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑷𝒐𝒘𝒆𝒓 door sani0w
    sani0w
    • WpView
      Reads 118,915
    • WpPart
      Delen 32
    «کامل شده» داستان از اینجا شروع میشه که بعد از 1000 سال یک شخص آواتار با تمامی قدرت ها بدنیا میاد ولی هنوز با بدنیا نیومدنش لواتاریا جنگ رو با خوناشام ها و گرگینه ها شروع میکنن. کیــم تهیونگ رییس تمامی خوناشام ها و کیــم نامجون آلفا و رییس پک گرگینه ها با متحد شدن هم دیگه به جنگ با لواتاریا میرن و داستان با دنیا اومدن جئون جانگ کوک با چشمای رنگی شروع میشه...... ❥𝑵𝒂𝒎𝒆 𝑩𝒐𝒐𝒌:𝒔𝒕𝒐𝒏𝒆 𝒐𝒇 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒑𝒐𝒘𝒆𝒓 ❥𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌-𝒀𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏-𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 ❥𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:-𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆-𝑽𝒂𝒎𝒑𝒊𝒓𝒆-𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒐𝒓𝒔-𝑺𝒎𝒖𝒕 ❥𝒕𝒉𝒆 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓:𝑺𝒂𝒏𝒂𝒛
  • 𝖵𝗄-𝖪𝗏 𝖡𝗈𝗈𝗄 door thegriya
    thegriya
    • WpView
      Reads 9,850
    • WpPart
      Delen 11
    این بوک بی‌نهایته و کلی فیک‌چت و وانشات/مولتی‌شات داخلش پابلیش می‌شه، فالومون کن قلب داداش💋
  • The writer ✍️🏻 door nazi__nkpr05
    nazi__nkpr05
    • WpView
      Reads 30,681
    • WpPart
      Delen 6
    خلاصه :تهیونگ يه نويسنده معروفه كه بعد از دوسال قرنطينه اولين فن ميتينگشو گذاشته و اونجا پسري ساده ولي زيبارو ملاقات كنه و بنظرتون بعدش چي ميشه؟ كاپل: تهکوک(ویکوک) ژانر:زندگي روزمره،هپي اند .
  • My asshole boss[VKOOK] door MahyaTJFiction
    MahyaTJFiction
    • WpView
      Reads 807
    • WpPart
      Delen 11
    [رئیس عوضی من] #Happy_end 🚷🗨️کاپل:ویکوک،نامجین،یونمین 🚷🗨️ژانر:کمدی،فیک‌‌چت،رومنس،درام 🗯️جئون جونگ‌کوک و کیم تهیونگ از طریق یه چت ناشناس باهم آشنا می‌شن؛ بدون اینکه اسم واقعی یا حتی چهره‌ی همدیگه رو بدونن. کم‌کم چت‌هاشون بیشتر و صمیمی‌تر می‌شه و به هم عادت می‌کنن، اما هیچ‌کدوم خبر ندارن اون آدم ناشناسی که هر شب باهاش حرف می‌زنن، ممکنه همون رئیس سرد و مغروری باشه که جونگ‌کوک هر روز توی شرکت می‌بینتش. ⁉️"چی می‌شه اگه کسی که شب‌ها دلتنگش می‌شی، همون کسی باشه که روزها ازش متنفری؟"
  • 𝐹𝑖𝑟𝑒 𝑜𝑛 𝑓𝑖𝑟𝑒 door tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Reads 85,221
    • WpPart
      Delen 48
    Genre : Romance | Smut | Fantasy | angst Cap :Vkook | ? Secret 😈 Up: unknown Author: Amador | -این بوک داستان فرمانروای چند هزار ساله ی شامبالا و معشوق الهه مانندش رو روایت میکنه. اینکه چطور پادشاه بخاطر رسیدن به تناسخ همسری که اون رو از دست داده بود، خودش رو به مجسمه تبدیل میکنه و سالها انتظار معشوقش رو میکشه. همینطور معشوقی که بی خبر از انتظار پادشاه، کابوس هایی از زندگی گذشته اش میبینه و درست زمانی که تصمیم میگیره اون خواب ها چیزی جز بازی ذهنش نیستن، با مجسمه ی امپراتور روبرو میشه و طلسم چند هزار ساله ی اون رو میشکنه. دیدار دوباره ی دو عاشق رقم میخوره اما آیا اون دو از اشتباهات گذشته درس گرفتن؟ میتونن اینبار و در این زندگی با آرامش کنار همدیگر بمونن؟ +تکه ای از داستان: حس میکرد به اون مکان تعلق داره... کششی که به مجسمه های درون سالن فرعی موزه داشت رو نمیتونست انکار کنه... انگار یک نفر اونجا بود و صداش میزد. هربار حس میکرد اون مجسمه زیبا با بال های بزرگ و فرشته مانندش، با چشم هایی پر احساس بهش خیره شده... بلاخره تصمیم گرفت برای یکبار هم که شده، بر ترسی که از اون سالن تاریک بهش القا میشد غلبه کنه و به سراغ اون مجسمه که جدا از بقیه ازش نگهداری میشد، بره... جلو رفت و در یک متری اون بت زیبا ایستاد. نگاهش و حتی تک تک اندام هاش ماهرانه برش
  • love/hate/revenge(kookv) door foxsismm
    foxsismm
    • WpView
      Reads 14,196
    • WpPart
      Delen 8
    جئون جونگ کوک آلفایی که امگای خودشو باردار کرده زندگی خوبی کنار هم دارن اما ناگهان امگاش یعنی تهیونگ ترکش میکنه و اون دوران سختیو پشت سر میزاره حالا پنج سال گذشته جئون جونگ کوک صاحب بزرگترین شرکت کره جنوبیه و هرروز به فکر انتقام از امگایی که زمانی عاشقش بوده... -رایحهآشنایی به مشامش میرسه... کاپل:تھکوک کوکمین_یونمین_نامجين
    +16 meer
  • 𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂 door kimjeontkv
    kimjeontkv
    • WpView
      Reads 57,960
    • WpPart
      Delen 41
    <پایان یافته> 𝑀𝓎 𝓁𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝑜𝓂𝑒𝑔𝒶 | امـــگــا کــوچــولــوی مــن تهیونگ مدت‌ها منتظر جفتش بوده، اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد بعد از یه روز خسته‌کننده، وقتی با جیهوپ به کافه‌ی یونگی میره، جفتش رو کاملاً اتفاقی پیدا کنه؛ اونم کسی که برادر یونگیه! حالا تهیونگ می‌تونه جفتش رو با خودش ببره؟ یونگی می‌تونه برادرش رو به کسی که تازه باهاش آشنا شده بسپره؟ از طرفی تهیونگ هنوز نمی‌دونه جفتش یه «لیتله» و همین قراره همه‌چیز رو پیچیده‌تر کنه... آخرش سرنوشت این دوتا چی میشه؟ 👀 نویسنده: Harin, settttayeshhh 𝒞𝑜𝓊𝓅𝓁𝑒: 𝒯𝒶𝑒𝓀𝑜𝑜𝓀, 𝒴𝑜𝑜𝓃𝓂𝒾𝓃, 𝒩𝒶𝓂𝒿𝒾𝓃, 𝒥-𝐻𝑜𝓅𝑒 × 𝐵𝑜𝓎 𝒢𝑒𝓃𝓇𝑒: 𝑀𝒶𝒻𝒾𝒶, 𝒪𝓂𝑒𝑔𝒶𝓋𝑒𝓇𝓈𝑒, 𝑅𝑜𝓂𝒶𝓃𝒸𝑒, 𝒮𝓂𝓊𝓉, 𝐿𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝒮𝓅𝒶𝒸𝑒
  • obsession | وسواس door thshsam
    thshsam
    • WpView
      Reads 93
    • WpPart
      Delen 1
    𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐎𝐛𝐬𝐞𝐬𝐬𝐢𝐨𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐒𝐭𝐚𝐥𝐤𝐞𝐫, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐀𝐜𝐚𝐝𝐞𝐦𝐢𝐜 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐲𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 فکر می‌کردم بوم‌های نقاشی توی استودیوی نم‌گرفته‌ی دانشگاه، امن‌ترین پناهگاه برای رازهای تاریکمن؛ تا اینکه سایه‌ی کیم تهیونگ همه‌چیز رو به هم ریخت. اون یک استاکرِ روانی، رئیس یک انجمن مخفی و مالکِ مطلقِ این لجن‌زاره که فکر می‌کنه می‌تونه من رو مثل یک پرتره گوشه‌ی اتاقش قاب کنه. شاید هم حق با اونه... چون من خودم هم از این سقوطِ دلپذیر به درون تاریکی بدم نمیاد. بازی شروع شده، کیم... ببینیم کدوم‌مون اول می‌شکنه. از همون روزی که پرتره‌ی خودم رو با اون خطوط خشن و نگاهِ لبریز از تنفر روی بومش دیدم، فهمیدم این نقاشِ کله‌شق متعلق به منه. همه‌ی این دانشگاه فکر می‌کنن قوانین دستِ اون‌هاست، ولی من قانونِ مطلقِ این بازی‌ام. جونگ‌کوک فکر می‌کنه می‌تونه فرار کنه؟ بذار بدوه... زنجیر رو دور گردنش انقدر محکم می‌کنم که یاد بگیره جز آغوشِ این تاریکی، هیچ راه نجاتی نداره.
  • Ve kook door KianaIsania
    KianaIsania
    • WpView
      Reads 754
    • WpPart
      Delen 1
    لطفاااااا زیر ۱۳ سال نخونن
  • You inside Me..]] door EmmaAgrast
    EmmaAgrast
    • WpView
      Reads 5,795
    • WpPart
      Delen 5
    «تو چیکارشی..پدرشی؟» مرد با طعنه گفته و باعث شد تهیونگم پوزخند بزنه «فکر نمیکنم اینقدر قیافم پیر بزنه که پدرش باشم اما...میشه گفت پدرشم...چون بعضی وقتا ددی صدام میکنه» (¬_¬)ノ وضعیت آپ:۲۳ هرماه(به اونوری) کاپل:ویکوک کاپل فرعی:سپ نویسنده:اما و آندیا ژانر:رومنس،زندگی روزمره،کمی فان،اسمات..
  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/ door tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      Reads 50,512
    • WpPart
      Delen 10
    Genre : Romance | Smut | Secret | Secret | Cap :Vkook | Up: Author: Amador | Teaser: in part 1 | 🥇مافیا - بدون گرفتن نگاهش از رقص پسر، بهش اشاره کرد: بیارش اینجا... چانیول از پله های استیج بالا رفت و به جونگ کوکی که با قطع شدن آهنگ، رقصیدن رو متوقف کرده بود اشاره کرد: برو پیش رییس... جونگ کوک نفس عمیقی کشید و به سمت تهیونگ راه افتاد. در لباس گشادش و باکسر به پا کمی معذب بود. صاف ایستاد و منتظر ماند تا حرفی از جانب کسی که رییس خطاب شده بود، بشنوه. ته از پایین تا صورت کوک رو آنالیز کرد. اون پسر خیلی تو دل برو بود... لبخند زد و با نگاه نافذی به کوک خیره موند: اسمت چیه؟ جونگ کوک به دو چشمی که از اول ورود توجهش رو جلب کرده بودند خیره شد: جئون... جئون جونگ کوک ته سر تکان داد: خوب میرقصی...یه سری آموزش حرفه ای لازم داری...تو قبول شدی جونگ کوک تهیونگ می توانست قسم بخوره... زیباترین خنده رو به عمرش دیده بود...
  • •🔞vkook _ kookv🔞• door saba13871387
    saba13871387
    • WpView
      Reads 141,660
    • WpPart
      Delen 10
    از کاپل ویکوک و کوکوی وانشات مینویسم ⚠️توجه⚠️ ▪اگر سنتون کمتر از ۱۸ ساله و علاقه ای به ژانر اسمات ندارین توصیه میکنم از همین الان نخونیدش▪ نویسنده: Hwang_jiwoo