چانبک Stories

Refine by tag:
چانبک
WpAddchanbaek
WpAddاکسو
WpAddبکهیون
WpAddچانیول
WpAddexo
WpAddchanyeol
WpAddbaekhyun
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddسهون
WpAddوانشات
WpAddهونهان
WpAddromance
WpAddکای
WpAddعاشقانه
WpAddfanfiction
WpAddکایهون
WpAddsekai
WpAddسکای
چانبک
WpAddchanbaek
WpAddاکسو
WpAddبکهیون
WpAddچانیول
WpAddexo
WpAddchanyeol
WpAddbaekhyun
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddسهون
WpAddوانشات
WpAddهونهان
WpAddromance
WpAddکای
WpAddعاشقانه
WpAddfanfiction
WpAddکایهون
WpAddsekai
WpAddسکای

66 Stories

  • The color of your eyes by Ray81124
    Ray81124
    • WpView
      Reads 34
    • WpPart
      Parts 1
    پرنده ی کوچولو! " چشمانت...چشمان پر از خالیت... چه رنگی بودند؟ سبز؟ زرد؟ ابی؟ شاید هم همه شان. #چانبک
  • •●letters●• by TheStrawberryGirl14
    TheStrawberryGirl14
    • WpView
      Reads 217
    • WpPart
      Parts 1
    اولین داستان از مجموعه •●Letters●• •●Genre:Romace;Angst;Oneshot●• •●writer:TheStrawberryGirl14●• بکهیون داشت زندگی عادیش رو میکرد که یه دختر در خونش رو زد و جعبه ای بهش داد که از طرف برادر اون دختر بود. اون جعبه متوسط، انقدر بزرگ بود که تمام حسرت و عقده های بکهیون رو توی خودش جمع کرده بود. لعنت به پارک چانیول و هرچیزی که مربوط بهش بود!
  • Ointment of love/مَرهَم عِشق  by ruby_rv
    ruby_rv
    • WpView
      Reads 971
    • WpPart
      Parts 5
    coupel : chanbaek|hunhan gener : romance _ angst _ smut _ psychosis Ruby & saya ذهن خسته ... روانی داغون با تلفیقی از دیوانگی و جنون. دو روحی که هردو به نحوی از زندگی و تنهابی بریده اند و تن خسته و زخمی شان در سلول بی رحم و خالی از رنگ پناه گرفته است دو روح آزرده که از برخوردشان انقلابی از جنس عشق و دیوانگی برپا میکنند . انقلابی که شعاری ثابت داشت: ما دیوانه نیستیم ---------- قسمتی از داستان : با لکنتی که گاهی زبونش رو اسیر میکرد صدای بم و آرومش مثل یه جادو گوشهای پسرک روی تخت، رو پر کرد + نگاه خیره ات رو از ... اون.. سَ...سقفِ لع..لعنتی.. بردار..بک...هیون من ...من این..جام.. کِ...کنارت... کنار تو ام ! بیا با هم..از این...سِل لول فرار کنیم:)
  • 【I Just Missed You】 by AmorTeam
    AmorTeam
    • WpView
      Reads 1,232
    • WpPart
      Parts 1
    بعد از یه مدت طولانی قرار شد چانیول رو ببینه اما وقتی برگشت خونه هیچکی اونجا نبود... چانیول و حیوون خونگی جدیدش رفته بودن آتلیه که دوتایی عکس پدر و دختری بگیرن و کارشون اونقدر طولانی شد که بکهیون میگرنش از عصبانیت و حرص اوت کرده بود... میخواین بدونین پارک چانیول کسی که بهش لقب دوست پسر ملی رو دادن چجوری برای آروم کردن دوست‌پسر خودش تلاش میکنه؟ پس حتما این وانشات رو بخونین. فیکشن؛ من فقط دلم برات تنگ شده بود کاپل؛ چانبک ژانر؛ برشی از زندگی، ریل لایف، اسمات نویسنده؛ دارسی چنل تلگرام؛ AmorFiction
  • Lilith by soren_san
    soren_san
    • WpView
      Reads 233
    • WpPart
      Parts 2
    "یه مطرود همیشه یه مطرود باقی میمونه فرقی نداره،فرشته باشی یا شیطان،یا حتی آدمیزادی که از جایی بیرون انداخته شدن، حس دور انداخته شدن هرگز رهات نمیکنه،حتی اگه بهای فرارِ از اون طرد شدگی،سجده فرشته ای به شیطان باشه" ژانر:انگست،رمنس،درام کاپل:چانبک
  • Love In The Sea (Completed) by Harlein_Queen
    Harlein_Queen
    • WpView
      Reads 538
    • WpPart
      Parts 1
    وانشات کامل شده... "عشقی که در دریا ابدی شد..." کاپل: چانبک ژانر: رمنس، انگست نویسنده: هارلین کویین توجه: این یک داستان غمگینه پس کسانی که روحیه ی حساسی دارن از خوندنش خودداری کنن...
  • exo short oneshots. by kpopxslv
    kpopxslv
    • WpView
      Reads 2,291
    • WpPart
      Parts 8
    ⠀⠀⠀
  • برای داشتن تو by loeykaiz
    loeykaiz
    • WpView
      Reads 3,626
    • WpPart
      Parts 15
    چند گام لازمه تا بتونی صاحب قلب کسی بشی؟ سوال سختیه ولی آیا جلوی جونگین عاشق رو میگیره؟ ژانر:رومنس_فلاف_زندگی روزمره_اسمات کاپل ها:سکای و با حضور افتخاری چانبک🥰 📢پایان یافته🥳🎉
  • Sairai by AdatheNyx
    AdatheNyx
    • WpView
      Reads 12,039
    • WpPart
      Parts 16
    عنوان: سای‌رای🎴 ژانر: عاشقانه، جنایی، فانتزی، اسمات🎋 کاپل: چانبک، (شاید سورپرایز) 🩸 محدودیت سنی🔞 "خون! این دریاچه خون کف زمین از بدن منه! نمیتونم بفهمم دارم نفس میکشم یا نه. بدنم میلرزه. دهنم مزه‌ی خون میده. یعنی مرگ همچین حسی داره؟ هیچ چیزیو نمیتونم واضح ببینم. اما هنوز صدای قاتلمو میشنوم..." توی این روایت قراره براتون از تجربه‌ی مرگ و زندگی دوباره‌ام بگم. بعد از کشته شدن اولین چیزی که به ذهنم میرسید انتقام گرفتن بود اما یه گره تو زمان...‌ یه تصادف پیش‌بینی نشده همه چیزو عوض کرد. من بیون بکهیون، کیم جی‌هون سابق، اینجام تا براتون از تقدیر نه چندان معمولیم بگم.‌‌.. (*سای‌رای: تو زبان ژاپنی چند واژه‌ی مختلف برای توصیف "تولد دوباره" وجود داره و 再来 هم یکی از اوناس)
  • No.72 by FireDulic
    FireDulic
    • WpView
      Reads 689
    • WpPart
      Parts 1
    کاپل ها: Chanhun/Chanbaek/Kaihun/Kaibaek خلاصه: داستان درباره ی سهونیه که چندین ساله عاشق چانیوله. و درست زمانی که فکر میکنه میتونه برای استارت رابطشون کاری کنه، چانیول با عشق قبلیش رابطه ای رو شروع میکنن که دور از انتظار سهونه. و کشمکش هایی دراین رابطه و شغلی که دارن پیش میاد... #chanhun
  • 🍷~PRINCE OF THE DARKNESS~🍷 by yashar_di
    yashar_di
    • WpView
      Reads 756
    • WpPart
      Parts 1
    oneshot در هیاهوی برف و سرما...در آن شب زمستانی...لب بر گردنت گذاردم...بهشت را ذره ذره مزه کردم...
  • -THE LAST HALLOWEEN🌙 by Ft_walker
    Ft_walker
    • WpView
      Reads 271
    • WpPart
      Parts 1
    The last Halloween🍂 🎃اخرین هالوین 🎃وضعیت:#مینی_فیک | #درحال_تایپ 🎃کاپل:چانبک / کریسهو 🎃ژانر : رمز آلود . ترسناک . اسمات 🎃 پارت : 1 🎃نویسندها : @hnywalker /@ftwalker 🎃چنل : @hny_fictions /@ft_fictions بکهیون برای زنده نگه داشتن رابطه ی کریس و سوهو تلاش میکنه اما درست وقتی که احساس میکردن همه چیز عالی شده ناگهان وحشتی وجودشون رو فرا گرفت که...
  • Arcanum Eternális by TalesByElsa
    TalesByElsa
    • WpView
      Reads 251
    • WpPart
      Parts 1
    🌒- راز ابدی/جادوی بی‌پایان کاپل: چانبک/هونهان/کایسو ژانر: فانتزی-عاشقانه-اسمات-امگاورس نویسنده: السا پنج سرزمین، پنج آیین و قاره‌ای با رازهای پنهان. هزاران سال بود که آلفا، امگا و بتاها در سرزمین‌های مختلف اما در کنار هم در صلح زندگی می‌کردند. همه‌چیز طبق قوانین کهن سرجای خودش بود و اون‌ها از این سرنوشت لذت می‌بردند؛ تا اینکه رازی برملا میشه و عشقی مقدس با دو روح سرنوشت‌ساز، در هم گره می‌خورند.
  • 𝘚𝘵𝘳𝘦𝘦𝘵 𝘍𝘪𝘨𝘩𝘵𝘦𝘳➤ by HunFou
    HunFou
    • WpView
      Reads 122
    • WpPart
      Parts 1
    𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯 : 𝘚𝘵𝘳𝘦𝘦𝘵 𝘍𝘪𝘨𝘩𝘵𝘦𝘳(مبارز خیابانی) 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘚𝘮𝑢𝘵, 𝘈𝘯𝘨𝘦𝘴𝘵, 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘪𝘰𝘶𝘴 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴 : 𝘤𝘩𝘢𝘯𝘣𝘢𝘦𝘬, 𝘏𝘶𝘯𝘏𝘢𝘯, 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 *داستان حاوی پدیده ی تناسخه وابتدای داستان درمورد گذشته وجنگ جهانی دوم صحبت شده خلاصه : دختری در اتاق تلفنی با پسری حرف میزندوتوجیه اش میکند که در مهمانی دیشب کنار هیچکسی نخوابیده. مردِ خانواده سریال در حال پخش را نگاه میکند وزنش کتلت سرخ میکند. نه ... خبری از این روزمره گی ها نیست! در گیر ودار آتش وگلوله .. و حمله ی ناگهانی نازی ها به لهستان ِ بیقرار یک پسر ِ آزادی خواه وپناهنده.. درگیر عشقی ناگهانی و شاید ممنوعه با یک افسرِ بالامقامِ ارتشِ دشمن میشود؛ تراژدی جالبیست وقتی که آن افسر به قصد پیدا کردن سردسته ِ گروه ِ کوچک شورشی و آزادی خواه در قالب یک جوریست ِ بی حاشیه به اونزدیک میشود.‌..¡ وشاید یک درام ِ ساده اما زخمی. اولین برخوردشان در خیابان شلوغ وپر ترددِ "کِری کاوز" ِ ورشوو، وقتی که بکهیون انبوهی روزنامه در دست داشت و باید همه را میفروخت، اما انگار کسی آنجا به اخبارِ روزِ لهستانِ به استعمار رفته علاقه ای نداشت. ووقتی باناامیدی خواست ازآنجا دل بکند سایه ی بلندی رویش افتاد.‌.
  • *One Shot*هم خونه by Artemesiia2001
    Artemesiia2001
    • WpView
      Reads 1,161
    • WpPart
      Parts 1
    چانبک
  • •~The day I saw you~• by PZ6104
    PZ6104
    • WpView
      Reads 317
    • WpPart
      Parts 1
    °•روزی که دیدمت•° "وانشات" -کاپل: چانبک -ژانر: رمنس، فلاف، روزمره! +۲۷ام اکتبر اولین روزی که دیدمت...
  • WeCannotRemember by kiimsam100
    kiimsam100
    • WpView
      Reads 1,097
    • WpPart
      Parts 10
    ɢᴀɴᴇʀ : sʟɪᴄᴇᴏғʟɪғᴇ_ғɪᴄᴛɪᴏɴ_ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ_sᴍᴜᴛ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ قشنگا،این فیک با دوتا فیک دیگه ارتباط داره. #jemini_power3 #The3sovereignty و داستاناشون بهم ربط دارن،پس حتما درطول اپ و همزمان باهم هرسه فیک رو بخونین که گیج نشین. حتما قبل از شروع، دوفصل اول #jemini_power رو بخونین بچه ها. **پس اول باید فصل اول و دوم jemini_power رو بخونین و بعد این سه تا فیک رو.
  • ugly fan and hot fucker by MAYA0247
    MAYA0247
    • WpView
      Reads 327,834
    • WpPart
      Parts 52
    name:ugly fan and hot fucker couple:chanbeak Gener:🍓اسمات🔞،خشن،عاشقانه،فلاف writet: maya^^ وضعیت:کامل شده⁦☑️⁩ قسمتی از فیک 🎄🎇⬇⬇ _تو خیلی زشتی بیون!❎ پارک چانیول تاپ آیدل معروف کره....کسی که بکهیون تا چشمش رو باز کرد عاشقش شد تو صورتش زل زد و با بی تفاوتی تمام این جمله رو تو صورتش کوبوند! بکهیون با بغض دنده رو عوض کرد و تمام سعیش رو بر نلرزیدن صداش گذاشت. _ببخشید قربان!💢 _البته میتونی جذاب باشی! _چطوری؟ بکهیون خیلی سریع پرسید وچانیول پوزخند ترسناکی زد تو جاش تکیه داد و در مقابل نگاه ذوق زده بکهیون با سردی زمزمه کرد _اگه بزنی کنار و اجازه بدی یه دل سیر کتکت بزنم... اون زخما میتونه جذابت کنه!💫💥 و لحظه بعد بکهیون به معنای واقعی کلمه قفل کرده بود...
  • [One Shots] by MauR__een
    MauR__een
    • WpView
      Reads 1,965
    • WpPart
      Parts 2
    امیدوارم این نوشته‌های‌ کوتاه عشق زیادی دریافت کنند، ممنون که می‌خونید.🌸 +مورین 🐈🐾