کوک قصص

التنقيح بـ وسم:
کوک
WpAddتهیونگ
WpAddجین
WpAddجیمین
WpAddیونگی
WpAddوی
WpAddفیک
WpAddنامجین
WpAddعاشقانه
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddاسمات
WpAddنامجون
WpAddjungkook
WpAddbts
کوک
WpAddتهیونگ
WpAddجین
WpAddجیمین
WpAddیونگی
WpAddوی
WpAddفیک
WpAddنامجین
WpAddعاشقانه
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddاسمات
WpAddنامجون
WpAddjungkook
WpAddbts

29 قصص

  • never not  بقلم Adelaidesmith002
    Adelaidesmith002
    • WpView
      مقروء 85
    • WpPart
      فصول 1
    ماجرای دفترچه خاطرات گمشده ای که زندگی جانگ کوک ۲۶ ساله رو دگرگون میکنه... شروع آپ : یکم شهریور
    +7 أكثر
  • Don't you ever grow up  بقلم lanabadgirl12
    lanabadgirl12
    • WpView
      مقروء 7,474
    • WpPart
      فصول 10
    _من اجازه نمیدم وارد دنیای ترسناکِ آدم بزرگا بشی:) Don't you ever grow up! genre : | fluff, smut , high school, romance, comedy a little angst | writer:lana روزهای آپ: نامشخص!
  • 🌹🌚mutual love🌚🌹 بقلم mahsa_yadollahi
    mahsa_yadollahi
    • WpView
      مقروء 7,833
    • WpPart
      فصول 7
    خلاصه:( خلاصه داستانو نمیگم )داستان یکجوری هست.. که خوب واقعا. نمیدونم .. خوب از این قراره که تهکوک و نامجین و هوپی انسان هستن و جیمین و یونگی هیبرید یا هرچی میگین هستن. یونگی و جیمین یک هیبرید خیلی مظلوم.. اگه یونگی دست یکی از مافیای خطرناک به نام جیهوپ بیوفته و جیهوپ با تموم وجود اونا دوست داشته باشه چی میشه؟؟ یا اگه جیمین دست دوتا برادر فوق خطرناک باند مافیایی بیوفته اون چی میشه؟؟ و اینو برای... کاپل:ویمینکوک 😐مینهوپ( یونگی و جیهوپ)نامجین.. اصلی:ویمینکوک ژانر؛ 😂معلوم نیست.. مافیایی..سک.. . حال کنین دوستان 😐
  • I Still want you  بقلم Villeneuve_Sirvan
    Villeneuve_Sirvan
    • WpView
      مقروء 424
    • WpPart
      فصول 3
    اینجا دنیای بزرگ کثافته ! پر از کثافت کاریه آدم های با قدرت و ، پر از بدبختی های آدم های ضعیف .. یا باید ظالم باشی یا باید مظلوم باشی چون به غیر از این دوتا راهی نیست .. زندگی قراره باهات بازی کنه و تو بازم محکوم به تحملی ! ____________________________ - من ... من هنوزم میخوامت هنوزم عاشقتم ... + خفشو ! - چیکار کنم ؟چیکار کنم بازم قبولم کنی ؟ + خفشو خفشو خفشو ... حتی جرئت نکن اسم منو دوباره روی زبونت بیاری ! - اما ... + گفتم خفشو و فقط گمشو بیرون حرومزاده _____________________________ ژانر : اصمات ، مافیایی ، گانگستری ، عاشقانه کاپل : هوپکوک ، یونمین ، نامجین
  • ○_YOUR VOICE_○ بقلم JVKSEVEN
    JVKSEVEN
    • WpView
      مقروء 189
    • WpPart
      فصول 3
    دفتر آرزو ها : آرزو میکنم یک بار قبل از مرگم بتونم صدات رو بشنوم ایان... ....
    +21 أكثر
  • beautiful as words بقلم white_fairytale_pm
    white_fairytale_pm
    • WpView
      مقروء 144
    • WpPart
      فصول 1
    مگه تو نگفتی روزی که فکر کردی کسی رو از ته دل دوست داری ولش نکن، ممکنه دوباره تکرار نشه. آدم وقتی تو سن و سال جونیه فکر میکنه همیشه براش پیش میاد، باید ده پونزده سال بگزره تا بفهمی همون یکدفعه بوده که باچیز دیگه ای خوب نمیشه، عشق یعنی حالت خوب باشه...
  • 𝑴𝒚 𝑰𝒅𝒐𝒍 | 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌  بقلم sheri326
    sheri326
    • WpView
      مقروء 58,670
    • WpPart
      فصول 20
    ☆ ووت و کامنت هنگام خواندن فیک فراموش نشه☆ Name: My idol Main couple: Vkook Genres: Smut Angst Drama BDSM Romance Story by sheri Telegram channel: Everythingaboutbtss Up Time: Full +18 [پارت ها طولانی هستند] ❌این داستان دارای صحنه ی خشن می‌باشد پس اگر روحیه ی شکننده ای دارید لطفا این بوک رو شروع نکنید❌ "-مگه میشه فراموش کنم طعم خون رو ، اون هم وقتی که تو باعثش بودی؟ مگه میشه فراموش کرد قانون هایی رو که بدنم بهتر از ذهنم اونها رو بخاطر داره؟... من درد کشیدن رو فراموش نکردم تهیونگ...مخصوصا درد هایی رو که تو بهم هدیه دادی..."
  • Lighthouse بقلم atena9794
    atena9794
    • WpView
      مقروء 514
    • WpPart
      فصول 5
    تهیونگ سرفه های شدیدی می‌کرد. جوری که انگار میخواست تمامی بغض و سکوت این ۶۰ ساله گذشته رو با خون بالا بیاره.هر سرفه زجری رو منعکس می‌کرد که از درد عشق به وجود اومده بود. آران سعی میکرد تا عموش رو آروم کنه اما انگار فایده ای نداشت. غرق شدن تو ماضی استمراری شاید تورو به مرز دیوانگی بکشه. سرگذشت پیرمرد فانوس دریایی و عشق بی پایانش چقدر میتونه حاصل یک توهم یا یک حقیقت باشه؟ ژانر : درام، اسمات، رومانس
  • 𝘖𝘱𝘦𝘳𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯: 𝘗𝘢𝘳𝘬 𝘑𝘪𝘮𝘪𝘯 (ترجمه ) بقلم timamvd
    timamvd
    • WpView
      مقروء 5,550
    • WpPart
      فصول 6
    •𝘔𝘶𝘭𝘵𝘪𝘴𝘩𝘰𝘵• [ جونگکوک کراش بزرگ و شدیدی روی فروشنده سوپرمارکت‌، پارک جیمین داره. برای همین یه برنامه پنج مرحله ای برای زدنِ مخش طراحی میکنه. با وجود اینکه جیمین فقط شیفت شبه و برای رئیسی‌ مثل جونگکوک این وضعیت ناجوره اما اون اهمیتی نمیده! ] ▪︎ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 , 𝘍𝘭𝘶𝘧𝘧 ▪︎ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘮𝘪𝘯 , 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘫𝘪𝘯 ■ توجه : - برای ترجمه این مولتی‌شات اجازه و رضایت نویسنده اصلی گرفته شده. - پارت ها معمولا کوتاه هستن. - کامنت و ووت فراموش نشه.
  •     𝑷𝒖𝒓𝒑𝒍𝒆 𝒎𝒐𝒐𝒏 S1 .[Completed] بقلم tara97jk
    tara97jk
    • WpView
      مقروء 89,872
    • WpPart
      فصول 17
    ماه ارغوانی| purple moon Genre : Romance | Smut | Omegaverse | Fantasy | Cap :Vkook | Up: Unknown | Author: Amador | +رنگ ها... رنگ ها چه حسی به شما میدن؟ +داستان در یک سرزمین خیالی، در یک دنیای خیالی اتفاق می افته... +سرزمینی که فرهنگ و قوانین خودش رو داره... +داستان عاشقانه دو پسر که پر از پستی و بلندیه... +پسری امگا که بخاطر نادر بودنش،تنهاست و شاهزاده ای که تنهایی اون رو پر میکنه...!!؟ +یا باعث تنها تر شدنش میشه...؟!! [Completed] (_ یه امگای مرد... میدونی که خیلی نوع نادری هستی... تکخندی زد: اوه یعنی الان میخوای منو بزاری تو یه جعبه شیشه ای و به همه نمایش بدی؟؟) Waiting for S2... 🥇امگاورس 🥇ویکوک
  • 𝐁𝐥𝗼𝗼𝐝 𝗺𝐢𝐬𝐭𝐫𝐞𝐬𝐬 بقلم Aysan_basii
    Aysan_basii
    • WpView
      مقروء 766
    • WpPart
      فصول 13
    داشتن خون حوا...!؟ آدم با ارزش...!؟ چه اهمیتی داشت!؟ چه اهمیتی داشت تا وقتی که به همون دلیل، تاریکی روز به روز من رو بیشتر در خودش میبلعید و پنجه های تیزش، قلب و روحم رو خراش میداد!؟ چه اهمیتی داشت...وقتی قرار بود آخرش چیزی جز مرگ نباشه!؟ یعنی...واقعا قرار بود به خاطرش بمیرم...!؟ من با ارزشم...یا این خون لعنتی...!؟چیزیی که همون اول از دیدن اون عمارت دریافت کردم خوب نبود...اما سوالی که پیش میاد اینه اگه من کنجکاوی نمی‌کردم و وارد اون آکادمی نمیشدم‌ چه اتفاقی میفتاد...؟ از کنار چه چیز ها مثل یک آدم کور رد میشدم...؟ و از چه خطر هایی درامان میموندم...؟.
    +18 أكثر
  • Our destiny بقلم Vzsal7
    Vzsal7
    • WpView
      مقروء 30,389
    • WpPart
      فصول 11
    جونگ کوک امگا پسری که از بچگی روی پای خودش وایساده و سختی های زیادی کشیده ... به کمک دوستش وارد شرکت RG میشه ولی نمیدونه که از اونجا زندگیش عوض میشه..... ~~~ کیم تهیونگ گفت الان بهش؟ یا من اشتباه شنیدم شاید گفت پارک تهیونگ نه؟ ولی گفت کیم تهیونگ یعنی همونی که من بهش فحش دادم و البتهههه اه همونی که باهاش سکس داشتم رئیس شرکته.... ~~~ کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی: یونمین،نامجین ،جیهوپ زمان آپ‌:نامعلوم فیک اولمع حمایت کنید دوستان👋😅🤗
  • our story_داستان ما بقلم JeeniKim405
    JeeniKim405
    • WpView
      مقروء 308
    • WpPart
      فصول 1
    ازدواج بدون عشق ....برای اون پیرمرد یک موضوع کاملا عادیه....
  • -The flower of death- بقلم aidavlove123456
    aidavlove123456
    • WpView
      مقروء 156,658
    • WpPart
      فصول 49
    +بالا بیار _هیچ میدونی چیو دارم بالا میارم +فقط بالا بیار _دارم عشقتو بالا میارم ---- ژانر:اسمات🔞 هاناهاکی امپرگ عاشقانه
  • 사랑 بقلم IAmAHavig
    IAmAHavig
    • WpView
      مقروء 31,069
    • WpPart
      فصول 28
    عشق(باشه میدونم سادست) ❌این فیک تموم شده و فصل دوم در حال اپه با اسم 과거. ژانر:اسمات،دارک وب،دختر پسری،BDSM(شاخه های مختلفش)،خشن...خب فکر کنم همینا کافیه توجه:این فیک دارای صفحه های شکنجه و خوشنت بار می باشد اگر دوست ندارید نخونید لطفا *مورد داشتیم حالت تحوع گرفته! کاپل اصلی:ا/ت و یونگی. کاپلای فرعی:هوپمیم،ویکوک،نامجین خب من این و همینجوری می نویسم و راستش خب نمیدونم فقط امیدوارم دوست داشته باشید همین. خلاصه:یونگی و دوست دخترش ا/ت که در گروهی به اسم درتی انجلز که در دارک وب کار میکنه مشغول بودن که رابطشون به صورت ناراحت کننده ای از هم میپاشه حالا ماموریتی به پستشون خورده که باید دوباره دوره هم جمع بشن و این ماموریت و جمع کنن و فقط هویج میدونه که چه اتفاقاتی قراره بیوفته..... نویسنده : هویج هستم مخلص شما 🥕
  • 𝑮𝑹𝑬𝑬𝑫𝒀 | 𝑲𝑶𝑶𝑲𝑽 بقلم sheri326
    sheri326
    • WpView
      مقروء 2,386
    • WpPart
      فصول 8
    ☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک،فراموش نشه☆ Name: Greedy Couple: KookV Genres: Historical . Drama . Romance . Angst . Classic . Smut Channel: Everythingaboutbtss Writer: sheri Up Time: نامشخص / متوقف شده "بیا به هم قول بدیم اُلیوِر ، بیا تو زندگی بعد برای هم باشیم ، جایی که نه رد خونی باشه و نه جنگی ... جایی که مجبور نباشم با دستهای خونی صورت سردت رو قاب کنم فرمانده ی من ...بیا به هم قول بدیم ... قول بدیم که این عشق نافرجام رو اونجا ادامه بدیم..." ---------------------------------------------------- -از من توقع نداشته باش که میون این همه کشت و کشتار ، عاشقانه دستت رو بگیرم و به کشورم پشت کنم! -توقعی ندارم...دیگه ندارم ، فرمانده !... من برای داشتنت جنگیدم ولی فکر کنم کافی نبوده...حداقل اونقدری نبوده که من رو به عنوان معشوقه ات بپذیری...انگار که تو فقط جنگ رو توی خون ریختن میبینی ، درحالی که من حتی برای یک نگاهت هم جنگیدم...جنگیدم و نفهمیدی...هیچوقت نمیفهمی... و این آخرین حرفهای ماتئو رو به فرمانده ای بود که صدای شکستن قلبش تا فرسخ ها به گوش می‌رسید...
  • The night بقلم adcdefu
    adcdefu
    • WpView
      مقروء 8
    • WpPart
      فصول 1
    .