Historias de کوکمین

Buscar por etiqueta:
کوکمین
WpAddجیکوک
WpAddkookmin
WpAddجیمین
WpAddjikook
WpAddجونگکوک
WpAddjimin
WpAddjungkook
WpAddسناریو
WpAddscenario
WpAddjm
WpAddgay
WpAddjk
WpAddامگاورس
WpAddbts
WpAddفیکشن
WpAddسپ
WpAddامپرگ
WpAddنامجین
WpAddگی
کوکمین
WpAddجیکوک
WpAddkookmin
WpAddجیمین
WpAddjikook
WpAddجونگکوک
WpAddjimin
WpAddjungkook
WpAddسناریو
WpAddscenario
WpAddjm
WpAddgay
WpAddjk
WpAddامگاورس
WpAddbts
WpAddفیکشن
WpAddسپ
WpAddامپرگ
WpAddنامجین
WpAddگی

Historias de 85

  • jikook chat 😋 por Lucifer_mc
    Lucifer_mc
    • WpView
      LECTURAS 12,616
    • WpPart
      Partes 6
    جیکوک چت 🐰🐥 کیوت , فان , فلاف😋😍 چی میشه اگه کوک مست کنه و به جیمین اعتراف کنه؟؟؟✨ #jikook #kookmin
  • فرشته گیر افتاده ✨ por bahiiiii
    bahiiiii
    • WpView
      LECTURAS 17,740
    • WpPart
      Partes 9
    جانگ کوک پسری که از ۵ سالگی خانواده خودش رو بخاطر جن گیری از دست داد و قسم خورد تا با جن گیر ها کار کنه تا انتقام خودش رو بگیره قسم خورد تا اون جن رو گیر بندازه و انتقام خانواده بی گناهش رو بگیره چی میشه اگر جانگ کوک مراسم رو اشتباه انجام بده و فرشته ای رو اشتباه به این دنیا بیاره ؟ #کوکمین. #بی دی اس ام #هپی اند #تخیلی وضعیت : پایان یافته
  • Wings Of Destiny  por Yukilovesbluerose
    Yukilovesbluerose
    • WpView
      LECTURAS 509
    • WpPart
      Partes 5
    Name : Wings Of Destiny. Couple : Kookmin, Tegi, Namjin. Genre : Imagination, fantasy, romance, magic. Writer : Yuki Up days : نامعلوم. خلاصه: داستانی درباره پایان جنگ بین بال سفید ها و بال سیاه ها و آشتی آنها بعد از هزاران سال ولی هنوز افرادی بودن که خواهان این صلح نبودن. جیمین از خاندان سلطنتی بال سفید ها با قدرتی خاص و منحصر که به زودی پادشاه بعدی شود عاشق جونگکوک بال سیاه میشود. جیمین دارای قدرت خاص که وقتی ماه کامل میشد به قدرتمند ترین حد خودش میرسد و رنگ چشم هایش و بال هایش یه رنگ طلایی درمیان. ولی یه روزی بال های خود را از دست میدهد.
  • Green coffee  por Kylie_1245
    Kylie_1245
    • WpView
      LECTURAS 51
    • WpPart
      Partes 1
    _گوش های خال خالیت رو میبرم و برای پادشاه پیشکش میکنم و نسل تورو منقرص میکنم الف کثیف. فریاد زد و شمشیرش رو بیرون کشید. _اگر تونستی همین کارو بکن ادمیزاد... نمیزارم دست کثیفت به خانواده من بخوره متقابلا فریاد زد و تیر و کمانش رو دراورد و اماده شد. کی میبره..؟ کی میبازه..؟ کی میمیره..؟
  • 📷💗 ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ por Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      LECTURAS 140
    • WpPart
      Partes 1
    Scenario💛💜 #kookmin
  • SEKIJO (Completed) por irisxyou
    irisxyou
    • WpView
      LECTURAS 2,623
    • WpPart
      Partes 21
    • • ⋆ 🔪🩸 "پدرت ... چرا کشتیش؟!" ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌"اون ازم خواست! ..." چندین ماهه که قتل‌های زنجیره‌ای وحشیانه، پنجاه و یک میلیون شهروند کشور کره‌ی جنوبی رو داخل گودال هراس بی‌انتهایی انداخته. شواهد حاکی از اینه که بعد از ده سال، این کشور دوباره شاهد یک قاتل‌سریالیه؛ منتها این‌بار قاتلی به مراتب مخوف‌تر و خون‌خوارتر! بعد از ارتکاب سومین قتل، رسانه‌ها به این قاتل مرموز، لقب سِکیجو رو دادن؛ موجودی افسانه‌ای و به اندازه‌ی همین قاتل، وحشی و تشنه به خون! آیا سِکیجو بعد از ارتکاب چندین و چند قتل وحشیانه بالاخره دستگیر میشه؟ آیا همدست و معشوقه‌ای هم داره؟ پایان این سایه‌ی وهم و هراس قراره تو کدوم چپتر رقم بخوره؟ "دوست داری چطوری انجامش بدی بیبی؟ خفه‌ش کنی؟ تیکه‌تیکه‌ش کنی؟ شکمشو پاره کنی؟ قلبشو از سینه بکشی بیرون؟ یا شاید هم با رگ‌های بدنش دست‌بند درست کنی؟!" 𝗚𝗘𝗡𝗥𝗘: 𝖢𝗋𝗂𝗆𝗂𝗇𝖺𝗅, 𝖧𝖺𝗋𝗌𝗁, 𝖬𝗎𝗋𝖽𝖾𝗋, 𝖬𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗒, 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈𝗅𝗈𝗀𝗒, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖡𝖣𝖲𝖬 𝗖𝗢𝗨𝗣𝗟𝗘: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗆𝗂𝗇 (اگه به خشونت و قتل، سایکوها، و روند حل‌کردن پرونده‌های جنایی علاقه‌مندین این بوک رو از دست ندین)
  • 🌹🌚mutual love🌚🌹 por mahsa_yadollahi
    mahsa_yadollahi
    • WpView
      LECTURAS 7,738
    • WpPart
      Partes 7
    خلاصه:( خلاصه داستانو نمیگم )داستان یکجوری هست.. که خوب واقعا. نمیدونم .. خوب از این قراره که تهکوک و نامجین و هوپی انسان هستن و جیمین و یونگی هیبرید یا هرچی میگین هستن. یونگی و جیمین یک هیبرید خیلی مظلوم.. اگه یونگی دست یکی از مافیای خطرناک به نام جیهوپ بیوفته و جیهوپ با تموم وجود اونا دوست داشته باشه چی میشه؟؟ یا اگه جیمین دست دوتا برادر فوق خطرناک باند مافیایی بیوفته اون چی میشه؟؟ و اینو برای... کاپل:ویمینکوک 😐مینهوپ( یونگی و جیهوپ)نامجین.. اصلی:ویمینکوک ژانر؛ 😂معلوم نیست.. مافیایی..سک.. . حال کنین دوستان 😐
  • FUNKY ALPHA/ آلفای بدبو por Parminbanoo
    Parminbanoo
    • WpView
      LECTURAS 51,729
    • WpPart
      Partes 24
    داستان جونگ‌کوکی که از هم‌مدرسه‌ای جدیدش پارک جیمین آلفایی که به بد بو بودن مشهور بود، بدش میاد و سعی میکنه تا با متجاوز نشون دادن اون از مدرسه بیرون و زندگیشو نابود کنه! اما آیا همه چیز اونطوری که جونگ‌کوک‌شی میخواد پیش میره؟ شاید این جاها یه اشتباهی شده باشه... آمم شاید یه چیزی مثل اینکه پارک جیمین آلفا نیست؟! بخشی از داستان 👇 جیمین با حس رایحه ی الفا با ناله برگشت... اه خدا بدتر ازاین نمیشد... وقتی با تمام وجودش داشت امگا بودنش رو مخفی نگه میداشت تا بتونه از هر لحاظ پرفکت بنظر برسه فکر اینجاش رو نکرده بود... اینکه جئون جونگکوک عوضی تنها کسی باشه که از شانس گندش باید شاهد هیتش باشه..!! البته جیمین هنوز خبر ندشت بانی اصلی اومدن به این اردوی فاکی خود جناب جئون جونگکوک بود! منزجر کننده بود.. اما همین حالا هم با دیدن برامدگی بزرگ روی شلوار ورزشی جونگکوک اب از دهنش روی چونش ریخته بود... آلفا قصد نزدیکتر اومدن نداشت یا اینکه میترسید نزدیکتر بیاد؟! اون قصد داشت جیمین_آلفای رات شده_ رو در برابر یه امگای هیت شده بذاره اما حالا...دقیقا توی همون چاهی افتاده بود که خودش کنده بود! +++++++ Genre : Angst /School life /Omegaverse /Mpreg /Smut BY: Parminbanoo Couple: kookmin
  • Memories bring back you | Kookmin por tokyo_ui
    tokyo_ui
    • WpView
      LECTURAS 2,024
    • WpPart
      Partes 3
    [خاطره ها برمیگردوننت.] جیمین همیشه حافظه قوی ای داشت. آرزو میکرد که اینطور نباشه ولی بود. پس وقتی جونگ کوک بهش قول داد کل اون سال ها رو بهش زنگ میزنه و دوست جدیدی پیدا نمیکنه، جیمین هیچ وقت فراموش نکرد. حتی وقتی ده سال گذشته بود، برگشته بود و جونگ کوک حتی اون قول رو به یاد نمی آورد... . . . مرد ماسکش رو پایین کشید و کلاهش رو از سرش درآورد. جیمین فقط چند ثانیه فاصله داشت تا بعد از دیدن چهره آشناش چشماش رو از گوشه هاش چاک خورده باقی بذاره. خب اگه می خواست مرد رو به روش رو توصیف کنه باید می گفت, سر جونگ کوکی که می شناخت رو بدنی که نمی شناخت. انگار با فتوشاب کله کوکی هشت ساله رو کنده بودن و گذاشته بودنش رو یه مرد بالغ عضله ای که هیچ سنخیتی با چیزی که جیمین تو ذهنش تصور می کرد نداره. _عام...جونگ کوکی؟...کوکی؟ ...
  • Last Angel (Rule s1) por sarina-2006
    sarina-2006
    • WpView
      LECTURAS 18,659
    • WpPart
      Partes 22
    Rule:«Reconstructed of past» Gener:Romance,Angst,BDSM,Fantsy,Kink,+18 دستور:«بازسازی گذشته» ژانر:عاشقانه,غمگین,بی دی اس ام,فانتزی,کینک,+18 خلاصه فیک:جیمین پسری که توسط ناپدریش اذیت میشه,پسری که بعد از 23 سال با شش پسر دوست میشه,کسی که فکر میکنه مادرش به پدرش خیانت کرده و باعث مرگشه... چی میشه اگه دوستاش برده شیطان باشن؟چی میشه مادرش یه فرشته عاشق باشه؟چی میشه چشم اهریمن دنبال جیمین باشه؟ قسمتی از فیک: به جی هوپ نگاه کردم رو صورتش طرح های ترسناکی بود که به رنگ قرمز و سیاه بودن جی هوپ تقریبا منو به سمت اون عمارت میکشوند بلاخره سکوت بینمون و شکوندم حالم خیلی بد بود بزور حرف زدم:ه..هی.هیون..هیونگ...م..ما...ک..کجا..می...میریم با چهره ترسناکش بهم نگاه کرد و پوزخندی زد :نترس جیمین شی داریم میریم خونه ما! اما لحنش تسکین دهنده نبود انگار داشت تهدیدم میکرد +ه..هیو..نگ...من......و..برگ..ردون نمیتونستم راه برم میترسیدم,هر لحظه به اون عمارت ترسناک نزدیک تر میشدیم جی هوپ خودشو به من چسبوند و تو گوشم زمزمه کرد:به خونه خوش اومدی جیمین! *** جیمین فهمید که بازم خراب کرده حرفی نزد که جونگکوک عصبی تر داد زد :تو احمق منو چی صدا کردی؟ جیمین با ترس گفت:متا.... کوک با یه پوزخند از روی حرصش گفت:اگه یکبار دیگه این کلمه رو بگی زبونتو میبرم تا دیگه نتونی متاسفم..
  • Acacia Nightclub  por TheGreenSol
    TheGreenSol
    • WpView
      LECTURAS 5,397
    • WpPart
      Partes 1
    وانشات : آکِیشا نایت‌کلاب کاپل : مینگوک ژانر : رمنس، اسمات °•°•°• خلاصه: آکِیشا نایت کلاب، کلابی که توش فقیر و پولدار کاراگاه و رئیس مافیا همه و همه یه شب چیزی که هستن رو فراموش میکنن و یه هدف مشترک دارن... خوش گذرونی! چی میشه اگر جیمین افسرده که دیگه توی زندگیش به چیزی امید نداره، به این کلاب بره و با یه غریبه خاص آشنا بشه؟ Highest ranking #1 in وانشات Highest ranking #1 in جیکوک
  • missed call (kookmin smut) por jikookbustory
    jikookbustory
    • WpView
      LECTURAS 29,978
    • WpPart
      Partes 8
    مقدمه : تنها صدای گریه ای که میخوام بشنوم...صدای ناله های شیرین توعه که برای چیزای بیشتری التماس میکنی پارک جیمین یه پسر ۲۵ ساله ی آرایشگر که تو بوسان کار میکنه. جیمین هنوز با خانواده اش زندگی میکرد. خانواده اش محافظه کار بودند و هر چند وقت راجب تمایلات جنسی جیمین ازش میپرسیدند، والدینش هموفوبیک بودند که باعث میشد جیمین نسبت به تمایلات جنسی خودش مطمئن نباشه. اون زندگی آرومی داشت تا اینکه یه روز زنگ مشکوکی از طرف یه ناشناس دریافت کرد. ( وقتی زنگ کاریه، باید جواب بدی درسته؟ ) صدای ناشناس جیمین رو ترسوند و تلفن رو قطع کرد و به تماس های بعدیش پاسخ نداد ، هرچند اون زنگ ها قطع نشدند تا زمانی که جیمین تصمیم گرفت قبول کنه و صاحب صدای ناشناس رو ملاقات کنه . حتی بعد ملاقات زنگ ها ادامه داشت اما اینبار برای کار دیگه ای بود...یه چیزی بیشتر از وظیفه ی معمول جیمین ! smut :( high ) fluff: ( high ) top : ( jungkook ) bottom: ( jimin ) kookmin , jikook : (obviously) serial killer : ( rough ) 🚫 این فیک رو برای کسایی که نمیتونن انگلیسیش رو بخونن ترجمه میکنم.
  • 👬🏻💍ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ por Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      LECTURAS 223
    • WpPart
      Partes 1
    scenario💛💜 #kookmin
  • 🌧🧑🏻‍❤️‍🧑🏼 ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ por Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      LECTURAS 208
    • WpPart
      Partes 1
    Scenario💛💜 #kookmin
  • 𝕗𝕠𝕣𝕓𝕚𝕕𝕕𝕖𝕟 𝕝𝕠𝕧𝕖!♡ por Natalie622985
    Natalie622985
    • WpView
      LECTURAS 231
    • WpPart
      Partes 2
    -چرا کشتیشون خنده‌ای کردو به صندلیش تکیه داد +داستانش مفصله رییس! -و من اینجام که به داستانت گوش کنم نفس عمیقی کشید +تو مدرسه برام قلدری میکردن...منم از خدا میخواستم اونارو مجازات کنه! اما خدا روزبه‌روز اونارو موفق‌تر از قبل کرد.چند سال گذشت‌و خدا مادرمو کشت دستاشو رو میز گذاشتو سمت اون رییس عصبی خم‌شد صداشو پایین تر اوردو با لبخند رو مخی حرفشو ادامه داد +و من فهمیدم خدا تو بخشیدن ادما بهتره!... پس تبدیل به یه ادم بد شدم،وقتی بزرگتر شدم خودم اونارو مجازات کردم و از خدا خواستم منو ببخشه!.
  • داستانی که چشم هامو باز کرد  por jackil_666
    jackil_666
    • WpView
      LECTURAS 1,809
    • WpPart
      Partes 1
    بعد یک تمرین سخت جونگکوک خوابش نمیبرد چی میشه بخاطر کنجکاوی واتپد نصب کنه و معروفترین فیک کوکمین رو بخونه ... کاپل:کوکمین این وانشات خدمت نگاه هاتون🍓
  • 𝑯𝒂𝒕𝒓𝒆𝒅 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑪𝒐𝒍𝒐𝒓 𝒐𝒇 𝑳𝒐𝒗𝒆 por Nabii_Sh
    Nabii_Sh
    • WpView
      LECTURAS 42
    • WpPart
      Partes 2
    ■ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 · 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 · 𝑹𝒐𝒚𝒂𝒍 · 𝑯𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍 · 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒊𝒐𝒖𝒔 · 𝑺𝒎𝒖𝒕 ■ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 💞 ■ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑵𝒂𝒃𝒊 🕊️ ༺☆༻ ■خلاصه: جنگ تموم نشده بود، ولی دل جونگ‌کوک از یه چیز دیگه می‌سوخت... از نگاهی که ازش نمی‌تونست دل بکنه. اون برای تاج برگشته بود، نه عشق. ولی وقتی جیمین رو دید، همه‌ی نقشه‌هاش از هم پاشید. یه شاهزاده‌ی کره‌ای با نگاهی آروم، اما زخم‌خورده، که حتی سکوتش هم درد داشت. جونگ‌کوک می‌خواست ازش استفاده کنه، ولی هر بار که جلوتر رفت، بیشتر غرق شد. جنگ شد بهونه، اسارت شد اجبار... اما چیزی بینشون شکل گرفت که نه با زور می‌شد گرفت، نه با فاصله می‌شد فراموشش کرد. حالا بین عشق و تاج، فقط یکی می‌مونه... و هر دو می‌دونن، بهای این انتخاب کم نیست.
  • 👶🏻🩷 ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ por Ara_Hdzd
    Ara_Hdzd
    • WpView
      LECTURAS 278
    • WpPart
      Partes 1
    scenario💛💜 #kookmin
  • 𝐇𝐚𝐳𝐞𝐥𝐧𝐮𝐭 𝐁𝐫𝐚𝐢𝐧𝐲(ʘᴗʘ✿) por Khazaninfall
    Khazaninfall
    • WpView
      LECTURAS 2,907
    • WpPart
      Partes 8
    𝐈 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐰𝐡𝐚𝐭 𝐭𝐨 𝐬𝐚𝐲 𝐩𝐭.𝟒 نام و نام خانوادگی📝: مغز فندقی (Hazelnut Brainy)🌰 گل سر سبد🌼: کوکمین🐣🐰 با حضور ویژه📸: ویهوپ🐯🦄 + وِندی (ردولوت)🐿 توضیحات تکمیلی📌: داستان از اونجایی که شروع میشه که کوک با جیمین شی -مغز بزرگ دانشگاه- هم اتاقی میشه!!! چگونگی شکل گیری📽: همه چیز از وقتی شروع شد که نویسنده بعد از ۴ بار ریواچ کردن سریال شرلوک هلمز با بازی بندیکت کامبربچ تصمیم به شرلوک کردن جیمین شی کرد! (توجــــه⭕ : عملا هر چی تو این داستان میخونین چرت و پرته...حوصله نداشتم نرفتم سرچ کنم همچین رشته ای وجود داره یا نه؛ نویسنده گشادهههههه! ) زارتان زورتان😈💦؟ هنوز تصمیم نگرفتم🤠 ❤ (◍•ᴗ•◍)با تشکر از همراهی شما(ʘᴗʘ✿)🧡