کوکوی cerita

Saring berdasarkan tag:
کوکوی
WpAddkookv
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddvkook
WpAddاسمات
WpAddtaekook
WpAddفیکشن
WpAddjungkook
WpAddامگاورس
WpAddیونمین
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddنامجین
WpAddفیک
WpAddعاشقانه
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddفارسی
کوکوی
WpAddkookv
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddvkook
WpAddاسمات
WpAddtaekook
WpAddفیکشن
WpAddjungkook
WpAddامگاورس
WpAddیونمین
WpAddtaehyung
WpAddbts
WpAddنامجین
WpAddفیک
WpAddعاشقانه
WpAddبی‌تی‌اس
WpAddفارسی

147 Cerita

  • 𝑀𝒴 𝒟𝒜𝐹𝒯 𝒜𝐿𝒫𝐻𝒜 oleh laladoo2008
    laladoo2008
    • WpView
      Membaca 18,272
    • WpPart
      Bab 40
    غذات امگا ! به تو ربطی نداره + جدی؟ چون تا جایی که من میدونم بچه ی تو شکمت بچه ی منه!با من لج نکن اماگ- اره افرین بچه ای که 4 ماه فاکی منو توی بدترین شرایط باهاش ول کردی بچه ای که عملا حاصل تج... و این دست الفا بود که جلوی دهن امگا قرار گرفت و مانع از تکمیل کردن حرفش شد! الفا غرید: راجع به بچه ی من درست حرف بزن
  • Elite | KOOKV oleh yor1vk
    yor1vk
    • WpView
      Membaca 8,535
    • WpPart
      Bab 24
    کیم تهیونگ، امگایی که برای فرار از فقر، بورسیه‌ی دانشگاه معتبر هانیانگ رو به دست آورده بود. فقط یه مشکل وجود داشت؛ هر چقدر بیشتر تلاش می‌کرد خودشو از دنیای ثروتمندها دور نگه داره، بیشتر به قلبش کشیده میشد. و بعد جئون جونگکوک رو دید. آلفایی که بزرگترین مسابقات ماشین سواری سئول رو برگزار میکرد و ثروت خانوادگیش زبانزد بود. مردی که کاریزمای غیرقابل انکاری داشت اما به همون اندازه هم برای تهیونگ غیرقابل تحمل بود. شاید خیلی زود مرز بین نفرت و سوتفاهم، قرار بود محو بشه و جاش رو به چیز پیچیده تری بده. بین کلاس‌ های دانشگاه، گاراژهای روغنی و مسابقات غیرقانونی شبانه، تهیونگ ناخواسته وارد دنیای خطرناک‌ ترین پسر دانشگاه شد. Name : Elite Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : Omegaverse, Romance, +18
  • 𝖵𝗄-𝖪𝗏 𝖡𝗈𝗈𝗄 oleh thegriya
    thegriya
    • WpView
      Membaca 9,658
    • WpPart
      Bab 11
    این بوک بی‌نهایته و کلی فیک‌چت و وانشات/مولتی‌شات داخلش پابلیش می‌شه، فالومون کن قلب داداش💋
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ oleh broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Membaca 6,527
    • WpPart
      Bab 21
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • llیاغی کلاس |Class Outlawll oleh llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Membaca 221,943
    • WpPart
      Bab 44
    قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود، و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود! و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود. • • 👀تیکه ای از فیک: _ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ، ربطی نداره به کسی .. + پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ، ربطی نداره به کسی .. • • GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy Couple: Kookv Writer : Aloura
  •  •FIND IT • KOOKV • oleh jyjtjnj
    jyjtjnj
    • WpView
      Membaca 6,732
    • WpPart
      Bab 22
    [در حال ادیت] پایان فصل اول * زندگی ، چه کلمه مسخره ای برای پسری که کل زندگی رو ازش گرفته بودن ‌..‌ اون خوب خودشو حفظ کرد میون کسایی که در کالبد خانواده بودن اما از درون حیواناتی درنده ،که آماده خطایی بودن تا بین دندون هاشون فقط تیکه های استخون باقی مونده باشه . اره اون تهیونگ کیم بود امگای مذکری که با سن ۱۹ سال هنوز مقاوم بود ، شیطون بود ، یک جوون هورنی لعنتی اما باکره بود . اما خب زندگی که قطعا همیشه قرار نیست یک طور باشه نه؟؟ همیشه که قرار نیست تهیونگ دایره لغات امن فاکیش شامل دوستای انگشت شمارش بشه ؟؟ همیشه که قرار نبود زندانی سیاست کثیف خانوادش باشه ؟ کسی قرار بود این شرایط رو عوض کنه ؟ برای جواب فقط باید بگرده تا شاید پیداش کنه. _______________________________________________________ couple:kookV,yoonmin ganre:omegavers,action,comedy,flop,smat هپی اند تاریخ اپ : متغیر امیدوارم لذت ببرید.
  • My little cherry ( Kookv ) oleh Vilo_00_
    Vilo_00_
    • WpView
      Membaca 44,199
    • WpPart
      Bab 33
    گیلاس کوچولوی من 🍒✨ " در حال اپ " در گوشه‌ای دنج از یک کافه‌، جایی میان عطر قهوه و گرمای پاییزی، دو نگاه درهم گره می‌خورند - یکی آلفا، یکی اُمگا. هیچ‌کدوم دنبال عشق نبودند، اما عشق همیشه راه خودش رو پیدا می‌کنه، حتی اگر از لابه‌لای سفارش یه کاپوچینو باشه. این داستانیه درباره لمس‌های آهسته، قلب‌هایی که آروم باز می‌شن، و خنده‌هایی که بوی شکلات می‌دن. اگر دنبال لحظاتی پر از مهربونی، حس امنیت و درخشش عشق توی تاریکی دلت هستی، این قصه برای توئه. پایانش؟ اون‌قدری قشنگه که دلت بخواد تا مدت‌ها اکلیل بریزی رو همه چی ✨💛 ژانر : سافت ، امپرگ ، اسمات ، امگاورس ، هپی کاپل : کوکوی - نامجین و ...
  • "AVATAR" oleh __taekookv__
    __taekookv__
    • WpView
      Membaca 90,744
    • WpPart
      Bab 29
    خلاصه داستان: به پسر "آواتار" دست زدن تاوان سنگینی داره! زمانی که یه تار مو ازش کم شه به دست آووردن کل پک های "آواتار" و نگهداشتن پک خودت که سهله دیگه حتی نمیتونی لباس تو تن ات رو حفظ کنی چون "آواتار" قراره اون رو همراه با بدنت بدره!! کاپل:کوکوی ژانر: امگاوورس/تخیلی/فانتزی/رومنس/امپرگ زمان آپ:چهارشنبه
  • || زندان عشق  | Prison of love || oleh llAlourall
    llAlourall
    • WpView
      Membaca 123,649
    • WpPart
      Bab 29
    داستان از این قرار بود که ، پدر تهیونگ طی اتفاقی اونو مجبور با ازدواج اجباری با مرد انیگمایی میکرد که فقط اسمش رو میدونست و ازش 12 سال بزرگتر بود ! اون برای فرار از ازدواج هرکاری میکرد ولی نمیدونست که .. • Ganer 🐺: Omegavers . Romance . Au . Smut . Fakechat . Couple✨: KookV Writer🪄: Aloura
  • 𝑭𝒐𝒓 𝒀𝒐𝒖 ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵃᵘ oleh AlHphBA
    AlHphBA
    • WpView
      Membaca 111,948
    • WpPart
      Bab 19
    [Completed] خلاصه: تهیونگ، دانشجوی فعال و سرزنده‌ی ترم آخر رشته‌ی نقاشی، مدتی بود که از پسر ساکت و آروم ترم پایینی رشته‌ی موسیقی خوشش اومده بود. چیزی تا پایان سال‌های دانشجوییش باقی نمونده بود، باید شانسش رو امتحان و بهش اعتراف می‌کرد؛ خوش‌شانس بود یا بدشانس؟ آیا این احساس، همون عشقی بود که همیشه به انتظارش نشسته بود؟ هیچ‌کس از آینده با خبر نیست، تهیونگ هم از این قاعده مستثنی نبود. این شروع اتفاق‌های خوب بود یا نوید دهنده‌ی روزهای سخت و تاریک؟ •کوکوی ایو •رمنس، انگست، اسمات Wr: Hb
  • 𝘚𝘱𝘪𝘤𝘺 𝘔𝘢𝘳𝘨𝘢𝘳𝘪𝘵𝘢 ᵏᵒᵒᵏᵛ oleh Uranus_TK
    Uranus_TK
    • WpView
      Membaca 98,299
    • WpPart
      Bab 43
    𝘕𝘢𝘮𝘦: 𝘚𝘱𝘪𝘤𝘺 𝘔𝘢𝘳𝘨𝘢𝘳𝘪𝘵𝘢 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘋𝘳𝘢𝘮, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘋𝘢𝘪𝘭𝘺 𝘭𝘪𝘧𝘦, 𝘴𝘮𝘶𝘵, 𝘤𝘰𝘮𝘦𝘥𝘺 𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳: 𝘔𝘢𝘩𝘴𝘩𝘪𝘥 𝘚𝘶𝘮𝘮𝘢𝘳𝘺: صدای بوق کشتی، امواج دریا؛ کشتی نماد دریا‌ها پذیرای مسافر از سراسر جهان برای تور سفر به هاوانا و اسپانیاست، و تهیونگ، پسری که همراه با جیمین تصمیم می‌گیرن برای گذروندن تابستونشون به کشتی برن؛ اما هیچ‌کس خبر نداشت که تهیونگ قرار بود چه چیز‌هایی رو توی اون کشتی تجربه کنه؛ اتفاقاتی که عقل و احساساتش رو درگیر می‌کرد و مسیر جدیدی از زندگیش رو نشونش می‌داد. تهیونگ نمی‌دونست که اون کشتی قراره به مهم ترین بخش از زندگیش تبدیل بشه.... 𓂃𓂃𓂃𓂃 -اینجا همه منو هرطور بخوان صدا می‌کنن، آقای جئون، مستر جئون، جئون جونگکوک و... ولی تو؟ سنیور جئون صدام کن. فکر می‌کنم کاملا مناسبت باشه. یعنی می‌دونی، دلم می‌خواد این کلمه رو با صدای تو بشنوم. شب، روز، توی رستوران، روی عرشه کشتی، تو اتاق خودت، تو اتاق من...حتی فکر می‌کنم توی تخت هم گزینه‌ی خوبی باش... -شبتون بخیر. ******** "کامل شده" "هپی‌اند" شروع: 3 جولای 2024 پایان: 3 آگوست 2025
  • Fighter || KookV oleh Nirvix_tk
    Nirvix_tk
    • WpView
      Membaca 41,821
    • WpPart
      Bab 19
    "صبر کنید تا کامل بشه " جهانی ‌که با امگا ها مثل برده رفتار میکنه و پر از تبعیض برای اون هاست فقط امگا هایی راحت زندگی میکنن که جفت دارن تهیونگ امگایی که همراه با بردار امگاش پیش خواهرش که آمریکا زندگی میکنه مهاجرت میکنه هر دوی اون ها سعی میکنن به عنوان دو تا امگای تنها توی این کشور جدید زندگی خودشونو بسازن ولی اینا برای تهیونگ تا قبل از این بود که اون بوکسور وحشی رو ببینه Capel || kookv...yonmin...namjin Romans...omegavers.....fantastic....soft....Happy ending
  • PADRINO  oleh queen68333
    queen68333
    • WpView
      Membaca 904
    • WpPart
      Bab 5
    " توی پر قو بزرگ شدن " اصطلاحیه که نشون دهنده بزرگ شدن در بهترین شرایطه. در این صورت ، تهیونگ به معنای دقیق کلمه توی پر قو بزرگ شده بود. اون سایه پدر و مادری از خون خودش رو هرگز تجربه نکرد اما یه پدرخونده داشت که براش اسمون رو به زمین میاورد. بهترین عمارت ، بهترین ماشین ، بهترین لباس ها ، بهترین مدرسه. تهیونگ از هر چیزی بهترینش رو داشت. پسر با اون دوتا چشم های ابیش و دلبری ذاتی ای که توی وجودش داشت تونست کاری کنه که گادفادر فقط برای اون‌ نرم شه. نمی‌دونست کجا از دستش در رفت. نمی‌دونست چیشد که فهمید احساساتی که نسبت به پدر‌خونده‌ش حس می‌کنه اصلا شبیه احساسات یک پسر به کسی که بزرگش کرده نیست. وقتی به خودش اومد ، به جای نیویورک و توی بغل پدر‌خونده‌ش ، خودش رو توی روسیه پیدا کرد. اونم نه توی بغل جونگ‌کوک بلکه تنها با کلی بادیگارد ، اونم به دلیل تصمیم پدر‌خونده‌ش! ولی حالا تهیونگ بعد ۳ سال دوباره به نیویورک برگشته بود! °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• by QUEEN 1405/4/6 start
  • 𝗔𝗹𝗶𝘃𝗲 𝗞𝗶𝗿𝗯𝘆ᵃᵘ oleh KookAtTaelaxy
    KookAtTaelaxy
    • WpView
      Membaca 152,130
    • WpPart
      Bab 11
    𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘝 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘓𝘪𝘵𝘵𝘭𝘦𝘴𝘱𝘢𝘤𝘦, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘍𝘭𝘶𝘧𝘧, 𝘚𝘮𝘶𝘵 تهیونگ یه بیبی بوی کیوت و لوسه که به شدت وابسته‌ی همسرش جونگ‌کوکه و به‌خاطر یک سری اتفاق که در گذشته رخ داده، از طریق استیکر‌های کیربی باهاش ارتباط برقرار می‌کنه. [𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 ]
  • Miele oleh ficspell
    ficspell
    • WpView
      Membaca 439
    • WpPart
      Bab 18
    Dialogues: «,لازم نیست مراقبم باشی، خودم بلدم از پسش بربیام.» «میدونم عسل, ولی فرق عمل کردنِ تو با من مثل نوازش کردن یه بچه با سلاخی کردن یه ادمه» ـــــــــــــــــــــــــــ «این بار لازم نیست چیزی رو ثابت کنی، تهیونگ.» « و این بار تو هم لازم نیست پشت میز دادگاه پنهان شی، قاضی جون» ـــــــــــــــــــــــــــ «جونگکوک یعنی میخوای قانون رو زیر پا بزاری؟» «به خاطر تو قانون که هیچ میتونم هزاران نفر رو زیر پاهام له کنم» ـــــــــــــــــــــــــــ «دیگه خیلی بهت خوش گذشته» «از یه امگای جوونِ خوشگل مثل من چه انتظاری داری پیرمرد؟» تاریخ شروع فیک:1405/5/30
  • 𝑴𝒏𝒊𝒆́𝒓𝒆́ oleh bluebrywriter
    bluebrywriter
    • WpView
      Membaca 12,868
    • WpPart
      Bab 21
    مقدمه: اگه کتاب زندگی جلوتون باز باشه چی مینویسین؟اتفاق های قشنگ؟موفقیت؟زندگی شاد؟ جونگکوک هم نوشت..از گذشته ، حال و آینده اش اما حتی اگه خودت سرنوشت خودت رو رقم بزنی بازم همه چی قشنگ نیست.. جونگکوک نمیتونست بخاطر تهیونگ خودخواه باشه.. پس داستانش رو عوض کرد.. /_/_/_/_/_/_/ چکیده ای از کتابِ جونگکوک: +این قانون طبیعته نه؟ اینکه وقتی مطمئن میشیم یه نفر دوسمون داره اذیتش میکنیم..هرکاری میکنیم تا بهش بفهمونیم چقدر انتخابش اشتباه بوده. همیشه ترک میکنیم و شکسته های قلب بقیرو نمیبینیم... _نمیتونی منو قضاوت کنی..من‌ مایل ها با همون خورده شکسته های تو پام راه رفتم. همیشه اونی که ترک میشه بیشترین اسیب رو نمیبینه میدونی برام چقدر سخته بخوام دوباره از دستت بدم؟ اما اینبار دلیلش خودتی..چون منو نمیخوای دوستم نداری.. +دوست دارم 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯/𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄: 𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭-𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜-𝐬𝐦𝐮𝐭
  • Untouchable✨ oleh kowexer
    kowexer
    • WpView
      Membaca 25,130
    • WpPart
      Bab 23
    شیپ : کوکوی ، یونمین دارای اسمات ( خیلی نداره/:) (کامل شده ) اولین رمان من هست . امید وارم خوشتون بیاد و حمایتم کنین لاوا❣️ - دوماه طول کشید تا اعتمادشو جلب کنم.....ولی .... ولی توی یه روز گند زدم به همش .... لعنت به من ....