تمام پسرای کلاسِ a..،از یوجونگ خوششون میومد.اون دختر زیبایی بود.کیونگسو و جونگین هم،رقیب همدیگه بودن و هر کدوم برای به دست آوردن قلب اون دختر،بهترین تلاششونُ میکردن..
اونا از هم نفرت داشتن..ولی مرز باریکی بین عشق و نفرت وجود داره..درسته...؟
writer:sun_gee
translator:lil_sua
Finished
ژانر:اسمات،انمیز تو لاورز،داستان کوتاه
❌❌❌❌❌❌❌❌هشدار:اپ این فیک تا مرداد ماه سال 1400متوقف میشه..اگه نمی خواید داستان نصفه بخونید لطفا داستان رو شروع نکنید❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌
"بهم میگی هرزه..میگی وقتی درد میکشم زیبا میشم.باور کنم که دوسم داری؟" ~اره دوست دارم..انقدر که اگه بری میمیرم~"منم فک میکردم یه شب میخوابم و دیگ بیدار نمیشم..اما میبینی که..دردات هنوز نکشتنم"
(شاید اینبار*کسی که هست..کسی که می خواهد بماند را از پای در می آورد*)
◾کاپل:کایسو_چانبک(S2)
◾ژانر : انگست_خشن_bdsm_رواشناسی
◾نویسنده :پریسا (ایوا)
"تنکس فراوان از بیبی گرل RORITO_0@ برای پوستر خوشگل فیک"
➕➕➕➕➕
داستانی عاشقانه و تاریخی با کلی حس و حال خوب💙💫
"اعتراف می کنم به گناهانی که زبانم از گفتن شان قاصر است و ذهنم از نگفتن شان بیزار
اولین گناه با حضور در آسمان بی کرانش شروع شد ، من تاریکی ام را با او شریک شدم و او روشنم ساخت طوری که چشم گشودم و فهمیدم ماهِ آسمان گشته ام
دومی زمانی شکل گرفت که قدم از جاده ی دلش برداشتم و از نگاهش خودم را راندم
و سومین گناه....
نه....من گناهکار تنها یک اشتباهم
گناهم این است "تسلیم شدن"
گناه من تکرار تسلیم شدن است ؛ تسلیم او و سرنوشتی که او را از من دریغ کرده"
• آدم اگه دو بار عاشق بشه دو بار اشتباه می کنه
حالا اگه عاشق یه آدم تکراری بشه
گناهش دو برابر هم میشه...
ژانر : تاریخی ، درام ، عاشقانه
کاپل اصلی : جی اون(آیو) ، کیونگسو (دی او)
زمان آپ : نامشخص
این اولین تجربه منه
لطفا حمایتم کنید🥰
داستان رو بخونید و لذت ببرید و یک نکته پارت ها کوتاه هستند پس برای رسیدن به اتفاقات اصلی کمی صبور باشید😉
اگه خوشتون اومد ووت و کامنت فراموش نشه ♥️
✓یک عاشقانهٔ متفاوت با کاپل سکای.
✓روایتی از زندگی کیم جونگین و درگیریهایش با اجتنابناپذیرهای زندگی.
✓عزیزانم، اگر این نوع ادبیات داستانی را نمیپسندید و اهل کتاب خواندن نیستید، از این داستان بگذرید.
پ.ن: خوانندههای جان، نمیتونم این توصیه رو ازتون دریغ کنم، اگر لحن کتابی رو دوست ندارید و به محاورهخوانی "عادت" کردید، میخوام بدونید که میتونید به لحن کتابی هم عادت کنید. کمی که بخونید میبینید که براتون عادی شده. امتحانش ضرر نداره.
یه حس آشنا داشت،حسی که وقت خواب بهش دست میداد.
نگاهش رو از کی ونگسو گرفت،سرش رو پایین انداخت و به پاهاش نگاه کرد.
همه چیز عادی بود به جز گرمای پیش رونده ای که حالا تا سینه ش رسیده بود.
-معذرت میخوام...بیا در موردش حرف بزنیم....قول میدم این بار کاملا بهت گوش کنم.