کیپاپ Stories

Refine by tag:
کیپاپ
WpAddفیکشن
WpAddاکسو
WpAddkpop
کیپاپ
WpAddفیکشن
WpAddاکسو
WpAddkpop

18 Stories

  • painful love by lladrnll_1996
    lladrnll_1996
    • WpView
      Reads 43
    • WpPart
      Parts 2
    پسر وزیری که به اصرار پدرش همراه او به سفر کاری میره ولی چی میشه این یه سفر ساده نباشه و تو این سفر کلا زندگی چانگبین داستانمون تغییر کنه و حتی باعث تغییر خودش هم بشه. چیزهایی رو تجربه کنه که وقتی از قبل بهش بگن ممکنه چندین ساعت با حرفاشون بخنده و اونهارو باور نکنه و باز دوباره مشغول نقاشی کشیدنش از منظره و مردم بشه و خب همیشه اونطوری که ادم میخواد هیچوقت هیچ چیز پیش نمیره مگه ن؟ *من واقعا تمام سعیمو کردم تا این فیکشن دور از همه کلیشه ها بنویسم و قراره شخصیت ها و داستانی رو بخونید که فکر نکنم کلا همچین کاپلایی تو فیکشنا باشن ...پس اگه منتظر یه داستان کلیشه ای با کاپلای معروف کیپاپ هستید این فیکو نخونید(شخصیت های کیپاپ هستن ولی) * ژانر:تاریخی.عاشقانه.غمگین.+18
  • ME by jungn4bi
    jungn4bi
    • WpView
      Reads 43
    • WpPart
      Parts 6
    هر آنچه از ذهنم ترشح میشه وبه قلم میاد...
  • Secret DooR by Authornimchan
    Authornimchan
    • WpView
      Reads 13
    • WpPart
      Parts 1
    🔹️ در مخفی 🔹️ ژانرها: psycholgical crime & Horror 🔷️ پسرک با خجالت سرش رو پایین انداخت. لینو بلند بلند خندید و اونو به سمت آشپزخونه کشوند، در یخچال رو باز کرد تا چیزی برای خوردن پیدا کنه ولی پسرک کنجکاو دوباره با تعجب پرسید: "خاله لینو، چرا یه در مخفی تو آشپزخونه داری؟!" بعد به در بزرگی که پایین دیوار آشپزخونه کنار ردیف کابینت و قفسه ها بود اشاره کرد .
  • Bitch Boy ᶜᵒᵐᵖᶫᵉᵗᵉ by NabiLand_fiction
    NabiLand_fiction
    • WpView
      Reads 7,964
    • WpPart
      Parts 46
    ✨️اولین داستان من🦋 #استریت بکهیون یه پسر ۲۷ ساله است که زمانی شروع کرد به تنهایی زندگی کردن؛مشکلی نداشت و ازش لذت می‌برد، آدم‌های موردعلاقه‌اش یا به قول معروف هم عقیده‌اش رو دور خودش جمع کرده بود. با مدرک تقلبی پزشکی زندگیش رو می‌چرخوند، نیازی به یادگیری پزشکی نداشت چون فقط می‌خواست جیب آدم‌ها رو خالی کنه، پس حتی اگر یه آدم سالم اما ثروتمند به تورش می‌خورد امکان داشت سرطان داشته باشه. این قانون بیون بکهیون بود. کل زندگیش توی دستور جراحی آدم‌های سالم ، گرفتن پول اضافه و لذت بردن ازشون خلاصه می‌شد. فکر می‌کرد خیلی وقت پیش تصمیمات بزرگ زندگیش رو گرفته تا این که یه تصمیم به ظاهر کوچیک گرفت. تصمیمی که قرار بود رقم حساب بانکیش رو بالا ببره همه چیز رو تغییر داد. تصمیمی که نمی‌دونست قرار راه زندگیش رو به سمت پسری بکشونه که همه‌‌ی عمر ازش فراری بود. به قلم نوری‌یل که در سایه‌روشن خیال، پروانه‌ها را نگهبان واژه‌ها ساخته🩵🦋 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝘊𝘳𝘪𝘮𝘪𝘯𝘢𝘭, 𝘱𝘰𝘭𝘪𝘤𝘦, 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆જ⁀➴ 𝐄𝐗𝐎 ᴮᵃᵉᵏʰʸᵘⁿ ,ᴸᵃʸ,ᵏᵃⁱ 𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤𝐏𝐢𝐧𝐤 ʲⁱˢᵒᵒ,ᴶᵉⁿⁿⁱᵉ 𝐑𝐞𝐝𝐕𝐞𝐥𝐯𝐞𝐭 ʸᵉʳⁱ
  • 𝑹𝒂𝒊𝒏 by parksora614
    parksora614
    • WpView
      Reads 462
    • WpPart
      Parts 1
    𝑀𝑖𝑛𝑠𝑢𝑛𝑔
  • My diary " Vkook | Completed by karotumi
    karotumi
    • WpView
      Reads 4,948
    • WpPart
      Parts 11
    خلاصه: نفس عمیقی میکشمو دفترچه خاطراتم رو باز میکنم. به صفحاتش نگاهی میکنمو لبخند تلخی میزنم. چقدر زود صفحاتش با زندگی روزمره و تلخ من پر شده بود. "تلخی از شیرینی متنفر نیست، مثل ترکیب قهوه و شکر. تو... ترکیبی از مواد تلخ و شیرینی و همین موجب شده خاص باشی، من تورو با وجود تلخ بودنت خواستم" کاپل اصلی: ویکوک. Vkook کاپل فرعی: سپ. Sope شروع: 17 اگست 2021 پایان: 22 دسامبر 2021 (بعضی از پارت هارو پابلیشش رو 2022 زده دلیلش اینه که من غلطای املاییمو تازه درست کردم وگرنه شروع و پایانش همینه)
  • Ocean by xiuha_L
    xiuha_L
    • WpView
      Reads 48
    • WpPart
      Parts 2
    درد برای من واژه‌ی آشنایی بود. آشناترین واژه به تمام احساساتی که از قلبم می‌گذشت. من درد رو نمی‌کشیدم، اون رو زندگی می‌کردم. از بچگی هربار که به دریا نگاه می‌کردم دلم می‌خواست تنم رو به اون موج‌های خروشان بسپارم. اقیانوس برام نماد رهایی بود. رهایی از تمام دردهایی که با تار و پود بدنم گره خورده بود. گاهی دلم می‌خواست خود بی‌ارزشم رو توی اقیانوس غرق کنم اما جراتش رو پیدا نمی‌کردم. تا این‌که تو رو دیدم. توی برای من آبی بودی. همون آبیِ اقیانوسی که از ناکجا پیدات شد تا دست زیبات رو روی زخم‌های روح و بدنم بکشی. تا روحم رو درمان کنی و بهم بگی "تو هیولا نیستی. حتی اگر هم بودی، من دوستت داشتم". متاسفم که زبان بیان همچین کلماتی رو ندارم. اما با همین ناتوانیم بهت می‌گم که "منم تا بی‌نهایت دوستت دارم، اقیانوس آبی من!" 𝑨𝒖𝒕𝒉𝒐𝒓: 𝑹𝒂𝑯𝒂 𝑪𝒖𝒑𝒍𝒆𝒔: 𝑯𝒂𝒐𝑩𝒊𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑻𝒓𝒂𝒈𝒆𝒅𝒚
  • my crazy love by kiyaniii14
    kiyaniii14
    • WpView
      Reads 1,725
    • WpPart
      Parts 3
    داستان دختری ب نام می هی است ک تازه دبیو کرده و از تهیونگ متنفره چون فک میکنه برای آیدل بودن خوب نیس😑و تهیونگ هم از اوشون متنفره چون اون ازش متنفره😁و بر اساس اتفاقایی ک میفته عاشق هم میشن امیدوارم خوشتون بیاد💋
  • •●letters●• by TheStrawberryGirl14
    TheStrawberryGirl14
    • WpView
      Reads 219
    • WpPart
      Parts 1
    اولین داستان از مجموعه •●Letters●• •●Genre:Romace;Angst;Oneshot●• •●writer:TheStrawberryGirl14●• بکهیون داشت زندگی عادیش رو میکرد که یه دختر در خونش رو زد و جعبه ای بهش داد که از طرف برادر اون دختر بود. اون جعبه متوسط، انقدر بزرگ بود که تمام حسرت و عقده های بکهیون رو توی خودش جمع کرده بود. لعنت به پارک چانیول و هرچیزی که مربوط بهش بود!
  • See by im_wabi
    10
    See
    im_wabi
    • WpView
      Reads 126
    • WpPart
      Parts 1
    روشنایی زیاد هم جالب نیست ، آدم همه چیز رو می بینه و همه هم اون رو میبینند .... توی تاریکی حداقل آدم میتونه خیال کنه . ژانر : کوکوی ، انگست ، رمنس مرسی که نگاه تو به قلمم هدیه میدی ؛ از طرف وابی ﹆⋆
  • 【ســ♡ــناریو◉↻】 by Bingo_O83
    Bingo_O83
    • WpView
      Reads 254
    • WpPart
      Parts 4
    گاهی آدم ها حوصله نوشتن یه داستان طولانی و ندارن... گاهی هم حال خوندن صدها و هزاران خط داستان نیست... اما دلشون هوایی میشه برای چند خط ساده و تاثیر گذار... اینجا صندوقچه ذهنه... هر سناریویی که تو ذهن آدم ها میاد و به هر دلیلی به داستانِ بلند تبدیل نمیشه... اگه دوست دارید میتونید برامون بفرستید تا با اسم خودتون اینجا قرارش بدیم... ▶◂ 𝕎𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣 : @𝐁𝐢𝐧𝐠𝐨_𝐎83
  • تحلیل موزیک ویدیو کوکوباپ by tetania_
    tetania_
    • WpView
      Reads 769
    • WpPart
      Parts 1
    تحلیل موزیک ویدیو کوکوباپ از گروه اکسو نویسنده: تتانیا Edit: Melancholiusha
  • seduction by linfic_ir
    linfic_ir
    • WpView
      Reads 17,717
    • WpPart
      Parts 23
    Genre : smut , romance , action, horror , BL Main couple: hyunlix Sub- couple: minsung رایحه ی ای دی تی و کلت کمری ۲۰۱۸ ترکیبی نبود که همه میشناختن ولی ترکیب سرگردی بود که شنیدن صداش واسه هورنی شدن و ترسیدن کافی بود ولی لی فاکینگ فلیکس افتاد دست کسی که قرار بود ایندفعه اون هورنیش کنه و بترسونتش بالاخره .... اسیاب به نوبت سرگرد ... :)!
  • Black Sheep by BiankaTheSickGirl
    BiankaTheSickGirl
    • WpView
      Reads 20
    • WpPart
      Parts 1
    پنج سال از مرگ مارگارت هیلدا تاچر در سال 2013 گذشته. پزشک قانونی، اعلام کرده بود که دلیل مرگ خانم تاچر سکته مغزی بوده. در حال حاضر شواهدی بوجود اومده که نشون میده خانم تاچر توسط باند مافیای Black Sheep به قتل رسیده و پلیس با استفاده از سرنخ هایی که داشته، رد این باند رو در لس آنجلس زده و این جرقه‌ای برای شروع درگیری های باند مافیا و پلیس لس انجلسه!..
  • 𝘚𝘵𝘳𝘢𝘯𝘨𝘦𝘳𝘴 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘯𝘪𝘨𝘩𝘵 by nanaisntthere
    nanaisntthere
    • WpView
      Reads 6
    • WpPart
      Parts 1
    "𝘚𝘐𝘕" 'شب عاشقانِ بی دل چه شبی دراز باشد تو بیا کز اولِ شب درِ صبح باز باشد' "آسمان شاهد، زمین گواه و خدا شمارشگرِ نفس هایمان است. مقتدر و آگاه، چشمانش باز و گناه مارا نظاره می‌کند، هنگامی که یکدیگر را در تاریکی شب پیدا می‌کنیم. مومنان ما را سنگسار خواهند کرد و فرشتگان بر ما لعنت می‌فرستند. آنچه میان من و توست، وسوسه خوانده می‌شود و محبت ما انحراف. گناه ما از زمین تا عرش، بوی تعفن می‌دهد. آیندمان چون زمین شوره‌زار، هیچ در خود نمی‌رویاند و شراره های آتش جهنم، برای سوزاندن پیکرِ عصیانگر‌مان زبانه می‌کشد. چرا که آغوش مردی، هیچگاه پناه مرد دیگری نخواهد بود." 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘩𝘺𝘶𝘯𝘩𝘰 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘓𝘪𝘵𝘦𝘳𝘢𝘳𝘺 𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯-𝘗𝘴𝘺𝘤𝘩𝘰𝘭𝘰𝘨𝘪𝘤𝘢𝘭-𝘋𝘳𝘢𝘮𝘢-𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 𝘊𝘰𝘮𝘪𝘯𝘨 𝘴𝘰𝘰𝘯..
  • ᴛʜᴇ ᴘᴀʀᴋ ʜᴏᴜsᴇ  by TalesByElsa
    TalesByElsa
    • WpView
      Reads 609
    • WpPart
      Parts 6
    در خونه‌ای نفرین شده از اجداد پارک چانیول، هیچ چیز اون‌طور که به نظر می‌رسه نیست؛ حتی عشق! 🕷️داستان کوتاه: The Park house 🕸️ژانر: وحشت، عاشقانه، اسمات، هپی اند 🕸️کاپل: چانبک 🕸️نویسنده: السا
  • one shot yoonmin by kaero_yoonmins
    kaero_yoonmins
    • WpView
      Reads 166
    • WpPart
      Parts 1
    اینجا قراره من از یونمین وان شات بزارم . . . . .
  • 『𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐲🌛』 by TalesByElsa
    TalesByElsa
    • WpView
      Reads 76,273
    • WpPart
      Parts 45
    🦋☽ زیبــای وحشـی Complete ⛮ کاپـل: چانبــک ⛮ ژانــر: عاشـقانه، تاریـخی، امپـرگ، امگـاورس، اسـمات ⛮ نویسـنده: السـا و بری ⛮ ادیتور و بازنویس: السـا بیون بکهیون، امگای زیبایی که به دستور امپراطور مجبور به ازدواج با اون آلفای روانی میشه. پارک چانیول، امپراطور پایتخت با بیماری روانی سختی از دوران کودکی خودش دست و پنجه نرم می‌کنه و حالا به خواسته پدرش تصمیم می‌گیره فرزند وزیر بیون رو به همسری خودش دربیاره. اما آیا این تصمیم می‌تونه آینده هردوی اون‌ها رو نجات بده؟ یا سرنوشت چیزی دردناک‌تر براشون رقم زده؟