یونمین Stories

Refine by tag:
یونمین
WpAddنامجین
WpAddyoonmin
WpAddجیمین
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddکوکوی
WpAddیونگی
WpAddاسمات
WpAddvkook
WpAddتهیونگ
WpAddbts
WpAddjimin
WpAddtaekook
WpAddnamjin
WpAddyoongi
WpAddامگاورس
WpAddجونگکوک
WpAddانگست
WpAddشوگا
یونمین
WpAddنامجین
WpAddyoonmin
WpAddجیمین
WpAddتهکوک
WpAddویکوک
WpAddکوکوی
WpAddیونگی
WpAddاسمات
WpAddvkook
WpAddتهیونگ
WpAddbts
WpAddjimin
WpAddtaekook
WpAddnamjin
WpAddyoongi
WpAddامگاورس
WpAddجونگکوک
WpAddانگست
WpAddشوگا

101 Stories

  • Cinderella | کوکوی  by ladykoalla
    ladykoalla
    • WpView
      Reads 12,023
    • WpPart
      Parts 17
    همه‌ی سیندرلاهای دنیا بخاطر کفش‌ شیشه‌ای‌ـشونه که دوباره شاهزادشون رو می‌بینن؛ برای کیم‌تهیونگ هم همینطور بود، اما اون کفش نه‌تنها یه کفش شیشه‌ای نبود، بلکه یه جُردن آبی رنگ بود که باعث ترکیدن صورت یه آلفا شده بود. اما آخه کسی نیست بگه که چرا تهیونگ ؟ کاپل: کوکوی / یونمین ژانر: کمدی، امگاورس، درام
  • that man / اون مرد " yoonmin" by rominaromina396
    rominaromina396
    • WpView
      Reads 239,967
    • WpPart
      Parts 70
    🔥برشی از داستان : " دوست دارم ببینم روابطشون در حد پدر پسریه یا .... با ضربه جین به شکمش خفه شد صورت همیشه خندون هیونگش اخمی بود " یااا ...هیونگ !!!! " نباید اینجوری پشتش حرف بزنی اون همسره یونگیه ! کوک پوزخند زد " ول کن هیونگ اون یه ازدواج صوری بود مطمئنن هیونگ حتی اسم اون پسرم یادش نیست !!!! کاپل : Yoonmin ژانر : مافیا / امگاورش / کمدی و غمگین / امپرگ / معمایی / پلیسی / هیجانی / خانوادگی خلاصه: _طبق وصیت عمه ..." اون " ..باید باهاش ازدواج می‌کرد... .اما ... چرا آخرین تصویرم ازش ...برای ۱۷ سال پیشه ! ...شاید ..نباید بهش میگفتم " دوست دارم " . . . نگاهی به صورت معصوم دو بچه روی تخت انداخت _ شما ...بوی اونو میدید .... نویسنده " رومی " شروع داستان ۱۲ /۳ / ۱۴۰۳ پایان : .....
  • Gray area by Andia7
    Andia7
    • WpView
      Reads 1,188
    • WpPart
      Parts 9
    "عشق شیرینه... خیلی شیرین... اما چیزی بیشتر از یک دروغ زیبا نیست...." --------------------------------- ژانر :رومنس، تخیلی ، جنایی ، اسمات کاپل اصلی: یونمین کاپل فرعی: خودتون در طی داستان متوجه میشید با عشق♡♡ _Andia7
  • •°Dordune°• by queen68333
    queen68333
    • WpView
      Reads 512
    • WpPart
      Parts 4
    Kookv : تهیونگ همیشه می‌دونست بلاخره باید به یکی از اون خواستگار هایی که از بچگی براش میومدن جواب مثبت بده ؛ اما توقع نداشت اون روز انقدر زود برسه اونم توی ۱۸ سالگیش! هر چی نباشه اون پسر رامی ، یکی از بزرگ‌ترین تاجر های عربستان بود! همه این ها به کنار ، اون قرار بود با پسر عموش ازدواج کنه کسی که توی زندگیش بیشتر از یک بار ندیده بودتش ، جئون جونگ‌کوک! Yoonmin : جیمین از بچگیش روی پسر عموش کراش داشت و دلیل این همه مخالفتش برای ازدواج فقط و فقط همین بود : پسر عموی مورد علاقه‌ش جئون یونگی! و خب چی بهتر از یه دلیل ، که اونم عروسی بردارش باشه ، برای دوباره دیدنش بعد از چند سال؟ Namjin : بدترین چیزی که می‌تونست اتفاق بیوفته همین بود . عروسی برادرش و دلیلی برای دیدار دوباره با کسی که تا چند وقت پیش نامزدش بود اما همه چیز بهم خورد نگرانی برای تهیونگش یه طرف استرسش به خاطر پسر عمو یا بهتره بگیم عشق سابقش یه طرف! ☆☆☆☆☆☆☆ •° by QUEEN °•
  • On The Road || Yoonmin by Augustida
    Augustida
    • WpView
      Reads 25,910
    • WpPart
      Parts 36
    +گیریم تمام خیال های جهان رو هم بافتی، بعدش چی؟ -می‌پوشیمشون و گرم می‌شیم و آسوده. ___________________________ زمانی که یونگی داشت توکیو رو به مقصد شهر میتو ترک می‌کرد، هيچوقت فکرش رو هم نمی‌کرد که اون اتفاق عجیب توی ایستگاه اتوبوس زندگیش رو برای همیشه تغییر بده! an Adventurous, Touristic, Fluff, Romantic, Comedy and a little bit Smut Story! By: August
  • 𝑺𝒚𝒎𝒑𝒉𝒐𝒏𝒚 𝑵𝑶.6 by bluebrywriter
    bluebrywriter
    • WpView
      Reads 11,667
    • WpPart
      Parts 7
    سمفونی شماره شیش: جیمین یک داشنجو فیلم سازیه که به طور اتفاقی توی توییتر با سوژه ی جذابی رو به رو میشه، یک عمارت هشتاد ساله که رازی رو با خودش حمل میکنه..راز عشق کیم تهیونگ و جئون جونگکوک. جیمین به صاحب فعلی عمارت یعنی مین یونگی ایمیل میزنه که مشتاقه مستندی راجب ساکنان قبلی بسازه . در کمال تعجب مین یونگی قبول میکنه تا جیمین و همکارش هوسوک رو به عمارتش دعوت کنه و اونجاست که جیمین بیشتر از اون چیزی که فکر میکرد درگیر ماجرا میشه...! 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑪𝒍𝒂𝒔𝒔𝒊𝒄-𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆-𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕-𝑺𝒎𝒖𝒕 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏-𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌
  • v by silvervani
    7
    v
    silvervani
    • WpView
      Reads 1,663
    • WpPart
      Parts 3
    Name : v 🥀 couple:taejin _ yoonmin🥀 genre:romance _ smut _ crime🥀 . . . تموم شده🥀 . جین یک تحلیل گر ساده که کنار دوست صمیمیش در اداره پلیس کار میکنه اما درگیر پرونده یه قاتل سریالی به نام وی میشه اون همه جارو برای پیدا کردنش میگرده اما چی میشه خودش یه روز اسیر دست همون قاتل بشه...
  • black trust by avis4moon4avis
    avis4moon4avis
    • WpView
      Reads 361
    • WpPart
      Parts 6
    اعتماد سیاه🖤 _ولی من بهت اعتماد کرده بودم _تقصیر خودته «کاپل ها: ویکوک_جیکوک_یونمین» جونگ کوک دوباره به تهیونگ اعتماد کرده بود ولی نمیدونست این اعتماد باعث چه اتفاقی میشه... ژانر: انگست،فلاف، رمنس، یه کوشولوی خیلی ریزم اسمات^^
  • my beautiful world by g_Elahe
    g_Elahe
    • WpView
      Reads 3,595
    • WpPart
      Parts 2
    از اونجایی ک دوره ی آلفا های خودپسند و عوضی و کثیف بازی هاشون تموم شده بود همه ی پک ها در کنار هم بدون هیچ مشکلی زندگی میکردن جوری ک بدون اینکه مشکلی داشته باشن از این پک ب اون پک برن و با افراد پک های دیگه در ارتباط باشن؛و این خب باعث میشد کسایی ک کارفرما هستند بخوان کارهاشون رو گسترش بدن و خب کارمند ها هم مشکلی نداشتند~ زندگی جوری راحت شده بود ک همه بلا استثناء خوشحال بودن. از اونجایی ک همه چی خوب بود حال اومگا ها (دخترا)هم خوب بود چون دیگه لازم نبود بترسن ک اگه شب برن بیرون آلفا ها بیان سراغشون چون اگه میومدن مجازات سختی میشدن جوری ک ب غلط کردن می افتادن ولی خب از اونجایی ک اومگا های مرد کمیاب بودن باز باید بیشتر مواظب میبودن چون عطرشون دیوونه کننده بود و بعضیشون از سرکوب کننده استفاده میکردند. در این بین ی کمپانی ساخته شد مخصوص سرگرمی ک پسرا میرفتن و ادیتیشن میدادن و بعد از این ک قبول میشدن گروهی تشکیل میشد یا سولو کار میکردن~ اولین گروه این کمپانی تشکیل شده از ۷ پسر جون بود ک از یک آلفا ی اصیل(الفاهای اصیل هم خیلی کمن)و دو بتا و دو آلفا ی دیگر(ک معمولی باشند)و دو اومگا تشکیل شده بود. البته یکی از اومگا ها دورگه بود ک بعد متوجه اون یکی رگش هم میشین... خب بقیشو تو روند داستان میفهمین😂😈 امیدوارم دوسش د
  • Confess by Mariajin1994
    Mariajin1994
    • WpView
      Reads 2,070
    • WpPart
      Parts 1
    وانشات تهجینی یونمینی😍 لبخندی روی لبهام بود و به دستهای کشیده ی فعالش زل زده بودم که صدای بلند فریاد جین از داخل آشپزخونه حواسم رو از مرد پر تلاش رو به روم پرت کرد: _یااااا تهیونگ ولم کن ترسیدم. هیکل ظریفش در حالیکه تهیونگ از پشت بغلش کرده بود، پیدا شد و سعی میکرد دستهای پسر چسبیده به خودش رو جدا کنه...
  • Broken(taekook) by moon_taekook_love
    moon_taekook_love
    • WpView
      Reads 76
    • WpPart
      Parts 2
    سال ۲۰۲۰ بود. تهیونگ و جونگکوک، بعد از کلی هم‌صحبتی تو یه بازی آنلاین، بالاخره تصمیم گرفتن همو از نزدیک ببینن. قرارشون یه جا خاص بود؛ یه شهربازی بزرگ و شلوغ. همه‌چی خوب پیش می‌رفت، تا اینکه پاشون رسید به اتاق آینه‌ها. یه‌دفعه صدای وحشتناکی بلند شد. زمین شروع کرد به لرزیدن، آینه‌ها ترک خوردن و همه‌چی ریخت به‌هم. اما وقتی بالاخره از اونجا زدن بیرون... چیزی دیدن که باورش سخت بود. راهرویی که چند دقیقه پیش پر از آدم بود، حالا خالی خالی شده بود. نه صدایی، نه آدمی. هیچی. ولی موضوع از این عجیب‌ترم بود... اونا دیگه تو دنیای خودشون نبودن! حالا تهیونگ و جونگکوک، با یه عده دیگه که هرکدوم قصه‌ی خاص خودشونو دارن، باید راهی پیدا کنن برای زنده‌موندن... و شاید برگشتن. ولی این دنیا، دنیای بازی نیست. اینجا قانونا فرق دارن... کاپل: تهکوک/یونمین ژانر: اکشن/فانتزی/کمدی/ترسناک/درام/رازالود/علمی-تخیلی
  • finding Nemo  by __nemo17__
    __nemo17__
    • WpView
      Reads 83
    • WpPart
      Parts 1
    زمانی که همه در حال جست و جو برای پیدا کردنش هستن درست رو به روشون ایستاده و با لبخند در حال نگاه کردن بهشون هست . وقتی داری برای جست و جوش تلاش می‌کنی متوجه میشی همه چیز فقط یک بازیه که خودش راه انداخته .
  • 𝓴𝓲𝓷𝓴𝔂 𝓱𝓾𝓼𝓫𝓪𝓷𝓭 18+ by 0omolly
    0omolly
    • WpView
      Reads 3,538
    • WpPart
      Parts 1
    جیمین بە ڕێکەوت بۆی دەردەکەوێت کە هاوسەرەکەی زۆر حەزی لە قژی درێژە ، بۆیە بیرۆکەیەکی بۆ هات تاکو شەوێکی لەبیرنەکراو بە هاوسەرەکەی ببەخشێت.. !هیچ کەمکردنەوەیەک نییە بۆ جیمین ئەمە تەنها خەیاڵێکە بۆ ڕوانگەی خوێنەرەوە! یۆنگی : زاڵ 🔞🏳️‍🌈 ‼️Transleted story‼️ ‼️Not mine‼️
  • Love crime by Bluemere
    Bluemere
    • WpView
      Reads 207
    • WpPart
      Parts 1
    یونگی صورت جیمین رو نوازش کرد: نباید من رو ملاقات می‌کردی، اون‌جوری بهتر بود. صداش ضعیف شد: اما من خودخواهم... خیلی خودخواه.
  • The CALLEE || Yoonmin ✔ by Augustida
    Augustida
    • WpView
      Reads 14,051
    • WpPart
      Parts 25
    "مشترک گرامی، شماره شما به علت عدم فعالیت و پرداخت بدهی ها، تا اطلاع ثانوی مسدود می‌باشد. لطفا پس از دریافت این پیام، جهت جبران بدهی های خود به نزدیک ترین درگاه مخابرات مراجعه کنید." __________________________ یونگی، بعد از اتمام سربازی به خونه برمی‌گرده و تلفنی که از خیلی سال پیش کنار گذاشته بود رو پیدا می‌کنه. در کمال تعجبش اما اپراتور این شماره، خیلی بیشتر از جملات تکراری همیشگی‌ حرف برای گفتن داره... ژانر: روزمره، رومنس *چپترهای کوتاه By: Vida Best Rankings: #1 یونمین #4 جیمین 2# minific