ییجان cerita

Saring berdasarkan tag:
ییجان
WpAddشیائوجان
WpAddییبو
WpAddوانگشیان
WpAddوانگییبو
WpAddyizhan
WpAddانگست
WpAddxiaozhan
WpAddجان
WpAddییژان
WpAddwangyibo
WpAddوانگ‌ییبو
WpAddوقفه
WpAddوانگ
WpAddپلیسی
WpAddبی
WpAddyibo
ییجان
WpAddشیائوجان
WpAddییبو
WpAddوانگشیان
WpAddوانگییبو
WpAddyizhan
WpAddانگست
WpAddxiaozhan
WpAddجان
WpAddییژان
WpAddwangyibo
WpAddوانگ‌ییبو
WpAddوقفه
WpAddوانگ
WpAddپلیسی
WpAddبی
WpAddyibo

35 Cerita

  • بعد از تو oleh Chore_shohi
    Chore_shohi
    • WpView
      Membaca 11,638
    • WpPart
      Bab 95
    ییبو پسری که بعد از مرگ ناگهانی مادرش تنها میشه و مسئولیت زندگی ش را باید بعهده بگیره.. و مراقبی که به سراغش میاد ..
  • 𝑅𝑒𝑙𝑦 𝑂𝑛 𝑀𝑒 oleh wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Membaca 124
    • WpPart
      Bab 1
    𝑅𝑒𝑙𝑦 𝑂𝑛 𝑀𝑒 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ 𝑻𝒚𝒑𝒆:𝑌𝑖𝑏𝑜𝑇𝑜𝑝 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:𝑊𝑎𝑟, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ شیائو جان شاهزاده منزوی چین که تنها چیزی که براش اهمیت داره اسبشه. اون توی وضعیت روحی خوبی قرار نداره و کابوس‌ها زندگیش رو دوره کردند.🤴🎠 وانگ ییبو دانشجو ادبیات دانشگاه پکن که برای گذراندن امورات زندگیش به عنوان مامور اصطبل وارد عمارت میشه. آیا ییبو با شعرهاش میتونه شیائو جان رو به دنیا برگردونه یا نه؟ 📚📖 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ نامه‌هایی را می‌نویسم که نمیدانم به دستت می‌رسند یا خیر؛ اما تمامی آن‌ها یک‌ مفهوم دارند: دلم برایت تنگ شده است!!! ❤️‍🩹💌 در این روزهای پر از آشوب، تنها نامه‌ها می‌توانند آرامم کنند... در میدان جنگ وقتی نامه‌هایت به دستم می‌رسند، برای زنده ماندن بیشتر تلاش میکنم. 🪖💌 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ ییبو: دیگه نمیخوام اینجا، تو میدون جنگ، ببینمت. جان: یعنی دوستم نداری؟ ییبو: احمقی؟ چون دوستت دارم نباید اینجا باشی. جان: چون دوستت دارم میخوام اینجا باشم.
  • 𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝑺𝒉𝒐𝒆𝒔 oleh wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Membaca 176
    • WpPart
      Bab 1
    من برات کافی نبودم؟ منی که برات میمردم؟ منی که همه پس‌اندازم رو برای خرید هدیه کنار گذاشته بودم؟ چرا همیشه تو چشم تو کمم؟ 👟𝑀𝑦 𝐿𝑜𝑣𝑒 𝑆ℎ𝑜𝑒𝑠👟 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ 𝑻𝒚𝒑𝒆:𝑉𝑒𝑟𝑠𝑒 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:𝑆𝑐ℎ𝑜𝑜𝑙, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_
  • آغوش oleh Rozalin91
    Rozalin91
    • WpView
      Membaca 925
    • WpPart
      Bab 1
    وان شات مربوط به ادامه مراسم بالاس امیدوارم دوستش داشته باشین
  • Pretty Dead oleh TurtlesFiction
    TurtlesFiction
    • WpView
      Membaca 184
    • WpPart
      Bab 5
    وانگ ییبو فکر می کرد شهری که خانواده اش برای نقل مکان انتخاب کردن کسل کننده باشه خب، بعد از اینکه مرده ای پیدا کردن، باید به این فکر می کرد که از یک کلمه بسیار زیباتر برای شهر استفاده کنه..جسدی در جنگل، نه چندان دور از یک استخر شنا. خوشبختانه، شهر کارآگاهانی مانند شیائو جان جوان و آینده دار داره که هر کاری برای حل پرونده و بازگرداندن آرامش به شهر کوچک خودشون میکنن. Translator: Neda Top : Verse Gener : Police, Crime, Angst, Fluff , Smut, Mystery
  • Revival ‹Finished› oleh yizhan_castle
    yizhan_castle
    • WpView
      Membaca 1,395
    • WpPart
      Bab 3
    𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 .𝑆𝑚𝑢𝑡 .𝐴𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛. 𝑍𝑜𝑚𝑏𝑖𝑒 𝐶𝑢𝑜𝑝𝑙𝑒𝑠: 𝑌𝑖𝑍𝐻𝑎𝑛 𝑆𝑡𝑎𝑡𝑢𝑠: 𝑀𝑢𝑙𝑡𝑖 𝑆𝒉𝑜𝑡 𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: 𝐴𝑟𝑚𝑎𝑡𝑖 ✎𝒉𝑎𝑝𝑝𝑦 𝑒𝑛𝑑𝑖𝑛𝑔 "تموم شده است" دلایل زیادی برای اشنایی با ادما توی این دنیا وجود داره.. اما کی فکرش رو میکرد «زامبی» بشه دلیل اشنایی وانگ ییبو و شیائو جان!
  • Time is over oleh MillkyBaeky
    MillkyBaeky
    • WpView
      Membaca 325
    • WpPart
      Bab 1
    Yizhan one Shot ...
  • 🥟𝑭𝒓𝒐𝒛𝒆𝒏 𝑫𝒖𝒎𝒑𝒍𝒊𝒏𝒈𝒔🥟 oleh wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Membaca 140
    • WpPart
      Bab 1
    _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ 🥟𝑭𝒓𝒐𝒛𝒆𝒏 𝑫𝒖𝒎𝒑𝒍𝒊𝒏𝒈𝒔🥟 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛_𝑇𝑜𝑝 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ من فکر کنم جهان دیگری هم هست... اگه نیست من کی میخوام کنار تو شاد زندگی کنم؟ کی میخوام بدون قضاوت کنارت باشم؟ منی که حرف مردم برام اهمیت نداشت، کنار تو تبدیل‌ترین به ترسوترین آدم دنیا شدم. میدونی چرا؟ چون میترسم از دستت بدم... جان من هیچوقت عاشق نشدم. تو اولینی و قطعاً آخریش میمونی. ‌_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ هدف از آفرینش دنیا چی بوده؟ هدف از اینکه ما برتر باشیم چی بوده؟ کدوم برتری؟ اگه ییبو آروم باشه، اگه ییبو بخنده، ترجیح میدم پست‌ترین رتبه دنیارو داشته باشم. ‌_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ داستان عشقی که با یک نگاه شروع میشه... ❤️ من حرکت انگشت‌هات روی پیانو رو خیلی دوست داشتم. حتی به کفش‌های کهنه‌ت، به لباس‌هایی که نخ‌نما شده، توجه نکردم؛ اما تا حالا به صدات توجه کردی؟ نه... قطعاً توجه نکردی! چون اگه توجه کرده بودی، مثل من هر روز میمردی و زنده میشدی. 🎼🎧 ‌_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ مگه هر روز از من دامپلینگ نمی‌خواستی؟ پس چرا الان که تونستم یاد بگیرم درست کنم نمیخوری؟ چ
  • خرگوشک بوگا oleh sorensoso
    sorensoso
    • WpView
      Membaca 366
    • WpPart
      Bab 1
    تیکه ای از داستان: اروم در دستشویی رو باز کردم و سرکی به بیرون کشیدم با ندیدن ییبو پریدم بیرون و درو بستم همینکه درو بستم نگاهی به سمت راستم کردم که ییبو دست به سینه با نیشخندی پشت در بود جیغی کشیدم هل کرده پریدم عقب که پشت پا خوردم نزدیک بود کف زمین پهن شم که ییبو سریع گرفتم به خودش چسبوندم شوکه و خجالت زده خشکم زده بود -بوو بوگا ییبو نفس عمیقی کشید کنار گوشم لب زد ییبو:اگه میدونستی با بوگا گفتنت چه اتیشی توی قلبم بلند میکنی ... هپی اند ییبوتاپ
  • دیوانگی oleh Rozalin91
    Rozalin91
    • WpView
      Membaca 1,098
    • WpPart
      Bab 1
    بعد از اون بود که چیزی رو به خاطر نمی آورد تنها وقتی به خودش اومده بود ک دورو برش پر از خرد شیشه شده بود نمیدونست چه اتفاقی افتاده و کی اون گلدون آبی وسط میز جلو مبل فرو رفته بود فقط صدای بم و دلنشین ییبو رو که مدتها دلتنگش بود کنار گوشش میشنید
  • ماه تاریک | Dark Moon oleh blue_txt
    blue_txt
    • WpView
      Membaca 502
    • WpPart
      Bab 8
    "تا تهش باهات میمونم ییبو." ژانر: علمی تخیلی | عاشقانه | ماجراجویانه | معمایی | جنایی | ترسناک کاپل: ییجان نویسنده: blue خلاصه: یک ناپدیدی مرموز. یک سیگنال ناشناخته. تیمی ویژه به اعماق تاریکی فرستاده می‌شود تا حقیقت را کشف کند... اما شاید هیچ‌کدام از آنها هرگز بازنگردند.
  • The prince of my heart oleh negar_mazaneh
    negar_mazaneh
    • WpView
      Membaca 656
    • WpPart
      Bab 1
    چه در آغوشم بگیری چه مرا پس بزنی تنها شاهزاده ی قلبم تویی ...جان دل در گرو شاهزاده ی کشور ،وانگ ییبو دارد اما این عشق... .تاریخی.انگست،عاشقانه. ییبو تاپ
  • kawaakari oleh Nikoozarrr
    Nikoozarrr
    • WpView
      Membaca 494
    • WpPart
      Bab 8
    +برام مهمه بدونم وقتی این بوم رو ازم خواستی می دونستی چیه؟ _ یه نقاشی ؟ + اون یه کاواکاریه وقتی که نوری روی رودخانه ی تاریکی می تابه. الان که فکر می کنم،اگه صدتا دیگه ازین نقاشی بکشم،همشون رو به تو می دم تو برای من همون نور هستی وانگ ییبو...
  • Hellish Road oleh NemoAdest
    NemoAdest
    • WpView
      Membaca 1,464
    • WpPart
      Bab 10
    جان و ییبو توی سفر جاده‌ای راه رو گم میکنن و توی مسیر یک رستوران پیدا میکنن که.... genre:Thriller,criminal,romance couple:yizhan(LSFY)
  • افسر انتقالی oleh sorensoso
    sorensoso
    • WpView
      Membaca 519
    • WpPart
      Bab 1
    خلاصه:شیائوجان افسر انتقالی ای که برای ماموریتی از کره به چین انتقال پیدا میکنه و اونجا با افسر وانگ آشنا میشه نهایت این آشنایی به کجا ختم میشه؟ هپی اند ییبو تاپ *وانشات*
  • وقتی رسیدی که شکسته بودم oleh wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Membaca 52,533
    • WpPart
      Bab 104
    اون ها پدر و مادر نبودند ابزاری برای شکنجه دادن بودند اون فقط منتظر یک ناجی بود... اون مرد وقتی رسید که پسر شکسته بود
  • 𝑌𝑜𝑢 𝑎𝑟𝑒 𝑎 𝑑𝑟𝑜𝑝 𝑜𝑓 𝐺𝑂𝐷 oleh wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Membaca 1,968
    • WpPart
      Bab 20
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒅𝒓𝒐𝒑 𝒐𝒇 𝑮𝑶𝑫 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑡𝑖𝑐, 𝑝𝑠𝑦𝑐ℎ𝑜𝑙𝑜𝑔𝑖𝑐𝑎𝑙, 𝑠𝑎𝑑 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛𝑇𝑜𝑝 یه پسری که عاشق دریاست، عاشق اقیانوس و ماهی‌ها! عاشق کمک کردن به دیگران. عاشق کمک به مردی که زندگیش رو باخته بود؛ اما نمیدونست کمک کردنش باعث شکست خودش میشه. همه توی این بازی بردن؛ اما قطره زمین خورد و شکست رو دید... سخته اعتماد کردن؟ قطعاً سخته؛ برای همین گم شدن توی اقیانوس و یکی شدن با قطره‌های دیگه میتونه وجودش رو از این همه بی‌اعتمادی پاک کنه!!!!
  • 𝑨𝒍𝒍 𝑴𝒚 𝑪𝒆𝒍𝒍𝒔 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖 oleh wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Membaca 204
    • WpPart
      Bab 1
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑨𝒍𝒍 𝑴𝒚 𝑪𝒆𝒍𝒍𝒔 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 𝑻𝒚𝒑𝒆: 𝑽𝒆𝒓𝒔𝒆 پسری که به خاطر سوختگی صورتش حاضر نیست بیرون بره و چندین ساله خودش رو توی اتاقش حبس کرده؛ اما نزدیک به دو ساله که عاشق شده، عاشق مردی که تنها از پشت پنجره‌ میتونه اون رو ببینه. مردی که پیانو تدریس میکنه و همراه دخترش به خونه روبه‌رویی پسر میاد. پسر همیشه پنجره رو باز میکنه تا از راه دور عطر مرد رو احساس کنه. حضور شیائو جان و دخترش چه تاثیری روی زندگی ییبو میذاره؟ اون رو از زندانش نجات میده؟
  • 𝑌𝑜𝑢 𝐴𝑟𝑒 𝑇ℎ𝑒 𝑆𝑢𝑛 𝑂𝑓 𝑀𝑦 𝐿𝑖𝑓𝑒 (𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅) oleh wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Membaca 12,310
    • WpPart
      Bab 64
    تو هیچوقت من رو از دست نمیدی، مگر اینکه باور نداشته باشی چقدر دوستت دارم!❤️ 𝒀𝒐𝒖 𝑨𝒓𝒆 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒖𝒏 𝑶𝒇 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒇𝒆 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡, 𝑆𝑐ℎ𝑜𝑜𝑙 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑍ℎ𝑎𝑛 𝑇𝑜𝑝
  • 𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢 oleh wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Membaca 10,610
    • WpPart
      Bab 36
    🥀𝑰 𝑴𝒊𝒔𝒔 𝒀𝒐𝒖🥀 قول میدی برگردی؟ : قول میدم برگردم. میتونم به قولت اعتماد کنم؟ : تو تنها کسی هستی که وقتی بهش قول میدم، تمام تلاشم رو میکنم تا بهش عمل کنم. _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠ وقتی دلم برات تنگ میشه، روبه‌روی گل‌هایی که برام خریدی، می‌ایستم. باید جای من باشی تا بدونی چقدر دلتنگی به قلبم فشار میاره. این گل‌هارو تو لمس کردی، تو زیباشون کردی، پس میتونه کمی دلتنگیم رو رفع کنه. هر لحظه دلتنگتم، حتی وقتی کنارمی احساس دلتنگی میکنم... یک روزی میاد این دلتنگی‌ها به آخر برسه و قلب بیچاره من آروم‌تر بشه؟ _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠ نام فیک: دلم برات تنگ شده تعداد پارت‌ها: مشخص نیست نوبت آپ: دوشنبه‌ها ژانر: عاشقانه، پلیسی، کمی غمگین تایپ: ورس