Story cover for Waves [LGBT] by _yamna_
Waves [LGBT]
  • WpView
    Membaca 24,726
  • WpVote
    Vote 3,722
  • WpPart
    Bab 44
  • WpView
    Membaca 24,726
  • WpVote
    Vote 3,722
  • WpPart
    Bab 44
Bersambung, Awal publikasi Mar 12, 2017
[ON HOLD]

[Persian]


It comes and goes in waves...


Highest Rank : #2 in Romance
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar isi
Daftar untuk menambahkan Waves [LGBT] ke perpustakaan kamu dan menerima pembaruan
atau
#388فارسی
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 oleh Sarculine_LA
42 bab Bersambung
جونگکوک فقط با جمله‌ی "باهاش‌ازدواج‌کن‌عاشقش‌میشی" تن به ازدواج با کیم تهیونگ میلیاردر داده بود.. و خب درست بود، اون عاشق تهیونگ شد.. اما آیا این برای تهیونگ هم صدق می‌کرد؟ قطعا نه!! اما درست زمانی که همه چیز داشت خراب میشد زندگیشون بشدت تغییر کرد... شاید یک اتفاق بد بود اما با یک پایان خوب؟! شاید... ــــــــــــــــ برشی از داستان: -اون موقعی که منو زدی منم میتونستم بزنم، منم میتونستم از خودم دفاع کنم.. من آدم ضعیفی نیستم اما عشقت... تهیونگ عشقت زندگیمو خراب کرده.. عشق یک طرفه ای که داره مثل خُره کل وجودمو میخوره،اما تهیونگ.. تو هیچوقت قدرت عشق رو نفهمیدی..! ـــــــــــــــــــــــــ -میترسم از روزی که جیمین با منِ واقعی رو به رو بشه.. اونوقت دیگه شاید هیچوقت برای من نباشه! ــــــــــــــــــــــــ -قبل اینکه پامون به اونجا باز بشه حتی فکرشم نمی‌کردم که با دیدنت انقدر قلبم به تپش بیوفته... ـــــــــــــــــــــــ -اجازه بده از اول شروع کنیم.. وضعیت: پایان یافته name:darkness Couple: Vkook Couple Sub: Yoonmin, Minsong Genre: Romance, Fantasy, Sad, Social Life, Happy end the Writer: Lara start: 1403/8/15 end:1404/8/9 #vkook #Yoonmin #romance
THE SECRET HUSBAND  oleh Helen___Aw
76 bab Lengkap
[Completed] کیم تهیونگ و جئون جونگکوک ازدواج کردن... اما اونا دو ساله که همدیگرو ندیدن...اونا فقط یکبار تو کل زندگیشون همو دیدن و اونم روز عروسیشون بوده ولی به همدیگه با دقت نگاه نکردن جونگکوک اسم شوهرش رو می‌دونه...چون این اسمیه که همه جا به عنوان سرپرست قانونیش ثبت شده ولی تهیونگ، اون حتی اسم همسرشم نمیدونه... تهیونگ کانادا زندگی میکنه و هر ماه مبلغ زیادی رو به یه حساب خاص منتقل می کنه ... جونگکوک دانش آموزی توی سئوله...همه توی کالج، حتی معلم ها هم ازش می ترسن...اون چیزی نمیگه و فقط با مشت حرف می زنه و برای همه قلدری میکنه... هیچکسی توی کالجش راجب خانوادش چیزی نمیدونه، اونا فقط دیدن که پسر سوار ماشین های اسپرت گرون قیمت میشه و لباس های گرون میپوشه. اون یه اکیپ دوست داره که به همون اندازه لوس و بدجنسن اما از خانوادش چیزی نمیدونن‌. جونگکوک میخواد طلاق بگیره. هرکاری می‌کنه تا طلاق بگیره...اون از ازدواج متنفره...اون مثل یه پرنده آزاده... ولی... چی میشه اگه کالج یه مهمونی برگزار کنه... یه جونگ کوکِ مست بدون اینکه بدونه با شوهرش میخوابه...؟؟؟؟؟؟ چرا تهیونگ به سئول برگشت...؟؟؟؟؟ واکنش اونا در مورد شناخت همدیگه چیه...؟؟؟؟؟ Genre: romance, angst, fluff,smut, melodrama, mafia Couple: Vkook Translator:Helen___Aw Writer: bora95purple 🥇 Romance 🥇 Taehyung 🥇 Vkook 🥇Fanfiction 🥇boyxb
𝑴𝒚 𝒘𝒆𝒓𝒆𝒘𝒐𝒍𝒇 𝒅𝒂𝒅𝒅𝒊𝒆𝒔🐺🪽 oleh jikook9740
60 bab Bersambung
"برشی از رمان📃🌱" جیمین:ددیییییی. تهیونگ:چی شده پسرم چرا داری باز نق میزنی؟ جیمین:خو ددی از وقتی هانول اومده فقط به اون توجه میکنید مگه من بیبی تون نیستم؟ ددی کوک با خنده از پشت بغلم کرد و آروم دم گوشم پچ زد:تو همیشه پسر کوچولوی ما میمونی...فرشته کوچولوی من.🍼🐥 ☆ ☆ ☆ "تروپ داستان🌱" جیمین کوچولوی قصه ما،یه لیتل کیوت شیرینه که بخاطر مشکلات زندگیش از خونه خودش فرار میکنه.و حالا...تو این مسیر به یه زوج مافیایی برخورد میکنه،ینی کیم تهیونگ و جئون جونگکوک. اما...اون دوتا انسان های عادی نیستن...ینی جیمین کوچولو میتونه به اونا اعتماد کنه؟✨️ کاپل اصلی فیک:ویمینکوک🐰🐥🐻 کاپل فرعی:نامجین،سپ ژانر کلی:بی دی اسم ام،تریسام،عاشقانه،صافت،تخیلی،گرگینه ای. نویسنده:M.S "این اولین فیک منه و پر از اشکاله،سر فرصت حتما این فیک ادیت میشه🫠✨️" "امیدوارم از خوندن فیک من،لذت کافی رو ببرید🎀" #BDSM #Daddy #Little #Vminkook
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲 cover
𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 cover
THE SECRET HUSBAND  cover
"HALF BROTHER" cover
My Sin cover
𝑴𝒚 𝒘𝒆𝒓𝒆𝒘𝒐𝒍𝒇 𝒅𝒂𝒅𝒅𝒊𝒆𝒔🐺🪽 cover
Silence  cover
you're our boy / Vkookmin cover
A Safe Hug "kookv" cover
caramel cover

𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲

23 bab Lengkap

[*کامل شده*] جونگکوک 18 ساله حتی فکرشم نمیکرد وقتی بخاطر دعواش و کات با دوست دخترش به شدت عصبانی بود و تصمیم گرفت توی بارون پیاده قدم برداره. با یه گربه‌ که خیس از اب شده روبه رو بشه. حتی خودشم از تصمیم ناگهانی که گرفت و گربه رو نگه داشت شکه بود ولی اون که نمیدونست همین گربه قراره در اینده خیلی شکه‌ش کنه و همینطور قراره خیلی چیزا با وجودش تغییر کنه :) _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. 𝙲𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎: 𝚅𝙴𝚁𝚂 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴𝚂: 𝚁𝙾𝙼𝙰𝙽𝙲𝙴, 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙷𝚈𝙱𝚁𝙸𝙳, 𝙷𝙰𝙿𝙿𝚈 𝙴𝙽𝙳𝙸𝙽𝙶 .................