escaping Destiny

escaping Destiny

  • WpView
    Reads 2,772
  • WpVote
    Votes 401
  • WpPart
    Parts 27
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Apr 11, 2020
"این یعنی اینکه منم می تونم زیر قولم بزنم تا بی حساب بشیم." سعی کردم خودمو بی تفاوت و خونسرد نشون بدم. " اون الان کاملا بهم اعتماد داره پس مطمئن باش هر چیزی هم بهش بگی حرفتو باور نمیکنه." با همون قیافه ی جدی چند قدم بهم نزدیک شد و نفس عمیقی کشید و گفت "قرار نیست من بهش چیزی بگم." بعد از اون دوباره چند قدم بهم نزدیک شد و نگاهی به اشلی کرد و بعد دو تا دستاشو روی گونه هام و لباشو روی لبام گذاشت و شروع کرد به بوسیدن من. انقدر غافلگیر شده بودم که مثل یه تیکه یخ بی حرکت مونده بودم. وقتی لباش با لبام تماس پیدا کرد انگار به بدنم برق وصل کردن. حتی خودشم انگار اینو حس کرد. تک تک سلولهای بدنم داشت به بوسه ی اون واکنش نشون میداد و قلبم مثل طبل توی سینه م میکوبید. باورم نمیشد اون این کارو کرده باشه. با اینکه می دونستم باید پسش بزنم و جلو هر دوشون نشون بدم از این کارش بدم اومده اما بدنم سست شده بود و دلم می خواست اون ساعتها این کارو ادامه بده و من ازش لذت ببرم. وقتی مطمئن شد که اشلی همه چیزو دیده و به خواسته ش رسیده لباشو از روی لبم برداشت و ازم یه کم فاصله گرفت و با همون حالت سرد و بی روح گفت "چطوره خودت براش توضیح بدی."
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 💫Drown your gaze👁
  • {{My First Love}} {J.M}✔
  • 𝑩𝒆 𝑺𝒆𝒍𝒇𝒊𝒔𝒉 𝑰𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 •< 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 >•  [ 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅 ]
  • حب وحرب (في ليبيا يحرم العشق )
  • 𝑀𝑦 𝑆𝑤𝑒𝑒𝑡 𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎. 𝑁𝑎𝑚𝐽𝑖𝑛 𝑉𝐾𝑜𝑜𝑘 𝑌𝑜𝑜𝑛𝑀𝑖𝑛
  • MY HEART FOR YOU
  • bleak'
  • S*X MATE(complete)
  • " baekhyun's story "  [Complete]
  • ارزوی بی پایان

غرق نگاهت...!♡~♡ 💫#Miss_Aylar👁

More details
WpActionLinkContent Guidelines